eitaa logo
مسجدالرسول(ص) میدان راهنمایی
141 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
321 ویدیو
2 فایل
این کانال بمنظور اطلاع رسانی کلیه فعالیتهای فرهنگی ، تربیتی ،آموزشی ،اردویی و .. مسجدالرسول(ص) تشکیل گردیده است. یاعلی
مشاهده در ایتا
دانلود
آیات بامداد پنجشنبه ، تاسوعای حسینی علیه و علی اصحابه السلام : . سوره شورى : وَ مِنْ آياتِهِ الْجَوارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ «32» . و از نشانه‏ هاى (قدرت) او (حركت) ‏ ها است در دريا كه همچون علائمى برجسته ‏اند. سوره شورى : إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَواكِدَ عَلى‏ ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ «33» . اگر بخواهد باد را متوقف مى‏ كند پس كشتى‏ها بر پشت آب راكد مى مانند. همانا در اين امر براى هر صبر پيشه سپاسگزار، نشانه ‏هايى (از قدرت خدا) وجود دارد. . نكته ‏ها: «الْجَوارِ» جمع « » به معناى كشتى در حال جريان و حركت است و مراد از «كَالْأَعْلامِ» يا كشتى ‏هاى بزرگ و غول پيكر است و يا كوه‏هاى يخى در حال جريان. از نقش در طبيعت نبايد غافل بود. تنفس موجودات زنده، حركت كشتى‏ها، انتقال ابرها، بارور شدن گياهان و تعديل سرما و گرما همه در گرو جريان باد است و امروزه باد از منابع انرژى به شمار مى‏رود. در قرآن كريم چهار مرتبه كلمه‏ «صَبَّارٍ» بكار رفته كه به دنبال تمام آنها كلمه‏ «شَكُورٍ» آمده است و اين نشانه آن است كه صبر و در كنار هم نقش ويژه ‏اى دارند. در حديثى از رسول‏ خدا صلى الله عليه و آله آمده است كه دوشاخه دارد يك شاخه صبر و شاخه ديگر شكر است. پيام‏ها: 1- تناسب ميان آب دريا و كشتى از نظر وزن و حجم، از نشانه ‏هاى قدرت الهى است. «وَ مِنْ آياتِهِ الْجَوارِ فِي الْبَحْرِ» (فرو نرفتن كشتى‏هاى غول‏ پيكر در اعماق درياها، به خاطر تفاوت‏هايى است كه خدا ميان اجسام و اجرام نهاده است.) 2- زمانى قدر نعمت شناخته مى‏شود كه از دست برود. «إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ» 3- آنچه را ما يك نشانه و آيه مى‏بينيم در نزد محقّقان پر حوصله چندين نشانه است. «لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ» 4- طبيعت و مظاهر آن چون آب و باد، براى كسانى آيه و نشانه است كه بر سختى‏ ها و رفاه دنيا صابر و شاكر باشند. «لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ»
آیه بامداد پنجشنبه : سوره زخرف : وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ «88» و سخن رسول ما اين است: اى پروردگار! همانا اينان قومى هستند كه نمى‏آورند. نكته‏ها: «قِيلِهِ» مثل «قوله» مصدر و به معناى است. پيام‏ها: 1- پيامبران در برابر افراد لجوج به خدا پناهنده مى‏شوند. «يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ» 2- مبلّغان دينى توقّع پذيرش حقّ را از همه مردم نداشته باشند. «هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ»
آیه بامداد چهارشنبه : . سوره احقاف‏ : وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ «11» . و كسانى كه كفر ورزيدند، درباره كسانى كه آورده ‏اند، گويند: اگر (اسلام) خوب بود، آنان در پذيرفتن آن بر ما سبقت نمى‏گرفتند. و چون خود هدايت نيافتند، به زودى خواهند گفت: اين دروغى سابقه ‏دار است ! . نكته ‏ها: كفار گمان مى‏كنند تنها آنان مى‏فهمند و اگر امر مفيد و خوبى وجود داشته باشد، پيش از ديگران به آن دست مى‏يابند. و چون آنان ايمان نياورده ‏اند، لابد، ايمان امر خوبى نيست! . پس از آنكه پيامبر فرمود: «ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ» رسالت، چيز جديدى نيست و من پيامبرى نوظهور نيستم، دشمنان، دست به تخريب اصل نبوّت زدند و گفتند: «هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ» اين دروغى قديمى و نيرنگى كهن است. پيام‏ها: 1- كفار، خود را زيرك‏ تر از مسلمانان مى ‏پندارند. «لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ» 2- تبليغات تحقيرآميز عليه اسلام و مسلمانان هميشه بوده است. لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا ... 3- در هدايت قرآن شكى نيست، ولى افراد لجوج و متكبر آن را نمى‏ پذيرند. «وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا» 4- دشمن، هميشه از يك راه وارد نمى‏شود و يك حرف ومنطق ندارد. گاهى مى‏گويد: اسلام ارزشى ندارد وگرنه ما قبل از همه مى ‏پذيرفتيم، «لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا» و گاهى مى‏گويد: اين مطالب، دروغ كهن و سابقه ‏دارى بيش نيست. «فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ» 5- گاهى بايد مربّى، افراد تحت تربيت خود را با آشنا كردن به انواع ادعاها و گرايش‏ها و سخنان ياوه و مسموم و دادن پاسخ به آنها، بيمه كند. قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ... فَسَيَقُولُونَ‏ ... 6- رهبر و مردم بايد ياوه ‏سرايى ‏هاى مخالفان را پيش‏ بينى كنند. «فَسَيَقُولُونَ» 7- مخالفان به قدرى لجوجند كه هم محتواى قرآن را دروغ مى‏پندارند و هم تاريخ مصرف گذشته مى‏دانند. «هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ» 8- اين‏كه قرآن مربوط به زمان پيامبر بوده و به درد امروز نمى‏خورد، شبهه و حرفِ جديدى نيست، مخالفانِ مدعى فكر و انديشه در زمان پيامبر نيز، اين شبهات و حرف‏هاى بى‏ اساس را مى‏گفتند. هذا ... قَدِيمٌ‏ 9- زشت بودن افترا و دروغ‏بافى، امرى فطرى است. حتّى كفار براى شكستن اسلام، آن را افك و افترا مى‏ناميدند. «إِفْكٌ قَدِيمٌ»
آیه بامداد جمعه : . سوره محمّد : ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ أَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثالَهُمْ «3» . اين (دو گونه سرانجام) به خاطر آن است كه كسانى كه كفر ورزيدند، از باطل پيروى كردند و كسانى كه آوردند، از همان حقى كه از طرف پروردگارشان (نازل شده) است پيروى نمودند. اين گونه خداوند براى (بيدارى) مردم، مثال حالشان را بيان مى‏كند. . نكته ‏ها: مقايسه و تفكيك ميان سرانجام كافران و مؤمنان، يكى از شيوه ‏هاى تربيتى قرآن است كه در اين چند آيه مكرّر بيان شده است. . در اين آيه، ايمان و كفر بر اساس حق و باطل از يكديگر جدا شده ‏اند كه بيانگر منطق قرآن در برخورد با مخالفان است. . پيام‏ها: 1- سرنوشت و عاقبت خوب يا بد انسان، تابع افكار و اعمال اوست. «أَضَلَ‏ أَعْمالَهُمْ‏ ... أَصْلَحَ بالَهُمْ‏- ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ ...» 2- باطل‏ گرايى، زمينه گرايش به كفر است. «الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ» 3- هر راهى كه در مقابل حقّ قرار گيرد، باطل و بى اساس است و ميان حق و باطل، راه سومى وجود ندارد. اتَّبَعُوا الْباطِلَ‏ ... اتَّبَعُوا الْحَقَ‏ 4- باطل، از ناحيه انسان است و به خدا نسبتى ندارد ولى حق از سوى خداوند است و حقايق آسمانى پوچ نيستند. «الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ» 5- مصداق بارز و روشن حقّ، قرآن است. «اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ» (در آيه قبل خوانديم: «بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ») 6- استفاده از مثال و بيان عوامل سعادت و شقاوت انسان در قالب ، از اصول تربيتى قرآن است. ذلِكَ بِأَنَ‏ ... كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثالَهُمْ‏
آیه بامداد یکشنبه : . سوره محمّد : ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ «38» . آگاه باشيد! اين شماييد كه براى در راه خدا دعوت مى‏شويد، پس بعضى از شما مى‏ورزند و هر كس بخل ورزد، فقط نسبت به خود بخل مى‏ورزد و خداوند غنىّ و بى ‏نياز است و شماييد نيازمندان و اگر روى بگردانيد، قومى غير شما را جانشين شما مى‏كند كه آنان مثل شما (سست ايمان و بخيل) نباشند. . نكته‏ ها: سؤال: در دو آيه قبل فرمود: «لا يَسْئَلْكُمْ أَمْوالَكُمْ» ما از اموال شما چيزى نمى‏خواهيم، در حالى كه اين آيه مردم را دعوت به انفاق كرده و از آنان چيزى مى‏خواهد، اين چند آيه را چگونه در كنار هم جمع نماييم؟ . پاسخ: مراد از «لا يَسْئَلْكُمْ أَمْوالَكُمْ» آن است كه ما در قبال هدايت و ايمانتان چيزى از شما نمى‏خواهيم و يا براى خودمان نيازى به شما نداريم، ولى دعوت به انفاق در اين آيه، براى ايجاد عدالت اجتماعى، وحدت، نوع‏دوستى، برطرف كردن كدورت‏ها، كينه‏ ها وتبعيض‏هايى است كه اگر برطرف نشود، تفاوت طبقاتى به صورت يك عقده و انفجار و انتقام در مى‏آيد و دعوت به انفاق براى حفظ خود انسان‏ها است. . لذا خداوند مى‏فرمايد: هر كس بخل ورزد، به خودش خواهد بود و خداوند از هر جهت غنى و بى‏ نياز است. در تفاسير مى‏خوانيم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ كسى كه پرسيد: آن قوم ديگر كه بخل نمى ‏ورزند كيانند؟ حضرت دستى به شانه سلمان زدند و فرمودند: منظور، قوم سلمان (مردم ايران) است، سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست، اگر به ثريّا بسته باشد، گروهى از آن را به چنگ مى‏آورند. . پيام‏ها: 1- در تبليغ، گاهى بايد مخاطب را براى شنيدن حساس كرد. ها أَنْتُمْ‏ ... 2- تا مى‏توانيد با دست خود انفاق كنيد كه وارثان كارى نخواهند كرد. «لِتُنْفِقُوا» 3- آنچه مورد دعوت الهى است، كار خالصانه است. «لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» 4- مردم را بايد به انفاق و كمك به ديگران دعوت كرد، امّا بايد آزادشان گذاشت‏ تا با فكر و انتخاب خود گامى بردارند. «فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ» 5- كسى كه بخل مى‏ورزد، گمان مى‏كند مردم را از مال خود كرده، در حالى كه خودش را از محبوبيّت و عزّت وقرب الهى محروم كرده است. «فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ» 6- بخل مربوط به روحيه افراد است و لازمه‏ى آن ثروتمند بودن نيست، چه بسيارند افرادى كه سرمايه دارند و بخل ندارند. «فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ» 7- دعوت به انفاق، نشانه‏ى نياز خداوند نيست. «وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ» 8- در تبليغ، مخاطبين را مغرور نكنيم. تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا ... أَنْتُمُ الْفُقَراءُ (در كنار دعوت به انفاق، بى‏نيازى خدا و فقر و نيازمندى انسان را يادآور مى‏شود) 9- در تبليغ و دعوت، از تملّق مردم پرهيز شود و كرامت احكام الهى حفظ گردد. تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا ... وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ‏ 10- احكام خداوند تعطيل نمى‏شود، گرچه شما آن را انجام ندهيد. «إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ» 11- همان گونه كه تاريخ گذشته درس عبرت است، آينده‏ نگرى نيز مى‏تواند سازنده باشد. «يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ» 12- ترك انفاق به قدرى دارد كه ممكن است خداوند ملّت يا رژيمى را قلع و قمع كند. وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ‏ ... 13- براى تربيت و ترغيب، گاهى بايد از اهرم تهديد استفاده كرد. «وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ» 14- زمين، هرگز از افراد صالح خالى نخواهد ماند. «يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ» (سنّت الهى آن است كه زمين خالى از حجّت نباشد.) 15- آنچه براى خداوند مطرح است بندگان مطيع است، من و شما ندارد. «قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ» (دين الهى براى بقا و استمرار خود، وابسته به هيچ گروه و قوم خاصى نيست.)
آیه بامداد سه شنبه : . سوره فتح : بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى‏ أَهْلِيهِمْ أَبَداً وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً «12» . بلكه (نافرمانى و شما به خاطر آن بود كه) گمان كرديد پيامبر و مؤمنان هرگز (به سلامت) به خانواده ‏هاى خود باز نخواهند گشت و اين در دل‏هاى شما آراسته شد و گمان بد كرديد و (اين گونه) مردمى بدبخت شديد. . سوره فتح : وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً «13» . و هر كس به خدا و پيامبرش ايمان نداشته باشد، پس ما براى كافران آتش شعله‏ ور آماده كرده ‏ايم. . نكته‏ ها: كلمه « » به معناى ورشكستگى، رسوايى و هلاكت است. فطرت انسان، كارهايى را بد و زشت مى‏داند ولى شيطان و نفس، آنها را نزد انسان زيبا جلوه مى‏دهند، تا انسان مرتكب آن شود. ، خيال كردند كه مسلمانان شكست خورده و همه كشته خواهند شد، لذا ترس، بخل، محروميّت و رسوايى را بر خود خريدند. . پيام‏ها: 1- خداوند به افكار درونى مردم آگاه است و روزى از آنها پرده برمى‏ دارد. «بَلْ ظَنَنْتُمْ» 2- بسيارى از محاسبات و ‏ها كه انسان را آشفته يا شيفته كرده، واقعيّت ندارد. «بَلْ ظَنَنْتُمْ» 3- گاهى سوء ظن و افكار انحرافى چنان در انسان تأثير مى‏گذارد كه او را به يقين و سرانجام نافرمانى مى‏كشاند. «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ» 4- ترس از شكست، از عوامل فرار از جهاد است. بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ‏ ... 5- توجّه بيش از حدّ به خانواده، عامل فرار از جهاد است. لَنْ يَنْقَلِبَ‏ ... إِلى‏ أَهْلِيهِمْ أَبَداً 6- توجّه به خانواده، گاهى چنان در نزد انسان جلوه و ارزش پيدا مى‏كند كه فرد حاضر مى‏شود خدا و رسولش را به خاطر آنها رها كند. «زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ» 7- سوء ظن و پندارها و محاسبات نابجا، دل انسان را باير و شخصيّت او را تباه مى‏كند. «ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً» 8- نافرمانى از فرامين رسول خدا، نشان نداشتن واقعى و يا زمينه بى ‏ايمانى است. «مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ»
آیات بامداد سه شنبه : . سوره حجرات : وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ «7» . و بدانيد كه در ميان شما ‏ خداست كه (شما بايد از او پيروى كنيد و) اگر او در بسيارى از امور شما باشد، قطعاً به سختى ومشقّت خواهيد افتاد، ولى خدا را محبوب شما قرار داده و در دلهايتان آن را زينت بخشيده است و كفر، فسق و گناه را مورد تنفّر شما قرار داده است. آنها همان رشد يافتگان هستند. . سوره حجرات : فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ «8» . (اين علاقه به ايمان و تنفّر از كفر،) فضل و نعمتى بزرگ از طرف خداوند است و خداوند آگاه و حكيم است. . نكته ‏ها: در ذيل آيه قبل خوانديم كه وليدبن عَقبه به دروغ، خبر مخالفت مردم با پرداخت زكات را به پيامبر صلى الله عليه و آله داد. مردم آماده هجوم شدند كه آيه نازل شد: هرگاه فاسقى خبرى آورد تحقيق كنيد. اين آيه مى‏فرمايد: اصولًا مردم بايد پيغمبر باشند، نه آنكه رهبر الهى تابع‏ ‏ هاى ناپخته‏ى برخاسته از گزارشات افراد فاسق قرار گيرد. . در روايات مى‏خوانيم: اگر اهل ايمان نزد شما محبوب بودند، در راه خير هستيد و اگر به گنهكاران علاقمند بوديد، در شما خيرى نيست. بر اساس روايات، يكى از مصاديق ايمان در جمله‏ى‏ «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ»، محبّت على‏ ابن ابى‏طالب عليهما السلام و مراد از كفر و فسوق و عصيان، دشمنى با اهل‏بيت پيامبر عليهم السلام است. در حديث مى‏خوانيم: كسانى كه علاقه به معنويات و تنفّر از گناه را نعمت نمى‏دانند، نعمت‏هاى الهى را كفران كرده، عملشان كم و تلاشهاى آنان نابود است. . ايمان زمينه‏ى رشد، «وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ» و كتب آسمانى وسيله‏ى رشد هستند، «يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ» . در اين آيه نيز مؤمنان واقعى اهل رشد معرّفى شده ‏اند. «أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ» به هر حال مراد از در قرآن، رشد معنوى است، و اين كوته فكرى است كه انسان رشد را تنها در كاميابى ‏هاى دنيوى بداند. . پيام‏ها: 1- اگر مى‏خواهيم پشيمان نشويم بايد به تعاليم انبيا مراجعه كنيم. (در آيه‏ى قبل، سخن از ندامت و پشيمانى بود و اين آيه مى‏فرمايد: به پيامبر مراجعه كنيد تا از كارهاى ندامت‏آور بيمه شويد.) «نادِمِينَ‏- وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ» 2- حضور پيامبر ورهبران الهى، امتياز خاصّى براى جامعه است. «فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ» 3- رهبر بايد در دسترس مردم باشد. «أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ» 4- توقّع مشورت كردن پيغمبر با مردم مانعى ندارد، امّا پيامبر از مردم انتظارى نابجاست. لَوْ يُطِيعُكُمْ‏ ... لَعَنِتُّمْ‏ ... 5- مشكلات جوامع به خاطر دورى از مكتب انبيا وعمل به سليقه ‏ها وهوسهاى شخصى است. لَوْ يُطِيعُكُمْ‏ ... لَعَنِتُّمْ‏ ... 6- رهبر جامعه اسلامى بايد استقلال رأى داشته باشد. لَوْ يُطِيعُكُمْ‏ ... لَعَنِتُّمْ‏ ... (دشمن نيز همين نوع مشكلات را كه برخاسته از سستى رأى رهبر است مى‏خواهد، چنانكه در جاى ديگر مى‏خوانيم: وَدُّوا ما عَنِتُّمْ‏ ... ) 7- در مواردى كه حكمى از طرف خدا و رسول نيست، مشورت با مردم و پيروى از آنها مانعى ندارد. «فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ» 8- گرايش به مذهب، امرى فطرى است كه خداوند در انسان به وديعه گذاشته است. حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ‏ ... 9- ايمان، امرى قلبى است كه با جبر و تحميل سازگار نيست. «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ» 10- ايمان، زينت دلهاست. «وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ» همان گونه كه كوه‏ها، درياها، معادن، گل‏ها، آبشارها وهمه‏ى آنچه روى زمين است، زينت زمين است. «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها» (آرى، زينت انسان، كمالات معنوى است و جلوه‏هاى مادّى، زينت زمين هستند.) 11- تولّى و تبرّى بايد در كنار هم باشد، اگر اهل ايمان را دوست داريم بايد از اهل كفر، فسق و عصيان نيز بيزار باشيم. حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ‏ ... كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ ... 12- انكار قلبى و انگيزه‏ى فاسد، مقدّمه‏ى طغيان است. ابتدا فرمود: «الْكُفْرَ» وسپس‏ «الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ» 13- آفات ايمان؛ كفر، فسوق وعصيان است. حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ‏ ... كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ‏ 14- تنفّر از بدى‏ها، امرى فطرى است، كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ ... و اين تنفّر، مايه‏ى رشد انسان است. «أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ»
آیه بامداد پنجشنبه : . سوره حجرات : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ «10» . همانا با يكديگر برادرند، پس ميان برادران خود، (در صورت اختلاف و نزاع) صلح و آشتى برقرار كنيد و از خدا پروا كنيد تا مورد رحمت قرار گيريد. . نكته ‏ها: اين آيه، رابطه‏ى مؤمنان با يكديگر را همچون رابطه‏ى دو دانسته كه در اين تعبير نكاتى نهفته است، از جمله: الف) دوستى دو برادر، عميق و پايدار است. ب) دوستى دو برادر، متقابل است، نه يك سويه. ج) دوستى دو برادر، بر اساس فطرت و طبيعت است، نه جاذبه‏هاى مادى و دنيوى. د) دو برادر در برابر بيگانه، يگانه‏اند وبازوى يكديگر. ه) اصل و ريشه دو برادر يكى است. و) توجّه به برادرى مايه‏ى گذشت و چشم‏پوشى است. ز) در شادى او شاد و در غم او غمگين است. . امروزه براى اظهار علاقه، كلمات رفيق، دوست، هم شهرى و هم وطن بكار مى‏رود، امّا اسلام كلمه برادر را بكار برده كه عميق‏ترين واژه ‏هاست. در حديث، دو برادر دينى به دو دست تشبيه شده ‏اند كه يكديگر را شستشو مى‏دهند. در اين آيه و آيه‏ى قبل، سه بار فرمان « » تكرار شده كه نشانه‏ى توجّه اسلام به برقرارى صلح و دوستى ميان افراد جامعه است. در آيه قبل فرمود: فَأَصْلِحُوا ... وَ أَقْسِطُوا به عدالت، صلح برقرار كنيد و اين آيه مى‏فرمايد: فَأَصْلِحُوا ... وَ اتَّقُوا در برقرارى صلح، از خدا بترسيد. اگر شما را به عنوان ميانجى پذيرفتند، خدا را در نظر بگيريد و حكم دهيد، نه آنكه اصلاح شما، مايه‏ى ظلم و ستم به يكى از طرفين گردد. پيام‏ها: 1- رابطه برادرى، در گرو است. (مسائل اقتصادى، سياسى، نژادى، جغرافيايى، تاريخى و ... نمى‏تواند در مردم روح برادرى به وجود آورد.) «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» 2- برادرى بر اساس ايمان، مشروط به سنّ، شغل، سواد و درآمد نيست. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» 3- هيچ كس، خود را از ديگران نداند. «إِخْوَةٌ» (آرى، ميان والدين و فرزند برترى است، ولى ميان برادران، برابرى است.) 4- براى برقرارى صلح وآشتى، از كلمات محبّت‏آميز و انگيزه‏آور استفاده كنيم. «إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا» 5- جلوگيرى از نزاع و اقدام براى اصلاح و برقرارى صلح، ‏ى همه است، نه گروهى خاص. «فَأَصْلِحُوا» 6- اصلاح كننده نيز خود را برادر طرفين درگير بداند. «فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ» 7- اصلاح و آشتى دادن، آفاتى دارد كه بايد مراقب بود. فَأَصْلِحُوا ... وَ اتَّقُوا اللَّهَ‏ 8- صلح و صفا، مقدّمه‏ى نزول رحمت الهى است. فَأَصْلِحُوا ... تُرْحَمُونَ‏ 9- جامعه بى ‏تقوا، از دريافت الهى محروم است. «اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»
آیه بامداد جمعه : . سوره حجرات : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «11» . اى كسانى كه آورده ‏ايد! مبادا گروهى (از شما) گروهى ديگر را كند، چه بسا كه مسخره ‏شدگان بهتر از مسخره ‏كنندگان باشند و زنان نيز، زنان ديگر را مسخره نكنند، شايد كه آنان بهتر از اينان باشند و در ميان خودتان ‏جويى نكنيد و يكديگر را با ‏ هاى بد نخوانيد. (زيرا) فسق (و بدنام بودن) پس از ايمان، بد رسمى است، (و سزاوار شما نيست.) و هركس (از اين اعمال) توبه نكند، پس آنان همان ستمگرانند. . نكته ‏ها: «لمز» عيب‏جويى در روبرو و «همز» عيب‏جويى در پشت سر است‏ و «تنابز» نام بردن و صدازدن ديگران با لقب بد است. در آيه‏ى قبل، مسئله‏ى برادرى ميان مؤمنان مطرح شد و در اين آيه امورى مطرح مى‏شود كه برادرى را از بين مى‏برد. همچنين در آيات قبل سخن از صلح و اصلاح بود، در اين آيه به بعضى عوامل و ريشه ‏هاى فتنه و درگيرى كه مسخره كردن، تحقير كردن و بدنام بردن است اشاره مى‏كند. . آرى، يكى از بركات عمل به دستورات اسلام، سالم‏سازى محيط و جلوگيرى از درگيرى‏هاى اجتماعى است. . شايد بتوان گفت كه عنوان تمسخر و تحقير كه در اين آيه مطرح شده، از باب نمونه است و هر سخن يا حركتى كه اخوّت و اسلامى را خدشه ‏دار كند، ممنوع است. . با آنكه زنان در واژه «قوم» داخل بودند، امّا ذكر آنان به صورت جداگانه، بيانگر خطر تمسخر و تحقير در ميان آنان است. . پيام‏ها: 1- ايمان، با مسخره ‏كردن بندگان خدا سازگار نيست. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ» 2- كسى كه مردم را از توهين به ديگران باز مى‏دارد نبايد در شيوه‏ى سخنش توهين باشد. «لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ» (نفرمود: «لا تسخروا» يعنى شما كه مسخره ‏كننده هستيد.) 3- مسخره، كليد فتنه، كينه و دشمنى است. لا يَسْخَرْ قَوْمٌ‏ ... (بعد از بيان برادرى و صلح و آشتى در آيات قبل، از مسخره كردن نهى شده است) 4- در شيوه‏ى تبليغ، آنجا كه مسئله ‏اى مهم است يا مخاطبان متنوّع هستند، بايد مطالب تكرار شود. قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ‏ ... وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ 5- ريشه‏ى مسخره كردن، احساس است كه قرآن اين ريشه را مى‏ خشكاند و مى‏فرمايد: نبايد خود را از ديگران بدانيد، شايد او بهتر از شما باشد. «عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً» 6- ما از باطن و سرانجام مردم آگاه نيستيم، پس نبايد ظاهربين، سطحى ‏نگر و امروزبين باشيم. عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً ... 7- عيب‏جويى از مردم، در حقيقت عيب‏جويى از جبهه خودی است. «وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ» 8- نقل عيب ديگران، عامل كشف عيوب خود است. «وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ» 9- بد صدا زدن، يك طرفه باقى نمى‏ماند، دير يا زود مسئله به دو طرف كشيده مى‏شود. «لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ» ( «تَنابَزُوا» براى كار طرفينى است) 10- مسخره كردن و بدنام بردن، گناه است و توبه لازم دارد. «وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (البتّه توبه تنها به زبان نيست، بلكه توبه‏ى تحقير كردن، تكريم نمودن است.) 11- مسخره، تجاوز به حريم افراد است و اگر مسخره كننده توبه نكند، ظالم‏ است. «فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»
آیه بامداد دوشنبه : . سوره حجرات : قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «14» . آن اعراب باديه ‏نشين گفتند: ما ايمان آورده‏ ايم، به آنان بگو: شما هنوز نياورده ‏ايد، بلكه بگوئيد: اسلام آورده ‏ايم و هنوز ايمان در دلهاى شما وارد نشده است و اگر خدا و رسولش را كنيد، خداوند ذرّه ‏اى از اعمال شما كم نمى‏كند. همانا خداوند آمرزنده مهربان است. . نكته ‏ها: مراد از اعراب، باديه ‏نشينانند كه بعضى آنان مؤمن بودند، چنانكه در سوره‏ى توبه از آنان تجليل شده است: «وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ» ، ولى بعضى از آنان خود را بالاتر از آنچه بودند مى‏ پنداشتند و ادّعاى ايمان مى‏كردند، در حالى كه يك تازه مسلمان بودند. . پيام‏ها: 1- به هر ادّعا و شعارى گوش ندهيم. «و قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا» 2- ادّعاهاى نابجا را مهار كنيم. «قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا» 3- هر كس حريم خود را حفظ كند و بيش از آنچه هست خود را مطرح نكند. «قُولُوا أَسْلَمْنا» 4- اسلام، امرى ظاهرى است، ولى ايمان، به دل مربوط است. «فِي قُلُوبِكُمْ» 5- با مدّعيان كمال بايد به گونه ‏اى سخن گفت كه از رسيدن به كمال نااميد نشوند. «وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ» هنوز ... 6- راه رسيدن به ايمان، اطاعتِ عملى است، نه ادّعاى زبانى. لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ‏ ... وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‏ ... 7- اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار اطاعت از خدا آمده است و اين نشانه‏ى ‏ پيامبر است كه بايد او را بدون چون وچرا اطاعت كرد. «إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» 8- خداوند، عادل است وذرّه ‏اى از پاداش عمل انسان را كم نمى‏كند. (مديريّت صحيح آن است كه ذرّه ‏اى از حقوق ديگران كم ‏گذاشته نشود.) «لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً» 9- اطاعت از خدا و رسول، زمينه دريافت بخشش و رحمت الهى است. تُطِيعُوا ... إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏
آیه بامداد سه شنبه ، سالروز میلاد سید الشهدا ، ثارالله ، ابن علی و فاطمه ، الهام بخش مبارزه برای حق برای همه جهانیان ، امام حسین علیه السلام : . سوره حجرات : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ «15» . مؤمنان، تنها كسانى هستند كه به خدا ورسولش ايمان آورده و دچار نشدند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا كردند. اينانند كه (در ادّعاى ) راستگويانند. . پيام‏ها: 1- قرآن، هم ملاك و معيار كمال را بيان مى‏كند، «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» و هم الگوهاى كامل را نشان مى‏دهد. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ‏ ... 2- ايمان به پيامبر، در كنار ايمان به خداوند لازم است. «آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ» 3- نشانه‏ى ايمان واقعى، و عدم ترديد در آن است. «ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا» 4- ايمان، امرى باطنى است كه از راه شناخته مى‏شود. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ‏ ... جاهَدُوا ... 5- ايمان بدون جهاد، شعارى بيش نيست. جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ‏ ... (كمال‏ ايمان به گذشت از جان و است.) 6- در فرهنگ اسلام، جهاد مالى و جانى، بايد در راه خدا باشد. جاهَدُوا ... فِي سَبِيلِ اللَّهِ‏