eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
📌موانع فهم قرآن در بیان مفسر بزرگ قرآن کریم 📃 فهمیدن قرآن، احكام دین، دستورات الهی و معارف اسلامی لذیذ هست، ولی مانعی دارد؛ زرق و برق دنیا، جاه دنیا، مقام دنیا، تعریف و تمجید دنیا و محرومیت های دنیا اینها مانع است. هم داشتن مانع است و هم نداشتن؛ آن كه دارد مغرور و فریب خورده است، آن كه ندارد محزون و غمگین است، یا مغرور است یا مغموم، در هر دو حال توان یادگرفتن ندارد. ما قبل از هر چیز باید دست و بال قلبمان را از این غل ها باز كنیم. یك انسان بسته در قفس دیدگاهش محدود است، او فقط در و دیوار قفس را می ‌بیند. هر روز ممكن است این قفس را رنگ كنند، آن مرغ هایی كه بیرون در فضای باز پرواز می ‌كنند، این مرغ اسیر در قفس را سرزنش می ‌كنند كه قفس رنگ كردن ندارد! ما كه در قفس دنیاییم، هر روز داریم دنیا را رنگ می ‌كنیم؛ آنها به ما می‌ خندند كه قفس رنگ كردن، كار آدم عاقل نیست. 📃 برای اینكه دست و بالمان باز بشود، باید پیام كسانی را كه آزاد اندیش ‌اند بشنویم. قرآن كریم پیام مردم آگاه اعم از زن و مرد را چنین بیان می کند: هم زنان آگاه، هم مردان آگاه! می ‌فرماید وقتی قارون با آن زیورش از منزل بیرون آمد، افراد ناآگاه می‌ گفتند ﴿یا لَیتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِی قارُونُ﴾؛[1] ای كاش ما هم مثل قارون از تمكن مالی برخوردار بودیم، این حرف افراد ناآگاه؛ اما ﴿وَ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیلَكُمْ ثَوابُ اللّهِ خَیرٌ﴾[2] فرمود طبقه آگاه از برادران و خواهران، آنها به طبقه ناآگاه می‌ گفتند وای بر شما! زر و زیور قارون خیر نیست، ثواب خدا خیر است. ثواب یا از «ثوب» است یعنی پارچه، انسان كاری كه انجام می ‌دهد كه با او پارچه می ‌بافد بعد همان پارچه را می پوشد، چه اینكه هر كاری كه انجام می‌ دهد مثل آن است كه درختی را آبیاری كند، میوه همان درخت را می‌ چیند. اگر باغ خار است خود كشته ‌ای ٭٭٭ وگر پرنیان است خود رشته ‌ای[3] آن جا هیچ كسی را پارچه نمی‌ دهند، لذا یك عده در قیامت برهنه محشور می ‌شوند، پارچه را انسان باید با تار و پود اعمال خود فراهم بكند، «ثوب» را همین جا باید ببافد، این در صورتی است كه ثواب از «ثوب» باشد. 📃 اما اگر ثواب با همان ریشه لغوی «مثاباً» و «مثابةً» باشد كه خدا می ‌فرماید ﴿وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثابَةً لِلنّاسِ﴾[4] ما كعبه را برای مردم «مثابه» یعنی مرجع قرار دادیم، ثواب مرجع است، جایی است كه انسان به او بر می ‌گردد، ما به او رجوع می‌كنیم و مهمان همان خواهیم بود؛ هر كسی به محصول كار خود برمی‌ گردد. ذات اقدس الهی در قرآن كریم می‌ فرماید مردم آگاه اعم از زنان و مردان، به طبقه ناآگاه می ‌گفتند ﴿وَیلَكُمْ ثَوابُ اللّهِ خَیرٌ﴾. خب اگر این حال شد، یعنی ما فهمیدیم آنچه كه پیش خدا هست عزیز است خیر است و زرق و برق دنیا وسیله ‌ای بیش نیست که برای ما است نه ما برای او، این مانع را برطرف می ‌كنیم، با اشتیاق درس می‌ خوانیم، با اشتیاق درس می ‌گوییم، با اشتیاق كتاب مطالعه می‌ كنیم، با اشتیاق كتاب می‌ نویسیم، خود را از بند می‌ رهانیم و دیگران را هم آزاد می ‌كنیم. تنها مانع علم همین دست و و پا گیری این مقامات دنیاست یا زرق و برق دنیاست یا القاب است یا مدرك هست یا جاه است یا شهرت است، همه اینها مانع است. [1]. سوره قصص، آیه79. [2]. سوره قصص، آیه80. [3]. شاهنامه فردوسی، فریدون، بخش20. [4]. سوره بقره، آیه125. 📚 سخنرانی در جامعة الزهرا تاریخ: 1374/02/12 🌴🌴🌴 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. @rahighemakhtoom
برشی از کتاب گرانسنگ (149) (گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅🔅🔅 صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين (آیه 7،سوره حمد) 📌 گزيده تفسير ◽ صراط مستقيمى كه مطلوب عبد سالك است، راه كسانى است كه خداى سبحان به آنان نعمتهاى معنوى عطا كرده است و آنان نه مورد غضب خدايند و نه گمراه. ◽ اينان همراه پيامبران، صديقان، شهيدان و صالحانند كه خداوند نعمت نبوت، صدق، شهادت و صلاح را به آنان بخشيده و بهترين همسفران رهپويان صراط مستقيم هستند. ◽ صراط مستقيم يكى بيش نيست كه هدايت شدگان، آن را به استقامت مى پيمايند و ديگران گژراهه مى روند؛ در نظام هستى چند راه وجود ندارد و هرگز كجراهه آفريده نشده است و از اين رو اگر انسان گمراه نبود، نه كجراهه اى بود و نه ضلالت و غضب. ◽ از سوى خداوند جز خير نازل نمى شود و غضب و گمراه ساختن او كيفرى است، نه ابتدايى. 🌴🌴🌴 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. @rahighemakhtoom
برشی از کتاب گرانسنگ (150) (گنجینه آموزه های تفسیری) 🔅🔅🔅 صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين (آیه 7،سوره حمد) 📌 تفسير ▫ انعمت: ماده ن ع م مشتقات فراوانى دارد كه به اصل واحدى باز مى گردد و معناى آن اصل واحد خوشگوارى زندگى و نيكو بودن حال طيب العيش و حسن الحال ) است و در مقابل آن بؤ س است كه به معناى مطلق شدت و تنگناست و چون ضر، يعنى شرى كه متوجه شى ء مى شود از مصاديق بؤ س است و موجب سلب آن گوارايى و زوال نيكويى است گاهى در مقابل نعمت به كار مى رود: و لئن اءذقناه نعماء بعد ضراء مسته ليقولن ذهب السيئات عنى (سوره هود، آيه 10) و گرنه ضر در مقابل نفع است. ▫ نعمة بر وزن فعلة، اسم نوع است و بر نوع خاصى از نعمت دلالت مى كند و مصاديق آن فراوان و گوناگون است: و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها (سوره نحل، آيه 18)، و اءسبغ عليكم نعمه ظاهرة و باطنة (سوره لقمان، آيه 20) و نعمة بر وزن فعله مصدر است و مانند نعومة به معناى نيكويى حال است: و زروع و مقام كريمَ و نعمة كانوا فيها فاكهين (سوره دخان، آيات 26 27) ذرنى و المكذبين اءولى النعمة و مهلهم قليلا (سوره مزمل، آيه 11) ▫ انعام كه به معناى ايصال نعمت به غير است، تنها در مواردى به كار مى رود كه دريافت كننده نعمت با شعور باشد؛ با اين كه آنچه به موجود فاقد شعور مى رسد و ملايم طبع آن است نيز نعمت است. سر اين اختصاص آن است كه موجود متنعم با شعور قدرت تشخيص امور سودمند از زيانبار را دارد و غير او فاقد چنين تميز و تشخيصى است. (التحقيق، ج 12، ص 178؛ الميزان، ج 11، ص 81) 🌴🌴🌴 🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. @rahighemakhtoom
@mrranjbar3نساء 51.mp3
زمان: حجم: 15.56M
50 🔅🔅🔅 🔹با بیانی جذاب، شنیدنی و زیبا و آسان وساده و کاربردی ▪️با هشتگ در کانال تمام فایل ها را می توانید گوش کنید. 🔅 در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. ☑️ ثواب استفاده از این فایل هدیه به پیشگاه مقدس امام صادق علیه السلام @rahighemakhtoom
(عین.صاد) 📌 عوامل رشد 🔅 در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. @rahighemakhtoom
(عین.صاد) 📌 عوامل رشد آنها كه در راه‌اند و همكارند، يكديگر را سفارش مى‌كنند بر حقى كه به دست آورده‌اند و بر صبرى كه بايد به دست بياورند، اين نقش يك نقش سفارشى و اضافى بر نقش ثابت ايمان و عشق است. آيه از نقش ايمان در سازندگى به طور كلى صحبت كرد، كجا؟ در كلمه «وَ عَمِلُوا الصَّالِحات» و اين است كه به يك مسأله عالى‌تر اشاره مى‌كند و آن نقش سفارش و تواصى و گفت‌وگوى همراهان و همكاران است. بر حساب طبيعى بايد بگوييم: آنها كه به حق مى‌رسانند و آنها كه شكيبايى مى‌آفرينند، نه آنها كه بر حق و صبر سفارش مى‌كنند، اما بر اساس يك ديد دقيق‌تر كه سازندگى و شكيبايى را از آثار ايمان مى‌بيند، اين گونه تعبير نمى‌كند، بلكه تعبير عوض مى‌شود؛ «وَ تَواصَوا بِالحَقِّ»، به حق يكديگر را سفارش مى‌كنند، «وَ تَواصَوا بِالصَّبر» و به صبر يكديگر را مى‌خوانند. اين تواصى يك عامل ديگرى است كه ته مانده استعدادها را به جريان مى‌اندازد. آنچه از خسارت كلى انسان جلوگيرى مى‌كند و آنچه كه تمام رشد را به دست مى‌دهد دو عامل است؛ يكى ايمان كه زيربناى كار و همكار و استقامت در كار است و آفريدگار اين هر سه و ديگرى مؤمن است كه با تذكرها و تواصى‌ها، غفلت‌ها را مى‌سوزاند و استعدادها را به جريان مى‌اندازدو اين تذكر و سفارش، تنها پس از اين زمينه ايمان و عشق مفيد است، كه: «فَذَكِّر فَاِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤمِنين ». جرقه‌ها هنگامى مفيد هستند كه سوخت‌ها متراكم و فشرده باشند. هنگامى كه چند قطره بنزين متراكم بشود و در جاى خود بنشيند، با يك جرقه بارهاى سنگين را به حركت مى‌اندازد و به مقصد مى‌رساند، اما يك درياى بنزين رها و آزاد بر فرض بسوزد، كارى از پيش نمى‌برد و يك دنيا جرقه بر فرض بزند، حركتى نمى‌آورد. تذكرها و سفارش‌ها و جرقه‌ها براى مؤمن‌ها و فشرده شده‌ها و به راه رسيده‌ها مفيد است و آنها را پيش مى‌برد؛ «فَذَكِّرْ فَاِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤمِنين». يادآورى براى اينها سود مى‌دهد و ته مانده استعدادها را به جريان مى‌اندازد. استاد کتاب رشد ، ص 54 🔅 در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. @rahighemakhtoom
✅ یک آیه یک نکته: وَ ظَلَّلْنا عَلَيْکُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوي‏ کُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ(57) و ابر را بر شما سایبان قرار دادیم و «من» [ شیره مخصوص و لذیذ درختان ] و «سلوی» [ مرغان مخصوص شبیه کبوتر ] را بر شما فرستادیم ( و گفتیم: ) «از نعمتهای پاکیزه ای که به شما روزی داده ایم بخورید!» ( ولی شما کفران کردید! ) آنها به ما نکردند بلکه به خود می نمودند. برداشت از آیه ۵۷ 📌 به نفس پروردگار متعال همه‏ گونه نعمت به انسان داده و به هیچ وجه به کسی نکرده و سر سوزنی در ذاتش نبوده بلکه است که خودش به خودش می‏ کند و از راهنمایی‏ های صد در صد صحیح الهی سرپیچی می‏ نماید... @rahighemakhtoom
حضرت آیت الله 📌 زنجیرِ آداب و عادات باطل 📁 آيه «إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِي إِلَي الْأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ» ... لازم نيست غل آهني باشد، همان خوي استكباري، همان «مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ» و مانند آن، اين سدّي است، اين ها گذشته را نمي‌بينند، آينده را نمي‌بينند؛ يك انسان خودمدار همين است. 📁گرچه در قيامت به اين صورت در مي‌آيند كه «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ٭ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ»، اما در دنيا همين رذايل اخلاقي مي‌تواند غُل باشد. 📁اگر در بخشي از آيات قرآن كريم دارد «أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَي قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»، بعضي از دل‌ها واقعاً قفل است، حرف در آنها اثر نمي‌كند؛ اين حقيقت است، مجاز نيست... فرمود واقعاً قلب يك عدّه قفل است، حرف در آنها اثر نمي‌كند ... 📁يا «كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَي قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ»؛ یك وقت انسان دستش با خاك و امثال خاك آلوده است رِيْن مي‌گيرد، غبار مي‌گيرد، چرك مي‌گيرد؛ يك وقت گناه، قلب را آلوده مي‌كند، چركين مي‌كند ... 📁در سوره مبارکه «اعراف» گذشت كه انبياء آمدند تا دست و پاي مردم را باز كنند، مخصوصاً وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) ... «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّورَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ» 📁آن قوانين و آداب و عادات باطلِ دست و پاگير، اين غُل روي گردن اينهاست، انبياء آمدند اين را بردارند. 📼 درس تفسیر قرآن /سوره یس، آیات 13 الی 22 🔅 در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. @rahighemakhtoom
🔅 در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. @rahighemakhtoom
10 🔅🔅🔅 📌 مثال منافقان‌ 1 ▪ اولین مثالی که موضوع بحث ماست، آیه 17 و 18 سوره بقره است: خداوند متعال در این دو آیه چنین می‌فرماید: «مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلما اضات ما حوله ذهب الله بنورهم و ترکهم فی ظلمات لایبصرون صم بکم عمی فهم لایرجعون». ◽ مثل آنان (منافقان) همانند کسی است که آتشی افروخته (تا در بیابان تاریک، راه خود را پیدا کند)؛ ولی هنگامی که آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانی می‌فرستد و) آن را خاموش می‌کند و در تاریکهای وحشتناکی که چشم کار نمی‌کند، آنها را رها می‌سازد، آنها کران، گنگها و کورانند؛ لذا (از راه خطا) باز نمی‌گردند! 📐 دور نمای بحث در این آیه سخن از منافقان است که خود را در پس پرده نفاق پنهان ساخته‌اند؛ اما سرانجام پرده نفاقشان دریده می‌شود و آنان رسوا می‌گردند. ▪ منافقان به انسانی تشبیه شده‌اند که تنها در بیابانی تاریک، سرگردان است و می‌کوشد به روشنی آتشی راه نجات پیدا کند؛ اما راه به جایی نمی‌یابد و همچنان در سرگردانی و تاریکی بیابان تنها می‌ماند. ⏪ ادامه دارد... 🔅 در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. @rahighemakhtoom
11 🔅🔅🔅 📌 مثال منافقان‌ 2 📐 شرح و تفسیر آیه شریفه‌ «مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلما اضات ما حوله ذهب الله بنورهم و ترکهم فی ظلمات لایبصرون صم بکم عمی فهم لایرجعون». ▪ دو تفسیر برای آیه شریفه ذکر شده است: نخست این که: مثل منافقان، مثل انسانهای گم گشته و سرگردان در بیابانی تاریک و مخوف است. فرض کنید مسافری شبانگاه از کاروان خود عقب می‌ماند و در بیابانی تاریک، تنها گرفتار می‌شود. این مسافر نه نوری دارد نه روشنایی؛ نه دلیلی دارد و نه راهنمایی؛ نه جاده مشخصی پیدا می‌کند و نه قطب‌نمایی. از یک سو، ترس از دزدان و حیوانات درنده و از سوی دیگر ترس از هلاکت ناشی از گرسنگی و تشنگی او را به چاره اندیشی و تلاش وا می‌دارد. به جستجو می‌پردازد. مقداری هیزم فراهم می‌کند و آنها را آتش می‌زند، شعله آتش را بر بالای دست می‌گیرد و با شتاب به حرکت در می‌آورد. ناگهان وزش بادی تند شعله‌اش را خاموش می‌کند، تا بخواهد هیزمی جمع‌آوری کند و شعله‌ای بیفروزد، اندک راهی را که برای نجات خود طی کرده بود، هدر می‌دهد و گم می‌کند. ▫ منافقان مانند این مسافر تنها و ره گم کرده و از راه دور مانده‌اند. اینان در روشنایی زندگی در ظلمت و تاریکی قرار گرفته‌اند. از قافله انسانیت و ایمان عقب مانده‌اند. هیچ نشانه راهی ندارند. خداوند نور هدایت را از آنان گرفته و آنها را در تاریکی ترک نموده است. ▫ منافقان شخصیت‌های دوگانه و دورویی دارند، ظاهری مسلمان و باطنی کافر؛ ظاهری صادق و باطنی ناراست؛ ظاهری مخلص و باطنی ریاکار؛ ظاهری امین و باطنی خیانت پیشه؛ ظاهری دوستانه و باطنی دشمن صفت و .... اینان از ظاهر پرفریب خود روشنایی آتشی پدید می‌آورند. خود را مسلمان نشان می‌دهند و از مزایای اسلام بهره‌مند می‌گردند، ذبیحه آنان حلال محسوب می‌شود، آبروی آنها محفوظ می‌ماند، اموال آنها محترم شمرده می‌شود، از حق ازدواج با مسلمانان برخوردار می‌شوند و .... اینها، بهره‌های اندکی است که از روشنی آن آتش در این زندگی کوتاه مادی خود به دست آورده‌اند. با مرگ، این آتش خاموش می‌شود و روشنی آن از بین می‌رود (ذهب الله بنورهم) و خداوند آنان را در تاریکی‌های قبر و برزخ رها می‌کند. آن جاست که درمی‌یابند آن اسلام ظاهری و ایمان ریایی هیچ سودی برایشان ندارد. ▫ نتیجه آن که، این آیه شریفه و مثل رسا و روشن، تشبیهی است که در آن، «مشبه» منافقانند و «مشبه به» مسافر سرگردان در بیابان و «وجه شبه» حیرانی و سرگردانی و بی اثر بودن سعی و تلاش‌های ظاهری آنان است. ⏪ ادامه دارد... 🔅 در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید. @rahighemakhtoom