eitaa logo
✳️ جُستارهای قرآنی رحیق
2.7هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
1.5هزار ویدیو
813 فایل
«رحیق» نوشیدنی گوارا و ناب بهشتیان. ۲۵مطففین . مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد غنچهٔ خاموش، بلبل را به گفتار آورد صائب @Sayyedali1997 @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
049.mp3
11.55M
🔅🔅🔅 🔹با بیانی جذاب، شنیدنی و زیبا و آسان وساده و کاربردی 🔅 به هنگام فتنه ها و بلاها به قرآن پناه ببریم. 💻برای ترویج و تبلیغ و انتشارآموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم @rahighemakhtoom
📌 اين بيگانه‌ها دهه غارت راه انداختند ده سال است دارند غارت مي‌کنند! چه کار کردند؟ ⏪ ما اميدواريم به خواست ذات اقدس الهي اين راهپيمايي را با جلال و شکوه طي کنيم ما در بحث صبح امروز هم به دوستان فقه ما عرض کرديم که ما در اين راهپيمايي دو تا حرف داريم غير از آن راهپيمايي قبل از انقلاب؛ قبل از انقلاب راه ما مشخص بود و خواسته ما عدل و استقلال بود اما الآن همان خواسته‌هاي راهپيمايي را داريم همه آن خصوصيات را استقلال را امنيت را داريم؛ قسمت دوم هم بيداري است، ما مردان بزرگ جوان‌هاي بزرگ رادمردان الهي در کشور کم نداريم. ⏪ مگر مرحوم عزيز سردار عزيز سپهبد عزيز ما نور چشم ما مگر همه ما او را مي‌شناختيم به اين صورت؟ ديداري که چند سال قبل اينها آمدند با علما داشتند، وقتي که اينها رفتند بعد ديدم مي‌گويد حاج آقا! من يک کاري دارم گفتيم بفرماييد، حالا رفتند. بعد ديدم او کفنش را درآورده است؛ کسي نمي‌شناسد اينها را ما از اينها را داريم به برکت قرآن و عترت، از اين جوان‌ها داريم . ⏪ ما در اين راهپيمايي بخواهيم بيانيه باشد قطع‌نامه باشد که اينها به پا خيزند جلوي کساني که بيراهه مي‌روند غارتگري راه انداختند. ما دهه کرامت داريم از اول ذي قعده تا يازده ذي قعده، اينها همه درست است، دهه وحدت داريم، دهه ولايت اينها همه داريم؛ اما اينها ده روز است . ⏪ اين بيگانه‌ها دهه غارت راه انداختند ده سال است دارند غارت مي‌کنند! چه کار کردند؟ چهار هزار پنج هزار شش هزار، کشور را غارت کردند. ⏪ اين عزيزان ما اين بزرگان ما اين مسئولين ما اين اولياي ما اين مربّيان ما اينها بيشتر درايت کنند، هم مال مسلمين را حفظ کنند، هم توليد را حفظ کنند، کشور به لطف الهي همه چيز دارد. جلسه درس تفسیر سوره غاشیه 20-11-98 مسجد اعظم قم 🔅🔅🔅 💻برای ترویج و تبلیغ و انتشارآموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم @rahighemakhtoom
برشی از کتاب (138) 🔅🔅🔅 ▪ ...عدّه اي كه اوحدي كوي شهادت اند، از شهود خود و شهادت خويش فاني شدند و به بقاي مشهودٌ له، يعني خداي سبحان باقي اند، نه نامي مي طلبند و نه عنواني و نه مرقد خاص و نه مضجع مخصوص كه چنين فنا و تجريدي پايه توحيد ناب و وحدت نگري اين موحّدان ناياب است. ▪ اين عدّه از شهداي گمنام مؤمناني اند كه قلب آنان عرش الرحمان است و اشك شوقي دارند كه قلب آنها بدون آن ناآرام است و فقط به نام خدا با آن مي آرامد: (وكان عرشه علي الماء)؛[ سوره هود، آيه 7.] گفتي آن آب را كه عرش بر اوست اشك كرّوبيان همي يابم جمله خلق را در اين دريا چون نم ناودان همي يابم بر سر هر كه سر نباخت در او قهر او قهرمان همي يابم رهبر و راه و راهرو همه اوست من بدين صد بيان همي يابم[ديوان عطار.] ▪ سرّ نايابي يا كم يابي چنين شهيدان گمنام آن است كه حديث فنا صَعْب بلكه مستصعب است، چون طاغي زراندوز به استبرق غرور مي بالد و عابد زهد فروش به بوريايي متكي است كه بوي ريا از آن استشمام مي شود، دوناني كه به دو نان بسنده مي كنند و براي دستيابي به آن از هيچ هبوطي هراس ندارند، همگي يا سنگين باران وامانده اند يا سبكباران ساحل ها؛ بحري است عشق و عقل از او بر كناره‌اي كار كناره‌گي نبود جز نظاره‌اي و آنجا كه بحر عشق درآمد به جان و دل عقل است اعجمي و خِرَد شير خواره‌اي در پرده‌ي وجود زهستي عدم شوند آنها كه ره برند رد اين پرده پاره‌اي گرصد هزار سال درين ره قدم زني تا تو تويي، تو را نتوان كرد چاره‌اي در هر هزار سال به برج دلي رسد از آسمان عشق بدين سان ستاره‌اي عطّار اگر پياده شوي از دو كون تو در هر دو كون چون تو نباشد سواره‌اي[ديوان عطار.] ▪ اينان، يعني شهيدان نامور گمنام، غير از خداي بي نَديد را نديدند و درآغاز جواني دل را براي محبوب ازلي از هرچه زائل شدني بود، تطهير كردند؛ آن گاه دل را رها كرده به ديار فنا سپردند تا دلبر، همه صحنه را تصاحب كند، سپس با كيمياي غيبي فاني را باقي و فقير را غني نمايد. دلا هماي وصالي بپر چرا نپري ترا كسي نشناسد نه آدمي نه پري چه باشد آن مس مسكين چو كيميا آيد كه او فنا نشود از مسي به وصف زري كيم بگو من مسكين كه با تو من مانم فنا شوم من و صد من چو سوي من نگري[ديوان شمس تبريزي.] ▪ ادبيات عارفان اهل نظر، وقتي پخته مي شود كه چون ادبيات شاهدان اهل بصر، با ميدان مين و خمپاره مأنوس گردد، طوري كه خود را با همه شئون فراموش كند، ولي نغمه تكبير او فضاي جبهه را به «سبوحٌ قدوسٌ ربّنا وربّ الملائكة والرّوح» عطر آگين نمايد و پيام به جا مانده آن نامداران گمنام اين است: مَن فاني مطلق شدم تا ترجمانِ حقّ شدم گر مست و هشيارم زمن كس نشنود خود بيش و كم[ديوان شمس تبريزي.] ▪ در پايان بيتي از غزل امام گمنامان نامور كه درس عشق و فنا را همراه بادروس فراوان ديگر، به جهان معاصر عرضه كرد، به عنوان حسن ختام اين پيام ارائه مي شود. با هستي و هستي طلبان پشت به پشتيم با نيستي از روز ازل گام به گاميم[ديوان امام خميني(قدس‌سرّه) ، ص 167.] ▪ مجدّداً اعتلاي مقام شهدا، به ويژه گمنامان نامدارشان مسئلت مي شود و از حضور همگان تقدير و كوشش بي شائبه سپاه و بسيج مشكور و سعي بليغ مسئولان محترم، مورد قبول واقع شود! 💻برای ترویج و تبلیغ و انتشارآموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم @rahighemakhtoom
(دوشنبه 21-11-1398) 🔅🔅🔅 📌 منشور کامل سعادت ▪ حضرت امیرالمؤمنین«علیهالسلام» با اصحابشان جلسه گذاشته بودند، آنها را برای جهاد و جنگ آماده میکردند .إذ أتاه شيخ عليه هيئة السفر، معلوم میشود جلسه شان پشت دربهای بسته نبوده، در مسجدی، جایی مثلاً بوده. یک پیرمردی که پیداست مسافر است، بر این جمع وارد میشود . 🔹 فقال: أين أمير المؤمنين؟ به دلیل اینکه حضرت را نمی شناسد، و تشخیص هم نمیتواند بدهد که کدام از این افراد حاضر در جلسه، امیرالمؤمنین است، یعنی وضع لباس و نشستن وجایگاه به نحوی است که قابل تشخیص برای او نیست! لذا سؤال میکند که امیرالمؤمنین کیست؟ به او گفتند: ایشان امیرالمؤمنین هستند و حضرت را به او نشان دادند. پس از سلام، به حضرت عرض میکند: من از فضایل شما خیلی شنیده ام، اهل شام هستم، شام که محل دشمنی و تبلیغات علیه حضرت بوده! 🔹 میگوید: من حدس میزنم که شما را ترور خواهند کرد، یعنی شما را از بین میبرند لذا حیفم میآید که تا قبل از فقدان شما، از شما توصیه ای نشنوم .فعلمني مما علمك الله ▪ قال«علیه السلام»: نعم يا شيخ من اعتدل يوماه فهو مغبونٌ ،حضرت چند جمله بیان فرمودند که حقیقتاً منشور کامل سعادت است. ⏪ 1.من اعتدل يوماه فهو مغبونٌ ، فرمودند: اگر امروز و دیروزتان یک اندازه و یک طور باشد، شما مغبونید؛ 🔹 برای خاطر اینکه برای امروز، یک روز از عمر را مصرف کردید، پس باید بخاطر این یک روزی که مصرف کردید، این هزینه ای که کردید، یک چیزی گیرتان آمده باشد. اگر امروزتان با دیروزتان یکسان باشد و چیزی گیرتان نیامده باشد، مغبونید. 🔹 آنچه باید گیر انسان بیاید ،چیست؟ آن، نماز صبح خوبی است که میخوانید، نماز شبی است که سحر خواندید، اینها چیزهایی است که انسان گیرش میآید. اگر درست عمل بکند ،دیگر مغبون نیست، یعنی امروز چیزی گیرش میآید بیش از آنچه دیروز در اختیار داشته است. امروز اگر مثل دیروز باشیم، یعنی نمازی که میخوانیم بیحال، بی توجه و بیفایده باشد، یا هیچ اقدام خیری نکنیم یا کار مستحسنی انجام ندهیم، حسنه ای از ما صادر نشود، در این صورت مغبونیم! ⏪ 2.و من كان في الدنيا همته كثرت حسرته عند فراقها، هر کس همت خودش را دنیا قرار بدهد، مثل همین هایی که همتشان این است که مثلاً یک پاساژ بسازند، اموالی بدست بیاورند، برایشان هم مهم نیست که از کجا و چطوری بدست می آید! از هر راهی که شد، خانۀ متعدد داشته باشند، زمین داشته باشند، مقام و جاه داشته باشند، تمام همت شان این است؛ اینطور آدمی وقتی میخواهد از این دنیا برود، حسرتش خیلی زیاد است. 🔹 آدمی که به دنیا دلبستگی ندارد، راحت از دنیا میرود .ما اگر دلبستگی به دنیا، زیاد داشته باشیم، دلکندن از این دنیا برای ما خیلی سخت میشود. شاید از همۀ سختیهای مردن، بدتر همین است که انسان میبیند همه چیز او رفت، همه چیز از دستمان خارج شد! این نکتۀ مهمی است، برای اینکه آنجا آن حسرت را نخوریم، دل را باید یک مقداری در مقابل حقایق نرم کنیم، و در مقابل خواسته های دنیوی سخت کنیم. ( امالی شیخ طوسی، صفحۀ 435) 🔅🔅🔅 💻برای ترویج ؛تبلیغ و انتشار آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 📌 الگودهی قرآن به جوانان(1) ▪ جوان معمولا در سه حوزه فكر و اندیشه، اخلاق و معاشرت اجتماعی، نگرانی هایی دارد و خواسته یا ناخواسته به سمت و سویی گرایش پیدا می كند و در صورتیكه الگویی مناسب به وی ارایه نشود، به الگوهای نامناسب و نامتناسب روی می آورد. از این رو قرآن، در راستای رسالت هدایتی و تربیتی خود، با بیان داستان های واقعی به ترسیم الگوهای مناسب پرداخته است، كه در این نوشتار تنها به الگوهای جوان و یا در سنین جوانی می پردازیم. ⏪ الف: حوزه فكر و اندیشه ✅ 1ـ الگوی مبارزه با عقاید و افكار باطل الگوی جوان در این برنامه، حضرت ابراهیم - علیه السلام - است كه در سنین جوانی به مبارزه با بت پرستی پرداخت. وی ابتدا با سرپرست خود (آزر) گفتگو كرد و تا آنجا پیش رفت كه از او و همفكرانش بیزاری جست. قرآن كریم می فرماید: (ولقد آتینا ابراهیم رشده من قبل و كنا به عالمین، اذ قال لا بیه وقومه ما هذه التماثیل التی إنتم لها عاكفون) ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم; و از شایستگی او آگاه بودیم. آن هنگام كه به پدرش آزر، و قوم او گفت:این مجسمه های بی روح چیست كه شما همواره آنها را پرستش می كنید؟ در پاسخ گفتند: وجدنا آبائنا لها عابدین) ما پدران خود را دیدیم كه آنها را عبادت می كردند، ابراهیم واكنش نشان داد و فرمود: لقد كنتم إنتم وآبإكم فی ضلال مبین) قطعا هم شما و هم پدرانتان در گمراهی آشكاری بودید.[1] چون تواند ساخت با آزر، خلیل؟ چون تواند ساخت با رهزن، دلیل؟ 🔹 آری، همان طور كه راهنما و دلیل راه، با راهزن سازگاری و همراهی ندارد، ابراهیم خلیل هم با آزر بت تراش سازش نمی كند. 🔹 و در جای دیگر فرمود: واذ قال ابراهیم لا بیه آزر إتتخذ إصناما الهه انی إراك وقومك فی ضلال مبین) به خاطر بیاورید هنگامی كه ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت هایی را معبود خود انتخاب می كنی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشكاری می بینم. [2] ⏪ سلسله مقالات بررسیهای قرآنی روزهای فرد هفته⏩ 🔅🔅🔅 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وسَهِّلْ مَخْرَجَهُمْ @rahighemakhtoom
✳️ جُستارهای قرآنی رحیق
#بررسیهای_قرانی #الگودهی #قرآن #جوانان #دین #امکان_فهم_قرآن #معارف_قرانی #آموزه_های_قرآنی 🔅🔅🔅
🔅🔅🔅 📌 الگودهی قرآن به جوانان(2) ▪ ابراهیم در مرحله نخست، در مقام استفهام انكاری و توبیخی پرسید: (این مجسمه ها چیست كه به عنوان خدا پذیرفته اید و آنان را عبادت می كنید؟.) در مرحله بعد كه آنان به تقلید از پیشینیان خود استدلال كردند، ابراهیم در پاسخ، آنان را به گمراهی متهم نمود. 🔅 اعلام بیزاری سپس در مرحله بعد، ابراهیم از بت پرستان اعلام بیزاری كرد، قرآن كریم می فرماید: (قد كانت لكم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه اذ قالوا لقومهم انا برإ منكم ومما تعبدون من دون الله) برای شما سرمشقی خوب در زندگی ابراهیم و كسانی كه با او بودند، وجود داشت، آن هنگام كه به قوم مشرك خود گفتند: (ما از شما و آنچه غیر از خدا می پرستید، بیزاریم) . [3] 🔅 اظهار دشمنی در مرحله ی بعد ابراهیم، دشمنی خود با آنان را ظاهر كرد و گفت: (كفرنا بكم وبدا بیننا وبینكم العداوه والبغضإ إبدا) ما نسبت به شما كافریم و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشكار شده است. [4] 🔅 فقط خودیها ابراهیم نسبت به همه بت پرستان اعلام بیزاری و اعلان دشمنی نمود; یعنی نباید با آنان همزیستی مسالمتآمیز داشت. اما چون به آزر وعده استغفار داده بود: (سإستغفر لك ربی)[5]، برای او استغفار كرد. قرآن می فرماید: (الا قول ابراهیم لا بیه لا ستغفرن لك)[6] و (ما كان استغفار ابراهیم لا بیه الا عن موعده وعدها ایاه) [7] رو (إشداء علی الكفار) باش با ولی چون گل، عدو چون خار باش ⏪ سلسله مقالات بررسیهای قرآنی روزهای فرد هفته⏩ 🔅🔅🔅 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وسَهِّلْ مَخْرَجَهُمْ @rahighemakhtoom
حضرت آیت الله 📌 دینِ بی خطرش کمتر از بی‌دین نیست! 🔸چند روز قبل عده‌ای از آلمان آمده بودند، اینها غالباً دانشگاهی بودند، دو خانم بین اینها بود بقیه هم همین خبرنگاران یا دانشمندان آلمانی بودند. اینها آمدند آنجا فکر می‌کردم سؤالات علمی دارند؛ من دیدم اوّلین سؤال و آخرین سؤال و مهم‌ترین سؤالی که جلسه در همان مدار می‌گشت این بود که این خانم چه کرد که برای او این[همه] عظمت و جلال قائل‌اند؟! 🔸این خیال کرد فاطمه معصومه مثلاً داروی سرطان کشف کرده یا مثلاً یک معدن گاز و نفتی کشف کرده، اصلاً متوجه نمی‌شوند که تجرید یعنی چه! هیچ فکر نمی‌کردم که سؤالشان در این زمینه باشد، مهم‌ترین سؤالشان که تقریباً وقت جلسه را گرفت این بود که این زن چه کرد که این همه مردم به او احترام می‌کنند؟! اصلاً برای آنها باور کردنی نیست. 🔸بعد به اینها گفتیم ما یک تجربه داریم یک تجرید داریم، روحی داریم، اخلاقی داریم، حقوقی داریم، معنویّتی داریم، عظمتی داریم، انسانیّتی داریم غیر از این حیوانیّت، تا کم کم به هوش آمدند که بله خبری هم هست. 🔸اینها فکر می‌کردند اگر برای کسی عظمتی قائل‌اند، برای مزار او حرمتی قائل‌اند، برای او گنبد و بارگاهی دارند، حتماً یا صنعتی کشف کرده یا دارویی کشف کرده یا معدنی کشف کرده و امثال اینها؛ اصلاً در این فضا نیستند، در این فکر نیستند! 🔸اینکه وجود مبارک پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «الناس نیام فإذا ماتوا انتبهوا» بسیاری از اینها خواب‌اند. 🔸به اینها گفته شد شما اگر علمی دارید که بدون دین است، خطرش همین جنگ جهانی اول و دوم است؛ اگر دینی که دارید بدون علم است یک وقت گالیله را تهدید به سوزاندن می‌کنید، یک وقت کلیسای‌تان قرآن را می‌سوزاند، این دینِ بی‌علم خطرش کمتر از علمِ بی‌دین نیست، اینها کار شماست. 🔸اینها را باید دست بردارید، باید بدانید غیر از تجربه و حس، حقیقت دیگری هست به نام تجرید و عقل؛ و انسان غیر از این بدن، حقیقتی دارد به نام جان که گوهرِ انسان همان است و با ملکوت او وابسته است و با ابدیّت او 🔸اصلاً این نشئه نسبت به حقیقتی که انسان در پیش دارد قابل قیاس نیست. 🔹برگرفته از درس تفسير قرآن سوره احزاب، آيات 21 الي 27/ 🔅🔅🔅 💻برای ترویج ؛تبلیغ و انتشار آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
Javadi-22.mp3
3.5M
آیت اللّه 📌 مهربانی با کبوتران نعمت الهی 🔅🔅🔅 💻برای ترویج ؛تبلیغ و انتشار آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 📌نگاشت7:نکته های تفسیری آیه 1 سوره ماعون أَ رَأَيْتَ‌ الَّذِي‌ يُکَذِّبُ‌ بِالدِّينِ‌ ▫ «أَرَأَیْتَ؟»: آیا ندیده‌ای؟ دیدن در اینجا به معنی آگاهی یافتن و شناختن است «الدِّینِ»: دین و دیانت. آئین. سزا و جزا. «الَّذِی»: کسی که. جنس مراد است و در معنی «کسانی که» است. 🔹 این آیات درباره عاص بن وائل السهمى نازل شده و نیز گویند: درباره ولید بن مغیرة نازل گردیده است. 🔹 ابن جریج گوید: درباره ابوسفیان بن حرب آمده که هر هفته دو شتر نحر مى کرد و یتیمى از او گوشت خواست با عصاى خود او را از خود راند 🔹 و نیز گویند: آیه ۱ درباره ابوجهل و کفار قریش نازل شده است. ⏪ نکات آیه ✅ ۱ - گروهى از مدعیان اسلام در عصر بعثت، جزاى اخروى را دروغ دانسته، آن را تکذیب مى کردند. (الذى یکذّب بالدین) 🔹 «دین»، به معناى جزا است و در معانى «عادت»، «عبادت»، «حساب»، «طاعت»، «سیرت» و «ملّت» نیز به کار مى رود (قاموس). آیات بعد - که درباره نمازگزاران و ریاکاران سخن مى گوید - قرینه بر اراده معناى «جزا» و «حساب» است. 🔹 از کلمات «مصلّین» و نظایر آن - که جمع آمده است - استفاده مى شود که مراد از «الذى» در این آیه، جنس است; هرچند در شأن نزول ها بر افرادى نظیر ولید و ابوسفیان، تطبیق داده شده است. ✅ ۲ - تکذیب کنندگان آخرت، داراى حالات و رفتارى شگفت آور و غیرقابل انتظار (أرءیت الذى یکذّب بالدین) 🔹 استفهام با جمله «أرءیت» - آن هم در زمانى که تکذیب گران معاد، فراوان و در دید همگان اند - پرسش حقیقى از دیدن یا دانستن نیست; بلکه مجازى است که براى بیان غیر منتظره بودن حال آن افراد است. 🔹 ادامه سوره، بیانگر این است که علت این شگفتى، پیدایش آثارى است که تکذیب معاد آنها را در پى دارد. مخاطب آیه شریفه، هر کسى است که این سخن به او مى رسد و مى توان گفت: خطاب به رسول اکرم(ص) است; امّا چون جنبه رسالت او مورد نظر نبوده، اختصاص به شخص آن حضرت ندارد و مفاد آیه، دیگران را نیز دربرمى گیرد. ✅ ۳ - روز مجازات و حسابرسى، حقیقتى است انکارناپذیر و دروغ پنداشتن آن، شگفت آور و توجیه ناپذیر است. (أرءیت الذى یکذّب بالدین) ✅ ۴ - خداوند، مردم را به روز جزا هشدار داده است. (أرءیت الذى یکذّب بالدین) تکذیب، نوعى واکنش در برابر پیام یا دعوت است. بنابراین در تعالیم الهى، درباره روز جزا، هشدارهایى داده شده بود که مکذبان را، به تکذیب وادار ساخته است. ✅ ۵ - توجّه به خصلت هاى نارواى تکذیب گران آخرت، بازدارنده انسان از تکذیب آن است. (أرءیت الذى یکذّب بالدین) 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است وهم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 📌نگاشت7:نکته های تفسیری آیه 2 سوره ماعون أَ رَأَيْتَ‌ الَّذِي‌ يُکَذِّبُ‌ بِالدِّينِ‌ فَذٰلِکَ‌ الَّذِي‌ يَدُعُّ الْيَتِيمَ‌ ▫ «یَدُعُّ»: سخت می‌راند و با خشونت طرد می‌کند ✅ ۱ - پرخاش به یتیمان و راندن آنان از نزد خود، از کسى سرمى زند که جزاى آخرت را دروغ مى پندارد. (فذلک الذى یدعّ الیتیم) 🔹 «ذلک»، اشاره به کسى است که آیه قبل او را تکذیب کننده روز جزا معرفى کرد. 🔹 «دَعٌّ» (مصدر «یَدُعُّ»)، به معناى دور ساختن با خشونت است (قاموس). تعبیر «ذلک الذى...» - که مبتداى معرفه در کنار خبر معرفه اى قرار گرفته که بر جنس دلالت دارد - بیانگر حصر است. ✅ ۲ - پرخاش به یتیمان و از خود راندن آنان، رفتارى نکوهیده است. (فذلک الذى یدعّ الیتیم) ✅ ۳ - پذیرش و نوازش، بالاترین نیاز یتیمان است. (فذلک الذى یدعّ الیتیم) ✅ ۴ - ترش رویى در برابر یتیمان و رد خواسته هاى آنان، دورسازنده انسان از قرب به خداوند است. (فذلک) 🔹 «ذلک»، اسم اشاره اى است که براى دور به کار مى رود و در آیه شریفه یا براى تحقیر به کار رفته و یا نشانگر دورى از خداوند است. ✅ ۵ - توجّه به سقوط اخلاقى منکران معاد، تا حد خشونت با یتیمان، مایه پرهیز از تکذیب آخرت است. (فذلک الذى یدعّ الیتیم) ✅ ۶ - یتیم نوازى، لازمه پذیرش روز جزا و نشانه کام یابى در آن است. (یکذّب بالدین . فذلک الذى یدعّ الیتیم) 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است وهم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (60) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 بحث روايي ✅ 7 ـ حامد حقيقي ▪ عن الصادق (عليه السلام): «اللّهم إنّى أفتتح القول بحمدك وأنطق بالثناء عليك وأمجّدك ولاغاية لمدحك وأثنى عليك ومن يبلغ غاية ثنائك وأمد مجدك وأنّي لخليقتك كنه معرفة مجدك؟»[ مفاتيح الجنان، اعمال روز جمعه، دعاي امام صادق (عليه السلام) پس از نماز جعفر.]. 🔅 اشاره: در بحث تفسيري گذشت كه نه تنها محمود حقيقي ذات اقدس خداوند است، بلكه حامد حقيقي او نيز جز خود او نيست؛ زيرا حمد حقيقي بدون شناخت حقيقيِ نعمتهاي الهي و پي بردن به حقيقت همه‌ي نعمتهاي اوميسور نيست و جز ذات اقدس او احدي قادر بر معرفت اكتناهي نعمتهايش نيست. ✅ 8 ـ رابطه‌ي تحميد با تربيع كعبه ▪ روى عن الصادق (عليه السلام) أنه سئل لِمَ سمّيت الكعبة؟ قال: «لأنها مربعة». فقيل له: ولِمَ صارت مربعة؟ قال: «لأنها بحذاء البيت المعمور وهو مربع». فقيل له: ولِمَ صار بيت المعمور مربعاً؟ قال: «لأنّه بحذاء العرش وهو مربع». فقيل له: ولِمَ صار العرش مربعاً؟ قال: «لأن الكلمات التى بنى عليها الإسلام أربع: سبحان الله والحمد لله ولا إله إلاّ الله والله أكبر»[ بحار، ج96، ص57.]. 🔅 اشاره: حضرت امام صادق (عليه السلام) سرّ تربيع كعبه را محاذات آن با بيت معمورِ مربّع و راز تربيع بيت معمور را محاذي بودن آن با عرشِ مربّع و رمز تربيع عرش را تربيع اصول اوليه‌ي دين (سبحان الله والحمد لله ولا إله إلاّ الله والله أكبر) مي داند. ▪ در اين كلام بلند كه امام صادق (عليه السلام) سخن را از تربيع كعبه به اصول اوليّه‌ي دين پيوند مي دهد، عظمت تحميد بيان شده است؛ زيرا پايگاه تحميد چنان رفيع است كه در كنار تسبيح، تهليل و تكبير از اصول بنيادين دين و پايه هاي آغازين آفرينش جهان قرار گرفته است؛ زيرا عرش خداوند كه همان مقام فرمانروايي اوست، بر اين اصول استوار است. ▪ همچنين اختصاص حمد به خداي سبحان از اين حديث استفاده مي شود؛ همان طور كه اختصاص تسبيح و تهليل و تكبير به خداوند نيز از آن استظهار مي شود؛ زيرا اگر ريشه هاي اصلي دين تسبيح، تحميد، تهليل وتكبير است، پس در جهان چيزي به غير خدا ارتباط ندارد تا به سبب آن، غير خدا محمود حامدان قرار گيرد. ▪ غير خدا در صورتي مي تواند ملجاي و محمود ديگران باشد كه اوّلاً از خود كمالي داشته باشد و ثانياً بتواند با كمال خود نياز غير را برطرف و تأمين كند؛ در حالي كه تسبيح و تحميد خداي سبحان وقتي با تهليل او قرين گردد، پيامش آن است كه خداي سبحان تنها موجودي است كه ناقص نيست و همه‌ي نقصها را نيز او برطرف مي كند و در نتيجه، در جهان از غير او كاري بر نمي آيد؛ امّا تسبيح و تحميد بي تهليل پيامش فراتر از اين نيست كه خداي سبحان ناقص نيست و بر تأمين نياز و رفع نقايص ديگران نيز قادر است و اين، تنها اثبات شي ء است، نه نفي ما عدا. ▪ بنابراين، تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير، همه از آنِ خداي سبحان است و اگر مقام يا شخصي محمود است، در حقيقت شأني از شئون فاعليت خداي سبحان است؛ همانند مقام محمود رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم). 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom