سخنرانی سرکار خانم لطفیآذر در شهر مشهد
جلسۀ هفتم، 21 رجب 1439
کهف ولایت (قسمت سوم)
خلاصه، شرط رشد، #اطاعت است، نه دانستن. وقتی با امام و ولیّ خدا همراه شدیم، نه جای #تقلید است، نه جای چون و چرا؛ باید تبعیت کنیم. اما اغلب ما روحیۀ اطاعت نداریم و نسبت به کارهای او یا #شک میکنیم یا چون و چرا و #توجیه میآوریم و نظر میدهیم. نهایتش این است که او و حرفها و کارهایش را با اوصافی که در روایات برایش خواندهایم، مقایسه میکنیم و توقع داریم طبق آنها با ما رفتار کند؛ وگرنه او را زیر سؤال میبریم.
یا اگر بگوید برای رفع مشکل یا پاسخ سؤالت، فلان کتاب را بخوان یا فلان کار را انجام بده، میگوییم: «باشد؛ اما ببین من چه میگویم!» یا: «باشد، اما یک #ذکر هم بده که زود اثر کند!» اما بدون چون و چرا تبعیت نمیکنیم.
حال که قدری از اصحاب یمین در ولایت امام صادق(علیهالسلام) گفتیم، به عنوان نمونه، یکی از یاران ایشان را مثال میزنیم که به راستی خود را به دامن #ولایت امام سپرده و در کورۀ عشقش رها شده بود: زرارةبنأعین.
اگر به منابع رجالی رجوع کنیم، میبینیم هنوز علما دربارۀ وثاقت و اعتبار این شخص به توافق نرسیدهاند. چرا؟ خود امام، این کار را کرده و او در زمان خود، این مسئله را به زیبایی پذیرفته بود. فرزند زراره نقل میکند: «امام صادق(علیهالسلام) به من فرمود: به پدرت سلام مرا برسان و بگو: همانا من از تو عیب میگویم تا از تو دفاع کنم؛ که همانا مردم و دشمن به سوی هرکسی که ما او را نزدیک کنیم و جایگاهش را بستاییم، میشتابند تا هرکس را دوست داریم و نزدیک میکنیم، آزار دهند و او را به خاطر محبت ما به او و نزدیکی او به ما سرزنش کنند، تا جایی که حتی او را به قتل برسانند. اما هرکس که ما از او عیبگویی کنیم، اگرچه ستودنی باشد، آنها او را گرامی میدارند و ستایش میکنند! برای همین، من عیب تو را میگویم؛ چون تو به ما و گرایشت به ما شهرت داری و ازاینرو نزد مردم، ناپسند و نامطلوب هستی. پس من دوست داشتم عیبت را بگویم، تا امرت را در دین بستایند و اینگونه شرّشان را از تو کم کنم.» آنگاه آیۀ 79 سورۀ #کهف را تلاوت فرمودند که آن بندۀ خدا، راز سوراخ کردن کشتی را برای موسی میگوید:
"أَمَّا السَّفينَةُ فَكانَتْ لِمَساكينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفينَةٍ غَصْباً."
اما کشتی برای مسکینانی بود که در دریا کار میکردند؛ پس خواستم آن را عیبدار کنم. چون پشت سرشان پادشاهی بود که هر کشتی را به زور میگرفت.
امام در ادامه میفرماید: «به خدا، آن را معیوب نکرد، مگر برای اینکه از دست پادشاه در امان بماند و به دست او نیفتد؛ که اگر سالم بود، آن را میبردند. پس تو هم این را درک کن. رحمت خدا بر تو؛ همانا تو محبوبترین مردم نزد من و محبوبترین یاران پدرم هستی. تو برترین کشتی این دریایی و پشت سرت پادشاه ظالمی است که حواسش هست هر کشتی صالحی از دریای هدایت عبور کرد، آن را با اهلش غصب کند. رحمت خدا بر تو باد در در حیات و مرگ.» [6]
با اینهمه، زراره هیچ شکایتی نداشت و این بیآبرویی را از جانب امام پذیرفته بود. او چنان بندۀ تابع و مطیعی بود که امام کاظم(علیهالسلام) فرمود: «اگر زراره نبود، احادیث پدرم کهنه میشد.» [7]
..........
[6] بحارالأنوار، ج2، ص247.
[7] بحارالأنوار، ج47، ص390: "رَحِمَ اللَّهُ زُرَارَةَ بْنَ أَعْيَنَ لَوْ لَا زُرَارَةُ لَانْدَرَسَتْ أَحَادِيثُ أَبِي".
ادامه دارد...
#خلاصه
#رجب1439
#جلسه_هفتم
@Lotfiiazar
سخنرانی سرکار خانم لطفیآذر در شهر مشهد
جلسۀ دوازدهم، 27 رجب 1439
مردان خدا (قسمت چهارم)
"في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ. رِجالٌ لاتُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ." [4]
در خانههایی که خدا اذن داده بالا روند و در آنها نام او ذکر شود و صبح و شب تسبیحش کنند. مردانی که تجارت و معامله، آنان را از ذکر خدا، برپایی نماز و پرداخت زکات بازنمیدارد؛ از روزی میترسند که دلها و چشمها زیر و رو شود.
این مردان در عالم وجود، مدام برجهایی میسازند که طبقاتش آنبهآن با #ذکر خدا بالا میرود. اما هرچه بالا میرود، آنها بیشتر کنار میروند تا خدا را نشان دهند و زیبایی و کمال او را رو کنند. البته در #دنیا هم زندگی میکنند و مثل مردم عادی، خور و خواب و ازدواج و... دارند؛ #وحی و #معجزه و #کرامت هم ندارند. اما زندگی عادی و کثرت دنیا، آنها را مشغول نمیکند و بازی نمیدهد؛ بلکه آنها کثرت را به بازی میگیرند و آن را مثل قطعات پازل در عالم وحدت میچینند. برای همین، کثرت و تجارت دنیا نمیتواند آنها را از یاد خدا و درک حضور او دور و جدا کند.
برخلاف بسیاری از ما که وقتی کارمان در دنیا بالا بگیرد و مثلاً تجارت پرسودی داشته باشیم، اگر نمازمان هم نرود، #خمس و زکاتمان میرود! برای همین است که افرادی که درآمدشان کمتر است، راحتتر خمس و زکات و مالیات میدهند. اما پردرآمدها به هر ترفندی دست میزنند تا از دادن فرار کنند؛ چون سخت است و مثلاً وقتی درآمد یک میلیارد در کار باشد، از هر کسی برنمیآید که دویست میلیون بدهد!
فقط مردان خدا و اهلالله هستند که هرچه مال و مقام بیشتر به دست آورند، بیشتر میدهند و اصلاً همه چیز را برای دادن در راه خدا و جاری کردن برای خلق خدا میخواهند. آنها کثرت را در مسیر وحدت به کار میگیرند و چه اندیشه و #اخلاق، چه مال و #مقام، چه وقت و انرژی و سلامت، همه را صرف خدا میکنند و همواره خودشان کنار میروند تا او ظهور پیدا کند؛ چون به #قیامت و به دو بُعد باقی و فانی دنیا إشراف و آگاهی دارند و میدانند روزی خواهد رسید که خواهناخواه چشم و دلشان از اینها کنده خواهد شد؛ پس چارهای نیست جز اینکه مطلوب حقیقی را بیابند.
خلاصه در طول تاریخ همیشه برخورد دو جلوۀ ظاهری و باطنی یا صوری و حقیقی از دین مطرح بوده و همیشه، خدا را رجلی بوده که بی نام و نشان در بین مردم زمانش زندگی میکرده، اما تیزبین و شاهد مردم و اتفاقات بوده و هرجا لازم شده، سر بزنگاه مثل منجی آمده تا با روشنگری، همه را آگاه کند.
این رجلها رسول نیستند که کسی بخواهد آنها را متهم و ادعایشان را تکذیب کند. پس هیچ معجزه و کرامتی از خود نشان نمیدهند و پر از آگاهی و رشدند؛ حتی عملی عرضه نمیکنند. اما شجاعانه رسولان الهی را تأیید مینمایند و فطرت مردم را برایشان آشکار میسازند تا با فطرتشان خدا را ببینند و بشناسند. آنها از هر دلبستگی، آزادند و تا بقیه در شبهات بگردند و این پا و آن پا کنند، آنها مسئولیت خود را انجام داده و راه را روشن کردهاند.
همیشه همین بوده و مردان خدا حجت را بر مردم تمام کردهاند؛ حتی در سقیفه که رجل مؤمن آمد، اما کسی حرفش را نشنید یا در سال 42 شمسی که امام خمینی(قدّسسرّه) برخاست و قیامش سالها بعد به نتیجه رسید و یا پیش و پس از او، امثال سید جمالالدین اسدآبادیها و مطهریها که برخاستند و مردم را آگاه کردند.
این حقایق، همه در #قرآن قابل دستیابی است. اما متأسفانه ما خیلی از قرآن و معارف آن دوریم. اگر از پیشزمینهها رها شویم، میبینیم قرآن برای کسی که آزاد و خالص در مقابلش بنشیند، هرگز بسته نیست. امام نیز اگر با قلب پاک نزدش برویم، برایمان عین حضور است و پیوسته به ما فیض میدهد. ولی ما اغلب بدون #قلب پاک و رها فقط میخواهیم کورکورانه از این و آن، مطلب بگیریم و بر علممان بیفزاییم؛ تازه به دیگران هم بیاموزیم!
فکر نکنیم تبعیت از علما و بزرگان، این است که فقط بنشینیم و حرفهایشان را گوش دهیم و حتی بدون پذیرش قلبی بگوییم چشم! درست آن است که هرچه میخوانیم و میشنویم، همه را با #عقل و قرآن و اهلبیت(علیهمالسلام) بسنجیم، سؤال و شبهه وارد کنیم و خوب اندیشه و تفکر نماییم تا وجودمان بپذیرد و به جانمان بنشیند.
..........
[4] سورۀ نور، آیات 36 و 37.
پایان
#خلاصه
#عید_مبعث
#رجب1439
#جلسه_دوازدهم
@Lotfiiazar
هدایت شده از ❤️کانال عشق
خلاصۀ سخنرانی سرکار خانم لطفیآذر در شهر تهران
12 رمضان 1439
جمال و جلال (قسمت سوم)
خداوند در سورۀ یونس پس از آیاتی که اشاره کردیم، این مشرکان را که به #ربوبیت خدا ایمان ندارند، فاسق معرفی میکند [4]؛ یعنی کسی که سنت خدا را تغییر داده و از جایگاه بندگی او خارج شده؛ کسی که در دیدگاهش بین الوهیت و ربوبیت، فاصله انداخته و حتی اگر خدا را دوست داشته باشد، او را در اتفاقات و پدیدهها نمیبیند.
متأسفانه خیلی از ما حتی اگر به زبان نیاوریم، در دلمان پر از همین حرفهاست که: «خدایا، من اینهمه مشکل در زندگی دارم! اینهمه ظلم در دنیا! چرا تو کاری نمیکنی؟ پس کجایی؟!» اما راه درست، این است که ببینیم خودمان در این قضایا کجاییم. ربوبیت خدا را پیدا کنیم و سهم خود را بگیریم؛ مطمئن باشیم آرام میشویم. وظیفهمان را هم تشخیص میدهیم و به درستی عمل میکنیم.
اکنون به آیۀ مورد بحثمان در سورۀ #شعرا برمیگردیم که #فرعون از حضرت #موسی دربارۀ ربّ پرسید. موسی هم برای او دلیل شهودی آورد که: «او پروردگار یعنی مالک و پرورشدهندۀ آسمانها و زمین و هرچه بین آنهاست. اما این دلیل، برای اهل یقین است.» فرعون به اطرافیانش گفت: «نمیشنوید؟!» و موسی ادامه داد: «او پروردگار شما و اجدادتان است.» اینجا بود که فرعون گفت: «پیامبری که به سوی شما فرستاده شده، عقلش کار نمیکند!» [5]
خیلی سخت است وقتی اینهمه اسباب دورمان ریخته، هیچکدام را نبینیم. #عبادت و #اعتقاد، کافی نیست؛ یقین میخواهد. اینجا چشم قلب باید ببیند و زنده شود، نه اینکه چشم سر ببیند یا ذهن با دلایل ذهنی قانع شود. #شیطان نمیتواند ما را در الوهیت خدا گیر بیندازد. اما میتواند با دلایل ذهنی، ربوبیت را برایمان رد کند. اینجا علم و آگاهی به درد نمیخورد و «پای استدلالیان، چوبین بوَد»! اما اگر درِ #قلب باز شود، بدون دلیل ذهنی، حق را مییابد و میپذیرد.
در طول تاریخ هم بیشتر مردم از انبیاء #معجزه میخواستند؛ یعنی با علل و اسبابی که آنها میبینند، کار عجیبی بکنند. اما کسانی مثل حضرت خدیجه، حضرت علی یا عبدالمطلب(علیهمالسلام) بدون معجزه و #کرامت، حق را پذیرفتند. امروز هم بسیاری از مردم با علل و اسباب خو کردهاند. برای همین، مکاتب و عرفانهای دروغین که بدون #معرفت فقط سحر و #ذکر و دعانویسی میدهند، غوغا کردهاند؛ اما عرفانهای راستین که سببساز را میشناسانند و او را به زندگی روزمرۀ مردم میکشانند، چندان طرفدار ندارند و حتی مورد اتهام قرار میگیرند.
..........
[4] سورۀ یونس ،آیات 32 و 33.
[5] سورۀ شعرا، آیات 23 تا 27.
ادامه دارد...
#خلاصه
#رمضان1439
#جلسه_هشتم
@Lotfiiazar
هدایت شده از مرکز نشر آثار آیتالله بهجت
🗓 سهشنبه ٢۶ تیرماه ١٣٩٧
❓سؤال: راه تداوم #ذکر چیست؟
@bahjat_ir