#م_زادقاسمی
(مامان #فاطمه_سادات ۱۷ ساله، #سیده_ساره ۱۲ ساله، #سید_علی ۸ ساله و #سید_مهدی ۵ ساله)
#قسمت_دوازدهم
وضع اقتصادیمون هیچ وقت اینجوری نبوده که راحت بتونیم هر چی میخوایم کارت بکشیم برداریم!
ولی هیچ وقت هم احساس نداری نداشتیم.☺️
در مورد بچه ها به یه اصل مهمی اعتقاد دارم اونم اینه که؛
بچه نباید احساس کنه که ما توان تأمین نیازهای مادیشو نداریم❗️
اما باید متوجه باشه نباید توی زندگی اسراف کرد و مصرف گرا بود.😊
از همون اول توی رفتارها و خریدها سعی کردم اینو لحاظ کنم.
یعنی چه وقتی که داشتیم، چه وقتی که نداشتیم سعی کردم اسراف نکنم.
و عمدتا این نیاز بوده که ما رو به خرید واداشته.👌
مثلا دخترم پیش دبستانی یه کیف داشت کلاس اول هم با همون کیف رفت،
بعدا هم خواهرش همون کیفو برداشت.😚
یا اینکه پسر اولم وقتی بزرگ شد کاپشنشو داداشش پوشید.
اگه من ناله میکردم که "ای وای طفلکم ببین پول ندارم کاپشن نمیتونم براش بخرم" خب معلومه اونم احساس نداری میکرد!
اما خداروشکر بچهها هم یاد گرفتن که همیشه پول هست!
ولی قرار نیست هر چی دلمون میخواد بخریم.😉
گاهی سعی کردیم موقعیتهایی فراهم کنیم که بچهها شرایط بدتر از ما رو ببینن
و باور کنن که ما نسبت به خیلیها داریم راحتتر زندگی میکنیم.
همیشه میگیم خدا روزی بچهها رو میرسونه
و کاملا هم حرف درستیه
اما❗️
روزی رسانی خدا در سایه تدبیر اقتصادی ما خودش رو نشون میده.👌
مهم همینه که بچه حس فقر نداشته باشه.
بچه های زیادی رو میشناسم که یکی یه دونه هستن و پدر و مادر وضعیت مالی خوبی دارن
ولی اون بچه همیشه احساس میکنه که باید بیشتر داشته باشه🤨
و یه سایه سنگین حسرت نسبت به ثروتمندتر از خودش میاوفته رو زندگیش.😔
بچه هایی رو هم دیدم از جمله کودکی خودم😁 که تو روستا زندگی کردیم،
با حداقل امکانات❗️
ولی اون احساس قناعت و عزت در همه ما وجود داشت😍
هر کی میاومد خونمون یه عالمه محصولات دامی و کشاورزی با خودش میبرد!
و همه دوست داشتن بیان خونه ما که سوغاتی ببرن🤩
پس واقعا مهم تر از موجودی حساب، اون نوع نگاه به زندگیه که باعث میشه بچهها احساس فقر بکنن یا داریی.👌
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#م_زادقاسمی
(مامان #فاطمه_سادات ۱۷ ساله، #سیده_ساره ۱۲ ساله، #سید_علی ۸ ساله و #سید_مهدی ۵ ساله)
#قسمت_سیزدهم
با بزرگ شدن هرکدوم از بچه ها خصوصیات متفاوتی ازشون میدیدم که جالب بود، اما فکر نمیکردم توجه به این تفاوتها میتونه انقدر مهم باشه، حتی گاهی پذیرش تفاوتها هم سخت میشد؛
فاطمه پنج سال و نیم داشت که ساره به دنیا اومد.
فاطمه مسئول خوابوندن ساره شد و به شدت بهش علاقه داشت.❤️
به ندرت بهش حسادت میکرد.
اونم فقط موقع جلب توجهات پرسروصدای ساره.😁
اینجور مواقع یه راه برای مشغول شدن فاطمه با ساره پیدا میکردیم تا حسادت نکنه.
فاطمه سادات ذاتا بچه همراهی بود و هرگز سختی خاصی برای تربیت و پرورشش نداشتم.
خیلی زیاد با هم بازی میکردیم.
از سه ماهگیش براش کتابهای ویژه برای تحریک بیناییش میخریدم.
شاید به خاطر ضعف بینایی بود که این مسیر رو انتخاب کردم ولی منجر به علاقه بسیار زیادش به کتاب خوندن شد.🤓
تو اسباب بازیهاش از همه بیشتر عروسک دوست داشت.
کلی عروسک داشت و باهاشون قصههای جالب میساخت.😍
تو کتابها هر لار عکسی از یه امام با هاله نورانی میدید به شدت ذوق می کرد.😅
الان هم هنوز یکی از تفریحات فاطمه سادات کتاب خوندن و نقاشی کردن و نوشتنه و کلاس نویسندگی میره.😉
فاطمه حتی به کتاب های درسی به چشم کتاب های متفرقه نگاه میکرد و به سبک خودش اونا رو میخوند و امتحان میداد،
که خیلی مورد پسند همه معلمها نبود. هر چند که برخی از معلمهای خوش ذوقش متوجه علاقه و مدل خاصش میشدن و به شدت تشویقش میکردند.😚
ساره اما؛
پرانرژی و عاشق دویدن بود. به شیطنت و بازی کردن با وسایل خونه و ادویه ها علاقه داشت،
غذاها رو روی هم می ریخت و لذت میبرد!
عاشق نقاشی کردن روی دیوار با لاک و ماژیک بود🤦♀
کل دیوارهای آشپزخونه رو در اختیارش گذاشته بودم ولی بازم دوست داشت هیچ محدودیتی نداشته باشه.
و عاشق دوچرخه سواری و بازی توی کوچه بود. 😁
جالبه که سید علی خیلی تمایلی به کوچه رفتن نداشت و بیشتر دوست داشت کنار من باشه!
البته با خاک باغچه بازی میکرد و دنبال مورچهها میگشت.😆
فاطمه سادات وقتی کوچیک بود نیاز داشت بین بچههای هم سنش باشه تا بتونه خودش رو تطبیق بده، یه مهد قرآنی نزدیک خونمون بود و ثبت نامش کردیم،
فاطمه که عاشق یادگرفتن بود باعلاقه تا آخرش رفت.👌
وقتی سید علی دنیا اومد، ساره چهار سالش تموم نشده بود فکر کردیم شاید مهدی که فاطمه تجربه کرده برای ساره هم خوب باشه،
اونموقع هنوز با بچههای کوچه تیم نشده بودن.😉
بعد از مدتی متوجه شدم ساره داره اذیت میشه،❗️
به زعم ساره اونجا بچهها رو مجبور میکردن بشینن و آیات قرآن رو با صدای بلند تکرار کنن تا حفظ بشن و ساره اصلا این رو دوست نداشت.
وقتی متوجه شدم دیگه نفرستادمش،
و احتمالا اون تجربه تلخ توی بیعلاقگی ساره به درس و مدرسه در آینده موثر شد...
اما بعد از اون الحمدلله ساره با بچههای شهرکمون دوست شد و اتفاقات خوبی براش رقم خورد😊
این درسی شد برام که به تفاوتهای بچهها بیشتر توجه کنم و اونها رو به رسمیت بشناسم.👌
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
عید مبعث رسول اکرم صلی الله علیه و آله مبارک باد.
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
#م_زادقاسمی
(مامان #فاطمه_سادات ۱۷ ساله، #سیده_ساره ۱۲ ساله، #سید_علی ۸ ساله و #سید_مهدی ۵ ساله)
#قسمت_چهاردهم
فاطمه که کلاس اولی شد، براش مدرسه دولتی رو انتخاب کردیم، کلاس اول که تموم شد، نقل مکان کردیم به یه شهرک تو قم،
یه مدرسه بسیار عالی و غیر دولتی ولی شبه دولتی داشت، با هزینه کم و جمعیت زیاد و برنامه آموزشی تربیتی خوب و تا اون سال، تنها مدرسه شهرک بود.
برای فاطمه روزهای بسیار به یادماندنی در اون چند سال رقم خورد.
ولی وقتی از اون شهرک خارج شدیم احساس کردیم که بچمون خیلی ایزوله بزرگ شده.😐نمیتونه دنیای واقعی رو راحت هضم کنه! مثلا دیدن آدمهای بدحجاب اصلا براش قابل درک نبود و فکر میکرد بدیهیه که همه باید حجاب رو دستور خدا بدونن و رعایت کنن!
ماجرا با حرف زدن و مشاوره هم حل نشد.
با مشورت، تصمیم گرفتیم که ادامهی تحصیل دخترم تو یه دبیرستان دولتی پایین شهر باشه.
تصمیم سادهای نبود،
خیلی برام سخت بود،
و از من سخت تر برای دخترم بود.😞
دو ماه اول خیلی اذیت شد و من باهاش همراه بودم و حرفاشو میشنیدم و کمکش میکردم که بتونه با موقعیت جدید خودشو وفق بده
و فاطمه تونست آرام آرام ارتباط بگیره.😊
تونست آدمای مختلف با عقاید مختلف رو درک کنه و باهاشون زندگی کنه.☺️
دو سال بعد هم اومدیم تهران،
و الان تو یه مدرسه دولتی ولی با یه محیط خوب داره ادامه تحصیل میده.👌
ساره سادات هم از کلاس دوم تا الان مدرسه دولتی بوده،
اما الان به خاطر شرایط خاص دوران نوجوونی و تفاوتهای زیادش با فاطمه سادات، به نظر میاد اگه بشه یه محیط مناسبی از گروه همسالان رو پیدا کنیم خیلی اولویت داره.👌
و در حال تحقیق برای انتخاب مدرسه در متوسطه اول هستیم.
چون احساس میکنم برای طی کردن دوران شیرین نوجوونیش به کمک نیاز دارم.🙈
دنبال این هستیم که مربی های پرورشی خوبی داشته باشه که نوجوانی ساره سادات انشاءالله با موفقیت بگذره.🤲
چون چیزی که تو مدرسه دولتیش تجربه کردیم این بوده که برای فوق برنامههایی حتی مثل نماز که زمان نماز رو توی مدرسه هستن، تشویق و برنامه ویژهای وجود نداشته و دختر ما تو این برهه از زندگیش به این تشویقها از طرف محیط آموزشی نیاز داره.
پسرم هم یه مدرسه دولتی معمولی درس میخونه و الحمدلله راضی هستم.😊
با اینکه کلاسشون ۴۰ نفر دانش آموز داره ولی آموزش رو جدی گرفتن.👌
بچه هم سالهای ابتدایی به لحاظ تربیتی تحت تاثیر خانوادهست و انشاءالله جای نگرانی نیست.😊🤲
در مجموع یکی از ملاکهای ما برای انتخاب مدرسه دولتی یا غیردولتی شرایط بچهها هم بوده.
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
.
#م_زادقاسمی
(مامان #فاطمه_سادات 17ساله، #سیده_ساره 12ساله، #سید_علی 8ساله و #سید_مهدی 5ساله)
#قسمت_پانزدهم
من یه مامانِ معمولی ام!
و البته برام مهمه که تلاش کنم بندهی خوبی برای خدا باشم.
و اینطوری مادر و همسر بهتری هم بشم.👌
خودم رو موظف میدونم که به عنوان مادر برای بچههام وقت بذارم.
و لذت میبرم از این که بچهرو بغل کنم،
ببوسم،
باهاش بازی کنم؛
اما کودک درونم خیلی فعال نیست که عاشق بازی کردن به صورت بچهگانه باشم❗️
اینکار رو میکنما!
اما گاهی😁
با بچههای کوچولوتر راحتتر میتونم بازی کنم.
همین که یه ذره بزرگتر میشن دیگه همبازی بودن باهاشون برام سخت میشه.😐
و ترجیح میدم که خودشون باهم بازی کنن.
فاطمه سادات که بچهی اول و تا مدتها تنها بود بیشتر به همبازی شدن با من نیاز داشت.
وقتی بازی باهاش خارج از توانم بود، به زور خودمو راضی نمیکردم که حتما موظفی با بچه بازی کنی❗️
سعی میکردم بچهرو جور دیگهای سرگرم کنم. 👌
مثلا هر از گاهی اسباب بازی بخرم.
یه سریشون جمع بشه بره کنار و بعد از یه مدت بیارم براش تازگی داشته باشه.
یا سعیم این بود که بین بچههای همسن وسالش قرارش بدم...
اما مهمترین نکتهای که در مورد تربیت بچهها فکر میکنم موفق بودم رابطهم با همسرم بوده.😊
حتی اگر بدونم شوهرم داره اشتباه میکنه، جلوی بچهها چیزی نمیگم و ایشون هم همین رفتار رو با من دارن.
و این وحدت رویه ما در مسائل تربیتی احتمالا نقطهی قوت ما هست.☺️
ولی ادعا ندارم خیلی مادر موفقیم و همه چیز رو رعایت میکنم!
مثلا میخواستم تلویزیون رو از خونه حذف کنم ولی خب نتونستم!
مخصوصا تو این ایام کرونا بچهها تلویزیون زیاد نگاه میکنن.😔
و میدونم که این یه نقطهی ضعفه که باید درستش کنم.
تو مسیر تربیت دینی بچهها معتقدم اگه خودمون مقید به بعضی از رفتارها باشیم بچهها یاد میگیرن و براشون ملکه میشه.👌
مثلا این که مقید به نماز اول وقت باشیم،
یا ولادت ائمه و جشنهای مذهبی حتما جشن بگیریم،
اما در کل خیلی اهل آموزش مستقل به بچهها نیستم.
و تو این زمینه نیاز به کمک بیرونی دارم.
فاطمه سادات چون تو مدرسه مذهبی بود، خیلی از مفاهیم رو اونجا یاد گرفت.😍
خلاصه که در حد وسعم تلاشم رو کردم که زندگیم هدف داشته باشه، تو جایگاه خودم عنصر سازندهای باشم.
با این حال اگه به عقب برگردم تلاش بیشتری میکنم❗️
هم در مورد بچهداری و هم درس خوندن
مثلا فکر میکردم بین هر کدوم از این بچهها میشد یه بچهی دیگه هم باشه...
یا همینکه از سال ۸٠تا۹۸ درس نخوندم اشتباه کردم!
آخه فکر میکردم نمیشه...
البته احساس نیاز پیدا نکرده بودم به تحصیل که نشدنیها رو شدنی کنم.
به هر حال اصراری ندارم یه جای خاص باشم و حتما یه کار خاصی بکنم.😊
به اینم باور دارم خدا برای وقت کم، برکت بیشتری قرار میده، مهم اینه که آدم با خدا معامله کنه...
#تجربیات_تخصصی
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
12.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عید میلاد امام حسین (علیه السلام) به همهی شما عزیزان مبارک🌹
این کلیپ جذاب رو حتما با بچههاتون ببینید 🤩👆
امام حسين عليه السلام:
بخشندهترين مردم، كسى است كه به آن كه به او چشم اميد نبسته بخشش كند.
إنّ أجْوَدَ النّاسِ مَن أعطى مَن لا يَرجو.
(ميزان الحكمة ؛ ج۲ عربى ؛ ص ۳۹۰)
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif
.
#ز_منظمی
(مامان #علی آقای ۴سال و ۴ماهه و #فاطمه خانم ۳ سال و ۲ ماهه)
تا حالا چقدر به تفاوت بچههای یک خانواده دقت کردین؟!
یکی مستقل
یکی وابسته
یکی کتاب میخونه
یکی از خودش داستان میگه
یکی زود میخوابه
یکی به زور میخوابه 😩
یکی اهل غر و ناله
یکی غد و مستبده
یکی منظمه
یکی باید هر روز دنبال وسایلش بگردیم…
یکیشون موقع آماده شدن قبل از همه دم در وایساده ولی اون یکی ، جون به لبت میکنه تا دوتا تیکه لباس بپوشه …😑
گاهی به خاطر همین تفاوت ها ، بهشون برچسب میزنیم یا شخصیتشون رو ارزیابی میکنیم.
خیلی وقتا هم تو دام مقایسه میافتیم 😱
من به خاطر همین تفاوتها ، کم کم یاد گرفتم ارزش انجام یه کار یکسان ، یکسان نیست.😁
وقتی میبینم دخترم یه کاری رو بدون اینکه من بگم انجام میده و همون کار برای پسرم همراه با مشقته ، یاد خودم و داداشم میافتم که چقدر باهم فرق داشتیم و اگر کسی ازمون انتظارات یکسان داشت چقدر اذیت میشدیم…
یادم میاد من از اول عاشق مطالعه بودم ولی داداشم اصلا اهل کتاب نبود
عوضش داداشم خیلی مرتبتر و منظمتر از من بود😬 کاری که هنوز هم برای من خیلی سخته...
این ویژگیها هم ربطی به تربیت نداشت و از اول تو وجودمون بود....
برای همین سعی میکنم هر کدوم از بچههام رو همونطور که هستن بپذیرم و متناسب با تواناییهاش ارزیابی و تشویقش کنم.
تو همچین مواقعی از زود آماده شدن اونی که همیشه لفتش میداد و حرف گوش کردن همون حرف گوش نکنه🤪 بیشتر ذوق میکنم …
حالا جالب اینکه وقتی عمیقتر نگاه کردم دیدم همچین مسئله ای فقط مخصوص بچهها نیست…
ما آدمبزرگها هم همینیم.
یه کارایی رو بیشتر دوست داریم و راحت تر انجام میدیم.
یه کارایی برامون سختتره…
یا هر کدوم یه خصلتهایی داریم که باید باهاش مبارزه کنیم.
و یه خصلتهای خوبی که برای به دست آوردنشون زحمت زیادی نکشیدیم…
ندیدیم آدمهایی که ذاتا صبورن؟ یا آدمهایی که از بچگی عاشق کارهای فنی هستن یا کسایی که یه پیچ نمیتونن باز کنن ولی مسائل علمی رو خیلی راحت برات توضیح میدن؟
دیدم اگر اینطوری نگاه کنم میتونم آدمهای اطرافم رو همونطور که هستن بپذیرم و بیشتر دوستشون داشته باشم…
همه خوبیهای خودم رو هم به حساب تلاش خودم نذارم. عوضش تلاشم کنم تا ویژگیهایی که ندارم رو کسب کنم .
فکر میکنم با این پذیرش هم حال بچهها و اطرافیانمون بهتره و هم حال خودمون😍
#روزنوشت_های_مادری
#مادران_شریف_ایران_زمین
🍀🍀🍀
کانال مادران شریف ایران زمین
@madaran_sharif