eitaa logo
پیوندخوبان
181 دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
6.8هزار ویدیو
98 فایل
ترویج فرهنگ مهدویت وخدمت به استان قدس مهدوی
مشاهده در ایتا
دانلود
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️«دشمن شناسی» با قوه تعقل 💠«تفکر»، راهی به سوی شناخت دشمن 🔹خداوند متعال در آیه ۱۱۸ سوره آل عمران می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُون‏». (اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد! از غير خود، انتخاب نكنيد! آنها از هر گونه و درباره شما، كوتاهى نمی‌كنند. آنها دوست دارند شما در و زحمت باشيد. [نشانه‏ هاى] از دهان [و كلام] شان آشكار شده و آنچه در دلهايشان پنهان می‌دارند، از آن مهمتر است. ما [و راه‌ هاى پيشگيرى از شرّ آنها] را براى شما بيان كرديم اگر كنيد!). 🔹این آیه، به در مورد روابط شان با کشورهای غیر مسلمان هشدار می‌دهد و جامعه اسلامی را به و در رابطه با فرا می‌خواند. واضح است که به سرکردگی ، دشمنی خود را با «انقلاب اسلامی ایران» به شکل‌های مختلف نشان داده است. مثل حادثه طبس و جنگ تحمیلی و... چند سال گذشته هم در قضیه برجام. 🔹همه دنیا دید که جمهوری اسلامی ایران در توافق برجام چقدر از مواضع خود کوتاه آمد؛ ولی روز به روز دشمنی‌ های آمریکا بیشتر شد و اینکه به تعبیر رهبر انقلاب «وزیر امور خارجه وقت آمریکا در نامه خداحافظی خود، به دولت بعدی توصیه می‌کند که «تا می‌توانید به ایران سخت بگیرید و تحریم‌ها را حفظ کنید، زیرا با سخت گیری میتوان از ایران امتیاز گرفت». [۱] کمتر عاقلی بعد از این همه تجربه و دولت‌ های مستکبر با ایران، در دشمنی آنها شک می‌کند. 💠عاقل از تجربه پند گیرد 🔹معمولاً انسان عاقل، از تجربه‌ها پند گرفته و اشتباهات قبلی را جبران می‌کند. (علیه السلام) در حدیثی در مورد ، بیان می‌کند که: «اَلْعَقْلُ حِفْظُ التَّجارِبِ وَ خَيْرُ ما جَرَّبْتَ ما وَعَظَكَ». [۲] (، اندوختن تجربه ها [و عمل به آن] است، و بهترين تجربه، آن است كه پندت داده). تجربه‌ای که ملت ایران از سالیان پیش، از دشمنی گرفته و هم در قضیه برجام تکرار شد، باید فراروی جامعه اسلامی قرار گیرد و به آن بها داده شود؛ زیرا که به حکم و گفتار حدیث (صلی الله علیه و آله) «مؤمن دو بار از یک سوراخ گزیده نمی‌شود». [۳] کسی است که به فرموده امام على (عليه السلام) تلاش او ثمره‌ای را در بر داشته باشد. 🔹روایت امام علی (علیه السلام) این است: «اَلْعاقِلُ مَنْ اَحْسَنَ صَنائِعَهُ وَ وَضَعَ سَعْيَهُ فى مَواضِعِهِ» [۴] ( كسى است كه كارهايش را خوب انجام دهد و تلاشى كه مى كند، به جا باشد). بنابراین براساس تجربه‌ های زیاد از دشمنی آمریکا و دنیای غرب با ملت ایران، و نیز تجربه تلخ برجام، شکی برای دشمن بودن دشمنان قسم خورده‌ی این مرز و بوم وجود ندارد؛ و سخن آخر اینکه بر اساس آموزه‌های ، دشمنان جامعه اسلامی در صدد تخریب روزافزون جامعه اسلامی هستند و باید آحاد جامعه اسلامی در این نکته تأمل و دقت کنند. پی‌نوشت‌ها؛ [۱] بیانات مقام معظم رهبری ۹۵/۱۰/۱۹ [۲] كشف المحجة لثمرة المهجه، ص۲۳۱ [۳] من لا يحضره الفقيه، ج۴، ص۳۷۸ [۴] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏، ص۵۴ منبع: وبسایت رهروان ولایت @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️از ديدگاه امام علی (علیه السلام)، «خليفه» و «امام» چه شرایطی بايد داشته باشد؟ 🔹 (علیه السلام) در بخشی از خطبه ۱۷۳ «نهج البلاغه» به سراغ شرايط و برای مردم مى رود و آن را عمدتاً در دو چيز خلاصه مى فرمايد: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهذَا الْاَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ، وَ أَعْلَمُهُمْ بِاَمْرِ اللهِ فِيهِ». (اى مردم، سزاوارترين كس براى ، تواناترين افراد بر اين امر و داناترين شان به فرمان خداست). در حقيقت، امام (عليه السلام) به «دو ركن اساسى» كه يكى دارد و ديگر اشاره كرده است؛ از نظر «علمى» بايد از همه باشد و از نظر «عملى» در امر مديريت از همه . 🔹بسيارند كسانى كه عالم‌اند، ولى نيستند و يا مديرند و عالم نيستند و تا اين دو دست به دست هم ندهند، اداره صحيح جامعه امكان پذير نيست. نيز همين موضوع را در داستان بنى اسرائيل بيان فرموده است؛ آنجا كه پيامبر را به عنوان رهبرى و فرماندهى آنها برگزيد، و ايشان اعتراض كردند كه ما سزاوارتريم، چرا كه ثروتمندانِ قوى ترى داريم. او در پاسخ اعتراض‌ شان گفت: «طالوت» از همه شايسته تر است، چرا كه خدا سهم بيشترى از و به او داده «إِنَّ اللهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَ زَادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ». [۱] 🔹روشن است كه امام (عليه السلام) با بيان اين مطلب مى خواهد «شايستگى خود» را نسبت به همه براى تصدّى امر اثبات كند، زيرا همگان مى دانستند او از همه به اصول و فروع اسلام و از همه در امر ، و مبارزه با و پايدارتر است. 🔹جالب اينكه «ابن ابى الحديد» در «شرح نهج البلاغه» به اينجا كه مى رسد بر خلاف جمعى كه وجدان را زير پا مى گذارند و برترى (عليه السلام) را در جنبه هاى علم يا مديريت انكار مى كنند، مى گويد: «قبول داريم كه او در اين دو جهت از همه تواناتر بود و براى از همه شايسته تر، ولى اين دليل بر نفى خلافت ديگران نمى شود، چرا كه گاه مى توان تقديم مفضول بر فاضل كرد و شايسته تر را كنار گذاشت و به سراغ شايسته رفت!». [۲] 🔹آرى، اين منطق كسانى است كه قوانين‌ مسلّم‌ عقلى را به رسميت نشناسند و ترجيح مرجوح را بر راجح قبيح نشمرند؛ حال آنكه قبح و زشتى آن بر همه روشن است؛ ولى تعصب هاى كور و كر، گاه مانع از پذيرش واقعيت های مسلّم مى شود. (عليه السلام) در ادامه فرمایش خود در خطبه مذکور مى افزايد: «فِإِنْ شَغَبَ شَاغِبٌ اسْتُعْتِبَ، فَإِنْ أَبَى قُوتِلَ» ([هنگامى كه چنين فردى برگزيده شد] هرگاه آشوبگرى به آشوب و فتنه انگيزى برخيزد از او خواسته مى شود كه به سوى حقّ باز گردد و اگر امتناع ورزد با او نبرد مى شود [تا حقّ را بپذيرد]). 🔹 نيز مى فرمايد: «وَ إِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الاُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِى تَبْغِى حَتَّى تَفِىءَ إِلَى أَمْرِ اللهِ». [۳] (هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند آنها را آشتى دهيد، و اگر يكى از آن دو بر ديگرى تجاوز كند با گروه متجاوز پيكار كنيد تا به فرمان خدا بازگردد). پی نوشت‌ها؛ [۱] سوره بقره، آيه ۲۴۷ [۲] شرح نهج البلاغة، ابن أبی الحديد، کتابخانه آية الله مرعشی نجفی، قم،‏ ۱۴۰۴ق، چ۱، ج۹، ص۳۲۸ [۳] سوره حجرات، آيه ۹ 📕پيام امام اميرالمؤمنين(ع)‏، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلامية، تهران‏، ۱۳۸۶ش، چ ۱، ج ۶، ص ۵۰۴ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️از نظر «امام علی» (علیه السلام) سستی کردن در حمايت از «حقّ» چه آثار و پیامدهایی به دنبال دارد؟ 🔹 (عليه السلام) در بخش پايانى خطبه ۱۶۶ «نهج البلاغه» بعد از بيان سرنوشت شوم و مرگبار ، به بيان سرنوشت گروهى از پيروان خود مى پردازد، كه در حمايت از سستى كردند و به علت همين سستى، سالها بر آنها مسلّط شدند و سرنوشتى همچون بنى اسرائيل در سرزمين «تیه» پيدا كردند؛ مى فرمايد: «أَيُّهَا النَّاسُ، لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ، وَ لَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِينِ الْبَاطِلِ، لَمْ يَطْمَعْ فِيكُمْ مَنْ لَيْسَ مِثْلَكُمْ، وَ لَمْ يَقْوَ مَنْ قَوِيَ عَلَيْكُمْ». 🔹[ترجمه فرمایش حضرت:] (اى مردم، اگر دست از حمايت يكديگر، در يارى بر نمى داشتيد و در تضعيف سستى نمى كرديد، هيچ گاه كسانى كه در حدّ شما نيستند، در نابودى شما طمع نمى كردند و آنها كه بر شما مسلّط گشتند، مسلّط نمى شدند). اين سخن، اشاره به سلطه و يارانش بر اصحاب حضرت در زمان آن حضرت [به صورت محدود] و بعد از آن حضرت [به صورت نامحدود است]. 🔹آنچه امام (عليه السلام) در اين عبارت بيان كرده، مخصوص آن عصر و زمان نيست، بلكه يك براى همه اعصار و قرون است كه پيشرفت و قدرت به سبب و «طرفداران حقّ» است؛ و گرنه با پايگاه محكمى كه دارند قطعاً بر طرفداران باطل پيروز خواهند شد. سپس امام (عليه السلام) در ادامه اين سخن، اين گروه را به تشبيه مى كند كه بر اثر دورى از در «تيه» [بخشى از بيابان صحراى سينا] سرگردان شدند؛ مى فرمايد: 🔹«لكِنَّكُمْ تِهْتُمْ مَتَاهَ بَنِي إِسْرائِيلَ. وَ لَعَمْرِي، لَيُضَعَّفَنَّ لَكُمُ التِّيهُ مِنْ بَعْدِي أَضْعَافاً بِمَا خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ، وَ قَطَعْتُمُ الاَدْنى، وَ وَصَلْتُمُ الاَبْعَدَ». (ولى شما همچون به [سبب ترك يارى حقّ] در حيرت و سرگردانى فرو رفتيد؛ به جانم سوگند! شما بعد از من چند برابر خواهد شد؛ چرا كه را پشت سر انداختيد و از نزديكترين افراد [به پيامبر (صلى الله عليه و آله) كه اشاره به خود آن حضرت است] بريده و به دورترين افراد [بنى اميّه] پيوستيد!). 🔹و در پايان اين سخن، را به روى اصحابش مى گشايد و اين نكته را براى آنها گوشزد مى كند كه هيچ زمانى براى بازگشت به سوى دير نيست؛ مى فرمايد: «وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمُ الدَّاعِيَ لَكُمْ، سَلَكَ بِكُمْ مِنْهَاجَ الرَّسُولِ، وَ كُفِيتُمْ مَئُونَةَ الِاعْتِسَافِ، وَ نَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الْأَعْنَاق‏ِ». (بدانيد، اگر از و خود پيروى كنيد شما را به همان راهى مى برد كه (صلى الله عليه و آله) از آن راه رفت، و از رنج ها [ى بى راهه رفتن] آسوده خواهيد شد و بار سنگين مشكلات را از گردن خود بر مى داريد). 📕پيام امام اميرالمؤمنين(ع)‏، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ش، چ اول‏، ج ۶، ص ۴۲۲ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️معصومين (علیهم السلام) چگونه مردم را به «خوش بينی» در مورد دیگران توصيه می کردند؟ 🔸همان اندازه كه مايه ويرانى جامعه و بدبختى انسان ها و تشتّت كارها و ناراحتى روح و جسم است، ، مايه آرامش و وحدت است. از این رو در احاديث بسیارى، «حسن ظن» نسبت به مردم مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است، همانند احادیث زیر: 1⃣اميرمؤمنان (علیه‌السلام) در حديثى مى فرماید: «حُسْنُ الظَّنِّ مِنْ اَفْضَلِ الْسَّجايا وَ اَجْزَلِ الْعَطايا» [۱] ( از بهترين صفات انسانى و پربارترين مواهب الهى است). 2⃣آن حضرت در حديث ديگرى می فرماید:  «حُسْنُ الظَّنِّ مِنْ اَحْسَنِ الشِّيَمِ وَ اَفْضَلِ الْقِسَمِ» [۲] ( از بهترين خوى ها و برترين بهره ها است). 3⃣ (علیه السلام) می فرماید:  «حُسْنُ الظَنِّ يُخَفِّفُ الهَمَّ وَ يُنجْى مِنْ تَقَلُّدِ الاْثمِ» [۳] ( اندوه را سبك مى كند، و از آلوده شدن به گناه رهايى مى بخشد). 4⃣همچنین آن امام همام در حديث ديگرى می فرماید: «حُسْنُ الظَّنِّ راحَةُ الْقَلْبِ وَ سَلامَةُ الدّينِ» [۴] ( مايه آرامش قلب و سلامت دين است). 5⃣آن امام معصوم (عليه السلام) در حديث ديگرى می فرماید: «مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِالنّاسِ حازَ مِنْهُمُ الْمحَبَّةَ» [۶] (كسى كه نسبت به مردم باشد محبت آنها را به سوى خود جلب خواهد كرد). پی نوشت‌ها؛ [۱] غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، دار الكتاب الإسلامی، چ دوم‏، ص ۳۴۵، قصار ۳۱. [۲] همان، ص ۳۴۴، قصار ۲۲. [۳] همان، قصار ۲۱. [۴] همان، قصار ۱۴. [۵] همان، ص ۶۴۱، قصار ۱۱۸۸ 📕اخلاق در قرآن‏، مكارم شيرازى، ناصر، مدرسه الامام على بن أبیطالب (ع)، قم‏،‏ چ اول‏، ج ۳، ص ۳۳۲ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️امام علی (علیه السلام) در خطبه ۱۵۷ نهج البلاغه درباره «مرگ» و «قبر» چه فرموده است؟ 🔹 (عليه السلام) در بخشی از خطبه ۱۵۷ «نهج البلاغه» از و سخن می گوید؛ «مرگ» و «قبرى» كه توجّه به آن، را بيدار و را هوشيار مى كند؛ مى فرمايد: «وَ إِنَّ غَداً مِنَ الْيَوْمِ قَرِيبٌ، يَذْهَبُ الْيَوْمُ بِمَا فِيهِ، وَ يَجِيءُ الْغَدُ لَاحِقاً بِهِ». (فردا به امروز نزديك است، امروز آنچه را در آن است با خود مى برد و فردا پشت سر آن فرا مى رسد [و به اين ترتيب، عمر به سرعت سپرى مى شود]). 🔹منظور از «فردا»، فرداى مرگ و است كه اگر آن را دور پندارد، در گرداب فرو مى رود، و هنگامى كه آن را نزديك ببيند «مراقب‌ اعمال‌ خويش» و «تسويه حساب و اداى حقوق» و «توبه از گناهان» مى شود، و به راستى «پايان عمر» دور نيست، حتى اگر انسان عمر طبيعى طولانى كند؛ چرا كه سال و ماه به سرعت می‌گذرد و كودكان، جوان و جوانان پير می‌شوند؛ ضمن اينكه حوادث غير منتظره، طوفان بلاها و بيماری ها همواره در كمين عمرند و گاه در يك چشم بر هم زدن همه چيز پايان مى يابد. 🔹بعضى از شارحان «نهج البلاغه»، «غد» را در عبارت بالا به معناى فرداى تفسير كرده اند؛ گرچه آن هم نزديك است، ولى با توجه به جمله هاى بعد كه سخن از قبر است، معناى اوّل صحيح تر به نظر مى رسد. سپس همگان را به تنهايى در توجه مى دهد و مى فرمايد: «فَكَأَنَّ كُلَّ امْرِئٍ مِنْكُمْ قَدْ بَلَغَ مِنَ الْأَرْضِ مَنْزِلَ وَحْدَتِهِ، وَ مَخَطَّ حُفْرَتِهِ، فَيَا لَهُ مِنْ بَيْتِ وَحْدَةٍ، وَ مَنْزِلِ وَحْشَةٍ، وَ مُفْرَدِ غُرْبَةٍ!». (گويى هر يك از شما به سر منزل تنهايى و حفره گور خويش رسيده است، اى واى از آن خانه تنهايى و منزلگاه وحشت و جايگاه غربت). 🔹آرى، انسانى كه يك ساعت تنهايى را به آسانى تحمل نمى كرد و هميشه در جمع دوستان و بستگان و ياران مى زيست، هنگامى كه چشم از اين دنيا مى پوشد از همه دوستان و ياران و خويشان براى هميشه فاصله مى گيرد و در گورى سرد و تاريك و وحشتناك در تنهايى مطلق گرفتار مى شود و چه سخت و دردناك است؛ مگر اين كه توفيق يابد ياران جديدى از ميان اعمال صالح خود و فرشتگان پروردگار برگزيند و او روضه اى از رياض جنّت و باغى از باغ هاى بهشت شود؛ نه حفره اى از حفره هاى جهنّم. 🔹در حديثى از «امام صادق» (علیه السلام) مى خوانيم: «إِنَّ لِلْقَبْرِ كَلَاماً فِي كُلِّ يَوْمٍ يَقُولُ: أَنَا بَيْتُ الْغُرْبَةِ، أَنَا بَيْتُ الْوَحْشَةِ، أَنَا بَيْتُ الدُّودِ، أَنَا الْقَبْرُ، أَنَا رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ». [۱] (، هر روز اين سخن را تكرار مى كند: من خانه غربت، خانه وحشت، خانه حشرات، خانه قبرم. من باغى از باغ هاى بهشت يا حفره اى از حفره هاى دوزخ هستم). پی نوشت‌ها؛ [۱] الكافی، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، ج ‏۳، ص ۲۴۲ 📕پيام امام اميرالمؤمنين(ع)‏، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، چ اول‏، ج ۶، ص ۱۸۳ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️«عفت نفس» چگونه به دست می آید؟ (بخش سوم) 🔸 نقطه مقابل «شکم پرستى و شهوت پرستى»، و صفتی است که باعث حفظ در «نیروی شهوت» در انسان می‌شود. «عفت» به معنای دور داشتن خود در صحنه عمل و رفتار، از هرگونه و است. از «بزرگترین فضایل انسانى» است و هیچ کس در «سیر الى الله»، بدون داشتن «عفت» به جایى نمى رسد. 💠اقدامات لازم برای تزکیه نفس و دوری از گناه (۲) 4⃣«ترک معاشرت با بدان» 🔹 موجودی است و مقلد. بسیاری از «صفات» و «آداب» و «رفتارش» را از انسان های دیگری که با آنها در ارتباط است، فرا می‌گیرد. مخصوصاً تأثیر شگرفی بر نفس و رفتار انسان می‌گذارند. بنابراین تا جایی که امکان دارد با افرادی که نفس های خود را آلوده کرده اند، کمتر معاشرت کند. (علیه السلام) می‌فرماید: «از دوستی با جداً اجتناب کنید، زیرا شرّ به شرّ ملحق خواهد شد». [۱] حضرت همچنین می‌فرماید: «از همنشینی با جداً اجتناب کن که همنشینِ خود را به هلاکت می‌رساند، و به آبرویش لطمه می‌زند». [۲] 5⃣«مشارطه» 🔹در اوّل‌ روز انسان‌ با خود کند که‌ امروز بر خلاف‌ امر الهی‌ رفتار نکند. 6⃣«مراقبه‌» 🔹 در طول‌ روز اعمال‌ خود باشد. این‌ مرحله‌ از مهم‌ترین عوامل «رشد» و «تربیت نفس» و «دوری از گناه» به‌ شمار می‌رود. بر این‌ نکته‌ تأکید دارد که‌ بر «احوال‌» و «اعمال‌» شما نظارت‌ دارد: «...إِنَّ اللهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا» [۳] (...که مراقب اعمال شماست). کسی‌ که‌ از آیه‌ فوق‌ درس‌ گرفته‌ باشد، همواره‌ را ناظر بر کارهای‌ خود می‌داند و از و اجتناب‌ می‌وزرد و این امر سبب رشد و «بالندگی نفس» می‌گردد و در این مسیر خواهد ورزید. 7⃣«محاسبه‌» 🔹برای‌ لازم‌ است‌ از اعمال‌ روزانه‌ به‌ عمل‌ آید. (عليه السلام) می‌فرماید: «هرکس‌ خود را به‌ بکشد، بر عیوبش‌ واقف‌ می‌گردد و به‌ گناهانش‌ پی‌ می‌برد، پس‌ از گناهانش‌ می‌کند و عیوبش‌ را اصلاح‌ می‌نماید». [۴] و اگر این و اعمالی که را که انجام داده است را در جایی ثبت کند و هر شب به آن رسیدگی کند، خواهد فهمید بعد از چند روزی که چه گناهی را بیشتر مرتکب شده است، و «نقطه قوت و ضعف نفس» خویش را بهتر می‌داند و برای رفع آن موفق تر می‌تواند عمل کند، و این نکته در بسیار موثر است و یک خودآگاهی روشنی، فرد، نسبت به خود پیدا می‌کند. ... پی نوشت‌ها؛ [۱] غررالحکم، ص ۱۴۷ [۲] غررالحکم، ص ۱۴۲ [۳] سوره نساء، آیه ۱ [۴] مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۵۴ منبع: وبسایت پرسمان @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️آثار ارزشمند «غیرت» 💠عفّت و پاکدامنی 🔹 و تعصبّ ناموسی یکی از عوامل اساسی  و حفظ حریم خانواده است. کسی که برای ناموس خود حرمت قائل است و نسبت به آن تعصّب دارد، به خود اجازه نمی دهد که به ناموس دیگران خیانت کند. او می داند که اگر به ناموس دیگران نظر سویی داشته باشد، به یقین ناموس او نیز مورد سوء نظر دیگران قرار خواهد گرفت. بنابراین، به او اجازه نمی‌دهد. هر اندازه این صفت اخلاقی در او تقویت شود، بر عفّتش افزوده می گردد. (علیه السلام) می‌فرماید: « هر انسانی به اندازه اوست». [۱] 🔹استاد شهید مطهری (ره) می گوید: «انسان این حالت را دارد که هر چه بیشتر در گرداب فرو رود و و را از کف بدهد، احساس در وجودش ناتوان میگردد. از این که همسران آنها مورد توجّه دیگران قرار بگیرند رنج نمی برند و احیاناً لذّت هم می برند و از چنین کارهایی دفاع می کنند و افرادی که با شهوات نفسانی مبارزه می کنند غیورتر و نسبت به همسران خود حسّاس تر میگردند. اینگونه افراد حتّی نسبت به ناموس دیگران نیز حسّاسند؛ یعنی وجدانشان اجازه نمی دهد که به ناموس دیگران بی حرمتی شود». [۲] 🔹بانوی محترمه و با عفّتی روزی به شوهرش گفت: قدر مرا نمی‌دانی؛ من که اینگونه پاکدامن هستم، بیشتر به من احترام کن. شوهرش گفت: تو بستگی به عفّت من دارد؛ این من هستم که تو را پاکدامن نگه داشته ام. آن روز بانوی مذکور، این سخن را از شوهرش نپذیرفت، مدّتی از این ماجرا گذشت، روزی آن زن از بازار عبور می کرد، مرد هوسرانی به سوی او دست دراز کرد و لباس او را گرفت، ولی بی درنگ رها ساخت. زن به خانه بازگشت و به شوهرش گفت: امروز در بازار، مردی با نظر بی عفّتی به من نگریست و مزاحم من شد، دست درازی کرد و چادرم را گرفت، ولی زود رها کرد. 🔹شوهر گفت: الله اکبر، اتفاقاً من مدّتی قبل روزی به زنی نگاه کردم و لباسش را گرفتم، ولی بی درنگ توبه کردم و دستم را کشیدم. این برخوردی که به تو شده مکافات همان عمل من است. زن گفت: اکنون دریافتم که سخن تو حق است که و پاکدامنی زن، بستگی به عفّت و پاکدامنی شوهرش دارد، اگر شوهر به هر اندازه به ناموس دیگران خیانت کند، دیگران به همان مقدار به ناموس او خیانت خواهند کرد؛ چرا که جهان، دار مکافات است و خیانت به ناموس دیگران، نوعی قرض و بدهی محسوب می شود که دیر یا زود باید ناموسش آن را پرداخت کند. 💠جلوگیری از فساد 🔹به همان اندازه که بی تفاوتی و زمینه ساز و مایه آلودگی جامعه است، و حسّاسیت در برابر منکرات «نقش باز دارنده‌ای» دارد؛ گاه یک می‌تواند جوّ فاسد یک جلسه و محل را تغییر دهد و افراد آلوده از چنین فردی حساب می برند. جوانی بود که اگر به مجلسی می رفت و کوچکترین گناهی در آن مجلس انجام می شد، عکس العمل نشان می داد. او می گفت: حتی در محیط پارک شد، جلو مفاسد را به تنهایی می‌گیرم. جوان دیگری، آنچنان نسبت به مفاسد اجتماعی حسّاس بود که یک تنه در مقابل مفاسد می ایستاد. او می گفت: تا جان در بدن دارم هرگز در برابر صحنه های گناه خاموش نخواهم بود. 💠ثبات خانواده 🔹یکی از آثار ثبات و «تحکیم خانواده» است. جامعه ای که مردانش نگهبان و حافظ ارزش ها هستند، افراد مزاحم و هوسران امنیت ندارند. ، با خیال راحت به سر و کار زندگی خود می روند و با آسودگی خاطر و بدون نگرانی می توانند در عرصه اجتماع ظاهر شوند؛ و آنجا که مردم بی تفاوت باشند، دختران و زنان پاکدامن در اجتماع احساس امنیت نمی‌کنند. 💠عزّت و سربلندی 🔹آنان که در فکر و اندیشه و ارزش های الهی خود دارای صلابت و پایمردی هستند و اهل سازش و مداهنه نیستند، از عزت و محبوبیت خاصّی برخوردارند. بسیار دیده شده که یک محل و گاه یک شهر برای یک که موقعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هم ندارد احترام می‌نمایند و از او حساب می برند؛ بر خلاف آنان که در خط حزب باد هستند و با هر موجی همسو می‌شوند؛ چنین افرادی در جامعه عددی محسوب نمی‌شوند و کسی از آنها حساب نمی برد. پی نوشت ها: [۱] نهج البلاغه، حکمت ۴۷ [۲] استاد مطهرى، مسئله حجاب، نشر صدرا، ص ۶۴ منبع: وبسایت راسخون به نقل از حوزه نت @tabyinchannel
⭕️امام على (عليه السلام): 🔸«مَنْ طَلَبَ عِزّا بِظُلْمٍ وَ باطِلٍ أَوْرَثَهُ اللهُ ذُلاًّ بِإِنْصافٍ وَ حَقٍّ». 🔹«هر كس عزّت را با و باطل طلب كند، خداوند به انصاف و حق، نصيبش نمايد». 📕شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ۲۰، ص ۳۰۹، ح ۵۳۶ @tabyinchannel
⭕️امام على (عليه السلام): 🔸«مَنْ طَلَبَ عِزّا بِظُلْمٍ وَ باطِلٍ أَوْرَثَهُ اللهُ ذُلاًّ بِإِنْصافٍ وَ حَقٍّ». 🔹«هر كس عزّت را با و باطل طلب كند، خداوند به انصاف و حق، نصيبش نمايد». 📕شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ۲۰، ص ۳۰۹، ح ۵۳۶ @tabyinchannel
⭕️اهمیت حس درد اجتماع 🔹 انسانی بود فقط در فکر خودش و برای خودش، و انسان های دیگر را برای اشباع جاه‌طلبی‏های خود به زور استثمار کرده بود. پس او یک موجود خودخواه، خودپسند و خودپرست بود. ولی برعکس، با اینکه همه امکانات برایش فراهم بود و همین حاضر بود بهترین شرایط زندگی را برای او فراهم کند، به خاطر اینکه معاویه «حقوق مردم» را پایمال کرده بود، 🔹و برای اینکه به سرنوشت دیگران می‌اندیشید، با همین مبارزه کرد تا آنجا که جانش را بر سر این کار گذاشت و در تبعیدگاه رَبَذه در غربت جان داد. پس اینکه ما را «انسان» می‌دانیم و را انسان نمی‌دانیم، بلکه یک حیوان می‌دانیم، به خاطر این است که معاویه فقط در فکر «آخور خودش» بود و ابوذر در فکر «انسان های دیگر». 🔹ما چرا علیه السلام را یک «انسان کامل» می‌دانیم؟ برای اینکه «درد اجتماع» را حس می‌کرده، برای اینکه «من» او تبدیل به «ما» شده بود، برای اینکه «خود» او خودی بود که همه انسان ها را جذب می‌کرد. 🔹او به صورت یک فرد مجزّا از انسان های دیگر نبود، بلکه واقعاً خودش را به منزله یک عنصر، یک انگشت، یک عصب در یک بدن احساس می‌کرد، که وقتی ناراحتی‏‌ای در یک جای بدن پیدا می‌شود، این عضو ناآرام و بی‏‌قرار می‌گردد؛ و اصلًا این تعبیرات مال خود اوست؛ قبل از اینکه در قرن بیستم فلسفه‌های اومانیستی این حرفها را بیاورند علیه السلام اینها را گفته است. 📕آزادی معنوی، مرتضی مطهری، ص ۲۳۴ منبع: پورتال جامع استاد شهید مطهری @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️آثار تربیتی «نماز» (بخش سوم) 🔸، یکی از «فروع دین اسلام» بوده و عبادتی است که‌ پنج بار در روز با شرایط خاص بر مسلمانان واجب شده است. این باعث رهایی از خودمحوری و خودشیفتگی می‌شود، و روحیه مردم‌گرایی را در انسان زنده می‌کند. موجب تنزیه وجدان اخلاقی می‌شود، به این صورت که یکی از مظاهر وجدان اخلاقی احساس گناه است و نماز باعث آمرزش گناهان می‌گردد. 3⃣تنزیه وجدان اخلاقی 🔹 از ریشه لغوی «وجد» به معنای «یافتن» آمده است؛ به این معنا که آدمی پاره‌ای از امور را در باطنش به خودی خود می‌یابد و نیاز به اکتساب آن از منبع دیگری ندارد، نظیر «احساس عدالتخواهی» و «ظلم‌ ستیزی» و گرایش به «خیر اخلاقی» و امثال آنها که در همه انسان‌ها، عمومیت دارد. از جمله مظاهر وجدان اخلاقی ناشی از ارتکاب خطاست، که بلافاصله پس از عمل، را فرا راه هدف قرار می‌دهد تا او را به و خطا وادارد. 🔹امروزه غالب مکاتب روانشناسی با «احساس گناه» به مبارزه برمی‌خیزند و آن را منافی رشد و تعالی شخصیت می‌دانند. از سوی دیگر تقویت چنین احساسی نیز به مصلحت فرد نمی‌باشد، زیرا امکان بازگشت به شخصیت سالم و رشید را از آدمی می‌گیرد، و لیکن حد متعادل میان این دو، پسندیده و مطلوب است، به این معنا که احساس گناه متناسب با عمل لازم است و در خطاکار ایجاد شده تا او را برای ترک آن و جبران مافات برانگیزد. 🔹از عواملی که موجب آمرزش گناهان و بالنتیجه رفع احساس گناه فرد می‌شود، است، و این امر زمینه‌ای برای پاکسازی وجدان اخلاقی، محسوب می‌شود. در کلامی گهربار از (علیه‌السّلام) آمده است: « گناهان را همچون برگ درختان می‌ریزد». [۱] آمده است که مردی خدمت (صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌) شرفیاب شد و عرض کرد: «ای رسول خدا، گناهانم بسیار و اعمال نیک من ‌اندک است چه کنم؟ حضرت فرمود: بسیار سجده کن، زیرا سجده گناهان را می‌ریزد، چنان‌که باد برگ درخت را می‌ریزد». [۲] 🔹حکایت زیر، مؤید تاثیر در تنزیه وجدان اخلاقی است: «جوانی از انصار نمازهای یومیه را با پیامبر اکرم (صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌) به جماعت می‌خواند و بسیاری از را نیز، مرتکب می‌شد. چون حال او را برای رسول خدا تعریف کردند، حضرت فرمود: به زودی او را از گناهانش باز می‌دارد. چیزی نگذشت که آن جوان توفیق یافت و از صحابه زاهد شد آن گاه رسول خدا (صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله) فرمود: من نگفتم که نمازش او را از گناهانش باز می‌دارد». [۳] ... پی نوشت‌ها: [۱] نهج البلاغه، خطبه۱۹۹، ص۲۱۳ [۲] محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۴، ص۳۰۰ [۳] دیلمی، حسین، هزار و یک نکته درباره نماز، ص۱۰۳ منبع: ویکی فقه @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️آثار تربیتی «نماز» (بخش هشتم) 🔸، یکی از «فروع دین اسلام» بوده و عبادتی است که‌ پنج بار در روز با شرایط خاص بر مسلمانان واجب شده است. این باعث رهایی از خودمحوری و خودشیفتگی می‌شود، و روحیه مردم‌گرایی را در انسان زنده می‌کند. موجب تنزیه وجدان اخلاقی می‌شود، به این صورت که یکی از مظاهر وجدان اخلاقی احساس گناه است و نماز باعث آمرزش گناهان می‌گردد. 8⃣تعادل پایدار 🔹آدمی در مصاف با زندگی و رویدادهای آن، واکنش‌ های متفاوتی از خود نشان می‌دهد، که بعضاً با حفظ تسلط و کنترل موقعیت، آنها را به گونه‌ای حل می‌کند و در مواردی دیگر، از موقعیت مذکور، متاثر شده و تحت‌الشعاع آن قرار می‌گیرد و به اصطلاح، تعادل خود را از دست می‌دهد و برای دستیابی به تعادل مجدد، نیاز به زمان مقتضی و ابتکار مناسب دارد. 🔹در حدیثی از رسول اکرم (صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌) چنین آمده است: «دل فرزند آدم همچون گنجشک است و هر روز هفت بار دگرگون می‌شود». [۱] و یا در روایتی دیگر فرمودند: «دل مانند ریشه‌ای در بیابانی به درختی آویخته که باد پیوسته آن را زیر، و رو می‌کند». [۲] 🔹، چون موجب تقویت قلب است، او را حفظ نموده و آن را پایدار می‌سازد. در شرح حال اميرالمؤمنين (علیه‌ السّلام) آمده است که در جنگ صفین، در یکی از سخت‌ترین شب‌های نبرد که به نام «لیلة الهریر» معروف است فرشی برای آن حضرت گستردند و امام (علیه‌ السّلام) بر روی آن مشغول شدند. 🔹در حالی که تیرهای بسیاری از اطراف و چپ و راست او می‌گذشت، و هرگز تزلزلی در او ایجاد نمی‌کرد، آن حضرت از جایش تکان نخورد تا آن که را به پایان رساند». [۳] آری (علیه‌ السّلام) در چنین شرایطی که دهشت‌انگیز بود، با قلبی آرام به ایستاد و درس پایبندی به نماز و اهمیت آن را به جهانیان آموخت. ... پی نوشت‌ها: [۱] تنکابنی، فرید، راهنمای انسانیت، ترجمه موضوعی نهج الفصاحه، سخنان حضرت محمد (صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌)، ص۵۲۹. [۲] همان. [۳] دیلمی، حسین، هزار و یک نکته درباره نماز، ص۲۰ - ۲۱. منبع: ویکی فقه @tabyinchannel