eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
برشی از کتاب (119) 🔅🔅🔅 📌استعلای علمی کشور ✅ اصل چهارم. استعلاي علمي همچون استعلاي شئون ديگر كشور، از مطالب و مطالبات صحيح مجاهدان نستوه اين مرز و بوم است كه ضمن مسئوليت همگان، بسيج اساتيد حساسيّت ويژه اي نسبت به آن خواهد داشت. ▪️ استعلاي علمي جامعه مسلمان به معناي مظهريت درست آنان براي اسم مبارك علي اعلاي الهي است. چنين نامي كه از محتواي محمود برخوردار است، از مضمونِ مذموم برخي از واژه ها، مانندِ استكبار، استنكار در پيشگاه علم و عقل منزّه است، زيرا معناي استعلاي مورد بحث، حفظ اعتلاي موجود و حراست از آن و طلب علوّ برينِ مفقود است كه چنين كار سترگي شيوه سالكان پويا و راهيان جويا است و دستور چنين برتري طلبي ممدوح از حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه و آله و سلم رسيد كه فرمود: «إنّ اللّه سبحانه يُحبّ مَعالِيَ الأمور و يكره سفسافها» [وسائل الشيعه، ج 17، ص 73.]؛ خداوند كارهاي والا، همت هاي بالا و افكار بلند را دوست دارد و امور نازل، پست و فرومايه را نمي پذيرد. ▪️ نماز كه ستون دين و مصداق بارز صراط مستقيم است، با ذكر پر بركتِ عظيم و اعلا در ركوع و سجود آميخته است كه عبد سالك را در قدم اول به عظمت و علوّ مأنوس نمايد و در قدم دوم به وادي اعظم و اعلا برساند، زيرا هرچه بنده صالح به اعتلا بار يابد، كوچكي ما سوي اللّه را كه خود نيز در آن زمره است، بهتر مي يابد و بزرگي خداي اعلا را بيشتر مشاهده مي كند؛«عظُم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونهُ في أعينهم... »[ نهج البلاغه، خطبه 193.]. بر عكس، فرد طالح كه در اثر بزرگ بيني دنياي فرومايه، برده او مي شود و از عبوديت شرف بخشِ خداي اعلا محروم مي گردد: «...من عظُمتْ الدنيا في عينهِ و كبُرَ موقعها من قلبه، آثرها علي اللّه تعالي فانقطع اليها و صار عبداً لها».[ همان، خطبه 160.] ▪️ اكنون كه حُسْنِ استعلاي علمي روشن و فرق آن با استكبار مذموم معلوم شد، لازم است مسئولان علمي آموزشِ عالي، به ويژه بسيج اساتيد دانشگاه ها عنايت فرمايند تا اولاً تمام مطالب مطروح در جوّ دانش و پژوهش بازنگري و پالايش شده، بخش هاي فائل و آفل احتمالي آنها زائل گردد و جوانه هاي جديد و بالنده و به روز و كار آمد بر آنها افزوده شده و انسجام بين سالف و آنف حفظ شود و نوترين ره آورد فنّي بشري كه در حدّ خود فيض تازه الهي است، مورد ارزيابي قرار گيرد و طبق رهنمود مباركِ «اعلمُ الناسِ مَن جمعَ علم الناس إلي علمه» [من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 394.]امتثال شود و از صدور يا ظهورِ ره توشه داخلي به بيرون از مرزهاي اقليمي كه از جنبه الهي و انساني، هرگز خارج از حوزه اسلامي نخواهد بود، دريغ نشود و همين تعامل متقابل و تعاطي متعادل مايه ترميم قصور گذشته و مانع پديد آمدن فتور و پايه تجلّي اعتلاي آينده خواهد بود. ▪️ راز محمود بودن اين گونه اعتلاي علمي و رمز ممدوح بودن آن همين است كه بركات فراواني را به همراه دارد، زيرا رهايي از ظلم و ضَيم و نجات از تحقير و توهينِ مستكبران را در بر دارد و رسيدن به ترويج فرهنگ ناب وتكريم همه جوامع انساني و خواستن كاميابي آنان از ارمغان معارف ديني و نيل به انديشه صائب و انگيزه صالح را توصيه مي نمايد و مصداق روشن اهتمام به امور مسلمانان است؛ چه اينكه تفسير عملي آياتي است كه توده مردم را به عنوان (يا أيها الناس) [سوره بقره، آيه 21.]، خطاب كرده است، زيرا در فرهنگ قرآن حكيم، جامعه بشري امانت خداست و رهبران آسماني امناي الهي اند، عالمان راستين وارثان معنوي پيام آوران وحي اند و مأموريت همگان، بدون واسطه يا باواسطه، نجات انسانيت از جهل علمي و جهالت عملي است كه در رسالت حضرت ختمي مرتبت تجلي يافت؛ «...فهداهم به من الضلالة و انقذهم بمكانه من الجهالة».[ نهج البلاغه، خطبه 1.] ▪️ تشخيص خير و مصلحت جامعه و قيام به ارزيابي آن و اقدام به تحقّق آن، به مثابه مجراي افاضه الهي قرار گرفتن است. از دعاي حضرت امام سجاد(عليه‌السلام) كه فرمود: «...وَ اَجرِ للناسِ علي يدي الخيرَ و لا تمْحقْهُ بالمنِّ وَهبْ لي معالي الاخلاقِ وَ اعْصِمْني مِنَ الفخرِ»؛[ صحيفه سجاديه، دعاي 20، ص 92.]خدايا بر دستم خير مردم را جاري فرما و آن را با منّت نهادن محو و بي اثر نفرما و اخلاق بلند را به من هبه فرما و مرا از گزند فخر فروشي و مباهات بي جا حفظ فرما، همين مطلب استنباط مي شود. 🔅🔅 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
پالایش 1.mp3
زمان: حجم: 15.55M
9 🔅🔅🔅 📌پالایش 1 زمان10/47دقیقه 🌿🌿🌿 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وسَهِّلْ مَخْرَجَهُمْ 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 📌 صراحت و قاطعیت قرآن(قسمت اول) بحث از صراحت و قاطعیت قرآن، یك بحث درون دینی است، لذا در آیینه آیات و روایات قابل بررسی است. ✅ 1. صراحت و قاطعیت قرآن در آیینه قرآن ▪ سؤالی كه در این جا قابل طرح است عبارت است از این كه: آیا كل قرآن برای تمام مردم از صراحت برخوردار است و در قاطعیت هم صراحت دارد؟ ▪ تعریف صراحت و قاطعیت: صراحت یعنی بی‌آمیختگی، روشنی، رك گویی، و صریح گفتن.[1]قاطعیت یعنی جدّیت لازم در بیان مطالب، دوری از رو در بایستی‌ها در اظهار مطالب، صراحت در قاطعیت. ▪ آن چه در این راستا قابل بیان است، این است كه كلّ قرآن برای همه مردم از صراحت برخوردار نیست، چرا كه قرآن شریف دارای دو دسته آیات است: 1. دسته‌ای از آن، محكم (محكمات)؛ 2. و دسته‌ای دیگر متشابه (متشابهات). از طرف دیگر قرآن دارای تأویل و بطون، مجمل و مبین، مطلق و مقید، عام و خاص و... است كه همه مردم به آن دسترسی ندارند و از این جهت برای همه آنان صریح نیست. قرآن شریف می‌فرماید: «او (خداوند) كسی است كه این كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشی از آن آیات محكمات است كه آنها اساس كتاب است، بخش دیگر متشابهات است؛ امّا كج دلان، برای فتنه جویی و در طلب تأویل، پیگیر متشابهات آن می‌شوند...»[2]. ▪ تفسیر به معنای كشف حقیقت و پی بردن به عمق و ریشه آیات قرآن و به معنای پرده برداشتن از ظواهر قرآن می‌باشد و این، علم بزرگ و خطیری است كه فراخور همه كس نیست ولی فهمیدن ظواهر آیات قرآن به طور ساده برای عموم اهل زبان ممكن است. پس شناخت كامل قرآن، تأویل و تفسیر عمیق و بطون آن پیش خداوند و «راسخان علم» است[3] و از این منظر قرآن برای عموم مردم صراحت ندارد. باز قرآن شریف می‌فرماید: «سپس كتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم».[4] ▪ بنابراین، فهم و شناخت واقعی و كامل قرآن و آیاتش و پی بردن به حقیقت آن و تأویلاتش اختصاص به اولیای خاص و بندگان ممتاز خدا دارد و دیگران بهره و نصیبی در آن ندارد.[5] ▪ استاد جوادی آملی در همین راستا می‌فرماید: «قرآن كریم كه مهم‌ترین كتاب آسمانی است و بر سایر صحایف الهی، گذشته از تصدیق آنها، هیمنه و سیطره و نظارت و حراست دارد: «مصدّقاً لما بین یَدیه»[6] «و مُهیمناً علیه»[7] حبل ممدود خداست كه یك طرف آن كه عربی مبین است در دست مردم است و طرف دیگر آن كه منزه از وضع، لغت، ‌اعتبار، و مبرّای از مفهوم و معنای ذهنی است نزد خدای سبحان است: «انّا جعلناه قراناً عربیّاً لعلّكُم تعقلون، و اِنه فی اُمّ الكِتاب لَدینا لعلیّ حكیم».[8] 📖پی نوشت ها: [1] . معین، محمد، «فرهنگ فارسی»، ج 2. [2] . آل عمران، 7. [3] . خویی، سید ابوالقاسم، بیان، ج 1، ترجمه محمد صادق نجمی و هاشم زاده هریسی، دانشگاه آزاد، پنجم، 1375، ص 422. [4] . فاطر، 32. [5] . خویی، سید ابوالقاسم، همان. [6] . بقره، 98. [7] . مائده، 48. [8] . جوادی آملی، عبدالله، حیات عارفانه امام علی ـ علیه السّلام ـ، قم، اسراء، اول،1380، ص 35. 🌿🌿🌿 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وسَهِّلْ مَخْرَجَهُمْ 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
📌 نهج البلاغه 🔹 نهج ‌البلاغه از آن جهت كه كلام ولی خدا و انسان معصوم و حجّت بالغه الهی (سلام الله علیه) است حكم قرآن كریم را دارد. تفسیر قرآن و تفسیر نهج ‌البلاغه نظیر شرح كتاب های عادی نیست. كتابی كه یك انسان عادی می ‌نویسد، یك انسان عادی دیگر آن را شرح می‌ كند؛ حالا چه در مسئله فقه باشد چه در كلام باشد چه در فلسفه باشد بالأخره اینها هم ‌فكر و همتای هم هستند. مرحوم محقّق (رضوان الله علیه) شرایع نوشته خیلی از فقها به عنوان مدارك, مسالك, جواهر این را شرح كردند، اما انسانی حرف انسانی عادی را شرح كرده و خود را صاحب ‌نظر می ‌داند و برابر رأی خودش می ‌تواند شرح كند. اگر در كلام مرحوم خواجه تجرید نوشته و مرحوم علامه شرح كرده بالأخره انسانی است كه حرف انسان عادی را شرح می‌كند و اگر در فلسفه ابن ‌سینا اشارات و تنبیهات نوشته و مرحوم خواجه شرح كرده یا فخررازی شرح كرده بالأخره انسانی است كه حرف انسان دیگر را دارد شرح می ‌كند؛ اما تفسیر قرآن و تفسیر نهج ‌البلاغه از این سنخ نیست كه متنی باشد انسان بخواهد شرح كند. شرح نهج ‌البلاغه نظیر تفسیر قرآن بالأخره یك تفسیر طلب می‌ كند این اصل اول. 🔹 اصل دوم آن است كه بالأخره این شارح باید خلیفه آن ماتن باشد، وگرنه شرح آن نیست؛ این می‌ شود جواهر كه شرح شرایع است، هر دو انسان ‌اند، فقیه ‌اند و بزرگوارند، اما آن قداست آسمانی را ندارد. در تفسیر قرآن كریم و تفسیر نهج ‌البلاغه یا صحیفه سجادیه و مانند آن تا شارح خلیفه ماتن نباشد و احساس نكند مقدورش نیست. 🔹 اصل سوم آن است كه خلیفه باید حرف مستخلف ‌عنه را بزند نه حرف خودش را، وگرنه خلیفه نیست! اگر كسی داعیه خلافت دارد در واقع باید این قدرت را داشته باشد، هنر و جان ‌كندن می‌ خواهد كه خواسته‌ های خودش را بگذارد كنار (یك) این را در حدّ ظرفیت قرار بدهد (دو) ساكت محض باشد و مؤدّب (سه) ببیند او چه می‌ گوید (چهار) این یك جان كندن می‌ خواهد. ما با كتاب های فقهی و غیر فقهی هم مأنوسیم و آنها را هم داریم شرح می‌ كنیم تفسیر را هم داریم شرح می ‌كنیم، می‌ بینیم این یك جان كندن می‌ خواهد، تفسیر این طوری باید باشد که آدم حرف نزند و فقط گوش بدهد. ما حرف های دیگران را مانند فارابی و بوعلی ـ بالاتر پایین‌تر ـ اینها را شرح می ‌كنیم آنها هم انسان ‌اند و ما هم انسان، اما وقتی ما می‌خواهیم خطبه‌ های نهج ‌البلاغه را شرح بكنیم به واقع جان ‌كندن می‌خواهد! فقط گوش می‌ دهیم كه ببینم حضرت چه می‌ گویند، این خیلی زحمت می‌ خواهد، هم خود انسان دخالت نكند و هم مشوب نكند، خیلی زحمت می ‌خواهد! 📚 دیدار محققین نهج البلاغه با حضرت استاد تاریخ: 1390/12/23 🔅🔅🔅 📝 فضای مجازی برای متدینین یک کار فرهنگی مقدس است با انگیزه پاک و با وضو بخوانیم و بنویسیم. 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
saloni_v0.apk
حجم: 11.11M
✅ مژده به نهج البلاغه پژوهان و دوستداران معارف ناب امام علی علیه السلام 📌 نرم افزار تلفن همراه «سَلُونِی قَبْلَ أَن ْتَفْقِدُونِی؛ تحریر نهج البلاغه» پایگاه اطلاع رسانی اسراء: همزمان با هفته پژوهش و برگزاری مراسم رونمایی از کتاب گرانسنگ «سلونی قبل ان تفقدونی» تحریر نهج البلاغه؛ تالیف حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در محل سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، نرم افزار تلفن همراه «سَلُونِی قَبْلَ أَن ْتَفْقِدُونِی» به همت بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء آماده و در اختیار کاربران و علاقمندان قرار گرفت. این نرم افزار که قابلیت نصب بر روی سیستم عامل های اندروید و IOS انواع گوشی های همراه هوشمند و تبلت را دارد شامل جلد اول و دوم مجموعه «سَلُونِی قَبْلَ أَن ْتَفْقِدُونِی» است که خطبه های 1 تا 35 نهج البلاغه را در بر می گیرد. 🔺منبع: news.esra.ir 🔅🔅🔅 📝 فضای مجازی برای متدینین یک کار فرهنگی مقدس است با انگیزه پاک و با وضو بخوانیم و بنویسیم. 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 📌 پژوهش و تحقیق وقتی به بار می‌نشیند كه زاد و راحله‌اش معارف قرآن و عترت باشد ▪ درست است كه وجود مبارك حضرت ولی‌عصر(ارواحنا فداه) بقیةالله است اما این لقب پرافتخار، بالاصاله برای آن حضرت است اما بالاطلاق برای شاگردان آن حضرت نیز هست ، ▪ اگر كسی عالم شد نه علم‌فروش، می شود «العلماء باقون ما بَقی الدهر» و همین بقیةالله شامل شاگردان او نیز می‌شود منتها بالتبع و بالعرض، اینكه فرمود: «العلماء باقون ما بَقی الدهر» یعنی همین، این راه باز است. ▪ بنابراین پژوهش و تحقیق وقتی به بار می‌نشیند كه زاد و راحله‌اش همین معارف قرآن و عترت باشد و محقق نیز باید در برابر این آب جوشان، احساس عطش كند. ✅ امام صادق(سلام الله علیه) به یكی از شاگردانش فرمود: «فَإِنْ مِتَّ فَوَرِّثْ كُتُبَكَ بَنِیكَ»؛ مبادا تعدادی كتاب بخری و بگذاری در كتابخانه، بلکه خودت كتاب بنویس كه فرزندان تو وارث كتاب تو باشند، این را حضرت به همه ما فرمود، پس این راه باز است اگر این راه باز نبود كه نمی‌فرمود، منتها «النَّاسُ مَعَادِنُ كَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّة»؛ ▪ استعدادها فرق می‌كند اما ما به اندازه همّت‌هایمان كه از ذات اقدس الهی ان‌شاءالله افاضه بشود، می‌توانیم پیشرفت کنیم. 🔅🔅🔅 📝 فضای مجازی برای متدینین یک کار فرهنگی مقدس است با انگیزه پاک و با وضو بخوانیم و بنویسیم. 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 📌 بمناسبت 25 آذر، روز پژوهش 🔍 در جريان پژوهش چند مطلب مطرح است، ♻️اول آن است كه ما بفهميم گمشده ما چيست كه به دنبال آن جستجو مي‌كنيم، ما چه مي‌خواهيم؟ كسي كه هدفمند نيست، گمشده‌اي ندارد و مقصد و مقصودي در پيش ندارد او اهل پژوهش نيست، خود را معطل كرده است و ديگران را به زحمت انداخت، اين اصل اول كه ما چه مي‌خواهيم. اصل دوم اين است كه بعد از اينكه روشن شد ما هدفمنديم، چه مي‌خواهيم و به دنبال چه مي‌گرديم، بايد بدانيم راهش چيست. اصل سوم اين است كه حالا كه معلوم شد هدفي داريم، راهي هست و بايد با پيمودن اين راه به آن هدف بار يافت، راهزنان اين راه چه كساني هستند؟ اصل چهارم اين است كه هاديان اين راه چه كساني هستند؟ اصل پنجم اين است كه همراهان اين راه چه كساني هستند؟ اين مطلب اول. ♻️ مطلب دوم اين است كه اين نظام مقدس جمهوري اسلامي هدفمند است، استقلال مي‌خواهد، آزادي مي‌خواهد و استقلال و آزادي دو بال اين مملكت‌اند، قلب تپنده اين مملكت، جمهوري اسلامي است؛ يعني اسلام است. اين مرغ باغ ملكوت يك قلبي دارد به نام دين که يك بالش استقلال است و يك بالش آزادي، آن وقت پرهاي ديگر فراواني هم هست كه با اين قلب تپنده اينها به راه مي‌افتند. يك بيان نوراني از اميرالمومنين(سلام الله عليه) است كه «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ»؛ ملتي كه آب دارد و خاك دارد معذلك نيازمند به بيگانگان است، خدا او را از رحمت دور كند! اگر ذخاير زميني زياد است و اگر دريا به اندازه كافي داريم آب به اندازه كافي داريم معادن به اندازه كافي داريم نيروي خلاق و فنان به اندازه كافي داريم، اين مجموعه را بايد يك حقيقتي راه اندازي كند و آن نكته اصل اين است ملت تا خود را باز نيابد و پژوهشگر نداشته باشد پژوهش حاصل نيست، طي راه حاصل نيست، به مقصد رسيدن ميسر نيست و مانند آن. ♻️ پژوهشگر يك نيروي انساني است، نيروي انساني مي‌تواند با پژوهش‌اش معدن نفت و گاز را و دهها معادن مايع و غير مايع را با پژوهش به دست بياورد، با فناوري ابتكار داشته باشد، نيروگاه هسته‌اي را در آن بخشهاي صلح آميز و عالمانه‌اش راه اندازي بكند، همه اين كارها را مي‌تواند بكند؛ چه اينكه در بخشهاي كشاورزي و دامداري هم همان طوري كه تاكنون موفقيتهاي فراواني داشت، از اين به بعد بيش از گذشته هم توفيق به دست مي‌آيد، اما همه اينها فرع آن نيروي پژوهشگر است، آن نيروي پژوهشگر، انسانيت انسان است! وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه) فرمود من در شگفت و تعجبم كه بسياري از مردم براي خودشان به اندازه كالاي در دست و جيبشان حرمت قائل نيستند: «عَجِبْتُ‏ لِمَنْ‏ يَنْشُدُ ضَالَّتَهُ‏ وَ قَدْ أَضَلَّ نَفْسَهُ فَلَا يَطْلُبُهَا»؛ من در شگفتي و تعجبم كه اينها ابزار دستشان مثلاً يك قلم يك خودكار، يك كاغذ، يك تسبيح يا يك دستمال را جا مي‌گذارند يك جايي بعد دست به جيب مي‌زنند مي‌بينند كه اين خودكار سر جايش نيست، مي‌فهمند خودكار گم شد، جستجو مي‌كنند و پيدا مي‌كنند، خودشان را گم كردند و نمي‌روند پيش كسي بگويد آقا من گم شدم! كجايم؟ من را ديدي سر جايم بنشاني يا نه؟! مشكل ما اين است! اين به جان هم تاختن‌ها، اين باند بازيها، اين سر از اوين در آوردنها، اين عليه ديگر حرف زدنها اين است كه بسياري از ماها براي خودمان به اندازه دستمال ارزش قائل نيستيم! چطور مي‌شود انسان در فضاي اسلامي زندگي بكند پس از چند مدتی سر از اوين در بياورد؟! پرونده اختلاسي داشته باشد! مگر آدم هر پولي را مي‌گيرد! هر رشوه‌اي را مي‌گيرد! هر عشوه‌اي را مي‌گيرد! حضرت فرمود: خودت را درياب! اول پژوهشگر باش و خودت را پيدا كن، ببين كجايي سر جايت بنشان، بعد كار بكن... 💢آیت الله العظمی جوادی آملی 1382/08/23 🔅🔅🔅 📝 فضای مجازی برای متدینین یک کار فرهنگی مقدس است با انگیزه پاک و با وضو بخوانیم و بنویسیم. 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
آیت الله 🔅🔅🔅 📌 نیکی به 🔹 رسول خدا (ص) فرمودند: 🔸 هر معروفى صدقه به شمار مى‌آید و هر آنچه را كه مؤمن براى خود و خانواده و همسرش هزینه كند و نیز هر آنچه با آن آبروى خود را حفظ كند، برایش صدقه نوشته مى‌شود.1 🔹 و فرمودند: 🔸 بهترین شما كسانى هستند كه براى خانوادهٔ خود بهترین باشند و من براى خانوادهٔ خودم بهترین شما هستم. 2 🔹 و نیز فرمودند: 🔸 كسى كه به بازار رود و تحفه‌اى بخرد و آن را براى خانوادهٔ خویش ببرد، مانند كسى است كه صدقه‌اى را به سوى نیازمندان مى‌برد. 3 📝 پی نوشت: 📚 1. مستدرک الوسائل ج 7 ص 239 📚 2. الفقیه ج 3 ص 555 📚 3. الامالی صدوق ص 577 📚 ص 234 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وسَهِّلْ مَخْرَجَهُمْ @rahighemakhtoom
برشی از (40) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) ▪ الفاظ «حمد»، «مدح»، «ثناء» و «شكر» گرچه از نظر معنا به هم نزديك است، ولي مرادف نيست و تفاوت دقيقي با يكديگر دارد؛ چنانكه در زبان فارسي نيز واژه‌ي «سپاس» كه معادل شكر است با واژه‌ي «ستايش» كه معادل حمد است، فرق ظريفي دارد؛ گرچه مرادف پنداشته مي شود. ✅ فرق حمد و مدح: مشهور اين است كه حمد و مدح همتا و همانند است، همان گونه كه دو واژه‌ي مقابل اينها، قدح و هجو نيز همتا و همانند است[كشاف، ج1، ص8.]، ولي اين دو واژه كه دو ريشه‌ي متفاوت دارد، داراي دو معناي مختلف است و از اين رو از نظر كاربرد و مورد استعمال نيز يكسان نيست؛ ▪ حمد تنها در برابر صاحب كمالي است كه داراي عقل و انديشه باشد، ولي مدح (قول حاكي از عظمت حال ممدوح) كه در مقابل ذمّ است، درباره‌ي غير عاقل نيز به كار مي رود؛ مثلاً، درباره‌ي گوهري زيبا و ارزشمند مي توان گفت ممدوح است، ولي نمي توان گفت محمود است: «يُقال مدحت اللؤلؤ علي صفائه ولا يقال حمدته علي صفائه»[ الميزان، ج1، ص19.]. ▪ تفاوت ديگر حمد و مدح آن است كه حمد تنها در برابر كارهاي اختياري است، اما مدح درباره‌ي امور خارج از اختيار نيز به كار مي رود؛ مثلا ً بلندي قامت و زيبايي چهره در انسان با اين كه اختياري نيست قابل مدح است، ولي قابل حمد نيست، برخلاف انفاق و علم آموزي او كه هم ممدوح است و هم محمود. پس هر حمدي مدح است، اما چنين نيست كه هر مدحي حمد باشد[تفسير كبير، ج1، ص223]. ▪ برخي گفته اند: در مفهوم حمد، «وصولِ اثرِ كمال محمود به غير» نهفته است و به اصطلاح حمد آن است كه نه تنها از فضايل، بلكه از فواضل نيز باشد، برخلاف مدح كه از اين جهت نيز اعمّ است[المنار، ج1، ص50.]. اين سخن تام نيست؛ زيرا در قرآن كريم و برخي ادعيه، خداي سبحان بر كمالاتي كه اثر آن به غير نمي رسد نيز حمد شده است؛ مانند: اوّليت، آخريّت، تجرّد و...: (الحمد لله الذي لم يتّخذ ولداً ولم يكن له شريك في الملك ولم يكن له وليّ من الذُلّ) [سوره‌ي إسراء، آيه‌ي 111.] ؛ «الحمد لله الأوّل بلا أوّل كان قبله والآخر بلا آخر يكون بعده، الذى قصرت عن رؤيته أبصار الناظرين وعجزت عن نعته أوهام الواصفين» [صحيفه‌ي سجّاديه، دعاي اوّل]و معلوم است كه بي آغاز بودن در اوّليت و بي انجام بودن در آخريّت، تجرّد، نداشتن فرزند و وليّ و شريك و مانند آن از كمالاتي نيست كه اثر آن به ديگري برسد. ▪ برخي نيز گفته اند: حمد تنها در ستايش به حق به كار مي رود، اما مدح در ستايشهاي باطل نيز به كار مي رود[الفروق اللغويّه، ص202. اختلاف معاني واژه ها (فروق لغوي) گرچه در كتابهايي مانند «الفروق اللغويه» ابو هلال عسكري و «مغني» ابن هشام بيان شده است، اما بخش عظيمي از آن، تنها با قرآن و روايات و ادعيه معصومين (عليهم السلام) قابل شرح است وگرنه موارد فراواني از كاربرد كلمات در قرآن و روايات را بايد استعمال مجازي دانست.]؛ مانند: «أُحثُوا فى وجوه المدّاحين التراب»[ بحار، ج70، ص294.]. اين فرق نيز تامّ نيست؛ زيرا حمد در مورد ستايش باطل نيز به كار رفته است؛ مانند: (ويحبّون أن يُحمدوا بما لم يفعلوا) [سوره‌ي آل عمران، آيه‌ي 188.]، «واُبتلي بحمد من أعطانى» [نهج البلاغه، خطبه‌ي 225، بند2.]، «وتبتغى فى قولك للعامل بأمرك أن يُوليك الحمد دون ربّه... »[ همان، خطبه‌ي 79، بند2.]. @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 📌نگاشت10: محتوای تفسیری آیه 3 سوره فلق قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ «1» مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ «2» وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ «3» وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ «4» وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ «5» ▪ «غَاسِقٍ»: شب تاریک (نگا: روح‌البیان). «وَقَبَ»: فرا رسید و فرا پوشید. 📒 نکات آیه 3 سوره فلق ✅ ۱ - پناه بردن به خداوند از شرور شبانه، به ویژه زمان تاریکى مطلق آن، توصیه الهى به پیامبر(ص) (قل أعوذ ... و من شرّ غاسق إذا وقب) ▪ «غَسَق»; یعنى، آغاز تاریکى شب (صحاح) ▪ و «وقوب» (مصدر «وقب»)، به معناى داخل شدن در همه چیز است (لسان العرب). مراد از «غاسق إذا وقب»، شب است; زمانى که در همه چیز وارد شده و آن را تاریک سازد (لسان العرب به نقل از فراء). ▪ کلمه «غاسق» با فعل «غَسَقَ» (جریان یافت)، از یک ریشه و نشانگر پخش شدن شب بر موجودات است. اسناد شرّ به شب به جهت مناسب تر بودن آن از روز، براى جریان شرور است. ✅ ۲ - خداوند، بر حفاظت انسان از مخفى ترین خطرها، توانا است. (و من شرّ غاسق إذا وقب) ✅ ۳ - قدرت خداوند بر شکافتن تاریکى شب به وسیله سپیده صبح، دلیل توانمندى او بر خنثى ساختن تهدیدهاى پوشیده و توطئه هاى سرّى و شبانه دشمن (قل أعوذ بربّ الفلق ... و من شرّ غاسق إذا وقب) ▪ آیات بعد، قرینه بر این است که مراد از خطرهاى شبانه، برنامه ریزى هاى کاملاً محرمانه دشمن در شب است. ✅ ۴ - پیامبر(ص)، مورد تهدید دسیسه ها و نیرنگ هاى فوق سرّى دشمن (قل ... و من شرّ غاسق إذا وقب) 🔸 روایات و احادیث ▪ ۵ - «عن أبى هریرة عن النبىّ(ص) فى قوله «و من شرّ غاسق إذا وقب» قال: النجم هو الغاسق و هو الثریا;[۱] ابوهریره از پیامبر(ص)، درباره سخن خداوند «و من شرّ غاسق إذا وقب» روایت کرده که فرمود: ستاره «نجم» (پروین)، همان چیزى است که «غاسق» است [یعنى، هنگام تاریکى شدید شب، رؤیت مى شود] و [نام دیگر] آن ثریا است». ▪ ۶ - «عن علىّ(ع) انّه قال: «الغاسق إذا وقب» هو اللیل إذا أدبر;[۲] از امام على(ع) روایت شده که درباره «الغاسق إذا وقب» فرمود: یعنى، شب زمانى که پشت کند و برود». 🔅🔅🔅 📝 فضای مجازی برای متدینین یک کار فرهنگی مقدس است با انگیزه پاک و با وضو بخوانیم و بنویسیم. 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
🔅🔅🔅 📌نگاشت11: محتوای تفسیری آیه 4 سوره فلق قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ «1» مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ «2» وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ «3» وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ «4» وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ «5» ▪ «النَّفَّاثَاتِ»: جمع نَفَّاثَة، دمندگان. مراد سخن‌چینان فساد پیشه است . صیغه مبالغه است و برای مذکّر و مؤنّث به کار می‌رود. دمیدن در گره، کنایه از افسون و جادو است . افسونگران رشته‌ها را گره می‌زدند و همراه با مقداری آب دهان به گره‌ها فوت می‌کردند و بدانها می‌دمیدند، و سپس گره‌ها را باز می‌کردند، تا به عامّه مردم نشان دهند که گره پیوند زناشوئی فلان مرد و فلان زن را باز و آنان را از هم جدا ساخته‌اند. ▪ نمّامان و سخن‌چینان هم خویشتن را در لباس دلسوزان و دوستداران در پیش اینان و آنان نشان می‌دهند و بدین وسیله پیوندها را سست و گسسته می‌کنند. لذا کار افسونگران و سخن‌چینان به هم شبیه است. ▪ «الْعُقَدِ»: جمع عُقْدَة، گره‌ها. مراد پیوندها و رابطه‌های انسانها است؛ از قبیل پیوند زناشوئی، رابطه دوستی، ارتباط مکتبی. 📒 نکات آیه 4 سوره فلق ✅ ۱ - زنانى، در عصر بعثت با گره زدن و افشاندن ترشحات دهان بر گره ها، مردم را جادو مى کردند. (النفّ-ثت فى العقد) ▪ فعل «نَفَثَ»، زمانى گفته مى شود که شخص ترشحاتى از دهان بیرون افکند (مصباح) و «نَفْث» شبیه دمیدن و کمتر از آب دهان افکندن است (صحاح). حرف «ال» در «النفّاثات»، گرچه براى تعریف جنس است; ولى در مقایسه با «غاسق» و «حاسد» - که نکره آورده شده است - ممکن است به معروف بودن کسانى که «نفّاثة» (افسون گر) بودند، نظر داشته باشد. ✅ ۲ - دمیدن در گره ها و رساندن ذرّات آب دهان به آن به شکلى خاص، نوعى جادو و داراى آثارى نامطلوب بر انسان است. (و من شرّ النفّ-ثت فى العقد) ✅ ۳ - افسون گران، انسان هایى شرور و آزاردهنده دیگران (و من شرّ النفّ-ثت فى العقد) اضافه شرّ در آیه قبل و بعد، به نکره و در این آیه به معرفه، بیانگر تعمیم شر بودن به تمام کسانى است که «نفّاث» (افسون گر) بودند. ✅ ۴ - پیامبر(ص)، در معرض خطر از سوى جادوگران و کسانى که با دمیدن در گره هایى مخصوص، درصدد آزار دادن آن حضرت بودند. (و من شرّ النفّ-ثت فى العقد) ✅ ۵ - پناه بردن به خداوند از شرّ جادوگران، توصیه اى الهى به پیامبر(ص) (قل أعوذ ... و من شرّ النفّ-ثت فى العقد) ✅ ۶ - خداوند، توانا بر ابطال سحر و بى اثر کردن نَفَس جادوگران (و من شرّ النفّ-ثت فى العقد) 🔅🔅🔅 📝 فضای مجازی برای متدینین یک کار فرهنگی مقدس است با انگیزه پاک و با وضو بخوانیم و بنویسیم. 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom
آیت الله جوادی آملینهج البلاغه.mp3
زمان: حجم: 1.53M
📌نهج البلاغه نهج ‌البلاغه از آن جهت كه كلام ولی خدا و انسان معصوم و حجّت بالغه الهی (سلام الله علیه) است حكم قرآن كریم را دارد. تفسیر قرآن و تفسیر نهج ‌البلاغه نظیر شرح كتاب های عادی نیست. 🔅🔅🔅 📝 فضای مجازی برای متدینین یک کار فرهنگی مقدس است با انگیزه پاک و با وضو بخوانیم و بنویسیم. 💻برای ترویج و تبلیغ آموزه های قرآنی خالصانه تلاش کنیم. @rahighemakhtoom