eitaa logo
دروس استاد احدی حفظه الله تعالی
108 دنبال‌کننده
44 عکس
10 ویدیو
136 فایل
این کانال جهت نشر دروس خارج فقه و اصول استاد می باشد. ارتباط با ادمین sd1251356@
مشاهده در ایتا
دانلود
سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙 @ostadahadi 🍏🍏🍏🍏🍎🍎🍎🍎🍎 /9/19 ذکاته ذکات امه. درواقع دو وجه ذکر کرده اند: 1-از باب حمل سبب بر مسبَب است به معنی اینکه ذکات جنین به سبب ذکات مادرش است مفهومش این است که اگر مادرش بمیرد جنین هم میته است با این بیان باید حکم به نجاست سِقط کرد. این احتمال در صورتی است که ذکاته مبتدا و ذکات امه خبرش باشد واین قول مشهور است. 2-حمل بر نوع تذکیه شود به این صورت: ذکات الجنین تکون کنوع ذکات امه من النحر والذبح یعنی اگر کودک در رحم مادر سقط شود اگر شتر باشد باید نحرش کنید و اگرگوسفند باشد ذبحش کنید پس تذکیه جنین مطابق با تذکیه مادر است این احتمال بنابر این است که ذکات امه به نصب خوانده شود علت نصب سه چیز است: أ‌-مفعول مطلق نوعی باشد: مثل ضربت ضرب الامیر ب‌-منصوب به نزع خافض باشد: یعنی اصل آن کذکات امه بود ت‌-ظرفیت باشد: یعنی فی در تقدیر است برخی از علمای اهل سنت نصب را انتخاب کردند واین شیوه در میان اهل سنت رایج شد و حدیث را به نصب می خوانند ولی حق با قول اول است چون مفاد حدیث این است که جنین دو جور سقط می شود: تارة مذکی هست یعنی گوسفندی است که 4ماه شده مادرش را ذبح کردند این بچه را مذکی گویند اخری غیر مذکی هست جایی است که مادرش تذکیه نشده و زنده است لکن بچه اش را سقط کرده . اینجا مصداق سقط است که غیر مذکی است و نجس است. شرائط حکم به تذکیه جنین تابع تذکیه مادرش است چیست؟ 3 شرط را نقل کرده اند 1.روح در جنین دمیده نباشد. دراین صورت تذکیه جنین تابع تذکیه مادر است. شرایع: ذکات الجنین ذکات امه ان تمت خلقته ولم تلجه الروح ولو ولجته لم یکن به من تذکیته. اگر جنین در رحم مادر تام الخلقه شود و روح دران دمیده نشده باشد مادر را ذبح شرعی کنید جنین هم مذکی است وگرنه جنین نیاز به ذبح دارد اتفاقا صاحب جواهر هم نسبت داد به شیخ طوسی و ابن براج و عالمه حلی همین نظریه را نسبت داد ولی جمعی از فقها فرقی بین ولوج روح و عدم ولوج روح نمی گذارند در هر صورت تذکیه جنین تابع تذکیه مادرش است وهو المختار به دلیل موثقه عمار . عن ابی عبدالله ع فی الشاة تذبح فیموت ولدها فی بطنها گوسفند ذبح شد و بچه اش در شکمش مرد چه حکمی دارد.فقال ع کله بخور فانه حلال لان ذکاته ذکات امه. چون ذکات جنین تابع ذکات مادرش است. فان هو خرج و هو حی فاذبحه اگر جنین از رحم مادر زنده بیرون امد اورا ذبح کنید فان مات قبل ان تذبحه فلا تاکله اگر قبل از ذبح بمیرد این جنین را مصرف نکیند وکذلک البقر و الغنم . مختص شتر نیست بلکه در گاوو گوسفند هم هست. 2.جنین باید تام الخلقه باشد و یک قطعه گوشت نباشد یعنی 4 ماهش شده باشد این شرط مطابق با فتوا و نص است و مخالفی در مساله نیست . به دلیل روایت ابی مسکان و صحیح حلبی عن ابی عبدالله ع اذا ذبحت الذبیحه فوجدت فی بطنها ولدا تاما فکل وان لم یکن تاما فلا تاکل . اگر ذبیحه ای را دیدی که در رحمش بچه ای است که تام است میل کن و اگر غیر تام بود از ان نخور و نیز خبر جراح مدائنی عنه از ابی عبدالله ع اذا ذبحت ذبیحة و فی بطنها ولد تام فان ذکاته ذکات امه فان لم یکن تاما فلا تاکله. سوال: در برخی روایات علاوه بر تام الخلقه بودن قید دیگری هم امده که اذا اشعر و اوبر هم دارد زمانی که مو و کرک داشته باشد ایا این هم از شرائط است؟ نه یکی از نشانه های خلقت تام این است که مو دارد 3.جنین از شکم مادر مرده بیرون اید در این صورت تذکیه اش تابع تذکیه مادر است این شرط هم مطابق با نص و فتواست . سوال: اگر بعد از تذکیه مادر کودک را از شکم خارج کردند در حالی که زنده بود وقت کافی برای ذبح نبود و بعد از مدتی کوتاه بچه بمیرد ایا نجس است و حرام می شود؟ دو قول است أ‌-قول مبسوط: انه بحکم المیت الذی ذکاته بذکات امه لعدم استقرار حیاته. شهید در دروس هم می فرماید ولو خرج حیا لم یحل الا بالتذکیه ولو ذاق الزمان عنها فان لم یکن فیها حیات یستقره حلت والا ففی الحلال وجهان ب‌-این کودک پاک است و حلال است چون وجوب تذکیه برای حیوان زنده اطلاق ندارد که حتی ان بچه ای را که از رحم مادر بر اثر ذبح مادر گرفته می شود لحظه ای کوتاه در حد حرکت دادن دست یا پا حیات دارد او را هم واجب الذبح بگیریم این اندازه اطلاق ندارد چون در این بچه حیات استقرار پیدا نکرد و ذبح شرعی مال حیوانی است که واقعا زنده است لذا اگر بچه ای بعد از ذبح مادر و بیرون اوردن از شکم مادر لحظه ای زنده باشد و بعد بمیرد پاک است به دلیل همان ذکاته ذکات امه. مدت استقرار روح چقدر است؟ 1روز است صبح تا ظهر است صبح تا غروب؟ چه اندازه است؟ مناسب برای رساله علمیه. سه جا برای تحقیق: فی شرائط الذبیحه ان تکون له حیاتا مستقره فی ما لو ادرک الصید ولم یتصف الزمان لذبحه بحث مانحن فیه که مقدار استقرار روح چقدر است؟ 🔵⚫️🔴🔵🔴➖➖➖➖🔴🍃🌷
سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙 @ostadahadi 🍏🍏🍏🍏🍎🍎🍎🍎🍎 /9/20 حد و مرز حیات مستقَرّ چه اندازه است؟ آرای فقها مختلف است. 1-علامه در تحریر و قواعد و محقق در شرایع: میزان حیات مستقر را یک روز یا چند روز دانسته اند بامکان اَن یعیش مثلها الیوم او الایام یعنی امکان دارد مثل این که جنین یک روز یا چند روز زنده بماند ولی متاسفانه اجل به اومهلت نداد و از دنیا رفت حالا که میته شد نجس است مال هرچه که باشد. 2-شیخ طوسی در خلاف: میزان حیات مستقر را حرکت قوی دانست نه حرکت ضعیف یعنی دست و پا بزند«بان یتحرّک حرکة قویّة» اگر اینگونه بود و ذبح نشد و مرد حرام است 3-ابن حمزه در الوسیله: ان الاسقرار ان تطرف عینه او ترکز رجله او یحرک ذَنَبه میزان حیات مستقر 3 چیز است به نحو مانعه الخلو است یا چشمانش را بگرداند به اطراف یا پاهایش را به زمین بکوبد یا دمش را حرکت دهد. 4-فخرالمحققین در ایضاح الفوائد فی شرح القواعد: هیچکدام از این موازین را قبول ندارد حرکت دم یا دست و پا زدن یا گرداندن چشم را علامت حیات مستقر نمی داند بلکه ملاک حیات مستقر را وقت و زمان می داند اگرباندازه ای زنده ماند که فرصت ذبح یا نحر بود و انجامش ندادند و بمید می شود میته و نجس ولی اگر دراین فاصله کوتاه ذبحش کنند پاک است و می توان خورد. «استقرار الحیات بمعنی المتقدم لا یلا.....لتذکیته » این علائمی که فقها گفتند تناسب با انجائی که زمان برای تذکیه فراهم نیست ندارد باید ملاک را فراهم بودن زمان و تذکیه قرار بدهیم. این ظهور عرفی است اینکه میزان اتصاف را عرف باید مشخص کند و به ید فقیه نیست لذا سقط چه دارای ولوج روح باشد وقتی تام الخلقه به دنیا امد باید تذکیه شود وبدون تذکیه حرام و نجس و میته است منتهی تذکیه جنین تابع تذکیه مادرش است ولی اگر زنده بیرون اید به حدی که زمان برای ذبحش باقی باشد باید این کار را انجام دهند و گرنه در حکم میته است و اگر زمان برای ذبحش نباشد و بمیرد پاک است. سقط قبل از ولوج روح نجس است . و کذا الفخ فی البیض و نیز اگرجوجه در تخم بمیرد نجس است غالبا فقها دلیل این فتوا را اجماع منقول و ذوق فقهی می دانند منظور از ذوق فقهی استنباطی است که از مساله سقط جنین انجام شد ولی به نظر می رسد که عنوان جیفه براو صادق است و جیفه یعنی بد بو و متعفن صحیحه حریض از امام صادق دارد کل ما غلب الماء علی ریح الجیفه فتوضا و ...فاذا تغیر الماء و تغیر الطعم فلا توضا منعه و لا تشرب اگر اب حوض بر جیفه غلبه کرد و بوی جیفه را گرفت از ان اب می توانی وضو بگیری و بیاشامی و لی اگر بوی جیفه بر اب غلبه کرد وضو نگیر و نخور . جوجه در تخم وقتی می میرد بسیار بدبو می شود خصوصا قبل از دمیدن روح عرب به ان جیفه گویند ذوق فقهی از این حدیث استفاده می کند که لابد جیفه نجس و حرام است که امام دستور میدهد از ان اب پرهیز کن اینجا تنقیح مناط هست و قیاس نیست . پس واقعا می توان استفاده کرد که جیفه است بلکه به مراتب بدتر است. مساله10 حکم ملاقی میته چیست؟ مثلا انسان میت روی آن پتو می اندازند ایا پتو نجس می شود؟ یا گوسفندی مرده و لباسی به او برخورد می کند نجس است یا نه؟ 4 قول است: أ‌.سید در عروه: ملاقی میته بدون رطوبت مسری پاک است ولی احتیاط مستحب بر شستن ان ملاقی است بویژه اگر میته انسان باشد ب‌.محقق کاشانی در مفاتیح الشرایع ج 1 مفتاح 75 ص 67: انسان مرده نجس نیست قید رطوبت لازم نیست چه مرطوب باشد یا نباشد نجس نیست . غسل میت برای رفع خباثت معنوی است نه نجاست ظاهری. ت‌.ابن ادریس در سرائر ج 1 ص 163: نجاست میت ادمی را می پذیرم ولی سرایت را نمی پذیرم هرگز نجاست انسان مرده به کسی سرایت نمی کند چه مرطوب باشد یا نباشد.(غسل برای تکریم مومن است) ث‌.شهید اول در البیان ص 33و علامه در تذکره ج 2 ص 145 : قائل به تفصیل بین میت ادمی و غیر ادمی هستند انسان مرده مطلقا مسری است حتی با یبوست ولی سایر حیوانات مرده بشرط رطوبت مسری اند. 🍃 🌹🍏🍃🌾🌷 🍃🍀🌾🌷➖➖🌷 🔴🍏🍏🍏🍏🍎🍃🌾🍏 📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖 @ostadahadi 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴📕📕📕⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵🔴🌷🍃 🔵⚫️🔴🔵🔴➖➖➖➖🔴🍃🌷
سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙 @ostadahadi 🍏🍏🍏🍏🍎🍎🍎🍎🍎 97/9/21 ایا انسان مرده نجس است کسانی که قائل به نجاست میت ادمی اند به دو دسته از روایات تمسک کرده اند دسته اول روایات نجاست میته است: وقتی این روایات میته را نجس می دانند فرقی بین میته ادم و غیر ادم نگذاشته اشکال ما این است که میته به معنای غیر مذکی هست مساله تذکیه و عدم تذکیه برای حیوانات است نه برای انسان پس موضوعا انسان از ادله عمومات روایات میته خارج است دسته دوم روایات خاص اند مثل صحیحه حلبی عن ابی عبدالله ع قال سالته عن الرجل یصیب ثوبه جسدالمیت از امام صادق پرسیدم لباس مردی به بدن میت اصابت می کند فقال ع یغسل ما اصاب الثوب ان جائی که از لباس به بدن میت اصابت کرد انرا بشوئید روایت دوم از ابراهیم بن میمون استقال سالت اباعبدالله ع عن رجل یقع ثوبه علی جسدالمیت مردی که لباسش را روی بدن میت می اندازد قال ع ان کان غسَّل المیت فلا اغسل ما ...اگر میت را شستند و غسل دادند نیازی به شستن لباس نیست والا فاغسل ما اصابک منه لباس را بشورالبته در صورتی که بدن میت سرد شده باشد به این دو حدیث: انصراف است . شستن لباس انصراف دارد به اینکه میت ادمی نجس است و نیز انصراف دارد به اینکه بدن یا لباس مرطوب است رطوبت بدن به لباس سرایت کرد پس اگر بدن میت و لباس خشک باشد لباس نجس نمی شود انصراف دوم قطعا از ذوق فقهی است که چیزی که خشک است موجب نجاست نمی شود براین استدلال وارد است : 1- انصراف دو قسم است :یکی انصراف بدوی ودیگر انصرافی است که از غلبة الاستعمال به دست می اید یقینا این انصراف بدوی است چون در روایت امر به شستن کرد شستن فقط در نجاسات نیست در اموری که مخالف طبع بشر است که از ان تعبیر می کنند به شئ مستقذر یعنی شیئی که قذارت دارد و منافات با طبع بشر است در انجا هم ائمه امر به شستن کردند مثل برخی از حیوانات صغیری که خون جهنده نداشتند نجس نبودندلکن امام ع فرمود که دست خود را بشویید یادرباۀ دست زدن به غائط یا جیفه خشک فرمودند دست خود را بشویید قبلا گذشت که این امر به شستن یک امر بهداشتی است پس هرجا اغسل امده دلیل برنجاست شیئ نیست لذا این انصراف شما انصراف بدوی است. 2- نجاست بردو قسم است یکی نجاست عینیه قطعا انسان نجاست عینیه ندارد و مثل سگ نیست چون اگر نجاست عینیه داشت مکلف به فروع و اصول نبود دوم نجاست حکمیه : ان است که شارع حکم به نجاست کند در قران سوره مائده ایه 3 وقتی اقاسام نجاسات را می شمارد در ردیف ان اقسام انسان را نمی گذارد و نیز در روایات ما در بخش اقسام نجاسات انسان را نمی گذارد پس ماباید ثابت کنیم که الانسان نجس صرف اغسل نمی شود که دلالت بر نجاست کند. نظر مرحوم شاه ابادی هم همین بود که بدن میت نجس نیست. 3- از کجا می گوئید امر اغسل دلالت بر وجوب می کند شاید دلالت بر کند بویژه اینکه در اخر روایت دارد اذا برد میت زمانی که بدن میت سرد شود اتفاقا در صنعت پزشکی ثابت شده که وقتی بدن گرم است ویروس ها داخل بدن به بیرون منتقل نمی شود لکن وقتی سرد شد میکروبها از بدن به بیرون سرایت می کند لذا این امر به شستن از باب نجاست نیست بلکه از باب تنظیف است. 4- این دو روایت با قاعده مسلم فقهی منافات دارد. کل شیئ یابس ذکی هر چیزی که خشک است پاک است یعنی در صورت برخورد لباس با ان مانعی ندارد . موثقه ابن بکیر قلت لابی عبدالله ع الرجل یقول ولا یکون عندالماء اب ندرد فینسب ذکره بالغائط امام فرمود کل شیئ یابس ذکی چون الان خشک شده نجس نیست. 5- اطلاق میته دربارۀ ادم در روایات نیامده بلکه در ایات و روایات این واژه ها امد- انتقل الی ربه – تتوفی- روح اورا قبض کردم . روح او منتقل به برزخ شد روحش به عالم دیگر کوچ کرد-و نیز ذائقة الموت که به تعبیر علامه جوادی او مرده نیست بلکه زنده است که مرگ را می چشد و فقط منزلش جدید می شود. سوال: اگر بدن میت را میته نمی گویند چرا امر به شستن پارچه روی میت می کنند؟ جواب: امر به شستن امر تعبدی است در امر تعبدی کشف و استکشاف نیست مثلا فرض فاقطعوا ایدیهما کشف کنیم که صرف اینکه جراحت وارد کنید یا نصفش را ببرید یا پای او را قطع کنید اشکال ندارد . چنین چیزی صحیح نیست چون امر تعبدی است و نمی توان هرچیزی را به ان اضافه کرد لذا از این امر نمی شود نجاست فهمید فقط شستن این پارچه را امر فرمود اما دلالتی بر نجاست بدن میت ندارد مثل امر غسل مس میت که بعد از لمس دستور به غسل داده شده ایا می توان گفت که حالا که به میت دست زدید معنایش این است که میت نجس است پس اگر منظور نجاست باشد باید با دست زدن به هر نجسی غسل کرد در حالی که چنین نیست. 🍃 🌹🍏🍃🌾🌷 🍃🍀🌾🌷➖➖🌷 🔴🍏🍏🍏🍏🍎🍃🌾🍏 📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖 @ostadahadi 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴📕📕📕⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵🔴🌷🍃 🔵⚫️🔴🔵🔴➖➖➖➖🔴🍃🌷
سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙 @ostadahadi 🍏🍏🍏🍏🍎🍎🍎🍎🍎 /9/24 مساله 11: زمان و تاریخ نجاست میته در چه وقتی است ؟ فقهای ما قائل اند اگر کاملا روح از بدن حیوان خارج شده عنوان میته براو ثابت است و حکم به نجاستش می شود چون میته ان است که روح از کل بدن خارج شود نه از قسمتی از بدن ثانیا: این قطعه ای که روح ندارد وصل به بدنش است اجزای مبانه به حساب نمی اید چراکه اگر این جزء از یک زنده جدا شود نجس است چون وصل به بدن است حکم نجاست ندارد. مساله12: زمانی که روح از بدن خارج شد به مجرد خروج نجس می شود اگرچه بدن سرد نشد این حکم فرقی بین انسان و غیر انسان ندارد فقهای عظام در اینباره دو دسته اند دسته اول همین نظر سید را دارند دسته دوم بین بدن گرم و سرد فرق می گذارند که اگر بدن گرم است نجس نیست اما اگر سرد شده نجس می شود : انسان چه قبل از برد یا بعد از برد پاک است و حکم به نجاست بدن انسان را قبول نداریم اما در حیوانات غیر از انسان مثل قول اول هستیم و فرقی بین قبل از برد و بعد البرد نمی گذاریم و در هر صورت نجس است. اما ادله دسته دوم: 4 دلیل دارند براینکه بدن قبل از برد نجس نیست. 1-بین غُسل و غَسل ملازمه است وقتی ائمه دست زدن به بدن انسان مرده قبل از برد را حکم به وجوب غسل مسل میت نمی کنند لازمه اش این است که دست زدن به این میت باعث نجاست دست نمی شود پس هم غسل مس میت و هم شستن دست زمانی واجب می شود که بدن سرد شده باشد.مدارک الاحکام ج 2 ص 271. این دلیل: ملازمات برسه قسم اند: أ‌.یکی ملازمه عقلیه است که در مستقلات عقلیه بکار می روند مثل حسن و قبح و مصلحت و مفسده. ب‌.ملازمات عادیه اند که مربوط به قضایای عرفی اند. ت‌.ملازمات شرعیه اند که مربوط به موضوعاتی اند که باید شرع موضوع انها را مشخص کند مثل رؤیت هلال ماه که فرمود صم عند الرؤیه پس فرقی بین غَسل و غُسل نه عقلیه است ونه عرفیه بلکه شرعیه است و باید شارع مشخص کند که ایا بعداز خروج روح از بدن این فرد را میته می گویند یا نه اگر اطلاق میته بران شخص شود دیگرفرقی بین غُسل و غَسل نیست چون وقتی میته شد بدن نجس است ملاقی نجس (دست) هم باید شسته شود اما چرا غُسل مس میت نیاز نیست چون نص خاص داریم که شارع این ملازمه را ندیده فقط موضوع غَسل را مشخص کرد که همان میته بودن است. 2-مرحوم خوانساری: وقتی روح از بدن خارج شد و هنوز بدن گرم است می توانید استصحاب بقای حیات کنید بنا براین بین غُسل مس میت و بین غَسل در اینجا ملازمه عادیه است نه عقلیه بلحاظ اینکه وقتی بدن سرد شد امام فرمود غسل مس میت داده می شود عادتا وقتی بدن گرم است هنوز روح به کلی خارج نشده است پس قبل از برد لازمه عدم وجوب غسل مس میت این است که این میت نجس و میته نیست پس شستن ملاقی اش هم واجب نیست. : استصحاب حال حیات در صورتی است که اطلاق میته نشود ولی وقتی ثابت شد براین بدنی که روحش خارج شده ولی هنوز گرم است اطلاق میته می شود استصحاب بقای حیات جاری نیست چون تبدل موضوع ایجاد شد در حالی که در استصحاب، وحدت موضوع متیقنه و مشکوکه شرط است . 3-برخی روایات من جمله ابراهیم بن میمون است که در انتهای روایت دارد یعنی اذا برد المیت از این استفاده می شود که موضوع نجاست انسان میته بودن و خروج روح نیست بلکه سرد شدن بدن است لذا تا زمانی که بدن سرد نشده است می توان حکم زنده را براین مرده جاری کرد : این روایت در برخی از نسخه ها این کلمه «یعنی»امده اما در نسخه فروع کافی ج 3 کتاب الجنائز ص 161 حدیث 7 نیامده لذا از دو احتمال خارج نیست یا امام در جلسه دیگری فرمود واین روایتین در دو جلسه بوده یا اینکه این تفسیر یعنی بیان راوی است وقتی یک روایت مشمول به دو احتمال شد و قرینه ای بر ترجیح احدالاحتمالین نبود در انجا از تمسک به روایت صرف نظر می شود 🍃 🌹🍏🍃🌾🌷 🍃🍀🌾🌷➖➖🌷 🔴🍏🍏🍏🍏🍎🍃🌾🍏 📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖 @ostadahadi 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴📕📕📕⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵🔴🌷🍃 🔵⚫️🔴🔵🔴➖➖➖➖🔴🍃🌷
سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙 @ostadahadi 🍏🍏🍏🍏🍎🍎🍎🍎🍎 /9/25 ادله کسانی که گفتند تا زمانی که بدن میت گرم است نجس نیست 4 دلیل بیان کردند 3 دلیل گذشت : روایت خاص که صحیحه است . صحیحه محمد بن مسلم عن ابی جعفر ع قال مس المیت عند موته و بعد غسله والقُبلته لیس لها بأس ...در دو مورد دست زدن به میت و بوسیدنش اشکال ندارد یکی زمانی که تازه از دنیا رفت و دیگری زمانی که غسلش دادند مس میت و بوسیدنش اشکالی ندارد ظاهر این حدیث این است که منظور از عند موته ان زمانی است که بدن گرم است و هنوز سرد نشده است. : 1- کلمه «عند موته» شامل لحظه احتضار می شود ربطی به بعد از احتضار و خروج روح ندارد لذا در روایات احتضار کلمه عند بکار رفته است مثل روایت معروف احتضار که فرمود: عند احتضار المحتضر یسلم علی قابض الارواح فقال سلام عیک یا قابض الارواح امهلنی یوما فقال المحتضر ....ثم قال المحتضر امهلنی ساعه فنیت الساعات ...کلمه عند برای موقع احتضار است نه خروج روح. 2- حدیث نفی باس از غسل مس میت کرده است یعنی می گوید در زمان احتضار و بعد از غسل اگر کسی میت را ببوسد یا لمس کند غسل مس میت لازم نیست. کسانی که میت را نجس می دانند به شما می گویند هیچ ملازمه ای بین نفی غسل مس میت و شستن دست نیست یعنی چه بسا ممکن است حمل کنیم لا باس را به خصوص نفی غسل اما در صورتی که میت غسل داده نشده اورا لمس کنند و بدنش مرطوب باشد یا دست مرطوب باشد حکم به نجاست کنند.استاد احدی: بل الفرق بینهما بین الانسان و غیر الانسان . لان الانسان عندی لا تکون میتته نجسه و اما غیر الانسان لم یکن فرق بین الحرد و البرد لصدق المیته علیه فی کلتا الاصورتین. : اشاره به سه چیز نجس است: أ‌- مضغه : آن ماده ای است که اماده شده برای دمیدن روح. ب‌- مَشیمه: اسم مکان ان کیسه ای است که جنین داخل ان واقع می شود که ان کیسه هم نجس است. ت‌- پاره گوشتی که در هنگام وضع حمل از رحم زن خارج می شود که به ان جفت گفته می شود. : اگر عضوی از حیوان زنده قطع شود منتهی کاملا از بدن جدا نشده مقداری باقی و متصل به بدن است مادامی که متصل است پاک است اما وقتی جدا شد نجس است حال اگر میزان اتصال بین عضو و بدن یک پوست نازکی است احتیاط واجب این است که از این قطعه باید اجتناب کرد در حکم میته و نجس است . : واژه جُند به معنای لشکر نیست بلکه در اینجا به معنای بیضه سگ ابی است که برای درمان استفاده می شود در فرهنگ لغت گاهی هم به معنای تحفه حکیم مومن امده در عربی به ان خُصیه گویند. حکم: اصل اولی و حکم اولی در باره مطلق بیضه ها حرمت اکل است مال هر حیوانی که باشد اما درباره این جند تاره شک دارم که ایا این جند از اجزای سگ محسوب می شود یا نه؟ ایا حقیقت کلبیه دارد ؟ چون شک داریم هم قاعده طهارت جاری است و هم قاعده حلیت. ولی اگر مکلف بداند که جند از اجزای حیوان سگ ابی است در اینجا قاعده حل جاری نمی شود چون این شیئ جداشده جزئی از سگ است و مشمول ادله حرمت اکل بیضه می شود اما قاعده طهارت جاری است چون معلوم نشده که سگ ابی خون جهنده دارد یا ندارد واگر خون جهنده نداشته باشد پا ک است. 🍃 🌹🍏🍃🌾🌷 🍃🍀🌾🌷➖➖🌷 🔴🍏🍏🍏🍏🍎🍃🌾🍏 📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖 @ostadahadi 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴📕📕📕⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵🔴🌷🍃 🔵⚫️🔴🔵🔴➖➖➖➖🔴🍃🌷
سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙 @ostadahadi 🍏🍏🍏🍏🍎🍎🍎🍎🍎 /9/26 @ostadahadi مساله17. إذا وجد عظما مجردا و شك في أنه من نجس العين أو من غيره يحكم عليه بالطهارة حتى لو علم أنه من الإنسان و لم يعلم أنه من كافر أو مسلم (ج‌1، ص: 62) دو فرع: 1- اگر کسی استخوانی را پیدا کرد و می داند این استخوان حیوان است ولی نمی داند استخوان حیوان نجس العین است یا نه؟ 2- می داند استخوان انسان است ولی نمی داند متعلق به مسلمان است یا کافر؟ در هردو فرع حکم به طهارت شده است به دلیل قاعده طهارت. : اصل طهارت در اینجا معارض دارد معارضش یک اصل موضوعی است به نام استصحاب عدم اسلام در جایی که شک کنیم آیا این استخوان انسان مال مسلمان است یا نه؟ استصحاب عدم اسلام یک اصل موضوعی است که براصل حکمی حاکم است با وجود اصل موضوعی نوبت به اصل حکمی نمی رسد پس قاعده طهارت جاری نیست . این اشکال به فرع دوم وارد است. از این اشکال جواب داده شده به اینکه: استصحاب عدم اسلام دراینجا جاری نیست چون با استصحاب عدم کفر معارضه می کند و بر اثر تعارض هردو اصل تساقط می کنند قاعده طهارت بلا معارض باقی می ماند از ایشان می پرسیم چرا استصحاب عدم کفر جاری می کنی جواب می دهد بخاطر حدیث فطرت« کل مولود یولد علی الفطره» پس هر بچه ای فطرةً موحد است و کافر نیست در اینجا که شک می کنیم که استخوان مسلمان است یا کافراستصحاب عدم کفر جاری می کنیم . : ما این جواب را نمی پذیریم چون تقابل بین کفر و اسلام تقابل عدم و ملکه است یعنی هرکافری شانیت مسلمان شدن را دارد لذا کفر وجودی نیست بلکه اسلام وجودی است چون اسلام یعنی مسلمان شدن که یک امری حادث است و هر امر حادث مسبوق به عدم است استصحاب عدم اسلام به این اعتبار جاری است ولی استصحاب عدم کفر جاری نیست چون کفر وجودی نیست مسبوق به عدم نیست حالت سابقه کفر عدم نیست فقط در حد شانیت است لذا فقها فرموده اند عدم الاسلام مساوی با کفر است و کفر برابر با عدم الاسلام است بنابراین قاعده طهارت در فرع دوم معارض دارد معارضش استصحاب عدم اسلام است به نظر ما باید احتیاط کنیم چون شک دارد این استخوان از مسلمان است یا کافر بخاطر استصحاب عدم اسلام احتیاط می کند . مساله18: مسألة الجلد المطروح إن لم يعلم أنه من الحيوان الذي له نفسأو من غيره كالسمك مثلا محكوم بالطهاره اگر جایی پوست حیوانی یافت شد که نمی دانیم از حیوان جهنده است یا نه محکوم به طهارت است دراینجا سه اصل داریم: 1. قاعده طهارت 2. استصحاب عدم تذکیه 3. استصحاب عدم ازلی یعنی این پوست از حیوانی است که ازلا خون جهنده نداشت استصحاب عدم کون الحیوان مما له نفس سائله جاری می شود . اصل سوم طهارت این جلد است نتیجه اصل دوم نجاست این جلد است و نتیجه اصل اول هم که طهارت این جلد است. : استصحاب عدم ازلی را بسیاری از فقها جاری نمی دانند چون دلیل بر حجیتش ندارند. اما استصحاب عدم تذکیه جاری نیست چون شک دارم این جلد از حیوانی است که نفس سائله دارد یا نه؟ اگر این اصل جاری شود احراز می کند برای ما که این جلد از حیوانی است که تذکیه نشده است نتیجه اش حرمت اکل این حیوان می شود نه نجاست این حیوان چون بسیاری از حیواناتی که تذکیه نشده اند اگر بمیرند اطلاق میته بر انها نمی کنند و قبلا بحث شد که حرمت ملازمه با نجاست ندارد ممکن است که اکل حرام باشد اما نجس نباشد پس بازهم قاعده طهارت بلا معارض باقی می ماند. 🍃 🌹🍏🍃🌾🌷 🍃🍀🌾🌷➖➖🌷 🔴🍏🍏🍏🍏🍎🍃🌾🍏 📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖 @ostadahadi 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴📕📕📕⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵🔴🌷🍃 🔵⚫️🔴🔵🔴➖➖➖➖🔴🍃🌷
سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙 @ostadahadi 🍏🍏🍏🍏🍎🍎🍎🍎🍎 /9/28 @ostadahadi : فروش میته حرام است در عین حال جائی که طهارت در انجا شرط نباشد اقوی جواز انتفاع به میته است این فتوا مطابق با قاعده است چون قوام بیع به مالیت طرفین یعنی عوض ومعوض است و قوام مالیت به وجود منفعت محلله است از اینکه شرعا استفاده از میته حرام است و از نظر شارع میته منفعت محلله ندارد پس مالیت ندارد لذا قابل داد وستد نیست اما در صورتی که قابل انتفاع باشد مثل اینکه از پوست میته مشک بسازد و مشک را برای ابیاری کشاورزی استفاده کند در این صورت اشکالی ندارد حق بهره برداری از پوست میته در اموری که طهارت شرط نیست بلا اشکال است مهم، بررسی روایات است در باب میته دو دسته اند: : روایاتیند که متعرض خرید و فروش میته شده اند : روایاتیند که متعرض انتفاع و بهره برداری از میته شده اند . این دسته هم دو دسته اند: 1- مطلقا انتفاع از میته را حرام می دانند 2- در برخی از موارد انتفاع از میته را جایز می دانند مثل جائی که طهارت شرط نیست اما دسته اول؛ روایاتی که متعرض خریدو فروش میته شده است : أ‌. صحیحه بزنطی عن الرضا ع قال سالته عن الرجل تکون له الغنم یقطع من الیاتها و هی احیاء ایصلح له ان ینتفع بما قطع قال نعم یضیئها و یسرج بها ولا یاکلها و لا یبیعها از امام رضا ع پرسیدند مردی دنبه های گوسفند را می برد در حالی که زنده است ایا می تواند از این دنبه های بریده شده استفاده کند امام فرمود بله دنبه را پاک می کند برای روشنائی چراغ استفاده می کند ولی حق خوردن یا فروش ان را ندارد شاهد عرض ما در استدلال لا یبیعها است حق فروش ندارد و نمی تواند از میته استفاده کند چون مالیت ندارد ب‌. روایت سکونی عن ابی عبدالله ع السحت ثمن المیته پول میته حرام است یعنی فروش میته حرام است مرحوم محقق عراقی و سید خوانساری قائل به جواز بیع اعیان نجسه شده اند در صورتی که این اعیان نجسه منفعت محلله داشته باشد . نسبت به این روایات از یک طرف قائل به انصرافند مثل اقا ضیاء که گفته لانصراف النواهی عن هذه الصوره نهی در روایات شامل میته ای که قابل انتفاع محلله است نمی شود از سوی دیگر قائل به معارضه اند مرحوم خوانساری جامع المدارک ج 3 ص 5 و مرحوم امام خمینی در مکاسب محرمه ج 1 ص 49 تا 52 قائل به معارضه اند منظورشان از معارضه روایت ابی القاسم صیقل است دران روایت امده که کتبوا الی الرجل جعلنا الله فداک ابی القاسم صیقل به فرزندش به امام رضا نامه نوشتند. فدای تو شویم انا قوم نعمل السیوف شمشیر می سازیم لیس لنا معیشه ولا تجاره غیرها غیر از ان کار دیگری نداریم .....وانما علاجنا ..مصرف ما در شمشیر سازی از پوست میته و استر و الاغ اهلی استفاده می کنیم ایا بر ماحلال است و می توانیم از این اشیاء استفاده کنیم و نماز بخوانیم نحن محتاجون الی جوابک لضرورتنا امام فرمود اجعل ثوبا للصلاه. اجازه فرمود که در همان نماز کارگری خودتان نماز بخوانید در واقع به دلالت التزامی دلالت می کند که می توانید ان پوست ها را بفروشید وسائل الشیعه بین این روایات و روایات دیگر معارضه شده مثل امام خمینی جمع عرفی کرده اند به این که روایات نهی را حمل بر کراهت کنیم و روایت جواز را حفظ کنیم و بگوئیم که بیع میته در جایی که انتفاع محلله دادر اشکالی ندارد باقی می ماند سند حدیثابوالقاسم صیقل و فرزند ایشان توثیق ندارند برخی از اهل رجال نوشته اند مجهول برای ما شناخته شده نیست . امام خمینی: وجود ابی القاسم در روایت، به استدلال ضربه وارد نمی کند چون راوی صیقل و ولدش نیست بلکه راوی محمدبن عیسی هست قال محمد بن عیسی کتب صیقل و ولده پس مخبر، محمدبن عیسی هست مخبر صیقل و ولدش نیستند چون اگر مخبر ایندو می بودند بجای این کلمه(کتب) باید می گفت کتبنا ما نامه نوشتیم پس قطعا راوی صیقل و ولدش نیستند بلکه محمدبن عیسی هست بقیه اسناد روایت هم که قوی اند احمدبن محمد بن حسن بن ولی هم که توثیق دارند پس از میته در مواردی که منفعت محلله داشته باشد می توان استفاده کرد. : مکاتبه ابی القاسم صیقل و ولد ایشان مربوط به تولیدی است تولیدی ایشان شمشیر سازی بود پوستین میته و الاغ و قاطر را برای غلاف شمشیر و امثال ان استفاده می کردند چه بسا در ذهن سائل این بود که ایا جایز است پوست میته را بعنوان غلاف شمشیر به انضمام شمشیر بفروشیم؟ امام اجازه فرمود که اری. اگر یک جنس نجسی در کنار جنس مباحی فروخته شود و پول به ازای ان جنس مباح پرداخت می شود نه ان جنس نجس. شاهد این است که گفتند انما علاجنا جلود المیته دربرخی دیگر کلمه مِن امده یعنی در شمشیر سازی نیاز به پوست میته داریم لذا این روایت تعارضی ندارد و اجنبی ازبحث است بحث این است که پوست میته را بدون انضمام بفروشند فرمود نفر
سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙📗📙 @ostadahadi 🍏🍏🍏🍏🍎🍎🍎🍎🍎 /10/1 @ostadahadi بحث در این بود که بیع میته حرام است مکاتبه صیقل خوانده شد که امام اجازه فرمودند انتفاع از میته جایز است؛ اشکالاتی براین مکاتبه وارد است که برخی در مکاسب بیع ذکر شده. لکن یکی از اشکالاتی که وارد شده این است که؛ 1- اگر امام می فرماید بیعش جایز است به اعتبار آن ضمیمه و شمشیر است نه اینکه مستقلا فرموده باشد جایز است. 2- در مکاتبه دارد که کتبوا الی الرجل معلوم نیست که منظور از رجل امام معصوم(علیه السلام) باشد لذا احتمال دارد که موسی بن جعفر یا امام رضا باشد ابهام در مروی عنه داریم در مکاتبه قاسم صیقل آمده قال کتبت الی الرضا(علیه السلام) انی اعمل اقماد السیوف من جلود الحمر المیته من غلاف های شمشیر را از پوست الاغ های مردار می سازم و تثیبوا صیابی به لباسم اصابت می کند و اصلی فیها ایا نماز بخوانم فکتب(علیه السلام) اتخذ ثوبک لصلاتک مانعی ندارد که با آن لباست نماز بخوانی پرسید که مگر می شود در حالی که میدانم نجس هستند لذا نوشت فکتبت الی جعفر الثانی(علیه السلام) به امام جواد نامه نوشتم که به پدرتان نامه نوشتم که از پوست خرهای میته استفاده می کنم پدرت فرموده می توانی نماز بخوانی این جواب بر من دشوار است امام جواد برایم نوشت کل اعمال البر بالصبر یرحمک لله اعمال انسان نیکوکار نیازمند به صبر است خدا تو را رحمت کند یعنی درست است که در مغازه کار می کنی و برایت سخت است که لباس پاک بپوشی لکن انسانهای نیکوکار صبورند و این سختی ها را تحمل می کنند معنایش این است که تلاش کن از میته استفاده نکنی بلکه از حیوانات تذکیه شده استفاده کنی . پس معلوم می شود که صیقل یک شخص معمولی نبود. از این نامه معلوم می شود که نامه امام رضا از روی تقیه بود چون امام جواد هم تصریح نکرد بلکه با کنایه و اشاره مطلبش را فرمود که استفاده از میته جایز نیست. اما روایات متعرض انتفاع و بهره برداری از میته؛ برخی روایات متعرض حرمت بیع و برخی متعرض انتفاع شده که دو دسته بودند فقها مطلقا انتفاع از میته را حرام می دانند چه انتفاع محلله و چه محرمه اما صاحب عروه می فرماید انتفاع به میته در جایی که طهارت شرط نیست اشکالی ندارد مثلا از میته برای استصباح استفاده شود یا از پوست میته برای غلاف شمشیر یا برای افسار اسب استفاده شود یا برای طناب سازی استفاده شود مانعی ندارد. : مختار بنده نیز همین است . دراینجا روایات دو دسته اند: 1- مطلقا استفاده از میته را حرام می دانند: مارواه ...فی کتاب علی(علیه السلام) انما قطع منها میت لا ینتفع به انچه از حیوانات بریده می شود در حکم میته است و حق بهره برداری نیست موثقه علی بن ابی مغیره به امام صادق عرض کردم المیته ینتفع منها بشیئ ایا از میته می توان استفاده کرد فقال(علیه السلام) لا کاملا نهی کرده. موثقه سماعه که از پوست درنده ها پرسیدم امام فرمود اذا رایت و ..وقتی داشتی تیر می انداختی بسم الله گفتی استفاده کن اما از درنده میته استفاده نکن تصریح کرده که استفاده نشود 2- در مقابل این روایات طایفه دوم از روایات است که در برخی موارد انتفاع از میته را جایز می دانند مثل «الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أَهْلَ الْجَبَلِ تَثْقُلُ عِنْدَهُمْ أَلَيَاتُ الْغَنَمِ فَيَقْطَعُونَهَا فَقَالَ حَرَامٌ هِيَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَنَصْطَبِحُ بِهَا فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ يُصِيبُ الْيَدَ وَ الثَّوْبَ وَ هُوَ حَرَامٌ. الكافي (ط - الإسلامية) / ج6 / 255 / باب ما يقطع من أليات الضأن و ما يقطع من الصيد بنصفين ..... ص : 254» حسن بن علی از امام موسی بن جعفر پرسید که ...فیقطعونها ...چوپانها دنبه های گوسفند ها را می برند فرمود هی حرام عرض کردم می خواهیم برای روشنائی استفاده کنیم فرمود اما تعلم انه یصیب الید و الثوب و هی حرام این روغن میته نجس است به بدنت اصابت می کند لکن استفاده درباره استصباح را رد نکرد. در جایی که طهارت شرط نیست اجازه داده به نظر خیلی از فقها باید جمع عرفی کنیم تقریبا می توانیم به 4 راه وارد شویم: أ‌. روایات مانعه مربوط به جائی است که طهارت شرط است لذا استفاده از میته را حرام کرد اما روایات مجوزه مال جایی است که طهارت شرط نیست لذا انتفای از میته را جایز دانست. ب‌. ازراه انصراف که راه مرحوم حائری است در کتاب طهارت خودش. 🍃 🌹🍏🍃🌾🌷 🍃🍀🌾🌷➖➖🌷 🔴🍏🍏🍏🍏🍎🍃🌾🍏 📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖 @ostadahadi 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴📕📕📕⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵🔴🌷🍃 🔵⚫️🔴🔵🔴➖➖➖➖🔴🍃🌷