eitaa logo
مسجدالرسول(ص) میدان راهنمایی
141 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
321 ویدیو
2 فایل
این کانال بمنظور اطلاع رسانی کلیه فعالیتهای فرهنگی ، تربیتی ،آموزشی ،اردویی و .. مسجدالرسول(ص) تشکیل گردیده است. یاعلی
مشاهده در ایتا
دانلود
آیه بامداد شنبه : . سوره فصّلت‏ : وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ «34» . و با بدى يكسان نيست؛ ( ديگران را) با شيوه‏ى بهتر (كه نيكى است) دفع كن، كه اين هنگام آن كس كه ميان تو و او دشمنى است ، همچون دوست گرم مى‏شود (و عداوتش نسبت به تو تمام مى‏شود). . نكته ‏ها: در برابر كسانى كه مردم را به خدا دعوت مى‏كنند ، افراد بى تفاوت و نااهل و بدرفتارى پيدا مى‏شوند كه اگر مبلّغ دين، با اخلاق خوش و سعه‏ى صدر با آنان برخورد نكند ، توفيقى حاصل نمى‏شود. اين آيه سفارش مى‏كند كه بدى‏ها را با خوبى پاسخ بده و اهل انتقام نباش؛ همان گونه كه در دعاى ، امام زين العابدين عليه السلام از خداوند مى‏خواهد كه به او توفيق دهد كه در برابر غيبت مردم از او، نيكى مردم را بگويد و از بدى آنان بگذرد و هر كس با او قطع رابطه كرد با او معاشرت كند. . بارها در سيره‏ى پيامبر اكرم و اهل بيت معصوم آن حضرت نمونه ‏هايى از اين برخوردها را مى‏خوانيم كه سرسخت ‏ترين مخالفان را به طرفدار آنان تبديل كرده است. . در آيه‏ى 43 سوره شوری مى‏فرمايد: «وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» و كسى كه تحمّل بدى مردم را داشته باشد و از آنان بگذرد، اين از تصميمات شايسته است. . پيام‏ها: 1- يكى از راههاى الى اللّه آن است كه تنش زدايى نماييم و بدى ديگران را با نيكى دفع كنيم. وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ‏ ... ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ‏ 2- فكر نكنيد مرور زمان مسايل را كهنه مى‏كند و همه چيز فراموش مى‏شود. (برخوردهاى مثبت و منفى هرگز يكسان نيست، و آثار آن در عمق روح افراد باقى مى‏ماند. «لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ» 3- يك نمونه‏ى عملى دعوت به سوى خدا (كه در آيه‏ى قبل آمده بود) دفع بدى‏هاى مردم با برخوردهاى خوب است. «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» 4- در برخورد با مخالفان، اخلاق نيك كافى نيست، تهاجم اخلاقى لازم است‏ «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (دفع بدى‏هاى دشمن با روش نيكو كافى نيست، بلكه به روش‏ها و برترين رفتارهاى اخلاقى نياز است). 5- كيمياى واقعى، آن نيست كه مس را طلا كند، بلكه برخوردى است كه دشمنى را به محّبت تبديل نمايد. «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (روز فتح مكّه شعار بعضى از مسلمانان «انتقام، انتقام» بود ولى پيامبر اكرم فرمود: امروز روز انتقام نيست بلكه روز و مرحمت است). 6- سعه‏ى صدر شرط توفيق در تبليغ است. ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ‏- ... كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ‏ 7- توجّه به نتيجه‏ى كار، انگيزه‏ى انسان را بالا مى‏برد. (اگر بدانيم كه نتيجه‏ى برخورد خوب، تبديل دشمن به دوست است، انگيزه‏ى اين كار در ما زياد مى‏شود. ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ‏- ... كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ‏ 8- در رفتارهاى شايسته، اگر دشمن دوست نشود لااقل حيا و شرمندگى در او به وجود مى‏آيد و او را به رفتار دوستانه وادار مى‏كند. «كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ» 9- ارزش دوست به گرمى اوست. «وَلِيٌّ حَمِيمٌ»
آیه بامداد جمعه : . سوره فصّلت‏ : وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى‏ رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى‏ فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ «50» . و اگر بعد از سختى‏اى كه به انسان رسيده از طرف خود رحمتى به او بچشانيم حتماً مى‏گويد: «اين رحمت، حقّ من است» (و چنان مغرور مى‏شود كه مى‏گويد:) گمان نمى‏كنم قيامتى بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم حتماً براى من نزد او بهترين (منزلت) خواهد بود.» پس ما كسانى را كه كفر ورزيدند، حتماً به آن چه انجام داده‏اند آگاه خواهيم كرد، و قطعاً از عذاب سخت به آنان خواهيم چشاند. نكته‏ ها: دنياگرايى عامل و گاهى انكار معاد است. در سوره‏ى كهف آيه‏ى 35 مى‏خوانيم كه شخصى وارد باغ و بستان خود شد و همين كه سرسبزى آن را ديد گفت: اين باغ از بين رفتنى نيست‏ «ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً» و قيامتى هم در كار نيست‏ «ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً» و اگر مرا در قيامت برگردانند، بهتر از اين باغ و بستان خواهند داد لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها ... در اين آيه نيز مى‏خوانيم: برخى افراد همين كه به رحمتى مى‏رسند قيامت را منكر مى‏شوند و مى‏گويند: بر فرض اگر قيامتى باشد، بهترين‏ها از ما خواهد بود. پيام‏ها: 1- انسان منحرف كم‏ظرفيّت و مغرور است و در اولين مرحله رسيدن به نعمت بد مستى مى‏كند. لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً ... لَيَقُولَنَّ هذا لِي‏ (چنانكه در اولين برخورد با شرّ از درون مأيوس مى‏شود «فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ» وفرياد مى‏زند. «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً» ) 2- انسان، از خداوند طلبى ندارد و به هر نعمتى برسد از لطف اوست. «رَحْمَةً مِنَّا» 3- سرچشمه‏ى از اوست‏ «رَحْمَةً مِنَّا» ولى سرچشمه‏ى ‏ها عملكرد و خصلت‏هاى خود انسان است. «ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ» و نفرمود: «ضراء منا» 4- تلخ و شيرينى دنيا اندك است؛ در حدّ چشيدن و لمس كردن. «أَذَقْناهُ‏- مَسَّتْهُ» 5- انسان كافر خودخواه است و كاميابى‏ها را حقّ قطعى خود مى‏پندارد. «هذا لِي» (چنانكه قارون مى‏گفت: سرمايه‏ام به خاطر علمى است كه نزد من است. «عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدِي» ) 6- رفاه و نعمت، نشانه‏ى لياقت و استحقاق و عاقبت به خيرى نيست. (قرآن در اين آيه از كسى كه خود را لايق مى‏داند انتقاد مى‏كند). «هذا لِي» 7- هر چه انسان به خودش توجّه كند، از مبدأ و معاد غافل مى‏شود. «هذا لِي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً» 8- كمترين نعمت، برخى انسان‏ها را به باطل مى‏كشاند تا آنجا كه مى‏گويد: نعمت حقّ من است. «هذا لِي» قيامت نيست. «وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً» بر فرض كه قيامت باشد، بهترين‏ها براى من است. «إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى‏» 9- كفّار براى خود منطق و استدلال ندارند و عقيده آنان بر اساس گمان است. «وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ» 10- شك و ترديد در قيامت، نشانه كفر است. وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً ... الَّذِينَ كَفَرُوا 11- در قيامت حقيقت و باطن اعمال براى انسان كشف مى‏شود. «فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا» 12- در قيامت ابتدا جرم خلافكار به او فهمانده مى‏شود، سپس عذاب مى‏شود. فَلَنُنَبِّئَنَ‏ ... لَنُذِيقَنَّهُمْ‏ 13- كسى كه پندار غلط خود را محكم و با قاطعيّت مى‏گويد، بايد پاسخ محكم و با قاطعيّت دريافت كند. پاسخِ‏ «إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى‏» جمله‏ى‏ «فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا» و «لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ»
آیه بامداد چهارشنبه : . سوره زخرف : أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ؟ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ «32» . آيا آنان پروردگارت (در مورد تعيين پيامبر) را (ميان خود) تقسيم مى‏كنند ؟ در حالى كه ما آنان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرده‏ايم (تا چه رسد به اعطاى مقام والاى نبوّت) و درجات بعضى انسان‏ها را بر برخى ديگر برترى داديم تا برخى از آنان برخى ديگر را به گيرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى ‏اندوزند بهتر است. . نكته‏ ها: برترى يافتن برخى انسان‏ها بر ديگران دو گونه است: - يكى در ساختار جسمى، فكرى و استعدادهاست كه اين امر سبب احساس نياز به يكديگر و خدمت به همديگر است و بدين وسيله تشكيل مى‏شود. انسان در اين برترى نقشى ندارد. «رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ» . - نوع ديگر، برترى است كه خداوند بر اساس انسان عطا مى‏كند، نظير آيه: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» كه خداوند كسانى را كه به سراغ علم و ايمان رفتند برترى مى‏دهد. . وقتى معيشت انسان‏ها در دست خداست، چگونه بعضى انتظار دارند مقام نبوّت با آنان باشد و آنها تصميم بگيرند كه بر چه كسى نازل شود؟ تفاوت‏هايى كه ميان مردم است بايد سبب پيوستگى و و استخدام بعضى توسط بعضى باشد، نه سبب استثمار و فخر فروشى و تحقير ديگران. «سُخْرِيًّا» يعنى گروهى از انسان‏ها گروه ديگر را به كار گيرد و آنها را استخدام كند. . پيام‏ها: 1- انسان بايد قدر و جايگاه خود را بداند و پا را از گليم خود درازتر نكند. (انتخاب‏پيامبر در حوزه اراده الهى است، نه توقّع و انتظار مردم) «أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ» 2- نبوّت، رحمت خاص الهى است. «رَحْمَةِ رَبِّكَ» 3- كسى از خداوند طلبى ندارد هر چه هست لطف و رحمت اوست. «رَحْمَةِ رَبِّكَ» 4- فقط به دست خداست. «نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ» 5- برترى‏هاى جسمى و فكرى سبب غرورتان نگردد زيرا همه از خداست. «نَحْنُ قَسَمْنا- رَفَعْنا» 6- انديشه جامعه بى طبقه، خيالى بيش نيست. (خداى حكيم خود تفاوت‏هايى قرار داده تا مردم به يكديگر احساس نياز كنند و با كمك به يكديگر در سايه اجتماع رشد كنند.) «رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ» 7- اجير شدن و گرفتن و استخدام بعضى انسان‏ها توسط بعضى ديگر، امرى مجاز و مشروع است. «لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا» 8- جامعه‏ى پايدار و سالم، وابسته به تعاون و بهره‏ گيرى از توان نيروهاى مختلف انسانى است. «لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا» 9- رحمت، از شئون ربوبيّت است. «رَحْمَةِ رَبِّكَ» 10- وحى و رسالت را با ماديات مقايسه نكنيم. «رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» 11- برترى‏هاى مادى، شما را از رحمت الهى غافل نكند. «وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»
آیه بامداد دوشنبه : . سوره محمّد : فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ «22» . پس (اى بيماردلانِ سست ايمان!) اگر (از ) روى گردانيد، جز اين از شما انتظار نمى‏رود كه در زمين كنيد و پيوندهاى خويشاوندى را قطع كنيد. . سوره محمّد : أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَهُمْ «23» . آنانند كسانى كه خداوند از خويش دور و (گوششان را) كر و چشم‏هايشان را كور ساخته است (نه حقّى مى‏شنوند و نه حقّى مى‏بينند). . نكته‏ ها: مفسّران، «تَوَلَّيْتُمْ» را دو گونه معنا كرده ‏اند: الف) اعراض و پشت كردن به جبهه و سرگرم شدن به خلافكارى و قطع صله رحم. ب) ولايت بر مردم را به دست گرفتن و سپس قلع و قمع ديگران. امّا معناى دوم با سياق آيات سازگار نيست. . آيه خطاب به افراد سست ايمان كه به خاطر حفظ جان از شركت در جهاد اعراض مى‏كنند، مى‏فرمايد: گمان نكنيد كه با ترك جهاد محفوظ مى‏مانيد، زيرا با فرار خود از جنگ، زمينه گسترش فساد و قتل را فراهم مى‏سازيد كه دامان شما را نيز مى‏گيرد و همچون دوران جاهليّت، حتّى كشتن فرزند را براى شما مباح مى‏سازد. پيام‏ها: 1- اعراض از دين و دستورات قرآن، زمينه ساز فساد و تباهى است. إِنْ تَوَلَّيْتُمْ‏ ... تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ ... 2- ترك و روابط خويشاوندى، گناهى است در رديف فساد در زمين. «تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ» 3- اگر فساد گسترش يابد، انسان حتّى به خود نيز رحم نمى‏كند. «تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ» 4- فراريان از جنگ، فسادگران و قاطعان رحم، مورد نفرين خداوند هستند. تَوَلَّيْتُمْ‏ ... تُفْسِدُوا ... تُقَطِّعُوا ... أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ‏ 5- محروميّت از رحمت الهى، نتيجه خود ماست. تُفْسِدُوا ... تُقَطِّعُوا ... لَعَنَهُمُ اللَّهُ‏ 6- بهره نگرفتن از امكانات، همانند محروميّت از آنها است. (گوش دارد ولى حقّ‏شنو نيست، چشم دارد ولى حقيقت بين نيست) لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ‏ ... 7- بزرگ‏ترين محروميّت معنوى، محروميّت از شناخت حقيقت است. «لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَهُمْ» 8- استفاده نامشروع و نامتعارف و غير مفيد از استعدادهاى خدادادى، نشانه‏ى دور شدن از رحمت الهى است. «لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَهُمْ»
آیه بامداد پنجشنبه : . سوره حجرات : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ «10» . همانا با يكديگر برادرند، پس ميان برادران خود، (در صورت اختلاف و نزاع) صلح و آشتى برقرار كنيد و از خدا پروا كنيد تا مورد رحمت قرار گيريد. . نكته ‏ها: اين آيه، رابطه‏ى مؤمنان با يكديگر را همچون رابطه‏ى دو دانسته كه در اين تعبير نكاتى نهفته است، از جمله: الف) دوستى دو برادر، عميق و پايدار است. ب) دوستى دو برادر، متقابل است، نه يك سويه. ج) دوستى دو برادر، بر اساس فطرت و طبيعت است، نه جاذبه‏هاى مادى و دنيوى. د) دو برادر در برابر بيگانه، يگانه‏اند وبازوى يكديگر. ه) اصل و ريشه دو برادر يكى است. و) توجّه به برادرى مايه‏ى گذشت و چشم‏پوشى است. ز) در شادى او شاد و در غم او غمگين است. . امروزه براى اظهار علاقه، كلمات رفيق، دوست، هم شهرى و هم وطن بكار مى‏رود، امّا اسلام كلمه برادر را بكار برده كه عميق‏ترين واژه ‏هاست. در حديث، دو برادر دينى به دو دست تشبيه شده ‏اند كه يكديگر را شستشو مى‏دهند. در اين آيه و آيه‏ى قبل، سه بار فرمان « » تكرار شده كه نشانه‏ى توجّه اسلام به برقرارى صلح و دوستى ميان افراد جامعه است. در آيه قبل فرمود: فَأَصْلِحُوا ... وَ أَقْسِطُوا به عدالت، صلح برقرار كنيد و اين آيه مى‏فرمايد: فَأَصْلِحُوا ... وَ اتَّقُوا در برقرارى صلح، از خدا بترسيد. اگر شما را به عنوان ميانجى پذيرفتند، خدا را در نظر بگيريد و حكم دهيد، نه آنكه اصلاح شما، مايه‏ى ظلم و ستم به يكى از طرفين گردد. پيام‏ها: 1- رابطه برادرى، در گرو است. (مسائل اقتصادى، سياسى، نژادى، جغرافيايى، تاريخى و ... نمى‏تواند در مردم روح برادرى به وجود آورد.) «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» 2- برادرى بر اساس ايمان، مشروط به سنّ، شغل، سواد و درآمد نيست. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» 3- هيچ كس، خود را از ديگران نداند. «إِخْوَةٌ» (آرى، ميان والدين و فرزند برترى است، ولى ميان برادران، برابرى است.) 4- براى برقرارى صلح وآشتى، از كلمات محبّت‏آميز و انگيزه‏آور استفاده كنيم. «إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا» 5- جلوگيرى از نزاع و اقدام براى اصلاح و برقرارى صلح، ‏ى همه است، نه گروهى خاص. «فَأَصْلِحُوا» 6- اصلاح كننده نيز خود را برادر طرفين درگير بداند. «فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ» 7- اصلاح و آشتى دادن، آفاتى دارد كه بايد مراقب بود. فَأَصْلِحُوا ... وَ اتَّقُوا اللَّهَ‏ 8- صلح و صفا، مقدّمه‏ى نزول رحمت الهى است. فَأَصْلِحُوا ... تُرْحَمُونَ‏ 9- جامعه بى ‏تقوا، از دريافت الهى محروم است. «اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»
آیات بامداد جمعه : . سوره الرّحمن : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ به نام خداوند بخشنده مهربان‏ سوره الرّحمن : الرَّحْمنُ «1» سوره الرّحمن : عَلَّمَ الْقُرْآنَ «2» خداوندِ رحمان، قرآن را آموخت. نكته‏ها: خداوند، رحمان است. «الرَّحْمنُ» پيامبرش، مايه‏ى رحمت است. «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» قرآنش نيز رحمت است. «وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»* « » نام مخصوص خداوند است كه 169 بار در قرآن آمده و 114 مرتبه در هر «بِسْمِ اللَّهِ»* تكرار شده است. در آيين سخنورى و نگارش، سر فصل سخن، نشانه و نمودار تمام سخن است. در اينجا نيز چون سوره نگاهى به نعمت‏هاى الهى دارد، در آغاز آن‏ «الرَّحْمنُ» آمده است. پيام‏ها: 1- خداوند، اولين معلّم قرآن است. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» 2- شريعت، بر اساس رحمت است. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» 3- شبهات را بايد پاسخ داد. در برابر كسانى كه مى‏گويند: قرآن را بشرى به پيامبر آموخته است: «يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ» ، بايد گفت: خدا آموخت. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» 4- تعليم قرآن به انسان، جلوه‏اى از الهى است. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» 5- ، شأن خداوند است. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» 6- كار تعليم و تعلّم، بايد بر اساس محبّت و رحمت باشد. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» 7- قرآن، قابل درك و شناخت براى بشر است. «عَلَّمَ الْقُرْآنَ»
آیه بامداد یکشنبه : . سوره الرّحمن : عَلَّمَهُ الْبَيانَ «4» به او بيان آموخت. نكته ‏ها: حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: «لا تجعلن ذرب لسانك على من انطقك و بلاغة قولك على من سددك» تندى و تيزى زبانت را براى كسى كه تو را سخن گفتن تعليم داده قرار مده و بلاغت و زيبايى كلامت را به رخ كسى كه گفتار تو را قاعده ‏مند و زيبا كرده، مكش. قدرت بيان و سخن گفتن، الهى به انسان است و قرآن براى شيوه بيان دستوراتى داده است . پيام‏ها: 1- علم، برترين كمالى است كه خداوند به انسان عطا كرده است. عَلَّمَ‏ ... عَلَّمَهُ‏ (علم و تعليم قبل و پس از خلقت انسان تكرار شده است) 2- زبان و لغت خاص مهم نيست، اصل قدرت بيان مهمّ است. «عَلَّمَهُ الْبَيانَ» 3- زبان، وسيله بيان است، اصل بيان هديه الهى است. «عَلَّمَهُ الْبَيانَ» 4- پدر و مادر، قوّه‏ى سخن گفتن را كه خداوند در هر نوزادى نهفته است، آشكار مى‏كنند و به فعليّت مى‏ رسانند. «عَلَّمَهُ الْبَيانَ» 5- آفرينش انسان در ميان دو قرار گرفته است. «عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏، خَلَقَ الْإِنْسانَ‏، عَلَّمَهُ الْبَيانَ» 6- قدرت بيان، جلوه‏اى از الهى است. الرَّحْمنُ‏ ... عَلَّمَهُ الْبَيانَ‏ 7- كسانى كه توانايى سخن گفتن به چند زبان را دارند، هنر خود را از خدا بدانند. «عَلَّمَهُ الْبَيانَ» 8- علمى مورد ستايش است كه بيان شود. عَلَّمَ الْقُرْآنَ‏ ... عَلَّمَهُ الْبَيانَ‏