آیات بامداد پنجشنبه ، تاسوعای حسینی علیه و علی اصحابه السلام :
#قرآن
.
سوره شورى : وَ مِنْ آياتِهِ الْجَوارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ «32»
.
و از نشانه هاى (قدرت) او (حركت) #كشتى ها است در دريا
كه همچون علائمى برجسته اند.
سوره شورى : إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ
فَيَظْلَلْنَ رَواكِدَ عَلى ظَهْرِهِ
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ «33»
.
اگر بخواهد باد را متوقف مى كند
پس كشتىها بر پشت آب راكد مى مانند.
همانا در اين امر براى هر صبر پيشه سپاسگزار، نشانه هايى (از قدرت خدا) وجود دارد.
.
نكته ها:
«الْجَوارِ» جمع « #جارية» به معناى كشتى در حال جريان و حركت است
و مراد از «كَالْأَعْلامِ» يا كشتى هاى بزرگ و غول پيكر است و يا كوههاى يخى در حال جريان.
از نقش #باد در طبيعت نبايد غافل بود.
تنفس موجودات زنده، حركت كشتىها، انتقال ابرها، بارور شدن گياهان و تعديل سرما و گرما همه در گرو جريان باد است
و امروزه باد از منابع انرژى به شمار مىرود.
در قرآن كريم چهار مرتبه كلمه «صَبَّارٍ» بكار رفته كه به دنبال تمام آنها كلمه «شَكُورٍ» آمده است
و اين نشانه آن است كه صبر و #شكر در كنار هم نقش ويژه اى دارند.
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است كه #ايمان دوشاخه دارد يك شاخه صبر و شاخه ديگر شكر است.
پيامها:
1- تناسب ميان آب دريا و كشتى از نظر وزن و حجم، از نشانه هاى قدرت الهى است. «وَ مِنْ آياتِهِ الْجَوارِ فِي الْبَحْرِ»
(فرو نرفتن كشتىهاى غول پيكر در اعماق درياها، به خاطر تفاوتهايى است كه خدا ميان اجسام و اجرام نهاده است.)
2- زمانى قدر نعمت شناخته مىشود كه از دست برود. «إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ»
3- آنچه را ما يك نشانه و آيه مىبينيم در نزد محقّقان پر حوصله چندين نشانه است. «لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ»
4- طبيعت و مظاهر آن چون آب و باد، براى كسانى آيه و نشانه است كه بر سختى ها و رفاه دنيا صابر و شاكر باشند. «لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ»
آیه بامداد پنجشنبه :
#قرآن
سوره زخرف : وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ «88»
و سخن رسول ما اين است: اى پروردگار! همانا اينان قومى هستند كه #ايمان نمىآورند.
نكتهها:
«قِيلِهِ» مثل «قوله» مصدر و به معناى #گفتار است.
پيامها:
1- پيامبران در برابر افراد لجوج به خدا پناهنده مىشوند. «يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ»
2- مبلّغان دينى توقّع پذيرش حقّ را از همه مردم نداشته باشند. «هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ»
آیه بامداد چهارشنبه :
#قرآن
.
سوره احقاف : وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ
وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ «11»
.
و كسانى كه كفر ورزيدند، درباره كسانى كه #ايمان آورده اند، گويند: اگر (اسلام) خوب بود، آنان در پذيرفتن آن بر ما سبقت نمىگرفتند.
و چون خود هدايت نيافتند، به زودى خواهند گفت: اين دروغى سابقه دار است !
.
نكته ها:
كفار گمان مىكنند تنها آنان مىفهمند و اگر امر مفيد و خوبى وجود داشته باشد، پيش از ديگران به آن دست مىيابند.
و چون آنان ايمان نياورده اند، لابد، ايمان امر خوبى نيست!
.
پس از آنكه پيامبر فرمود: «ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ» رسالت، چيز جديدى نيست و من پيامبرى نوظهور نيستم، دشمنان، دست به تخريب اصل نبوّت زدند و گفتند: «هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ» اين دروغى قديمى و نيرنگى كهن است.
پيامها:
1- كفار، خود را زيرك تر از مسلمانان مى پندارند. «لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ»
2- تبليغات تحقيرآميز عليه اسلام و مسلمانان هميشه بوده است. لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا ...
3- در هدايت قرآن شكى نيست، ولى افراد لجوج و متكبر آن را نمى پذيرند.
«وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا»
4- دشمن، هميشه از يك راه وارد نمىشود و يك حرف ومنطق ندارد.
گاهى مىگويد: اسلام ارزشى ندارد وگرنه ما قبل از همه مى پذيرفتيم، «لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا»
و گاهى مىگويد: اين مطالب، دروغ كهن و سابقه دارى بيش نيست.
«فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ»
5- گاهى بايد مربّى، افراد تحت تربيت خود را با آشنا كردن به انواع ادعاها و گرايشها و سخنان ياوه و مسموم و دادن پاسخ به آنها، بيمه كند. قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ... فَسَيَقُولُونَ ...
6- رهبر و مردم بايد ياوه سرايى هاى مخالفان را پيش بينى كنند. «فَسَيَقُولُونَ»
7- مخالفان به قدرى لجوجند كه هم محتواى قرآن را دروغ مىپندارند و هم تاريخ مصرف گذشته مىدانند. «هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ»
8- اينكه قرآن مربوط به زمان پيامبر بوده و به درد امروز نمىخورد، شبهه و حرفِ جديدى نيست،
مخالفانِ مدعى فكر و انديشه در زمان پيامبر نيز، اين شبهات و حرفهاى بى اساس را مىگفتند. هذا ... قَدِيمٌ
9- زشت بودن افترا و دروغبافى، امرى فطرى است.
حتّى كفار براى شكستن اسلام، آن را افك و افترا مىناميدند. «إِفْكٌ قَدِيمٌ»
آیه بامداد جمعه :
#قرآن
.
سوره محمّد : ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ
وَ أَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثالَهُمْ «3»
.
اين (دو گونه سرانجام) به خاطر آن است كه كسانى كه كفر ورزيدند، از باطل پيروى كردند
و كسانى كه #ايمان آوردند، از همان حقى كه از طرف پروردگارشان (نازل شده) است پيروى نمودند.
اين گونه خداوند براى (بيدارى) مردم، مثال حالشان را بيان مىكند.
.
نكته ها:
مقايسه و تفكيك ميان سرانجام كافران و مؤمنان، يكى از شيوه هاى تربيتى قرآن است كه در اين چند آيه مكرّر بيان شده است.
.
در اين آيه، ايمان و كفر بر اساس حق و باطل از يكديگر جدا شده اند كه بيانگر منطق قرآن در برخورد با مخالفان است.
.
پيامها:
1- سرنوشت و عاقبت خوب يا بد انسان، تابع افكار و اعمال اوست.
«أَضَلَ أَعْمالَهُمْ ... أَصْلَحَ بالَهُمْ- ذلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ ...»
2- باطل گرايى، زمينه گرايش به كفر است. «الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ»
3- هر راهى كه در مقابل حقّ قرار گيرد، باطل و بى اساس است و ميان حق و باطل، راه سومى وجود ندارد.
اتَّبَعُوا الْباطِلَ ... اتَّبَعُوا الْحَقَ
4- باطل، از ناحيه انسان است و به خدا نسبتى ندارد
ولى حق از سوى خداوند است و حقايق آسمانى پوچ نيستند.
«الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ»
5- مصداق بارز و روشن حقّ، قرآن است. «اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ»
(در آيه قبل خوانديم: «بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ»)
6- استفاده از مثال و بيان عوامل سعادت و شقاوت انسان در قالب #تمثيل،
از اصول تربيتى قرآن است. ذلِكَ بِأَنَ ... كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثالَهُمْ
آیه بامداد یکشنبه :
#قرآن
.
سوره محمّد : ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ
فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ
وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ
وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ «38»
.
آگاه باشيد! اين شماييد كه براى #انفاق در راه خدا دعوت مىشويد،
پس بعضى از شما #بخل مىورزند و هر كس بخل ورزد، فقط نسبت به خود بخل مىورزد
و خداوند غنىّ و بى نياز است و شماييد نيازمندان
و اگر روى بگردانيد، قومى غير شما را جانشين شما مىكند كه آنان مثل شما (سست ايمان و بخيل) نباشند.
.
نكته ها:
سؤال: در دو آيه قبل فرمود: «لا يَسْئَلْكُمْ أَمْوالَكُمْ» ما از اموال شما چيزى نمىخواهيم،
در حالى كه اين آيه مردم را دعوت به انفاق كرده و از آنان چيزى مىخواهد، اين چند آيه را چگونه در كنار هم جمع نماييم؟
.
پاسخ: مراد از «لا يَسْئَلْكُمْ أَمْوالَكُمْ» آن است كه ما در قبال هدايت و ايمانتان چيزى از شما نمىخواهيم و يا براى خودمان نيازى به شما نداريم،
ولى دعوت به انفاق در اين آيه، براى ايجاد عدالت اجتماعى، وحدت، نوعدوستى، برطرف كردن كدورتها، كينه ها وتبعيضهايى است كه اگر برطرف نشود، تفاوت طبقاتى به صورت يك عقده و انفجار و انتقام در مىآيد
و دعوت به انفاق براى حفظ #نظام_زندگى خود انسانها است.
.
لذا خداوند مىفرمايد: هر كس بخل ورزد، به #ضرر خودش خواهد بود و خداوند از هر جهت غنى و بى نياز است.
در تفاسير مىخوانيم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ كسى كه پرسيد:
آن قوم ديگر كه بخل نمى ورزند كيانند؟
حضرت دستى به شانه سلمان زدند و فرمودند: منظور، قوم سلمان (مردم ايران) است، سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست، اگر #ايمان به ثريّا بسته باشد، گروهى از #فارسيان آن را به چنگ مىآورند.
.
پيامها:
1- در تبليغ، گاهى بايد مخاطب را براى شنيدن حساس كرد. ها أَنْتُمْ ...
2- تا مىتوانيد با دست خود انفاق كنيد كه وارثان كارى نخواهند كرد. «لِتُنْفِقُوا»
3- آنچه مورد دعوت الهى است، كار خالصانه است. «لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ»
4- مردم را بايد به انفاق و كمك به ديگران دعوت كرد، امّا بايد آزادشان گذاشت تا با فكر و انتخاب خود گامى بردارند. «فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ»
5- كسى كه بخل مىورزد، گمان مىكند مردم را از مال خود #محروم كرده،
در حالى كه خودش را از محبوبيّت و عزّت وقرب الهى محروم كرده است.
«فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ»
6- بخل مربوط به روحيه افراد است و لازمهى آن ثروتمند بودن نيست،
چه بسيارند افرادى كه سرمايه دارند و بخل ندارند. «فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ»
7- دعوت به انفاق، نشانهى نياز خداوند نيست. «وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ»
8- در تبليغ، مخاطبين را مغرور نكنيم. تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا ... أَنْتُمُ الْفُقَراءُ (در كنار دعوت به انفاق، بىنيازى خدا و فقر و نيازمندى انسان را يادآور مىشود)
9- در تبليغ و دعوت، از تملّق مردم پرهيز شود و كرامت احكام الهى حفظ گردد.
تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا ... وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ
10- احكام خداوند تعطيل نمىشود، گرچه شما آن را انجام ندهيد. «إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ»
11- همان گونه كه تاريخ گذشته درس عبرت است، آينده نگرى نيز مىتواند سازنده باشد. «يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ»
12- ترك انفاق به قدرى #خطر دارد كه ممكن است خداوند ملّت يا رژيمى را قلع و قمع كند. وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ ...
13- براى تربيت و ترغيب، گاهى بايد از اهرم تهديد استفاده كرد. «وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ»
14- زمين، هرگز از افراد صالح خالى نخواهد ماند. «يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ»
(سنّت الهى آن است كه زمين خالى از حجّت نباشد.)
15- آنچه براى خداوند مطرح است بندگان مطيع است، من و شما ندارد.
«قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ»
(دين الهى براى بقا و استمرار خود، وابسته به هيچ گروه و قوم خاصى نيست.)
آیه بامداد سه شنبه :
#قرآن
.
سوره فتح : بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً
وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ
وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً «12»
.
بلكه (نافرمانى و #فرار شما به خاطر آن بود كه) گمان كرديد پيامبر و مؤمنان هرگز (به سلامت) به خانواده هاى خود باز نخواهند گشت
و اين در دلهاى شما آراسته شد
و گمان بد كرديد و (اين گونه) مردمى بدبخت شديد.
.
سوره فتح : وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً «13»
.
و هر كس به خدا و پيامبرش ايمان نداشته باشد، پس ما براى كافران آتش شعله ور آماده كرده ايم.
.
نكته ها:
كلمه « #بور» به معناى ورشكستگى، رسوايى و هلاكت است.
فطرت انسان، كارهايى را بد و زشت مىداند
ولى شيطان و نفس، آنها را نزد انسان زيبا جلوه مىدهند،
تا انسان مرتكب آن شود.
#جهادگريزان، خيال كردند كه مسلمانان شكست خورده و همه كشته خواهند شد،
لذا ترس، بخل، محروميّت و رسوايى را بر خود خريدند.
.
پيامها:
1- خداوند به افكار درونى مردم آگاه است و روزى از آنها پرده برمى دارد.
«بَلْ ظَنَنْتُمْ»
2- بسيارى از محاسبات و #تحليل ها كه انسان را آشفته يا شيفته كرده، واقعيّت ندارد. «بَلْ ظَنَنْتُمْ»
3- گاهى سوء ظن و افكار انحرافى چنان در انسان تأثير مىگذارد كه او را به يقين و سرانجام نافرمانى مىكشاند.
«بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ»
4- ترس از شكست، از عوامل فرار از جهاد است.
بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ ...
5- توجّه بيش از حدّ به خانواده، عامل فرار از جهاد است.
لَنْ يَنْقَلِبَ ... إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً
6- توجّه به خانواده، گاهى چنان در نزد انسان جلوه و ارزش پيدا مىكند كه فرد حاضر مىشود خدا و رسولش را به خاطر آنها رها كند.
«زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ»
7- سوء ظن و پندارها و محاسبات نابجا، دل انسان را باير و شخصيّت او را تباه مىكند.
«ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً»
8- نافرمانى از فرامين رسول خدا، نشان نداشتن #ايمان واقعى و يا زمينه بى ايمانى است.
«مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ»
آیات بامداد سه شنبه :
#قرآن
.
سوره حجرات : وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ
لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ
وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ
أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ «7»
.
و بدانيد كه در ميان شما #رسول خداست كه (شما بايد از او پيروى كنيد و)
اگر او در بسيارى از امور #پيرو شما باشد، قطعاً به سختى ومشقّت خواهيد افتاد،
ولى خدا #ايمان را محبوب شما قرار داده و در دلهايتان آن را زينت بخشيده است و كفر، فسق و گناه را مورد تنفّر شما قرار داده است.
آنها همان رشد يافتگان هستند.
.
سوره حجرات : فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ «8»
.
(اين علاقه به ايمان و تنفّر از كفر،) فضل و نعمتى بزرگ از طرف خداوند است
و خداوند آگاه و حكيم است.
.
نكته ها:
در ذيل آيه قبل خوانديم كه وليدبن عَقبه به دروغ، خبر مخالفت مردم با پرداخت زكات را به پيامبر صلى الله عليه و آله داد.
مردم آماده هجوم شدند كه آيه نازل شد: هرگاه فاسقى خبرى آورد تحقيق كنيد.
اين آيه مىفرمايد: اصولًا مردم بايد #تابع پيغمبر باشند، نه آنكه رهبر الهى تابع #هيجان هاى ناپختهى برخاسته از گزارشات افراد فاسق قرار گيرد.
.
در روايات مىخوانيم: اگر اهل ايمان نزد شما محبوب بودند، در راه خير هستيد و اگر به گنهكاران علاقمند بوديد، در شما خيرى نيست.
بر اساس روايات، يكى از مصاديق ايمان در جملهى «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ»، محبّت على ابن ابىطالب عليهما السلام
و مراد از كفر و فسوق و عصيان، دشمنى با اهلبيت پيامبر عليهم السلام است.
در حديث مىخوانيم: كسانى كه علاقه به معنويات و تنفّر از گناه را نعمت نمىدانند،
نعمتهاى الهى را كفران كرده، عملشان كم و تلاشهاى آنان نابود است.
.
ايمان زمينهى رشد، «وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»
و كتب آسمانى وسيلهى رشد هستند، «يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ» .
در اين آيه نيز مؤمنان واقعى اهل رشد معرّفى شده اند. «أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ»
به هر حال مراد از #رشد در قرآن، رشد معنوى است،
و اين كوته فكرى است كه انسان رشد را تنها در كاميابى هاى دنيوى بداند.
.
پيامها:
1- اگر مىخواهيم پشيمان نشويم بايد به تعاليم انبيا مراجعه كنيم. (در آيهى قبل، سخن از ندامت و پشيمانى بود و اين آيه مىفرمايد: به پيامبر مراجعه كنيد تا از كارهاى ندامتآور بيمه شويد.)
«نادِمِينَ- وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ»
2- حضور پيامبر ورهبران الهى، امتياز خاصّى براى جامعه است. «فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ»
3- رهبر بايد در دسترس مردم باشد. «أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ»
4- توقّع مشورت كردن پيغمبر با مردم مانعى ندارد،
امّا #اطاعت پيامبر از مردم انتظارى نابجاست. لَوْ يُطِيعُكُمْ ... لَعَنِتُّمْ ...
5- مشكلات جوامع به خاطر دورى از مكتب انبيا وعمل به سليقه ها وهوسهاى شخصى است. لَوْ يُطِيعُكُمْ ... لَعَنِتُّمْ ...
6- رهبر جامعه اسلامى بايد استقلال رأى داشته باشد. لَوْ يُطِيعُكُمْ ... لَعَنِتُّمْ ...
(دشمن نيز همين نوع مشكلات را كه برخاسته از سستى رأى رهبر است مىخواهد، چنانكه در جاى ديگر مىخوانيم: وَدُّوا ما عَنِتُّمْ ... )
7- در مواردى كه حكمى از طرف خدا و رسول نيست، مشورت با مردم و پيروى از آنها مانعى ندارد. «فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ»
8- گرايش به مذهب، امرى فطرى است كه خداوند در انسان به وديعه گذاشته است. حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ ...
9- ايمان، امرى قلبى است كه با جبر و تحميل سازگار نيست. «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ»
10- ايمان، زينت دلهاست. «وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ»
همان گونه كه كوهها، درياها، معادن، گلها، آبشارها وهمهى آنچه روى زمين است، زينت زمين است. «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها»
(آرى، زينت انسان، كمالات معنوى است و جلوههاى مادّى، زينت زمين هستند.)
11- تولّى و تبرّى بايد در كنار هم باشد،
اگر اهل ايمان را دوست داريم بايد از اهل كفر، فسق و عصيان نيز بيزار باشيم. حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ ... كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ ...
12- انكار قلبى و انگيزهى فاسد، مقدّمهى طغيان است.
ابتدا فرمود: «الْكُفْرَ» وسپس «الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ»
13- آفات ايمان؛ كفر، فسوق وعصيان است. حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ ... كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ
14- تنفّر از بدىها، امرى فطرى است، كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ ... و اين تنفّر، مايهى رشد انسان است. «أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ»
آیه بامداد پنجشنبه :
#قرآن
.
سوره حجرات : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ
وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ «10»
.
همانا #مؤمنان با يكديگر برادرند،
پس ميان برادران خود، (در صورت اختلاف و نزاع) صلح و آشتى برقرار كنيد
و از خدا پروا كنيد تا مورد رحمت قرار گيريد.
.
نكته ها:
اين آيه، رابطهى مؤمنان با يكديگر را همچون رابطهى دو #برادر دانسته
كه در اين تعبير نكاتى نهفته است، از جمله:
الف) دوستى دو برادر، عميق و پايدار است.
ب) دوستى دو برادر، متقابل است، نه يك سويه.
ج) دوستى دو برادر، بر اساس فطرت و طبيعت است، نه جاذبههاى مادى و دنيوى.
د) دو برادر در برابر بيگانه، يگانهاند وبازوى يكديگر.
ه) اصل و ريشه دو برادر يكى است.
و) توجّه به برادرى مايهى گذشت و چشمپوشى است.
ز) در شادى او شاد و در غم او غمگين است.
.
امروزه براى اظهار علاقه، كلمات رفيق، دوست، هم شهرى و هم وطن بكار مىرود،
امّا اسلام كلمه برادر را بكار برده كه عميقترين واژه هاست.
در حديث، دو برادر دينى به دو دست تشبيه شده اند كه يكديگر را شستشو مىدهند.
در اين آيه و آيهى قبل، سه بار فرمان « #اصلحوا» تكرار شده
كه نشانهى توجّه اسلام به برقرارى صلح و دوستى ميان افراد جامعه است.
در آيه قبل فرمود: فَأَصْلِحُوا ... وَ أَقْسِطُوا به عدالت، صلح برقرار كنيد
و اين آيه مىفرمايد: فَأَصْلِحُوا ... وَ اتَّقُوا
در برقرارى صلح، از خدا بترسيد.
اگر شما را به عنوان ميانجى پذيرفتند، خدا را در نظر بگيريد و حكم دهيد،
نه آنكه اصلاح شما، مايهى ظلم و ستم به يكى از طرفين گردد.
پيامها:
1- رابطه برادرى، در گرو #ايمان است. (مسائل اقتصادى، سياسى، نژادى، جغرافيايى، تاريخى و ... نمىتواند در مردم روح برادرى به وجود آورد.)
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»
2- برادرى بر اساس ايمان، مشروط به سنّ، شغل، سواد و درآمد نيست. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»
3- هيچ كس، خود را #برتر از ديگران نداند. «إِخْوَةٌ»
(آرى، ميان والدين و فرزند برترى است، ولى ميان برادران، برابرى است.)
4- براى برقرارى صلح وآشتى، از كلمات محبّتآميز و انگيزهآور استفاده كنيم.
«إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا»
5- جلوگيرى از نزاع و اقدام براى اصلاح و برقرارى صلح، #وظيفهى همه است، نه گروهى خاص. «فَأَصْلِحُوا»
6- اصلاح كننده نيز خود را برادر طرفين درگير بداند. «فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»
7- اصلاح و آشتى دادن، آفاتى دارد كه بايد مراقب بود. فَأَصْلِحُوا ... وَ اتَّقُوا اللَّهَ
8- صلح و صفا، مقدّمهى نزول رحمت الهى است. فَأَصْلِحُوا ... تُرْحَمُونَ
9- جامعه بى تقوا، از دريافت #رحمت الهى محروم است. «اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»
آیه بامداد جمعه :
#قرآن
.
سوره حجرات : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ
وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ
وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ
وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ
بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ
وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «11»
.
اى كسانى كه #ايمان آورده ايد! مبادا گروهى (از شما) گروهى ديگر را #مسخره كند، چه بسا كه مسخره شدگان بهتر از مسخره كنندگان باشند
و زنان نيز، زنان ديگر را مسخره نكنند، شايد كه آنان بهتر از اينان باشند
و در ميان خودتان #عيب جويى نكنيد
و يكديگر را با #لقب هاى بد نخوانيد.
(زيرا) فسق (و بدنام بودن) پس از ايمان، بد رسمى است، (و سزاوار شما نيست.)
و هركس (از اين اعمال) توبه نكند، پس آنان همان ستمگرانند.
.
نكته ها:
«لمز» عيبجويى در روبرو
و «همز» عيبجويى در پشت سر است
و «تنابز» نام بردن و صدازدن ديگران با لقب بد است.
در آيهى قبل، مسئلهى برادرى ميان مؤمنان مطرح شد
و در اين آيه امورى مطرح مىشود كه برادرى را از بين مىبرد.
همچنين در آيات قبل سخن از صلح و اصلاح بود،
در اين آيه به بعضى عوامل و ريشه هاى فتنه و درگيرى كه مسخره كردن، تحقير كردن و بدنام بردن است اشاره مىكند.
.
آرى، يكى از بركات عمل به دستورات اسلام، سالمسازى محيط و جلوگيرى از درگيرىهاى اجتماعى است.
.
شايد بتوان گفت كه عنوان تمسخر و تحقير كه در اين آيه مطرح شده، از باب نمونه است و هر سخن يا حركتى كه اخوّت و #برادرى اسلامى را خدشه دار كند، ممنوع است.
.
با آنكه زنان در واژه «قوم» داخل بودند، امّا ذكر آنان به صورت جداگانه، بيانگر خطر تمسخر و تحقير در ميان آنان است.
.
پيامها:
1- ايمان، با مسخره كردن بندگان خدا سازگار نيست. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ»
2- كسى كه مردم را از توهين به ديگران باز مىدارد نبايد در شيوهى سخنش توهين باشد.
«لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ»
(نفرمود: «لا تسخروا» يعنى شما كه مسخره كننده هستيد.)
3- مسخره، كليد فتنه، كينه و دشمنى است. لا يَسْخَرْ قَوْمٌ ...
(بعد از بيان برادرى و صلح و آشتى در آيات قبل، از مسخره كردن نهى شده است)
4- در شيوهى تبليغ، آنجا كه مسئله اى مهم است يا مخاطبان متنوّع هستند، بايد مطالب تكرار شود. قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ ... وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ
5- ريشهى مسخره كردن، احساس #خودبرتربينى است كه قرآن اين ريشه را مى خشكاند و مىفرمايد:
نبايد خود را #بهتر از ديگران بدانيد، شايد او بهتر از شما باشد. «عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً»
6- ما از باطن و سرانجام مردم آگاه نيستيم، پس نبايد ظاهربين، سطحى نگر و امروزبين باشيم. عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً ...
7- عيبجويى از مردم، در حقيقت عيبجويى از جبهه خودی است. «وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ»
8- نقل عيب ديگران، عامل كشف عيوب خود است. «وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ»
9- بد صدا زدن، يك طرفه باقى نمىماند، دير يا زود مسئله به دو طرف كشيده مىشود. «لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ» ( «تَنابَزُوا» براى كار طرفينى است)
10- مسخره كردن و بدنام بردن، گناه است و توبه لازم دارد. «وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»
(البتّه توبه تنها به زبان نيست، بلكه توبهى تحقير كردن، تكريم نمودن است.)
11- مسخره، تجاوز به حريم افراد است
و اگر مسخره كننده توبه نكند، ظالم است. «فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»
آیه بامداد دوشنبه :
#قرآن
.
سوره حجرات : قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا
قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا
وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً
إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «14»
.
آن اعراب باديه نشين گفتند: ما ايمان آورده ايم،
به آنان بگو: شما هنوز #ايمان نياورده ايد، بلكه بگوئيد: اسلام آورده ايم
و هنوز ايمان در دلهاى شما وارد نشده است
و اگر خدا و رسولش را #اطاعت كنيد، خداوند ذرّه اى از اعمال شما كم نمىكند. همانا خداوند آمرزنده مهربان است.
.
نكته ها:
مراد از اعراب، باديه نشينانند كه بعضى آنان مؤمن بودند، چنانكه در سورهى توبه از آنان تجليل شده است: «وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ» ،
ولى بعضى از آنان خود را بالاتر از آنچه بودند مى پنداشتند و ادّعاى ايمان مىكردند، در حالى كه يك تازه مسلمان بودند.
.
پيامها:
1- به هر ادّعا و شعارى گوش ندهيم. «و قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا»
2- ادّعاهاى نابجا را مهار كنيم. «قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا»
3- هر كس حريم خود را حفظ كند و بيش از آنچه هست خود را مطرح نكند.
«قُولُوا أَسْلَمْنا»
4- اسلام، امرى ظاهرى است، ولى ايمان، به دل مربوط است. «فِي قُلُوبِكُمْ»
5- با مدّعيان كمال بايد به گونه اى سخن گفت كه از رسيدن به كمال نااميد نشوند.
«وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ» هنوز ...
6- راه رسيدن به ايمان، اطاعتِ عملى است، نه ادّعاى زبانى.
لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ ... وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ...
7- اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار اطاعت از خدا آمده است
و اين نشانهى #عصمت پيامبر است
كه بايد او را بدون چون وچرا اطاعت كرد. «إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»
8- خداوند، عادل است وذرّه اى از پاداش عمل انسان را كم نمىكند. (مديريّت صحيح آن است كه ذرّه اى از حقوق ديگران كم گذاشته نشود.)
«لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً»
9- اطاعت از خدا و رسول، زمينه دريافت بخشش و رحمت الهى است.
تُطِيعُوا ... إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
آیه بامداد سه شنبه ، سالروز میلاد سید الشهدا ، ثارالله ، ابن علی و فاطمه ، الهام بخش مبارزه برای حق برای همه جهانیان ، امام حسین علیه السلام :
#قرآن
.
سوره حجرات : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ
ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ «15»
.
مؤمنان، تنها كسانى هستند كه به خدا ورسولش ايمان آورده
و دچار #ترديد نشدند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا #جهاد كردند. اينانند كه (در ادّعاى #ايمان) راستگويانند.
.
پيامها:
1- قرآن، هم ملاك و معيار كمال را بيان مىكند، «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»
و هم الگوهاى كامل را نشان مىدهد. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ ...
2- ايمان به پيامبر، در كنار ايمان به خداوند لازم است. «آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ»
3- نشانهى ايمان واقعى، #پايدارى و عدم ترديد در آن است. «ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا»
4- ايمان، امرى باطنى است كه از راه #عمل شناخته مىشود. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ ...
جاهَدُوا ...
5- ايمان بدون جهاد، شعارى بيش نيست. جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ ... (كمال
ايمان به گذشت از جان و #مال است.)
6- در فرهنگ اسلام، جهاد مالى و جانى، بايد در راه خدا باشد. جاهَدُوا ... فِي سَبِيلِ اللَّهِ