eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ حسرت اینبار مرا از نفس انداخته است شوق دیدار مرا از نفس انداخته است از فراقت چه بگویم؟که نگفتن بهتر زخم بسیار مرا از نفس انداخته است @hosenih آمدم جمعه ی این هفته نفس تازه کنم دیدم انگار مرا از نفس انداخته است ندبه های سحری شاهد غم هایم شد دوری از یار مرا از نفس انداخته است روضه خوان روضه بخوان...مادرسادات چه شد؟؟ خون مسمار مرا از نفس انداخته است @hosenih یاد زهرا که می افتم دل من می لرزد در و دیوار مرا از نفس انداخته است وسط روضه ی زهرا غم سنگین علی صد و ده بار مرا از نفس انداخته است با دل خسته ی خود مادر ما مهدی گفت درد خود را همه شب فاطمه با مهدی گفت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ غم های من از ضربت میخ است به دیوار آن میخ که پرهای تو را بست به دیوار این کوچه درِ باغ بهشت است و به ظاهر خورده است چنان کوچه ی بن بست به دیوار @hosenih هر چند که آن کوچه و آن خانه دگر نیست اما اثر سیلیِ در هست به دیوار از کوچه به خانه دو قدم بوده و‌مادر صدبار در این فاصله خورده است به دیوار با قد خمیده کسی از دور می آید یک دست به پهلو زده یک دست به دیوار ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم مصائب امام حسن( ع) ▶️ چه خوب می شود از خواب سر که برداری تمام غصه ی خود را کنار بگذاری برای مادرت اینبار خانه امن شود نه میخ باشد و آتش نه در نه آزاری @hosenih نه کوچه ای که ببندند راه را بر تو نه ضربه ای که بکوباندت به دیواری خدا کند که نبینی به خواب هم حتی مصیبتی که چشیده حسن به بیداری ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ آیینه ی پلک ها ترک می خواهد زخم جگر انگار نمک می خواهد @hosenih با گریه بیایید به دادش برسیم مادر وسط کوچه کمک می خواهد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ باید بری، نه! محضِ رضایِ خدا نگو دق می کنم بدون تو، این جمله را نگو زهرا بمان و زندگی ام را به هم نریز سنگ صبور من، نرو از پیشم ای عزیز @hosenih زهرا شبِ عروسی مان خاطرت که هست؟ مهریه ی زلال و روان خاطرت که هست؟ یادت که هست قول و قراری که داشتیم؟ یک روح واحدیم، شعاری که داشتیم ای دل خوشیِ زندگی ام می شود نری؟ از حال و روز من که شما با خبرتری! @hosenih گریه نکن محدثه، غمگین نکن مرا با رفتنت غریب تر از این نکن مرا با درد دنده های شکسته جدال کن تقصیر دست بسته ی من شد، حلال کن دل گرمی علی، به نظر زود می روی! نه سال شد فقط، چقدر زود می روی @hosenih بعد از تو فیض های خدایی نمی رسد فریاد مرتضی که به جایی نمی رسد زهرا بمان و چهره ی غم را عبوس کن زهرا بمان و زینب مان را عروس کن غصه به کار دل، گره ی کور می زند خیلی دلم برای حسن شور می زند @hosenih زهرا بمان که بغضِ بدی در گلوی توست دامادیِ حسین و حسن آرزوی توست حالا که اعتنا به قسم ها نمی کنی! فکر حسین تشنه لبت را نمی کنی؟ دیدی که رنگ از رخ مهتاب می پرد شبها حسین تشنه لب از خواب می پرد @hosenih در باغ میوه هایِ دلت، سیب نوبر است این کربلایی از همه شان مادری تر است حرف از سفر زدی و تبسم حرام شد پیراهن حسین شنیدم، تمام شد باشد برو قبول، علی بی پناه شد باشد، قرار بعدی مان قتلگاه شد @hosenih باشد برو که کرببلا گریه می کنیم باهم کنار طشت طلا گریه می کنیم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ درس کرامت پیش او حاتم ببیند درس حیا و مادری مریم ببیند إنسیة الحوراست و قطعا محال است کُنه کمالش را بنی آدم ببیند @hosenih تا پای جان پای امامش ماند زهرا حیدر سپر دارد همه عالم ببیند آن در که پیغمبر از آن بی اذن نگذشت حالا هجوم چند نامحرم ببیند با میخ و آتش داده شد اجر رسالت باید بیاید حضرت خاتم ببیند @hosenih در کوچه طفلی را تصور کن که ناگه از ضرب سیلی مادرش مبهم ببیند دیگر حسن در خواب مادر را همیشه با صورتی نیلی و قدی خم ببیند از غربت کوچه غم گودال پیداست جایی که زینب پیکری دَرهم ببیند @hosenih بین حرامی ها سر عمامه دعواست حالا تصور کن که مادر هم ببیند ای ساربان بس کن... چه میخواهی ز جانش؟ زهرا چگونه غارت خاتم ببیند؟ ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ ای جمع خوبی‌ها و مصداق رشادت‌ها پیداست در آیینه‌ی چشمت نجابت‌ها با هر قیام تو شکوهی تازه برخیزد پایت ورم کرده‌ست از فرط عبادت‌ها @hosenih سرچشمه ی فیض الهی هستی ای بانو با اذن تو وا می‌شود دارالعنایت‌ها تفسیر ناب سوره‌ی انسان تو هستی که میریزد از دامان پر‌مهرت کرامت‌ها هم پیرهن هم نان شب می‌بخشی از لطفت دل می بری از سائلت با این سخاوت ها @hosenih میل اناری کن که من حاجت روا گردم چشم امید هر شب و روز رعیت ها ! از تو سرودن رونقی دارد به دنبالش جانی دوباره می دهد نامت به هیئت‌ها کوچه به کوچه روضه‌ات در شهر ما برپاست با همت و ایثار چمران‌ها و همت‌ها @hosenih هر شب به انصار و مهاجر سر زدی بانو اما دریغ از یک اجابت بعد دعوت ها انگار نه انگار حرمت دارد این خانه دیوار و در بود و تو بودی و اذیّت ها تنها نه چادر که پرت را هم لگد کردند در رفت و آمدهای کوچه بی مروّت ها @hosenih درهم شکستی تا در خانه شکست آن روز با اتحاد بی نظیر !! بی بصیرت ها "أشکوا الیک یا رسول الله …"میخوانی با اشک هایت ، از اهانت ها جسارت ها یکبار صحن خانه و یکبار در کوچه... از پا تو را انداخت آخر هتک حرمت ها @hosenih گل از گل گلها شکفت ای مادرم وقتی برخاستی از بستر خود بعد مدّت ها با طعنه میسوزی و با همسایه میسازی کم نیست از درد لگد درد شکایت ها حتي به چشم آشنایان هم نمی آیی مانند شمعی آب گشتی از جراحت ها @hosenih حرف از یتیمی می زند همسایه با زینب دلشوره میگیرد حسینت با عیادت ها ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ خودت را در میان صحنه محشر تصور کن خودت را بی کس و بی یارو بی یاور تصور کن خودت را در میان شعله ها در موجی از آتش خودت را در میان دود و خاکستر تصور کن @hosenih تصور کن خودت را در میان کوچه ی تنگی و در آن کودکی را پیش یک مادر تصور کن و بعدش مادری را که گرفته دست کودک را و آنها را میان خیل یک لشکر تصور کن و در ذهنت تجسم کن 40 نامرد جنگی را که صف بستند پشت خانه حیدر، تصور کن- @hosenih 40 نامرد جنگی و رخ ناموس پیغمبر خودت تا انتهای قصه را دیگر تصور کن بیا و بعد از این مثل علی فردای زینب را تو از امروز با ساقی بی کوثر تصور کن و این یعنی به یاد آور دوباره بیت اول را خودت را در میان صحنه محشر تصور کن @hosenih بیا یک بار در عمرت فقط یک بار در عمرت تمام نخل ها را در سرت بی سر تصور کن تصور کن تو هم در گودی مقتل زمین خوردی و حالا شمر را با چکمه اش بهتر تصور کن بیا من بعد قاسم را علی اکبر تصور کن بیا من بعد اکبر را علی اصغر تصور کن ... بماند داستان شام و مهمانی و بزم می خودت تا انتهای قصه را دیگر تصور کن ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ من و این داغ ِدر تکرار مانده من و این آتش ِبیدار مانده @hosenih مپرس از من چرا دلتنگ هستم دلم بین ِدر و دیوار مانده ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ سر چشمه ی غم های عالم فاطمیه است غوغا شده در عرش اعظم، فاطمیه است @hosenih زهرای مرضیه اگر «ام الحسین» است پس ریشه ی ماه محرم فاطمیه است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ گر پهلویم شکست فدای سرت علی محسن به خون نشست فدای سرت علی یک تار موی تو به دو عالم نمی دهم هستی هر آنچه هست فدای سرت علی @hosenih ماهِ رخم که سایه ی خورشید را ندید حالا که نیلی است فدای سرت علی غصه مخور اگر پی احقاق حق، عدو... ... راهم به کوچه بست فدای سرت علی از چه نشسته ای به برم" شملةالجنین" این جای ضرب شصت فدای سرت علی ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ چو آفتاب رخت را غبار ابر گرفت شکوه نام علی غربتی ستبر گرفت جهان و کن فیکونش در اختیار تو بود عدو چگونه فدک را ز تو به جبر گرفت؟ @hosenih خمید قامت او زیر بار اندوهت اگر چه دست علی را عصای صبر گرفت پدر به دیدن تو تا بهشت صبر نکرد تو را ز دست علی در میان قبر گرفت تمام غربت خود را گریست در دل چاه که تا همیشه دل چاه مثل ابر گرفت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih