بسم الله الرحمن الرحيم
#امام_زمان_عج_مناجات_فاطمی
#اسماعیل_شبرنگ
▶️
حسرت اینبار مرا از نفس انداخته است
شوق دیدار مرا از نفس انداخته است
از فراقت چه بگویم؟که نگفتن بهتر
زخم بسیار مرا از نفس انداخته است
@hosenih
آمدم جمعه ی این هفته نفس تازه کنم
دیدم انگار مرا از نفس انداخته است
ندبه های سحری شاهد غم هایم شد
دوری از یار مرا از نفس انداخته است
روضه خوان روضه بخوان...مادرسادات چه شد؟؟
خون مسمار مرا از نفس انداخته است
@hosenih
یاد زهرا که می افتم دل من می لرزد
در و دیوار مرا از نفس انداخته است
وسط روضه ی زهرا غم سنگین علی
صد و ده بار مرا از نفس انداخته است
با دل خسته ی خود مادر ما مهدی گفت
درد خود را همه شب فاطمه با مهدی گفت
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_کوچه_بنی_هاشم
#مهدی_رحیمی
▶️
غم های من از ضربت میخ است به دیوار
آن میخ که پرهای تو را بست به دیوار
این کوچه درِ باغ بهشت است و به ظاهر
خورده است چنان کوچه ی بن بست به دیوار
@hosenih
هر چند که آن کوچه و آن خانه دگر نیست
اما اثر سیلیِ در هست به دیوار
از کوچه به خانه دو قدم بوده ومادر
صدبار در این فاصله خورده است به دیوار
با قد خمیده کسی از دور می آید
یک دست به پهلو زده یک دست به دیوار
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_شهادت
مصائب امام حسن( ع)
#محسن_ناصحی
▶️
چه خوب می شود از خواب سر که برداری
تمام غصه ی خود را کنار بگذاری
برای مادرت اینبار خانه امن شود
نه میخ باشد و آتش نه در نه آزاری
@hosenih
نه کوچه ای که ببندند راه را بر تو
نه ضربه ای که بکوباندت به دیواری
خدا کند که نبینی به خواب هم حتی
مصیبتی که چشیده حسن به بیداری
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_کوچه_بنی_هاشم
#وحید_قاسمی
▶️
آیینه ی پلک ها ترک می خواهد
زخم جگر انگار نمک می خواهد
@hosenih
با گریه بیایید به دادش برسیم
مادر وسط کوچه کمک می خواهد
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
#وحید_قاسمی
▶️
باید بری، نه! محضِ رضایِ خدا نگو
دق می کنم بدون تو، این جمله را نگو
زهرا بمان و زندگی ام را به هم نریز
سنگ صبور من، نرو از پیشم ای عزیز
@hosenih
زهرا شبِ عروسی مان خاطرت که هست؟
مهریه ی زلال و روان خاطرت که هست؟
یادت که هست قول و قراری که داشتیم؟
یک روح واحدیم، شعاری که داشتیم
ای دل خوشیِ زندگی ام می شود نری؟
از حال و روز من که شما با خبرتری!
@hosenih
گریه نکن محدثه، غمگین نکن مرا
با رفتنت غریب تر از این نکن مرا
با درد دنده های شکسته جدال کن
تقصیر دست بسته ی من شد، حلال کن
دل گرمی علی، به نظر زود می روی!
نه سال شد فقط، چقدر زود می روی
@hosenih
بعد از تو فیض های خدایی نمی رسد
فریاد مرتضی که به جایی نمی رسد
زهرا بمان و چهره ی غم را عبوس کن
زهرا بمان و زینب مان را عروس کن
غصه به کار دل، گره ی کور می زند
خیلی دلم برای حسن شور می زند
@hosenih
زهرا بمان که بغضِ بدی در گلوی توست
دامادیِ حسین و حسن آرزوی توست
حالا که اعتنا به قسم ها نمی کنی!
فکر حسین تشنه لبت را نمی کنی؟
دیدی که رنگ از رخ مهتاب می پرد
شبها حسین تشنه لب از خواب می پرد
@hosenih
در باغ میوه هایِ دلت، سیب نوبر است
این کربلایی از همه شان مادری تر است
حرف از سفر زدی و تبسم حرام شد
پیراهن حسین شنیدم، تمام شد
باشد برو قبول، علی بی پناه شد
باشد، قرار بعدی مان قتلگاه شد
@hosenih
باشد برو که کرببلا گریه می کنیم
باهم کنار طشت طلا گریه می کنیم
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#مرضیه_نعیم_امینی
▶️
درس کرامت پیش او حاتم ببیند
درس حیا و مادری مریم ببیند
إنسیة الحوراست و قطعا محال است
کُنه کمالش را بنی آدم ببیند
@hosenih
تا پای جان پای امامش ماند زهرا
حیدر سپر دارد همه عالم ببیند
آن در که پیغمبر از آن بی اذن نگذشت
حالا هجوم چند نامحرم ببیند
با میخ و آتش داده شد اجر رسالت
باید بیاید حضرت خاتم ببیند
@hosenih
در کوچه طفلی را تصور کن که ناگه
از ضرب سیلی مادرش مبهم ببیند
دیگر حسن در خواب مادر را همیشه
با صورتی نیلی و قدی خم ببیند
از غربت کوچه غم گودال پیداست
جایی که زینب پیکری دَرهم ببیند
@hosenih
بین حرامی ها سر عمامه دعواست
حالا تصور کن که مادر هم ببیند
ای ساربان بس کن... چه میخواهی ز جانش؟
زهرا چگونه غارت خاتم ببیند؟
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_شهادت
#علیرضا_خاکساری
▶️
ای جمع خوبیها و مصداق رشادتها
پیداست در آیینهی چشمت نجابتها
با هر قیام تو شکوهی تازه برخیزد
پایت ورم کردهست از فرط عبادتها
@hosenih
سرچشمه ی فیض الهی هستی ای بانو
با اذن تو وا میشود دارالعنایتها
تفسیر ناب سورهی انسان تو هستی که
میریزد از دامان پرمهرت کرامتها
هم پیرهن هم نان شب میبخشی از لطفت
دل می بری از سائلت با این سخاوت ها
@hosenih
میل اناری کن که من حاجت روا گردم
چشم امید هر شب و روز رعیت ها !
از تو سرودن رونقی دارد به دنبالش
جانی دوباره می دهد نامت به هیئتها
کوچه به کوچه روضهات در شهر ما برپاست
با همت و ایثار چمرانها و همتها
@hosenih
هر شب به انصار و مهاجر سر زدی بانو
اما دریغ از یک اجابت بعد دعوت ها
انگار نه انگار حرمت دارد این خانه
دیوار و در بود و تو بودی و اذیّت ها
تنها نه چادر که پرت را هم لگد کردند
در رفت و آمدهای کوچه بی مروّت ها
@hosenih
درهم شکستی تا در خانه شکست آن روز
با اتحاد بی نظیر !! بی بصیرت ها
"أشکوا الیک یا رسول الله …"میخوانی
با اشک هایت ، از اهانت ها جسارت ها
یکبار صحن خانه و یکبار در کوچه...
از پا تو را انداخت آخر هتک حرمت ها
@hosenih
گل از گل گلها شکفت ای مادرم وقتی
برخاستی از بستر خود بعد مدّت ها
با طعنه میسوزی و با همسایه میسازی
کم نیست از درد لگد درد شکایت ها
حتي به چشم آشنایان هم نمی آیی
مانند شمعی آب گشتی از جراحت ها
@hosenih
حرف از یتیمی می زند همسایه با زینب
دلشوره میگیرد حسینت با عیادت ها
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_هجوم_به_بیت_ولایت
#محمود_یوسفی
▶️
خودت را در میان صحنه محشر تصور کن
خودت را بی کس و بی یارو بی یاور تصور کن
خودت را در میان شعله ها در موجی از آتش
خودت را در میان دود و خاکستر تصور کن
@hosenih
تصور کن خودت را در میان کوچه ی تنگی
و در آن کودکی را پیش یک مادر تصور کن
و بعدش مادری را که گرفته دست کودک را
و آنها را میان خیل یک لشکر تصور کن
و در ذهنت تجسم کن 40 نامرد جنگی را
که صف بستند پشت خانه حیدر، تصور کن-
@hosenih
40 نامرد جنگی و رخ ناموس پیغمبر
خودت تا انتهای قصه را دیگر تصور کن
بیا و بعد از این مثل علی فردای زینب را
تو از امروز با ساقی بی کوثر تصور کن
و این یعنی به یاد آور دوباره بیت اول را
خودت را در میان صحنه محشر تصور کن
@hosenih
بیا یک بار در عمرت فقط یک بار در عمرت
تمام نخل ها را در سرت بی سر تصور کن
تصور کن تو هم در گودی مقتل زمین خوردی
و حالا شمر را با چکمه اش بهتر تصور کن
بیا من بعد قاسم را علی اکبر تصور کن
بیا من بعد اکبر را علی اصغر تصور کن
...
بماند داستان شام و مهمانی و بزم می
خودت تا انتهای قصه را دیگر تصور کن
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_شهادت
#فاطمیه
#میلاد_عرفان_پور
▶️
من و این داغ ِدر تکرار مانده
من و این آتش ِبیدار مانده
@hosenih
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بین ِدر و دیوار مانده
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#طلیعه_فاطمیه
#قاسم_نعمتی
▶️
سر چشمه ی غم های عالم فاطمیه است
غوغا شده در عرش اعظم، فاطمیه است
@hosenih
زهرای مرضیه اگر «ام الحسین» است
پس ریشه ی ماه محرم فاطمیه است
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
#حسین_رضایی
▶️
گر پهلویم شکست فدای سرت علی
محسن به خون نشست فدای سرت علی
یک تار موی تو به دو عالم نمی دهم
هستی هر آنچه هست فدای سرت علی
@hosenih
ماهِ رخم که سایه ی خورشید را ندید
حالا که نیلی است فدای سرت علی
غصه مخور اگر پی احقاق حق، عدو...
... راهم به کوچه بست فدای سرت علی
از چه نشسته ای به برم" شملةالجنین"
این جای ضرب شصت فدای سرت علی
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_شهادت
#سیدمهدی_حسینی
▶️
چو آفتاب رخت را غبار ابر گرفت
شکوه نام علی غربتی ستبر گرفت
جهان و کن فیکونش در اختیار تو بود
عدو چگونه فدک را ز تو به جبر گرفت؟
@hosenih
خمید قامت او زیر بار اندوهت
اگر چه دست علی را عصای صبر گرفت
پدر به دیدن تو تا بهشت صبر نکرد
تو را ز دست علی در میان قبر گرفت
تمام غربت خود را گریست در دل چاه
که تا همیشه دل چاه مثل ابر گرفت
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih