eitaa logo
شعر،روضه،سرود،نوحه،زمینه،واحد،شور
6.4هزار دنبال‌کننده
565 عکس
171 ویدیو
841 فایل
این کانال فقط مخصوص سخنرانان ومداحان اهلبیت(ع)میباشدولاغیر. لینک کانال: https://eitaa.com/joinchat/241434681Cd30712864d نظرات،پیشنهادات و انتقادات خویش را درباره ی کانال با آیدی زیر مطرح بفرمایید. @AHSy3762
مشاهده در ایتا
دانلود
در مدح و مرثیه حضرت شریفه بنت الحسن سلام الله علیها بانوی با اقتدار، شریفه بنت الحسن عزیز پروردگار، شریفه بنت الحسن سلام سینه زنان، درود گریه کنان به محضرِ تو نثار، شریفه بنت الحسن دختر شاه کرم، عالمه و محترم اُسوه‌ی حُجْب و وقار، شریفه بنت الحسن فاطمه را کوثری، تو نوه ی حیدری تویی پیمبر تبار، شریفه بنت الحسن تویی عفیف و شریف، شدی به دشمن حریف قاسمِ هر کارزار، شریفه بنت الحسن تو همدم زینبی... ، مدافعِ مکتبی... نطق تو چون ذوالفقار، شریفه بنت الحسن قبله‌ی حلّه تویی، فاتح قُله تویی حسین را جان‌نثار، شریفه بنت الحسن تجلی مجتبی، ضریح تو دلربا به شیعیان افتخار، شریفه بنت الحسن طبیبه‌ی اهل‌بیت، حبیبه‌ی اهل‌بیت تابِ دلِ بی‌قرار، شریفه بنت الحسن هر که به تو رو زده، در حرمت آمده رها شد از بند نار، شریفه بنت الحسن ای به فدای غمت، اسیری و ماتمت شدی به غم‌ها دچار، شریفه بنت الحسن پای تو پر آبله، دست تو در سلسله شد زِ بدِ روزگار، شریفه بنت الحسن تو رفته ای بزم می، تو دیده ای روی نی رأس گلِ شیرخوار، شریفه بنت الحسن گرچه که قَدّت خمید، شدی به حلّه شهید نرفته ای شام تار، شریفه بنت الحسن ندیده ای ظلم شام، هلهله و سنگ و بام جسارت نیزه دار، شریفه بنت الحسن ندیده ای خیزران، زینب و قدِ کمان به مجلسی دل‌فَکار، شریفه بنت الحسن به کنج ویرانه ها، دختر و رأسی جُدا ندیده ای گشته زار، شریفه بنت الحسن ای غم و دردت عظیم، کریمه بنت الکریم به «ملتمس» لطف دار، شریفه بنت الحسن
تا خورد با غصبِ فدک مادر به دیوار با گریه حک شد سورۂ کوثر به دیوار زد سیلی آن نامرد و یک آن بیهوا خورد- پیش حسن(ع) محکم سرِ مادر به دیوار با بی حیایی بر سر زهرا(س) تشر زد جبریل می زد آه بال و پر به دیوار روی زمین افتاد تا که گوشواره با گریه عالم تکیه زد مضطر به دیوار از صبحِ خلقت تا به صبح روزِ محشر لعنت فرستاده ست پیغمبر(ص) به دیوار لعنت بر آن دستانِ هیزم آوری که هر لحظه میزد آتشی دیگر به دیوار  سر را علی(ع) شرمنده می انداخت پایین می رفت بالا شعله ها از در به دیوار شد بیشتر از پیش هر چه درد پهلو نزدیک میشد بیشتر بستر به دیوار «عجّل وفاتي» شد اجابت تا حسینش(ع) زل زد شبانه با دو چشم تر به دیوار تابوت را میساخت پنهانی و کم کم چون تکیه میزد گوشه ای دختر به دیوار در خانه تیغِ ذوالفقارش می کشید آه در کوچه میشد خیره تا حیدر به دیوار! مرضیه عاطفی
از تو گفتن صفا داره بی تو بودن بها داره اسم تو کیمیا داره _یاحسین تو رو دارم چه غم دارم توی قلبم حرم دارم دیگه اصلا چی کم دارم_یاحسین حالا که نشد کرب و بلا پیش تو باشم باید وسط روضه به پای تو فداشم ارباب ارباب آقام آقام آقام آقام ۴ یاحسین ...... نگم از تو پریشونم به تو یک عمره مدیونم غم تو قاطی با خونم_یاحسین خاک پای تو اکسیره بی حرم دنیا دلگیره نوکر از دوری میمیره_یاحسین منکه واسه‌ی روضه تو کاری نکردم دور ِ همه ی سینه زنای تو میگردم ارباب ارباب آقام آقام آقام آقام ۴ یاحسین .......... اونیکه باب حاجاته اونکه آقای ساداته ذکر خیر مناجاته_حسنه کسیکه با گدا جوره اونکه نور علی نوره کسیکه سر مستوره_حسنه میشه با حسن راه هزارساله رو طی کرد شیر جمله اون که خودش ناقه رو پی کرد آقا آقا آقام آقام آقام آقام ۴ یاحسن هاشم محمدی آرا
﷽ ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ با همین بیچارگی و چشم تر میشود درمانده اینجا معتبر گرچه من رسوا شدم، ردّم نکن شب که شد، محتاج میکوبد به در چرخ هایم را زدم بعد آمدم باز تحویلم گرفتی بیشتر بین مهمانی مرا جا داده ای گرچه بودم از همه جا بیخبر یک زیارت قسمتم کن در نجف بی زیارت عمر من رفته هدر دستهایم را گرفته یاحسن ای خدای مجتبی من را بخر آرزو دارم در ایوان حسن روضه ی مادر بخوانم یک سحر جان زهرا که میان شعله سوخت بنده ات را رد کن از بین شرر من دلم امشب به اربابم خوش است می خرد او نوکرش را با ضرر دردسر شد بوسه ی زیر گلو قاتلش شد خنجری از پشت سر میشود درد حسن درد حسین داغ تشتی از جگر شد؛ تشت زر! 💚 ❤️
*بند اول* با حب تو طی میشه این زندگیم از اون قدیمی عشق خونوادگیم مولا حسن جان کریم بن کریم حب تو مولا سند بندگیم ای عشق بی نهایت؛ای نهایت عشق؛آرامش دنیا تو راه مستقیمی؛عشقم از قدیمی؛ای عزیز زهرا عشقت توی رگ جاری اسمت روو دل حجاری میدونم دوسم داری ///یابن الزهرا حسن جان/// *بند دوم* من با خیال حرم تو خوشم واسه زیارت منتت می کشم عاقبت من وقتی میشه بخیر که آخر سر فدای تو بشم تا خون تووی رگامه؛تا نفس توو سینه ست؛نوکر و غلامم هر ساعت و دقیقه؛هر روزم و هر شب؛محضرت سلامم... من قطره و دریا تو من نوکر و آقا تو خوشبختی یعنی با تو ///یابن الزهرا حسین جان/// *بند سوم* حال و هوای حرمت جانفزاست غوغای عشقت توی عالم به پاست جنت مکانه هر کی توو صحنته اصلا بهشت نوکرا کربلاست... ای شاه با اصالت؛ای برکت دنیا؛ای حضرت والا ای راه تو همه خیر؛یا حضرت سلطان؛تربت تو اعلا... یا سفینة النجاة یا قتیل العبرات جون عالمی فدات ///یابن الزهرا حسین جان/// *مهدی ندرخانی-کرج*
..... زندگی را می توان با خنده ای از سر گرفت آه... اما نه در آنجا که عزیزی پر گرفت خاطراتِ کوچه را می زد قدم با اضطراب سال ها در خانه ی خود، روضه مادر گرفت وای از آن روزی که غافلگیر شد با ازدحام دور تا دورِ جهانش را چهل کافر گرفت جنگ با دشمن فقط در بین میدانگاه نیست گاه باید در میان کوچه ها سنگر گرفت رد شد از روی سرش، دستانِ سنگین کسی سیلیِ ملعون، تمام کوچه را در بر گرفت این ولی کافی نبود! آتش به جان دین زدند هیزم آوردند و از این... کار بالاتر گرفت با لگد کوبید را به دیواری که ریخت انتقام غزوه ها را از ، آخر گرفت باغبان خسته تا مسجد رسید و شوکه بود او که یاسی کاشت و یک مشت، خاکستر گرفت روضه ها را بارها کردم مرور و گفته ام مزد خدمت کردنش را خوب، گرفت تا بماند بعدِ پروازِ پرستو، روی پا از آسمان، یک فرصت دیگر گرفت با برادر، انس و الفت داشت و با دیدنش از عطش لبریز شد! تا... چشم های تر گرفت را گاه می دید و صدا می زد: « - قلبم از گودالِ آه و... کُندیِ خنجر گرفت» تا نباشد حس غربت در دل معصومشان دست و را گرفت آنقدَر فریاد زد صلح و سلوک و عشق را که صدای بی قرارش روی هر منبر گرفت سال ها از گفت و... را مغلوبه کرد درس زیبایی از او... آن روزها خواهر گرفت آتشش زد جعده با زخم زبان و بعد از آن جام زهر آورد و جانش را به یک ساغر گرفت تیر آمد روی تیر و زخم آمد روی زخم روز تشییع تنش، باران تندی درگرفت
چاره ای بر این غم سربار کن بعداً برو یک دعا در این شب دشوار کن بعداً برو تو که روی حرف من حرفی نداری فاطمه راه مرگم را خودت هموار کن بعداً برو آخرش بی اذن تو پوشیه را برداشتم شکوه ای از مُشتِ ناهنجار کن بعداً برو آخر این ویرانه را خانه تکانی بهر چه؟ فکر خون مانده بر دیوار کن بعداً برو با دعای تو دل همسایه ها راضی شده لااقل نفرین به این مسمار کن بعداً برو بازویت که پر ورم... هر دنده ات که جابجا... هرچه را که دیده ام، انکار کن بعداً برو روزه نذرت کرده ام یک بار دیگر پا شوی لا اقل پیشم بمان افطار کن بعداً برو ناسزاهایی شنیدم از همه وقت سلام فکر داغ حیدر کرار کن بعداً برو هرچه گفتم گوشواره کو! حسن چیزی نگفت جان من! یک بار، تو اصرار کن بعداً برو کاسه ی آب از کسی دیگر نمی گیرد حسین عشق خود را نیمه شب بیدار کن بعداً برو پیرهن را بافتی، اما یکی کافی نبود باز هم روی کفن ها کار کن بعداً برو زینبت بوسه بجای تو به حنجر می زند چاره ای بر نیزه ی اشرار کن بعداً برو دخترت دق می کند وقتی اسارت می رود فکر معجر، بر سر بازار کن بعداً برو
مادرم حضرت زهراس فاطمه ام ابیهاس گوشه ی لطف نگاهش برتر از عرش معلاس خودم ایل و تبارم تموم کس وکارم فدای حسنش آه هزارتا مثه حاتم خود حضرت آدم گدای حسنش سایه ی رو سرم مادر خیلی دوست دارم حضرت بی حرم مادر خیلی دوست دارم فاطمه ام ابیها ........ کربلام گیره یه امضا این گدا داره تمنا حل میشه مشکلم آخر گر نگاهی کنه زهرا منه بی سروپارو که دوست داره شمارو ببر کرببلا آه دلم پر زده مادر شبیه یه کبوتر تا ایوون طلا بانیِ کربلای ما زهرا مدد زهرا پرچمت تاابد بالا زهرامددزهرا فاطمه ام ابیها ........ فاطمه خسته و تب دار زخمی از ضربه ی مسمار غرق خون بال کبوتر رد خون مونده به دیوار نه جوونی نه توونی لباسش همه خونی کبودش بدنش آه غمم رو کی میدونه دلم رو میسوزونه سیاهی تنش چشمامون ابر بارونه زهرا مرو زهرا دخترت زار و گریونه زهرا مرو زهرا فاطمه ام ابیها .... قلبم ازغصه کبابه حال من خیلی خرابه قوت بازوی حیدر زندگی بی تو عذابه همه داروندارم گره خورده به کارم شدی قاتل من آه دعا کن که بمونی هنوز خیلی جوونی همه حاصل من زینب از غصه میمیره زهرا مرو زهرا ‌ دیگه حیدر زمین گیره زهرا مرو زهرا فاطمه ام ابیها عجل لولیک الفرج هاشم محمدی آرا
*بند اول* ای وای زهرا؛توی بستری و میسوزی از تب ناله میزنی توی خوابت هر شب خیلی گریه میکنه واسه ت زینب... ای وای زهرا؛رنگ صورتت پریده و زرده بمیرم که خنده هاتم پر درده گاهی تب داری و گاه دستت سرده... خانوم من؛رو میگیری چرا حرفی بزن از کوچه ها بگو ای ماه من لکنت گرفت چرا آخه حسن... تویی تکیه گاهم تمام‌ سپاهم پناهم... /// طبیبم یا زهرا حبیبم یا زهرا عزیزم.../// *بند دوم* ای وای زهرا؛حال و روز تو چقد گریه داره سیلی خوردی و دوتا چشمات تاره چادرت شده زیر پاها پاره... ای وای زهرا؛یه چِشَم اشک و یکی دیگه خونه وضع آشفته ی خونه محزونه چی شده حسن شبا هم گریونه... جان علی؛مجروح کینه ای از چِل نفر زُل میزنی همش به میخ در راه میری میگیری دست به کمر... امان از هیاهو لگد زد از هر سو به پهلو... /// طبیبم یا زهرا حبیبم یا زهرا عزیزم.../// *مهدی ندرخانی-کرج*
بسم‌الله الرحمن الرحیم غم می‌وزید شادیِ ما مختصر کُنَد شب می‌رسید کامِ مرا تلخ تر کُنَد کو مَحرمی که بر درِ این خانه سر زَنَد کو مَرحمی که بر جگرِ ما اثر کُنَد مادر که می‌رود همه‌ی خانه بی کَس‌اند مادر که هست خنده از اینجا گذر کُنَد باشد‌ ، مریض هم شده باشد به خانه‌ات کافیست در نماز که چادر به سر کُنَد او هست نانِ تازه و گرمیِ خانه هست کافیست در قنوت دعایی اگر کُنَد من روضه خوانِ خویشم و دیدی که روزگار! آتش نکرد آنچه که غم با جگر کُنَد نامردِ شهر با همه ولگردها رسید تا که تمام قصه‌یِ دیوار و در کُنَد گردن کشید ...دید علی نیست...شیرشد تا بی خیال طعنه زنَد خنده سر کُنَد اول قباله‌یِ فدک از دستِ ما گرفت می‌خواست تا غرورِ مرا خُرد تر کُنَد محکم گرفته مادرِ من چادرش ، ولی فرصت نشد که دست به رویش سپر کُنَد عمدا میانِ تنگیِ کوچه کشیده زد تا ضربِ دستِ او دو برابر اثر کُنَد یک تن میانِ چند نفر حرفِ ساده نیست مادر زدن به پیش پسر حرف ساده نیست (حسن لطفی)
بسم‌الله الرحمن الرحیم بر شانه‌اش می‌آورد  بانو نیافتد آرام تا این شمع از سوسو نیافتد پروانه بود و دورِ مادر چرخ می‌زد حتی نگاهی بر جلالِ او نیافتد تا دید می‌آید حرامی سویشان گفت ای کاش راهِ نانجیب این سو نیافتد خیلی حواسِ مجتبیٰ جمع است اینجا زخمی دگر این دفعه بر بازو نیافتد وقتی که زد سیلی تقلا کرد طفلی یعنی اگر اُفتاد هم با رو نیافتد پهلویِ او تازه شکسته بود اُفتاد اما نشد بر خاک از پهلو نیافتد ای کاش دیوارِ گذر احساس هم داشت ای کاش جایِ سنگ بر اَبرو نیافتد یکروز در گودال هم می‌گفت مادر زینب بیا از رویِ زین با رو نیافتد قاتل رسید و مادرش فریاد می‌کرد ای کاش بر این سینه با زانو نیافتد ای کاش آبی رویِ این لبها بریزد یا اینکه دستش بر سرِ گیسو نیافتد
هیچ ذکری مثل «حیدر» افضل الاذکار نیست هیچ کس اندازه ی مولای ما کرار نیست نجفت تنها جنت الاعلی / (یا علی مولا )۲ ذکر تسبیح حضرت زهرا /  (یا علی مولا )۲ دل به تو دادم تا ته دنیا  / (یا علی مولا)۲ انت فی قلبی بهترین بابا /  (یا علی مولا)۲ (یا علی مولا )۴ ............................................................ لطف مادر در همه حالت به نوکر می رسد رزق ما از چادر زهرای اطهر می رسد سوره ی قدری سوره ی أسرا  / ( اُمُنّا زهرا )۲ تو حرم داری توو دل مولا  / (اُمُنّا زهرا )۲ بهترین مادر توو همه دنیا  /(  اُمُنّا زهرا)۲ محور عالم نورِ اعطینا  /(  اُمُنّا زهرا)۲ امنا زهرا ۴ ............................... . از کراماتِ حسن عمری ست حیرانیم ما روز و شب مشغول ذکرِ  یا حسن جانیم ما ای کرم دارِ خونه ی زهرا /  (یا حسن مولا)۲ دست و دل بازی، حضرت دریا/(یا حسن مولا)۲ قلبمو اسمت می کَنه از جا / ( یا حسن مولا)۲ الگوی رزمِ حضرت سقا / ( یا حسن مولا )۲ یا حسن مولا ۴ ................................... نیست غیر از پرچمت در آسمان ها پرچمی چارده قرن است آقای تمام عالمی پرچم روضت تا ابد بالا / (یا حسین مولا)۲ کل دنیایِ زینب کبری / (یا حسین مولا)۲ آخ چه شیرینه اسم تو آقا /  (یا حسین مولا)۲ بانیِ روضت مادرت زهرا  / (یا حسین مولا)۲ یا حسین مولا .................................. باز نام عشق آمد، از خودم غافل شدم ریزه خوارِ سفره ی لطفِ ابوفاضل شدم انت مولانا و انا السائل /  (یا ابوفاضل)۲ یا أخَ الزینب حافظ محمل / (یا ابوفاضل)۲ دین و ایمانم با تو شد کامل / (یا ابوفاضل)۲ ماهِ عالمتاب شاهِ دریا دل / (یا ابوفاضل)۲ یا ابوفاضل ۴ .................................... فاتح شام است آری افتخار مکتب است دختر حیدر شدن مختصِ شخصِ زینب است با تو شد معنا  سِرِّ عاشورا /(زینب کبری)۲ ای رکاب تو زانوی سقا / (زینب کبری)۲ حیدری شوکت فاطمی سیما/ (زینب کبری)۲ دختر حیدر خطبه هات غرا / (زینب کبری)۲ زینب کبری ۴ ......................................... «یا رقیه» بهترین  ذکرِ دلِ بی تاب ماست روز محشر کار دستِ دخترِ ارباب ماست از کراماتت عالمی حیران / (یا رقیه جان)۲ فوق هر نوری مظهر ایمان/ (یا رقیه جان)۲ تو واسه بابات روحی و ریحان / (یا رقیه جان)۲ دختر ارباب جان سنه قربان /(یا رقیه جان)۲ یا رقیه جان ............................................... من که از روز ازل مستِ علیِ اکبرم شادی قلب پدر اسم پسر را می برم نوعِ رزمِ تو محشرِ محشر /(یا علی اکبر)۲ یا علی گویان میری توو لشکر/ (یا علی اکبر )۲ اشبه الناسی تو به پیغمبر/ (یا علی اکبر) ۲ دلبر ارباب نوه ی حیدر / (یا علی اکبر) ۲ یا علی اکبر ۴