آیه بامداد شنبه :
#قرآن
.
سوره فصّلت : وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ «34»
.
و #نيكى با بدى يكسان نيست؛
( #بدى ديگران را) با شيوهى بهتر (كه نيكى است) دفع كن،
كه اين هنگام آن كس كه ميان تو و او دشمنى است ، همچون دوست گرم مىشود (و عداوتش نسبت به تو تمام مىشود).
.
نكته ها:
در برابر كسانى كه مردم را به خدا دعوت مىكنند ، افراد بى تفاوت و نااهل و بدرفتارى پيدا مىشوند
كه اگر مبلّغ دين، با اخلاق خوش و سعهى صدر با آنان برخورد نكند ، توفيقى حاصل نمىشود.
اين آيه سفارش مىكند كه بدىها را با خوبى پاسخ بده
و اهل انتقام نباش؛
همان گونه كه در دعاى #مكارم_الاخلاق، امام زين العابدين عليه السلام از خداوند مىخواهد كه به او توفيق دهد كه در برابر غيبت مردم از او، نيكى مردم را بگويد
و از بدى آنان بگذرد
و هر كس با او قطع رابطه كرد با او معاشرت كند.
.
بارها در سيرهى پيامبر اكرم و اهل بيت معصوم آن حضرت نمونه هايى از اين برخوردها را مىخوانيم
كه سرسخت ترين مخالفان را به طرفدار آنان تبديل كرده است.
.
در آيهى 43 سوره شوری مىفرمايد: «وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»
و كسى كه تحمّل بدى مردم را داشته باشد و از آنان بگذرد، اين از تصميمات شايسته است.
.
پيامها:
1- يكى از راههاى #دعوت الى اللّه آن است كه تنش زدايى نماييم و بدى ديگران را با نيكى دفع كنيم.
وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ ... ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
2- فكر نكنيد مرور زمان مسايل را كهنه مىكند و همه چيز فراموش مىشود.
(برخوردهاى مثبت و منفى هرگز يكسان نيست،
و آثار آن در عمق روح افراد باقى مىماند. «لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ»
3- يك نمونهى عملى دعوت به سوى خدا (كه در آيهى قبل آمده بود) دفع بدىهاى مردم با برخوردهاى خوب است. «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»
4- در برخورد با مخالفان، اخلاق نيك كافى نيست،
تهاجم اخلاقى لازم است «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»
(دفع بدىهاى دشمن با روش نيكو كافى نيست،
بلكه به #نيكوترين روشها و برترين رفتارهاى اخلاقى نياز است).
5- كيمياى واقعى، آن نيست كه مس را طلا كند،
بلكه برخوردى است كه دشمنى را به محّبت تبديل نمايد. «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»
(روز فتح مكّه شعار بعضى از مسلمانان «انتقام، انتقام» بود
ولى پيامبر اكرم فرمود: امروز روز انتقام نيست بلكه روز #رحمت و مرحمت است).
6- سعهى صدر شرط توفيق در تبليغ است. ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ- ... كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
7- توجّه به نتيجهى كار، انگيزهى انسان را بالا مىبرد.
(اگر بدانيم كه نتيجهى برخورد خوب، تبديل دشمن به دوست است، انگيزهى اين كار در ما زياد مىشود. ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ- ... كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
8- در رفتارهاى شايسته، اگر دشمن دوست نشود لااقل حيا و شرمندگى در او به وجود مىآيد
و او را به رفتار دوستانه وادار مىكند. «كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ»
9- ارزش دوست به گرمى اوست. «وَلِيٌّ حَمِيمٌ»
آیه بامداد جمعه :
#قرآن
.
سوره فصّلت : وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً
وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى
فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا
وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ «50»
.
و اگر بعد از سختىاى كه به انسان رسيده از طرف خود رحمتى به او بچشانيم حتماً مىگويد: «اين رحمت، حقّ من است» (و چنان مغرور مىشود كه مىگويد:)
گمان نمىكنم قيامتى بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم حتماً براى من نزد او بهترين (منزلت) خواهد بود.»
پس ما كسانى را كه كفر ورزيدند، حتماً به آن چه انجام دادهاند آگاه خواهيم كرد، و قطعاً از عذاب سخت به آنان خواهيم چشاند.
نكته ها:
دنياگرايى عامل #غفلت و گاهى انكار معاد است. در سورهى كهف آيهى 35 مىخوانيم كه شخصى وارد باغ و بستان خود شد و همين كه سرسبزى آن را ديد گفت:
اين باغ از بين رفتنى نيست «ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً» و قيامتى هم در كار نيست «ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً» و اگر مرا در قيامت برگردانند،
بهتر از اين باغ و بستان خواهند داد لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها ... در اين آيه نيز مىخوانيم:
برخى افراد همين كه به رحمتى مىرسند قيامت را منكر مىشوند و مىگويند:
بر فرض اگر قيامتى باشد، بهترينها از ما خواهد بود.
پيامها:
1- انسان منحرف كمظرفيّت و مغرور است و در اولين مرحله رسيدن به نعمت بد مستى مىكند.
لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً ... لَيَقُولَنَّ هذا لِي
(چنانكه در اولين برخورد با شرّ از درون مأيوس مىشود «فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ» وفرياد مىزند. «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً» )
2- انسان، از خداوند طلبى ندارد و به هر نعمتى برسد از لطف اوست. «رَحْمَةً مِنَّا»
3- سرچشمهى #رحمت از اوست «رَحْمَةً مِنَّا»
ولى سرچشمهى #سختىها عملكرد و خصلتهاى خود انسان است. «ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ» و نفرمود: «ضراء منا»
4- تلخ و شيرينى دنيا اندك است؛ در حدّ چشيدن و لمس كردن. «أَذَقْناهُ- مَسَّتْهُ»
5- انسان كافر خودخواه است و كاميابىها را حقّ قطعى خود مىپندارد.
«هذا لِي» (چنانكه قارون مىگفت:
سرمايهام به خاطر علمى است كه نزد من است.
«عَلى عِلْمٍ عِنْدِي» )
6- رفاه و نعمت، نشانهى لياقت و استحقاق و عاقبت به خيرى نيست.
(قرآن در اين آيه از كسى كه خود را لايق مىداند انتقاد مىكند). «هذا لِي»
7- هر چه انسان به خودش توجّه كند، از مبدأ و معاد غافل مىشود. «هذا لِي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً»
8- كمترين نعمت، برخى انسانها را به باطل مىكشاند تا آنجا كه مىگويد:
نعمت حقّ من است.
«هذا لِي» قيامت نيست.
«وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً» بر فرض كه قيامت باشد، بهترينها براى من است.
«إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى»
9- كفّار براى خود منطق و استدلال ندارند
و عقيده آنان بر اساس گمان است. «وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ»
10- شك و ترديد در قيامت، نشانه كفر است.
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً ... الَّذِينَ كَفَرُوا
11- در قيامت حقيقت و باطن اعمال براى انسان كشف مىشود.
«فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا»
12- در قيامت ابتدا جرم خلافكار به او فهمانده مىشود، سپس عذاب مىشود.
فَلَنُنَبِّئَنَ ... لَنُذِيقَنَّهُمْ
13- كسى كه پندار غلط خود را محكم و با قاطعيّت مىگويد،
بايد پاسخ محكم و با قاطعيّت دريافت كند.
پاسخِ «إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى»
جملهى «فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا» و «لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ»
آیه بامداد چهارشنبه :
#قرآن
.
سوره زخرف : أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ؟
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ «32»
.
آيا آنان #رحمت پروردگارت (در مورد تعيين پيامبر) را (ميان خود) تقسيم مىكنند ؟
در حالى كه ما #معيشت آنان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كردهايم (تا چه رسد به اعطاى مقام والاى نبوّت)
و درجات بعضى انسانها را بر برخى ديگر برترى داديم
تا برخى از آنان برخى ديگر را به #خدمت گيرند
و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى اندوزند بهتر است.
.
نكته ها:
برترى يافتن برخى انسانها بر ديگران دو گونه است:
- يكى #برترى در ساختار جسمى، فكرى و استعدادهاست
كه اين امر سبب احساس نياز به يكديگر و خدمت به همديگر است
و بدين وسيله #جامعه تشكيل مىشود.
انسان در اين برترى نقشى ندارد. «رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ»
.
- نوع ديگر، برترى است كه خداوند بر اساس #تلاش انسان عطا مىكند،
نظير آيه: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» كه خداوند كسانى را كه به سراغ علم و ايمان رفتند برترى مىدهد.
.
وقتى معيشت انسانها در دست خداست، چگونه بعضى انتظار دارند مقام نبوّت با آنان باشد و آنها تصميم بگيرند كه #وحى بر چه كسى نازل شود؟
تفاوتهايى كه ميان مردم است بايد سبب پيوستگى و #تعاون و استخدام بعضى توسط بعضى باشد،
نه سبب استثمار و فخر فروشى و تحقير ديگران. «سُخْرِيًّا»
يعنى گروهى از انسانها گروه ديگر را به كار گيرد و آنها را استخدام كند.
.
پيامها:
1- انسان بايد قدر و جايگاه خود را بداند و پا را از گليم خود درازتر نكند.
(انتخابپيامبر در حوزه اراده الهى است، نه توقّع و انتظار مردم) «أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ»
2- نبوّت، رحمت خاص الهى است. «رَحْمَةِ رَبِّكَ»
3- كسى از خداوند طلبى ندارد هر چه هست لطف و رحمت اوست. «رَحْمَةِ رَبِّكَ»
4- #رزق فقط به دست خداست. «نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ»
5- برترىهاى جسمى و فكرى سبب غرورتان نگردد زيرا همه از خداست.
«نَحْنُ قَسَمْنا- رَفَعْنا»
6- انديشه جامعه بى طبقه، خيالى بيش نيست. (خداى حكيم خود تفاوتهايى قرار داده تا مردم به يكديگر احساس نياز كنند و با كمك به يكديگر در سايه اجتماع رشد كنند.) «رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ»
7- اجير شدن و #اجير گرفتن و استخدام بعضى انسانها توسط بعضى ديگر، امرى مجاز و مشروع است. «لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا»
8- جامعهى پايدار و #اقتصاد سالم، وابسته به تعاون و بهره گيرى از توان نيروهاى مختلف انسانى است. «لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا»
9- رحمت، از شئون ربوبيّت است. «رَحْمَةِ رَبِّكَ»
10- وحى و رسالت را با ماديات مقايسه نكنيم. «رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»
11- برترىهاى مادى، شما را از رحمت الهى غافل نكند. «وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»
آیه بامداد دوشنبه :
#قرآن
.
سوره محمّد : فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ «22»
.
پس (اى بيماردلانِ سست ايمان!) اگر (از #جهاد) روى گردانيد، جز اين از شما انتظار نمىرود كه در زمين #فساد كنيد و پيوندهاى خويشاوندى را قطع كنيد.
.
سوره محمّد : أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ
فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ «23»
.
آنانند كسانى كه خداوند از #رحمت خويش دور
و (گوششان را) كر و چشمهايشان را كور ساخته است (نه حقّى مىشنوند و نه حقّى مىبينند).
.
نكته ها:
مفسّران، «تَوَلَّيْتُمْ» را دو گونه معنا كرده اند:
الف) اعراض و پشت كردن به جبهه و سرگرم شدن به خلافكارى و قطع صله رحم.
ب) ولايت بر مردم را به دست گرفتن و سپس قلع و قمع ديگران.
امّا معناى دوم با سياق آيات سازگار نيست.
.
آيه خطاب به افراد سست ايمان كه به خاطر حفظ جان از شركت در جهاد اعراض مىكنند، مىفرمايد:
گمان نكنيد كه با ترك جهاد محفوظ مىمانيد،
زيرا با فرار خود از جنگ، زمينه گسترش فساد و قتل را فراهم مىسازيد
كه دامان شما را نيز مىگيرد
و همچون دوران جاهليّت، حتّى كشتن فرزند را براى شما مباح مىسازد.
پيامها:
1- اعراض از دين و دستورات قرآن، زمينه ساز فساد و تباهى است. إِنْ تَوَلَّيْتُمْ ...
تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ ...
2- ترك #صله_رحم و روابط خويشاوندى، گناهى است در رديف فساد در زمين.
«تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ»
3- اگر فساد گسترش يابد، انسان حتّى به #بستگان خود نيز رحم نمىكند. «تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ»
4- فراريان از جنگ، فسادگران و قاطعان رحم، مورد نفرين خداوند هستند.
تَوَلَّيْتُمْ ... تُفْسِدُوا ... تُقَطِّعُوا ... أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ
5- محروميّت از رحمت الهى، نتيجه #عملكرد خود ماست. تُفْسِدُوا ... تُقَطِّعُوا ...
لَعَنَهُمُ اللَّهُ
6- بهره نگرفتن از امكانات، همانند محروميّت از آنها است.
(گوش دارد ولى حقّشنو نيست، چشم دارد ولى حقيقت بين نيست) لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ ...
7- بزرگترين محروميّت معنوى، محروميّت از شناخت حقيقت است. «لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ»
8- استفاده نامشروع و نامتعارف و غير مفيد از استعدادهاى خدادادى،
نشانهى دور شدن از رحمت الهى است. «لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ»
آیه بامداد پنجشنبه :
#قرآن
.
سوره حجرات : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ
وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ «10»
.
همانا #مؤمنان با يكديگر برادرند،
پس ميان برادران خود، (در صورت اختلاف و نزاع) صلح و آشتى برقرار كنيد
و از خدا پروا كنيد تا مورد رحمت قرار گيريد.
.
نكته ها:
اين آيه، رابطهى مؤمنان با يكديگر را همچون رابطهى دو #برادر دانسته
كه در اين تعبير نكاتى نهفته است، از جمله:
الف) دوستى دو برادر، عميق و پايدار است.
ب) دوستى دو برادر، متقابل است، نه يك سويه.
ج) دوستى دو برادر، بر اساس فطرت و طبيعت است، نه جاذبههاى مادى و دنيوى.
د) دو برادر در برابر بيگانه، يگانهاند وبازوى يكديگر.
ه) اصل و ريشه دو برادر يكى است.
و) توجّه به برادرى مايهى گذشت و چشمپوشى است.
ز) در شادى او شاد و در غم او غمگين است.
.
امروزه براى اظهار علاقه، كلمات رفيق، دوست، هم شهرى و هم وطن بكار مىرود،
امّا اسلام كلمه برادر را بكار برده كه عميقترين واژه هاست.
در حديث، دو برادر دينى به دو دست تشبيه شده اند كه يكديگر را شستشو مىدهند.
در اين آيه و آيهى قبل، سه بار فرمان « #اصلحوا» تكرار شده
كه نشانهى توجّه اسلام به برقرارى صلح و دوستى ميان افراد جامعه است.
در آيه قبل فرمود: فَأَصْلِحُوا ... وَ أَقْسِطُوا به عدالت، صلح برقرار كنيد
و اين آيه مىفرمايد: فَأَصْلِحُوا ... وَ اتَّقُوا
در برقرارى صلح، از خدا بترسيد.
اگر شما را به عنوان ميانجى پذيرفتند، خدا را در نظر بگيريد و حكم دهيد،
نه آنكه اصلاح شما، مايهى ظلم و ستم به يكى از طرفين گردد.
پيامها:
1- رابطه برادرى، در گرو #ايمان است. (مسائل اقتصادى، سياسى، نژادى، جغرافيايى، تاريخى و ... نمىتواند در مردم روح برادرى به وجود آورد.)
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»
2- برادرى بر اساس ايمان، مشروط به سنّ، شغل، سواد و درآمد نيست. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»
3- هيچ كس، خود را #برتر از ديگران نداند. «إِخْوَةٌ»
(آرى، ميان والدين و فرزند برترى است، ولى ميان برادران، برابرى است.)
4- براى برقرارى صلح وآشتى، از كلمات محبّتآميز و انگيزهآور استفاده كنيم.
«إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا»
5- جلوگيرى از نزاع و اقدام براى اصلاح و برقرارى صلح، #وظيفهى همه است، نه گروهى خاص. «فَأَصْلِحُوا»
6- اصلاح كننده نيز خود را برادر طرفين درگير بداند. «فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»
7- اصلاح و آشتى دادن، آفاتى دارد كه بايد مراقب بود. فَأَصْلِحُوا ... وَ اتَّقُوا اللَّهَ
8- صلح و صفا، مقدّمهى نزول رحمت الهى است. فَأَصْلِحُوا ... تُرْحَمُونَ
9- جامعه بى تقوا، از دريافت #رحمت الهى محروم است. «اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»
آیات بامداد جمعه :
#قرآن
.
سوره الرّحمن : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوره الرّحمن : الرَّحْمنُ «1»
سوره الرّحمن : عَلَّمَ الْقُرْآنَ «2»
خداوندِ رحمان، قرآن را آموخت.
نكتهها:
خداوند، رحمان است. «الرَّحْمنُ»
پيامبرش، مايهى رحمت است. «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ»
قرآنش نيز رحمت است. «وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»*
« #رحمن» نام مخصوص خداوند است كه 169 بار در قرآن آمده
و 114 مرتبه در هر «بِسْمِ اللَّهِ»* تكرار شده است.
در آيين سخنورى و نگارش، سر فصل سخن، نشانه و نمودار تمام سخن است.
در اينجا نيز چون سوره نگاهى به نعمتهاى الهى دارد، در آغاز آن «الرَّحْمنُ» آمده است.
پيامها:
1- خداوند، اولين معلّم قرآن است. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ»
2- شريعت، بر اساس رحمت است. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ»
3- شبهات را بايد پاسخ داد.
در برابر كسانى كه مىگويند: قرآن را بشرى به پيامبر آموخته است: «يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ» ،
بايد گفت: خدا آموخت. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ»
4- تعليم قرآن به انسان، جلوهاى از #رحمت الهى است. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ»
5- #معلمى، شأن خداوند است. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ»
6- كار تعليم و تعلّم، بايد بر اساس محبّت و رحمت باشد. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ»
7- قرآن، قابل درك و شناخت براى بشر است. «عَلَّمَ الْقُرْآنَ»
آیه بامداد یکشنبه :
#قرآن
.
سوره الرّحمن : عَلَّمَهُ الْبَيانَ «4»
به او بيان آموخت.
نكته ها:
حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«لا تجعلن ذرب لسانك على من انطقك و بلاغة قولك على من سددك»
تندى و تيزى زبانت را براى كسى كه تو را سخن گفتن تعليم داده قرار مده
و بلاغت و زيبايى كلامت را به رخ كسى كه گفتار تو را قاعده مند و زيبا كرده، مكش.
قدرت بيان و سخن گفتن، #هديه الهى به انسان است و قرآن براى شيوه بيان دستوراتى داده است .
پيامها:
1- علم، برترين كمالى است كه خداوند به انسان عطا كرده است.
عَلَّمَ ... عَلَّمَهُ (علم و تعليم قبل و پس از خلقت انسان تكرار شده است)
2- زبان و لغت خاص مهم نيست، اصل قدرت بيان مهمّ است. «عَلَّمَهُ الْبَيانَ»
3- زبان، وسيله بيان است، اصل بيان هديه الهى است. «عَلَّمَهُ الْبَيانَ»
4- پدر و مادر، قوّهى سخن گفتن را كه خداوند در #نهاد هر نوزادى نهفته است، آشكار مىكنند و به فعليّت مى رسانند. «عَلَّمَهُ الْبَيانَ»
5- آفرينش انسان در ميان دو #تعليم_الهى قرار گرفته است. «عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ، عَلَّمَهُ الْبَيانَ»
6- قدرت بيان، جلوهاى از #رحمت الهى است. الرَّحْمنُ ... عَلَّمَهُ الْبَيانَ
7- كسانى كه توانايى سخن گفتن به چند زبان را دارند، هنر خود را از خدا بدانند.
«عَلَّمَهُ الْبَيانَ»
8- علمى مورد ستايش است كه بيان شود. عَلَّمَ الْقُرْآنَ ... عَلَّمَهُ الْبَيانَ