🌱 #پاسخ_مخاطب
🔹اعتمادبهنفس پایین همیشه به این معنی نیست که آدم «ضعیف» یا «کمارزش» باشه. خیلی وقتها، نتیجهی سالها مقایسه کردن خود با دیگرانه. وقتی مدام به خودمون بگیم «من به اندازه بقیه خوب نیستم»، کمکم ذهن هم همون رو باور میکنه.
🔹لهجه داشتن، معمولی بودن یا زندگی ساده داشتن، ایراد نیست. مشکل از جایی شروع میشه که آدم فکر کنه برای دوستداشتنی بودن یا دیده شدن، باید شبیه یک الگوی خاص باشه. در حالی که بیشتر آدمها به صداقت، آرامش و طرز برخورد جذب میشن، نه به بینقص بودن.
🔹اینکه کمکم از جمع فاصله گرفتید هم قابل درکه؛ چون وقتی اعتمادبهنفس کم میشه، آدم سعی میکنه کمتر دیده بشه تا کمتر قضاوت بشه. اما این دوری از جمع، معمولاً ترس و احساس ناکافی بودن رو بیشتر میکنه.
🔹به جای اینکه هر روز از خودتون ایراد بگیرید، سعی کنید روی «بهتر شدن» تمرکز کنید، نه «کامل بودن». مثلاً بیشتر صحبت کردن، یاد گرفتن یک مهارت جدید، یا حتی پذیرفتن لهجهتون میتونه کمکم حس بهتری بهتون بده.
🔹اعتمادبهنفس، یک شبه ساخته نمیشه. از همون لحظهای شروع میشه که آدم تصمیم میگیره خودش رو فقط با ضعفهاش تعریف نکنه.
#اعتماد_به_نفس #عزت_نفس #فن_بیان
🔥 @MrMC_ir | MrMC.ir
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥#مثبت_مدرسه | تیزر قسمت چهارم برنامه تلویزیونی مثبت مدرسه
🔹قسمت چهارم فصل سوم برنامه تلویزیونی مثبت مدرسه را روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۵ از شبکه اصفهان ببینید.
🍃 @MrMC_ir | MrMC.ir
اگه صاحبِ یه مغازهٔ لباسفروشی باشی، پشت ویترین چی میذاری؟
این سؤالی بود که اون روز ازش پرسیدم. اصرار داشت که «من همینم» و نباید خودشو چیزی غیر از چیزی که هست نشون بده.
میگفت هر حسی که داره، هر جا که هست، باید همونو ابراز کنه.
میگفت:
توی مهمونیام و کمحوصلهم؟ خب لزومی نمیبینم طوری رفتار کنم که انگار مودم بالاست.
توی دانشگاه از کسی خوشم نمیاد؟ مجبور نیستم کاری کنم که اون نفهمه.
من آدم صادقیام. صداقت فضیلته. شماها چرا میگین هر چی هستی برای خودت باش و با بقیه طبق یهسری اصول خاص رفتار کن؟ (که اسمش رو هم نمیدونست که #اتیکت هست.)
▪️میگفت این کارا مخالف صداقته؛ مصداق بارز دروغ گفتنه.
بهش گفتم بیا بشین حرف بزنیم.
#داستان
(یک از سه)
پرسیدم:
اگه مغازهٔ لباسفروشی داشتی، کدوم لباس رو پشت ویترین میذاشتی؟ لباسی که درزش پاره شده و دکمهش افتاده، یا بهترین لباسهاتو؟
🔹 خندید و گفت معلومه که بهترینها رو میذارم.
گفتم چرا؟
گفت چون ویترین برای اینه که جنس خوب مغازه رو نشون بده؛ برای اینه که مشتری بفهمه اینجا چه چیزایی پیدا میکنه و ترغیب شه خرید کنه.
سرم رو تکون دادم و گفتم دقیقاً.
ویترین جای نمایش انتخابشدهست، نه تخلیهٔ انبار.
قرار نیست هر چی تهِ مغازهست همونطور بریزی جلوی چشم همه. ویترین یعنی انتخاب درست و باهدف.
گفت:
«ولی اون لباسهای پاره هم مال همون مغازهان. یعنی نباید قایمشون کرد.»
گفتم قایمکردن نیست؛ هر چیزی جای خودش رو داره.
اون لباسها شاید باید برن برای تعمیر، شاید تهِ انبار بمونن، شاید هم اصلاً زیر قیمت فروخته بشن.
✅ اما اینکه بدون فکر همهچیز رو بریزی پشت ویترین، اسمش صداقت نیست؛ اسمش بینظمیه.
یه کم فکر کرد و گفت:
«یعنی تو میگی آدم باید خودش رو سانسور کنه؟»
گفتم نه. سانسور یه چیزه، انتخاب یه چیز دیگه.
همونطور که وقتی از خونه بیرون میای، همهٔ لباسهاتو با هم نمیپوشی. انتخاب میکنی کدومش مناسب اون موقعیته. این به این معنی نیست که بقیهٔ لباسها مال تو نیستن.
گفتم ما آدما هم همینیم؛ مجموعهای از حالها، فکرها و واکنشهای مختلف.
بعضیهاشون مناسب جمعه، بعضیها برای خلوت، بعضیها برای یه دوست نزدیک.
🌸 صداقت این نیست که هر چی همون لحظه توی دلت هست، بدون فکر بریزی بیرون.
#داستان
(دو از سه)
پرسید:
«پس تکلیف راستگویی چی میشه؟»
گفتم:
⚠️ راستگویی یعنی وقتی حرف میزنی، دروغ نگی. اما لازم نیست همهٔ حقیقتها رو در هر زمان و هر جایی بگی. فرق هست بین دروغ گفتن و نگفتن.
مثلاً اگه توی مهمونی حوصله نداری، لازم نیست نمایش بازی کنی؛
اما لازم هم نیست طوری رفتار کنی که همه بفهمن از بودن اونجا بدت میاد.
میتونی آروم باشی، کمتر حرف بزنی، یا زودتر خداحافظی کنی.
این نه دروغه، نه خیانت به خودت؛ فقط یه جور ملاحظهست.
یا توی دانشگاه، اگه از کسی خوشت نمیاد، قرار نیست تظاهر کنی بهترین دوستشی؛
اما لازم هم نیست هر لحظه بهش بفهمونی ازش بدت میاد.
میشه محترمانه فاصله داشت. فاصلهداشتن هم یه جور صداقته.
📌 گفتم اتیکت دقیقاً همینجا معنی پیدا میکنه.
اتیکت نقابزدن و دروغگفتن نیست؛ بیشتر شبیه همون ویترینه.
راهیه برای اینکه بهترین و قابلقبولترین بخش حضورت رو نشون بدی، تا زندگیِ جمعی یه کم قابلتحملتر بشه.
اگه هر کسی هر بیحوصلگی، عصبانیت یا دلخوریِ لحظهایش رو بدون هیچ فیلتر و انتخابی بریزه بیرون، دنیا خیلی زود شبیه همون مغازهای میشه که صاحبش همهچیز رو ریخته پشت ویترین:
لباسهای چروک، درزهای پاره، نخهای آویزون.
راستش همچین مغازهای احتمالاً اصلاً مشتری هم پیدا نمیکنه.
اگه هم کسی سر بزنه، یا آدمِ درستوحسابی نیست، یا دنبال بزخریه، یا اصلاً مشتری واقعی نیست و فقط اومده یه نگاهی بکنه و بره.
آخرش بهش گفتم:
صداقت باارزشه، اما صداقتِ بیظرافت مثل نورِ خیلی تندیه که چشم رو میزنه.
ما باید یاد بگیریم نور رو از پشت یه شیشه رد کنیم، یه کم نرمترش کنیم؛ جوری که هم گرما و روشنی بده، هم اذیتمون نکنه.
#داستان
(سه از سه)
🌱 @MrMC_ir | MrMC.ir
عزت نفس از کجا میاد؟
🔹 خیلی از ما «عزت نفس» و «اعتماد به نفس» رو قاطی میکنیم و به جای هم به کار میبریم، در حالی که این دوتا با هم فرق دارن.
▪️ اعتماد به نفس یعنی فکر میکنی از پسِ انجام یه کار خاص برمیای یا نه.
مثلاً ممکنه توی رانندگی اعتماد به نفس داشته باشی، ولی برای صحبت کردن جلوی جمع نه. یعنی موضوعش توانایی انجام یه کار مشخصه.
🔸 اما عزت نفس یه چیز کلیتره.
عزت نفس یعنی در مجموع چه قیمتی روی خودت میذاری؛ اینکه خودت رو چقدر آدم ارزشمند، قابل احترام و توانمند میبینی.
👈🏻 نکته مهم اینه که این دوتا به هم مرتبط هستن.
✅ هر بار که یه مهارت جدید یاد میگیری، حتی یه مهارت خیلی ساده، در واقع یه پیام مهم به ذهنت میدی:
«من میتونم یاد بگیرم.»
🔸 و همین پیام مستقیماً روی عزت نفس اثر میذاره.
جالبه که این مهارت اصلاً لازم نیست چیز عجیب یا بزرگی باشه. حتی چیزهای خیلی ساده هم اثر دارن. مثلاً:
▫️ یاد گرفتن یه مدل جدید برای گره زدن بند کفش
▫️ یاد گرفتن درست کردن یه دسر ساده
▫️ یاد گرفتن چند آکورد با یه ساز
▫️ یاد گرفتن یه حرکت جدید ورزشی
▫️ یا حتی یاد گرفتن یه ترفند کوچیک توی یه نرمافزار
ممکنه اینها خیلی کوچیک به نظر بیان، اما مغز ما اینطور حساب نمیکنه.
مغز فقط یه چیز رو ثبت میکنه:
👈🏻 «من یه چیز جدید بلد شدم که قبلاً بلد نبودم.»
وقتی این تجربهها تکرار میشه، کمکم یه تصویر جدید از خودت توی ذهنت شکل میگیره؛ تصویری از کسی که میتونه یاد بگیره، رشد کنه و بهتر بشه.
🔹 و وقتی آدم خودش رو اینطور ببینه، اون برچسب قیمتی که روی خودش میذاره هم تغییر میکنه.
✅ برای همین یکی از سادهترین و در عین حال قویترین راههای بالا بردن عزت نفس اینه که مدام در حال یاد گرفتن باشی؛ فرقی هم نمیکنه چی.
👈🏻 هر مهارتی که یاد بگیری، حتی کوچکترینش، در واقع داری یه آجر جدید روی بنای عزت نفست میذاری.
🌸 @MrMC_ir | MrMC.ir
دیدن عکسِ کتابخونهٔ بقیه همون حسی رو بهم میده که بچگیها وقتی از توی کوچه رد میشدم و درِ خونهای نیمهباز بود، یواشکی یه نگاهی میانداختم داخلش. هم خیلی جذابه، هم یه کم معذبکنندهس؛ چون انگار خیلی خصوصیه و بخش زیادی از شخصیت و عقاید صاحبش رو لو میده.
پن: اگه دوست دارین، عکس کتابخونهتون رو برام بفرستین.
▪️ @MrMC_admin
داشتم قبلِ خواب این کتاب رو ورق میزدم.
یه کتاب مینیمال با تصویرهای قشنگه که خیلی ساده و دلنشین، از حسی به اسم «غم» برای بچهها حرف میزنه.
اونقدر قشنگ و روون نوشته شده بود که یهو دیدم اشکم سرازیر شد.
به نظرم برای بچههای ۴ تا ۹۴ ساله مناسبه :)
حتماً بخونیدش.
شناختن احساسات، حتی برای ما آدمبزرگها هم خیلی مهمه؛ میتونه روی ارتباطات روزمرهمون و مهارتمون توی همدلی با بقیه خیلی اثر خوب بذاره.
#کتاب #پندهای_قبل_خواب
----
▫️ @MrMC_ir | MrMC.ir
----
لینک کتاب در طاقچه
🔴 نحوه صحیح رفتار با کسی که به تازگی طلاق گرفته
این روزها خوب یا بد، به هر دلیلی، چه ناسازگاری و سختی زندگی باشه و چه باز شدن دست آدمها برای خروج از وضعیت نامطلوب، زیاد میبینیم زوجی از هم جدا بشن.
🔹 یکی از دوستان به طنز میگفت: «وضعیت طوری شده که اگه دو سال کسی رو ندیدی، باید با ترس و لرز حال زن/شوهرش رو بپرسی؛ مبادا توی این مدتی که ندیدیشون طلاق گرفته باشن.»
⚠️ واقعیت اینه که با خیلی طلاقها باید عین شهادت برخورد کرد. تبریک و تسلیت همزمان لازم دارن؛
تسلیت برای فروپاشی خانوادهای که میتونست بستر اتفاقات خیلی خوب و سازندهای بشه، و تبریک برای اینکه بالاخره جلوی هدر رفت منابع، توی ازدواجی که درست کار نمیکرد گرفته شد و آدمها تونستن زندگی تازهای شروع کنن.
اما چندتا نکته هست که بهتره وقتی با کسی روبهرو میشیم که خصوصاً به تازگی طلاق گرفته، رعایت کنیم:
👇🏻👇🏻
اول: یادت باشه تو همه چیز رو نمیدونی
معمولاً ما فقط یه بخش خیلی کوچیک از داستان رو میدونیم؛ اون هم چیزی که یا از یکی از طرفین، یا از فامیل و شاید هم از شایعهها شنیدیم.
اما رابطهی دو نفره پیچیدهتر از چیزیه که از بیرون دیده میشه.
پس خیلی سریع قضاوت نکن و قهرمان و ضدقهرمان نساز. جملههایی مثل «حق با تو بوده» یا «حتماً یه جایی اشتباه کردی» کمکی به کسی نمیکنه.
بعضی وقتها محترمانهترین کار اینه که بپذیری داستان کامل رو نمیدونی و قضاوتت هم پایهی محکمی نداره.
دوم: زیاد سؤال نپرس و بذار خودش هرچی رو خواست بهت بگه
اینجور وقتها کنجکاوی طبیعیه، ولی پرسیدن بیوقفهی سؤالها بیشتر حالت بازجویی داره تا همدلی.
«چی شد؟»، «کی مقصر بود؟»، «خیانت کرده بود؟»، «مهریه چی شد؟»
اینها ممکنه برای تو فقط سؤالهایی برای ارضای حس کنجکاوی باشه، ولی برای طرف مقابل میتونه یه زخم تازه رو دوباره باز کنه.
اگر کسی بخواد حرف بزنه، مسیر گفتوگو رو خودش باز میکنه. وظیفهی تو فقط امن نگه داشتن فضاست.
سوم: یه جفت گوش شنوا داشته باش
خیلی وقتها آدمی که تازه از یک رابطه بیرون اومده، بیشتر از هر چیزی نیاز داره فقط شنیده بشه.
نه تحلیل فوری میخواد، نه نصیحت، نه جملههای پندآموز مثل «حتماً حکمتی داشته».
اغلب همین که کسی با حوصله به حرفهاش گوش بده، بدون اینکه وسط حرفش بپره یا سریع راهحل بده، بزرگترین کمک ممکنه.
چهار: هیجانی و بیش از حد واکنش نشون نده
بعضیها وقتی خبر طلاق رو میشنون یا خیلی شوکه میشن یا خیلی سریع طرف یکی رو میگیرن.
مثلاً میگن: «وای باورم نمیشه!» یا «خیلی کار خوبی کردی!» یا «من که از اول میدونستم این ازدواج نمیگیره».
این واکنشهای شدید معمولاً حال طرف مقابل رو بهتر نمیکنه.
▪️ کسی که طلاق گرفته ممکنه خودش هنوز بین احساسات مختلف در نوسان باشه. واکنش آرام و متعادل خیلی کمککنندهتره.
پنج: هرجا نمیدونستی چجوری رفتار کنی، سؤال بپرس
معمولاً بهترین کار اینه که صادقانه بپرسی طرف الان ترجیح میده چطور باهاش رفتار بشه.
مثلاً بگی: «اگه دوست داشته باشی دربارهاش حرف بزنی من گوش میدم، اگه هم ترجیح میدی فعلاً بازش نکنی کاملاً قابل درکه.»
یا «دوست داری دربارهاش صحبت کنیم یا ترجیح میدی موضوع رو عوض کنیم؟»
✅ همین سؤالهای ساده یه پیام مهم دارن:
اینکه من به مرزهای تو احترام میذارم.
📌 در آخر اینکه:
طلاق برای بعضیها شکست، برای بعضیها نجات، و برای خیلیها ترکیبی از هر دوتاست.
اگر در کنار کسی هستی که این مسیر رو تازه طی کرده، بزرگترین کمک اینه که براش یه آدم امن باشی، نه یه قاضی سختگیر.
#اتیکت #آداب_معاشرت
✨ @MrMC_ir | MrMC.ir
زمان:
حجم:
1.5M
🔹 تا حالا شده وقتی از غم و نگرانیهات برای کسی میگی، طوری جواب بده که حس کنی انگار اصلاً حق نداری ناراحت باشی و احساست بیدلیل یا بیاهمیته؟
👈🏻 اینجا درباره یکی از اشتباهات رایج در ارتباط حرف زدیم؛ اشتباهی که خیلی راحت میتونه صمیمیت رو کم کنه و حس بدی به طرف مقابل منتقل کنه.
#پادکست #ارتباطات #بشنوید
🌸 @MrMC_ir | MrMC.ir