eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
eshghe khoonin_ moharame 88_ 02 p2.pdf
حجم: 113.5K
🏴 ویژه برنامه ▫️سلسله بیانات حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی با موضوع «تحلیل قیام سید و سالار شهیدان علیه السلام در پرتو عشق و محبت الهی» ▪️ جلسه دوم ا 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
آیت الله جوادی آملیk-03 Eshgh khoonin.mp3
زمان: حجم: 2.71M
🏴 ویژه برنامه ▫️سلسله بیانات حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی با موضوع «تحلیل قیام سید و سالار شهیدان علیه السلام در پرتو عشق و محبت الهی» ▪️ جلسه سوم 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
eshghe khoonin_ moharame 88_ 03 p2.pdf
حجم: 102.7K
🏴 ویژه برنامه ▫️سلسله بیانات حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی با موضوع «تحلیل قیام سید و سالار شهیدان علیه السلام در پرتو عشق و محبت الهی» ▪️ جلسه سوم 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
کتاب ادب فناي مقربان جلد2 استاد علامه 🔁 آثار 21 @rahighemakhtoom 🌴🌴🌴 65. ادب: «نعم قرين العقل الأدب»[ شرح غرر الحکم، ج6، ص158.]؛ ادب، قرين خوبي براي عقل است. «لا عقل لمن لا أدب له»[ همان، ص400.]؛ كسي كه ادب ندارد، عقل ندارد. «صلاح العقل الأدب»[ همان، ج4، ص195.]؛ ادب، نشان سلامت عقل است. «الأدب صورة العقل»[ همان، ج1، ص246.]؛ ادب، صورت عقل (نماينده و نشان دهنده آن) است. «الأدب في الإنسان كشجرةٍ أصلها العقل»[ شرح غررالحكم، ج2، ص109.]؛ ادب در وجود انسان مانند درختي است كه ريشه آن، عقل است. «أفضل العقل الأدب»[ همان، ص389.]؛ ادب، با فضيلت‌ترين عقل است. «إنّ بذوي العقول من الحاجة إلي الأدب كما يظمأ الزّرع إلي المطر»[ همان، ص513.]؛ نياز صاحبان خرد به ادب، همانند نياز زراعتِ تشنه، به باران است. 📜 تذكّر: ⏪ يكم. ادب، ظرافت ويژه در گفتار، كردار و رفتار است. موادّ خامي كه ممكن است به گونه‌هاي متفاوت در قول، فعل و روش، ارائه گردد، اگر با زيبايي خاص و هنر مخصوص تجلّي يابد، همراه با ادب خواهد بود. مثلاً از عبّاس، عموي حضرت ختمي مرتبت(صلّي الله عليه وآله وسلّم) پرسيدند: «أَنت أَكبر أم رسول‌الله(صلّي الله عليه وآله وسلّم)»؛ تو بزرگ‌تري يا پيامبر خداص؟ عباس در پاسخ گفت: «هو أكبر و أنا ولدتُ قبله»[ كحل البصر في سيرة سيد البشر، ص58.]؛ او بزرگ‌تر است و من، پيش از او متولّد شده‌ام. اين گفتار وي، اديبانه و هنرمندانه است؛ زيرا اگر مي‌گفت: «من بزرگ‌ترم»، زيبايي پرهيز از خوداخواهي، هنر رهايي از اشتراك لفظ، ادب نجات از توهّم برتري و... حاصل نمي‌شد. امّا با گفتن اينكه «آن حضرت(صلّي الله عليه وآله وسلّم) بزرگ‌تر است و من، پيش از او متولّد شده‌ام»، هم اصل مطلب به سائل منتقل شد و هم زيبايي و هنر در گفتار حاصل شد. ⏪ دوم. علوم ادبي براي تأمين زيبايي و هنر در آثار ملفوظ و مكتوب است تا محاوره، دلپذير شود، فاهمه، لذّت ببرد، عاقله، مبتهج شود و سامعه، بهره گيرد. چنان‌كه نقّاشي، معماري، خطّاطي، بافندگي، سازندگي، دوزندگي و سايرحرفه‌هاي فني، ادبيات ويژه باصره و ساير قواي مرتبط به رشته‌هاي ياد شده است. 🍀🍀🍀
برشی از کتاب گرانقدر سروش هدایت ج 3- برش 233 🔅🔅🔅 📈 مقدمه بر شرح صحيفه سجاديه جناب آقاي حاج شيخ حسن ممدوحي ⏪ پنجم. نظام علّي و معلولي رايج در حكمت و كلام، نردباني براي صعود به نظام توحيد افعالي دارج در عرفان است. هرگز اين دو منظر معرفتي مباين هم نبوده و مخالف يكديگر نيستند، بلكه فقط مختلف اند؛ چه اينكه اختلاف طولي، لازم اين گونه تشكيكهاي معرفت شناختي است. ▫ نگاه به اسباب متوسط و توسّل به آنها براي توصل به هدف برين، مخالف انقطاع به مسبّب اسباب و توسل به خود او براي وصول به خود وي نخواهد بود، زيرا سالك واصل كه در مشهد ربوبي به سر برد تا دستور توسل به علل مياني را نيابد، به صرف اطلاق يا عموم دليل نقلي و به محض نظام علّي و معلولي عقلي بسنده نمي كند، چون هويّت مطلق ازلي همان طور كه سبب ساز است، سبب سوز نيز هست؛ ليكن در هر دو حال، اصل سببيّت محفوظ بوده و او همچنان مُسبّب اسباب بوده و خواهد بود؛ يعني آنگاه كه مثلاً آتش را سبب سوزاندن قرار داد، با آن زماني كه سوزندگي او را سوزانيد و با فرمانِ (يا نار كوني برداً و سلاماً علي إبراهيم) [سوره انبياء، آيه 69.]، احراق آتش را طعمه حريق كرد و حرارت او را به برودت تبديل نمود و خطر سوختن را به خير سلامت تعويض كرد، در هر دو حال اصل نظام علّي و معلولي حاكم بود و در هر دو وضع، خداوند مسبب الاسباب بود و در هر دو صورت، تسبيب او حرف اول را مي زد و چون عليّتِ اسباب متوسط، همانند اصل هستي آنها محدود است؛ با تغيير ملزوم(سبب)، لازم (مُسبّب) نيز دگرگون مي شود و چيزي كه سرمدي نيست، شايسته اتكا نخواهد بود، مگر به دستور مستقيم همان مبدأ وحيد و مصدر احد. ▫ از آنچه قبلاً بازگو شد، به انضمام آنچه هم اكنون مطرح شد، تفاوت تشكيكي دعاي حكيمانه و متكلمانه داعيان و مناديان، با دعاي عارفانه و محرمانه مناجيان معلوم مي گردد. نمونه آن جريان حضرت ابراهيم خليل(عليه‌السلام) است كه برخي از ادعيه آن حضرت مياني و بعضي از نيايش هاي وي نهايي است، لذا تفاوت تشكيكي (نه تبايني) (والّذي هو يُطعمني و يسقين و إذا مرضتُ فهو يشفين... ) [سوره شعراء، آيات 79 ـ 80.]با «حسبي من سؤالي علمه بحالي» [بحار الانوار، ج 68، ص 155.]محفوظ خواهد بود، زيرا احوال آنان يكسان نيست، بلكه به اقتضاي مظهريّت خداوندي كه «دانٍ في علوّه» [مصباح الكفعمي، ص 353.]و «عالٍ في دنوّك» [مصباح المتهجّد، ص 425؛ بحار الانوار، ج 87، ص 196.]، گاهي دعاي عالي دارند و زماني نيايش داني كه چون اين داني رقيقه آن عالي و آن عالي حقيقت اين داني است، تفاوت درجات صدور يا اختلاف مراتب ظهور متحفظ است. ‌🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
برشی از کتاب گرانقدر سروش هدایت ج 3- برش 233 #آیت_الله_جوادی_آملی #سروش_هدایت #اسلام_شناسی #آموزه_
برشی از کتاب گرانقدر سروش هدایت ج 3- برش 234 🔅🔅🔅 ▫ در اين مطلبِ سامي، بين حيات و ممات و مظهر احيا و اماته و مجلاي مهر و قهر الهي فرق نيست، بنابراين اگر ابراهيم خليل(عليه‌السلام) در هنگام ارتحال، به آساني جان به عزرائيل(عليه‌السلام) نمي داد، نه براي شوق ماندن يا خوف از رفتن بود، بلكه منتظر دستور (ارجعي الي ربّك... ) [سوره فجر، آيه 28.]، به طور مستقيم و بدون واسطه بود، چون سالك واصلي مانند حضرت خليل(عليه‌السلام) كه در مراسمِ (حرّقوه و انصروا ءالهتكم) [سوره انبياء، آيه 68.]، نه تنها از فرشتگان مقرّب نصرت نخواست،بلكه كمك معروضِ آنان را نپذيرفت و حاضر نشد، پيك وحي خدا چونان جبرئيل(عليه‌السلام) حاجب گردد، رضايت نمي دهد كه در عيد لقا و موسم وصال، پيك اماته الهي همچون عزرائيل(عليه‌السلام) رابط شود، لذا چنين پرده رقيقي را هم برنتابيد، چه اينكه آن حجاب ظريف را هم تحمل نكرد: چون خليل الله در نزع اوفتاد جان به عزرائيل آسان مي‌نداد گفت چون من گويم اينك ترك جان پاي عزرائيل آمد در ميان بر سر آتش درآمد جبرئيل گفت از من حاجتي خواه اي خليل من نكردم سوي او آن دم نگاه زانكه بندِ راهم آمد جز اِله چون بپيچيدم سر از جبريل من كي دهم جان را به عزرائيل من زان نيارم كرد جان خوش خوش نثار تا از او آيد به گوشم جان بيار چون به جان دادن رسد فرمان مرا نيم جو ارزد جهاني جان مرا در دور عالم كي دهم من جان به كس تا كه او گويد، سخن اين است و بس [منطق الطير عطار، ص 193 ـ 194 ، ابيات 3464 ـ 3476.] 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
📚 درس خارج فقه نکاح ـ جلسه 486 تاریخ: 1398/09/20 🔅🔅 🔅 🏴 نفَسُ الْمَهْمُوم ▪️ در جریان کربلا و جریان سیدالشهدا (سلام الله علیه) قسمت مهم این عزاداری ‌ها و اشک ‌ها به هر حال بر اساس عاطفه هم هست، محبت هم هست و کمتر کسی است که بتواند خودداری کند، اما فرمودند به اینکه حیف این اشک است که شما اینها را در حدّ مظلومیت سیدالشهدا و دلتان می ‌سوزد و مانند آن خلاصه کنید، اینها البته امر عادی است. شما اگر بدانید جریان سیدالشهدا و عظمت اشک برای آنها چیست ثواب بیشتری می ‌برید. در ماه مبارک رمضان که آدم «ضیف الله» است مهمان خدا است و عزیزترین ماه سال است، درباره «روزه» که جزء عزیزترین کارها است آن جا در روایات «روزه» آمده است که «أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ‏»؛[1] نَفَسی که می ‌کشید عبادت است تسبیح است مثل اینکه دارید می‌ گویید «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ»، «أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ‏» چون مهمان خدا هستید در مهمان‌ خانه ذات اقدس الهی هستید. در جریان سیدالشهدا این را آورد در حدّ ضیافت خدا در حدّ مهمانی خدا فرمود: «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیح»،[2] این چکار به گریه دارد؟! این چکار به عاطفه دارد؟! آدم اگر بگوید «سبحان الله» ذکر است، اگر در ماه مبارک رمضان که روزه دارد نَفَس می ‌کشد مثل اینکه بگوید «سبحان الله»، اگر در عزای پسر پیغمبر آهی بکشد، یک آه! فرمود: «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا» این مثل «سبحان الله» است، حیف است که ما این را کم بگیریم! بله گریه می ‌کنیم اما بدانیم برای چه کسی گریه می‌کنیم برای چه گریه می کنیم، خیلی است این! این مجلس عزا را بُرده در سطح ضیافت خدا! ▪️ اگر نَفَس ما که مهمان خدا هستیم عبادت است و نفس کسی که بر اساس مظلومیت حسین بن علی یک آهی می ‌کشد هم‌سطح او است، حیف است که ما این عزاداری‌ ها را در همین سطح خلاصه کنیم! «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَة»، سخن از مظلومیت و اسارت و مانند آن نیست، خیلی از افراد بودند که مظلومانه شهید شدند مظلومانه اسیر شدند، در صورتی که آدم گریه بکند البته آن یک ثوابی دارد؛ اما یک آهی بکشد برای مظلومیت پسر پیغمبر این مثل نَفَس روزه ‌دار باشد؟! ▪️ این حدیث را مرحوم مفید (رضوان الله تعالی علیه) در همان مجلس چهلم خود نقل کرد که در صفحه ‌338 این چاپ می ‌گوید: «أَخْبَرَنِی أَبُو الْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَیهِ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِی قَالَ حَدَّثَنَا سُلَیمَانُ بْنُ سَلَمَةَ الْكِنْدِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدِ بْنِ غَزْوَانَ وَ عِیسَی بْنِ أَبِی مَنْصُورٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَةٌ وَ كِتْمَانُ سِرِّنَا جِهَادٌ فِی سَبِیلِ اللَّه»، خیلی از مقامات اهل بیت است که برخی‌ ها ظرفیت آن را ندارند، گوشه ‌ای از زیارت «جامعه» را شنیدند می ‌گویند این برای شیعیان غالی است، اینها که نمی ‌دانند عالَم چه خبر است؟ انسان کامل کیست؟ مظهریت یعنی چه؟ این همه ملائکه برای آدم (سلام الله علیه) سجده کردند و یقیناً وجود مبارک پیغمبر ما بالاتر از آدم است، کدام ملک بود که سجده نکرد! انسان وقتی زیارت «جامعه» و مانند آن را‌ می ‌خواند گاهی ممکن است ـ معاذ الله ـ یک مقداری تأمل کند و لرزه داشته باشد، نه خیر! بعد کسی بگوید اینها برای شیعیان غالی است و مانند آن! فرمود شما این حرف ‌های ما را برای همه نقل نکنید حالا چه داعی دارید، آن اوج مقام اهل بیت را بخواهید نقل کنید وقتی بعضی ظرفیت ندارند چرا نقل می ‌کنید؟! این تسبیح است «كِتْمَانُ سِرِّنَا جِهَادٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یجِبُ أَنْ یكْتَبَ هَذَا الْحَدِیثُ بِالذَّهَب» خود حضرت فرمود لازم است این را با طلا بنویسید که چه؟ «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ» خیلی حرف است! از بس این مقام نورانی است! ▪️ بنابراین ما چند گونه می ‌توانیم عزاداری کنیم هر مرحله آن؛ آن بکاء، آن إبکاء، آن تباکی‌، همه‌ آن ثواب دارد، از آن مرحله شروع می ‌شود تا مرحله ‌ای که انسان هم ‌سطح نَفَس روزه ‌دار نَفَس می ‌کشد، خیلی است! [1]. الأمالی(للصدوق)، النص، ص93؛ وسائل الشیعة، ج‏10، ص313. [2]. الأمالی(للمفید)، النص، ص338. 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عقل سرخ (۳) _ شهادت، هزینه ظلم ستیزی به استناد آن الهی فرمود: مگر نمی بینید که عمل نمی شود و از گریزان نیستند؟! و مگر نشنیده اید که (علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) فرمود: (اگر ملتی نکند و جلوی را نگیرد، با خود آن ظالم یکجا به جهنم می رود.) این کار دارد؛ هزینه این کار این است که شما مشتاق لفای دوست باشید. این کار بدون هزینه نخواهد بود. اولین هزینه اوست و در شدن، لقای محبوب نهادینه شده است. (فَالیَرغَبِ المُومنُ فِی لِقاءِ اللهِ حَقّاً). در ، درباره لقاء خدا ، درباره شهادت شما مشتاقانه حرکت کنید. 🔷️ ر.ک بحار الانوار / جلد ۴۴ / صفحه ۳۸۲ و تحف العقول / صفحه ۲۴۵ ✅ سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم _ آمل ؛ حسینیه هدایت _ ۱۳۸۲/۱۲/۰۳ 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
برداشت از آيات ۱۱۵ ـ ۱۱۲ 📌 خيزی يکی از کارهايی که الی بايد انجام دهد و است. بايد در آن موقع بخواند و در الهی کند و در تمام ‏ ها بر همه بگيرد، با سرعت به طرف برود، از هم دستگيری کند و بداند که به جزای اعمال نيکش خواهد رسيد. 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom