هدایت شده از نغمات حسینی
زبانحال شهادت امام سجاد علیه السلام
بسمل بی بال و پر گشته دیدم
من خودم عمه سرگشته دیدم
بخدا پیکر من آتیش گرفت
وقتی من پیکر برگشته دیدم
########
بابامو از من جدا کردن همه
بابامو جدا جدا کردن همه
من خودم دیدم بابای تشنه مو
توی آفتاب رها کردن همه
########
بردنش کار من تنها نبود
چون بابای من یکی دوتا نبود
در میان کشته ها غیر بابام
هیج کسی محتاج بوریا نبود
########
من دیدم بابام ز خون لبالبه
من دیدم بابام چه نامرتبه
شب شده بود و هنوزم می دیدم
که بابام به زیر ده تا مرکبه
########
بی عدد کشتن رقیه رو تو شام
خیلی بد کشتن رقیه رو تو شام
پیش چشمان من و عمه من
با لگد کشتن رقیه رو تو شام
########
روی دامن رباب می زدنش
وسط بزم شراب می زدنش
کسی دخترو تو خواب نمی زنه
اونو حتی توی خواب می زدنش
########
حاج سید محسن حسینی
۲۵ محرم ۱۴۴۶ ه. ق ۱۴۰۳ ه. ش
هدایت شده از نغمات حسینی
شهادت امام سجاد علیه السلام
ای مدینه منم سید الساجدین
ای مدینه بیا حال من را ببین
دائما میچکد اشک من بر زمین
واویلا واویلا واویلا واویلا
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
ای مدینه ببین روز من شد سیاه
ای مدینه منم زائر قتلگاه
ای مدینه بیا کن به حالم نگاه
واویلا واویلا واویلا واویلا
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
میزد بابای من مادرش را صدا
پیش چشمان من شد سر او جدا
پیش چشمان من میزد او دست و پا
واویلا واویلا واویلا واویلا
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
پیش من خیلی بد کشتن رقیه را
پیش من بی عدد کشتن رقیه را
پیش من با لگد کشتن رقیه را
واویلا واویلا واویلا واویلا
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
حاج سید محسن حسینی
۲۵ محرم ۱۴۴۶ ه. ق ۱۴۰۳ ه. ش
#حضرت_اباالفضل
#رباعی
دل برده و دل سپرده و دلداده است
هرکس که حسینی بشود آزاده است
آن دست که دستگیر ما خواهد بود
دستی است که از شانه جدا افتاده است..
#سیده_ت_حسینی
#حضرت_اباالفضل
خوشا آنکس که کارش دست این دنیا نمیافتد
خوشا بالا بلندی را که از بالا نمیافتد
گلویی تازه کن ای آب با ماه بنی هاشم
که دیگر جزر و مد عشق در دریا نمیافتد
نمی دانم که حکمت چیست در کار جوانمردان
گره هاشان بدست قوم با تقوا نمیافتد
تحمل کن تو هم ای مشک اشکش را درآوردی
ببین دندان گرفته آبرویش را نمیافتد
سرش آخر به جای پرچمش با نیزه بالا رفت
علمداری که عاشق شد دگر از پا نمیافتد
کنار نهر افتاده ولیکن خوب می دانم
سر عباس جز بر دامن زهرا نمیافتد
#حضرت_اباالفضل
#دوبیتی #آذری
صدای گریهی باران اباالفضل
غم جاریِ نخلستان اباالفضل
به قول مهربان مادر بزرگم
اوزون قولّاروَه قوربان اباالفضل
ترجمه: قربون دستای بلندت …
#سیدمیلاد_حسنی
#حضرت_اباالفضل_شهادت
آن مادری که زخمهایت را زیارت کرد
ای نام شیرین ،مثل کوثر خوش گوارت کرد
تسنیم را فرمود،اشک چشم تو باشد
نیل و فرات و دجله را خدمتگزارت کرد
فرموده جان عالمی بر تو «بنفسی انت»
پس واجب عینی است ،جان باید نثارت کرد
قطعاً تو را خیل ملائک بدرقه کردند
وقتی سکینه سوی میدان رهسپارت کرد
«یا نفس من بعد الحسین هونی» ات قطعاً
در نزد زهرا رو سپید و رستگارت کرد
دست تو سقاخانه لبهای اصغر بود
دست بریده بین صحرا شرمسارت کرد
پایت از این درگه بریده میشود؟ هرگز!
پای بریده شک ندارم پایدارت کرد
آه از عمودی که تنت را بر زمین انداخت
آه از کسی که بر سر نیزه سوارت کرد
جانها فدای مادرت که چون تو ماهی را
نذر قدوم حضرت پروردگارت کرد
#محسن_حنیفی
#حضرت_اباالفضل_شهادت
آب شد بیآبرو، اما تو سقایی هنوز
رود، شد مرداب و مُرد، اما تو دریایی هنوز
دخترانم با خدای آب، فکرش را نکن
غرقِ دریای عطش هم فکر آنهایی هنوز
بیعلَم، بیدست، بیسر هم علمدار منی
گرچه افتادی، ستونِ خیمهی مایی هنوز
شیرِ زخمی باز هم شیر است، حتی در حصار
غم مخور کرَارِ در خون، مثل بابایی هنوز
هر کسی یک شاخه از سروِ تو را برداشت برد
گرچه غارت شد تنت، خوش قدّ و بالایی هنوز
چشمها را خیره کردی با خسوفِ سرخِ خویش
ماهِ در حالِ غروبم!، بسکه زیبایی هنوز
جانِ بر لب را ببین، برگرد راهِ رفته را
یک نفس خرجِ برادر کن، مسیحایی هنوز
مادرم آمد تو را یک سر به داغِ کوچه برد
اشکهایت روضه میخوانند، آنجایی هنوز
ای مزارِ کوچکت صدها سوالِ بیجواب
چارده قرن است در مقتل معمّایی هنوز
#رضا_قاسمی
#حضرت_اباالفضل_شهادت
چو دست جدا شد زپیکرِ عبّاس
گریست عرش به حالِ برادرِ عبّاس
شکست پشت رسول از شکستِ بازویش
خمید قدّ علی چون هلالِ ابرویش
جهان به دیدهٔ مظلومِ کربلا شب شد
سپهر گفت اسیری نصیبِ زینب شد
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #رباعی
خلخال رباب را به غارت بردند
از کوچه به کوچه با وقاحت بردند
ناموس پرست ها به صورت بزنید
ناموس حسین را اسارت بردند
#امیر_فرخنده
#امام_حسین_علیه_السلام
ذوالفقار است و کوثر است حسین
عشق زهرا و حیدر است حسین
وقت یاسین به گریه می افتم
یاحسین است و بی سر است حسین
خلق بسیار گفته اند از او
هرچه گفتند دیگر است حسین
به قیام نماز می ماند
بس که الله اکبر است حسین
شد دهانم به نام او شیرین
بس که قند مکرر است حسین
من سر از عشق در نمی آرم
گرچه عشق مصور است حسین
به تلاوت نشسته بر سر نی
قاری روی منبر است حسین
همه جا بوی یاس می آید
سر به دامان مادر است حسین..
#سیده_ت_حسینی