eitaa logo
#کارتون و #فیلم های #قدیمی #نوستالژی
2.8هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
6.5هزار ویدیو
13 فایل
جهت پیام و تبادل با این آیدی در تماس باشید. 👇 @admin_ghadimiii « کپی برداری از مطالب و فیلم و کارتون ها، حرام است.»
مشاهده در ایتا
دانلود
@BIKALAM_NAVA4_5904346148025403213.mp3
زمان: حجم: 9.99M
زیبا و خاطره انگیز «خونه» اثری فراموش نشدنی و ماندگار از « مهران راوی » آلبوم : اشتیاق سال: 2006 🙈@cartoon_ghadimy🙊
@BIKALAM_NAVA4_5922412988085570173.mp3
زمان: حجم: 15.02M
تک روح نواز "رُزِ سُرخ" تازەترین اثر و اجرای نوازندۀ ساز ،ترانەسرا و معلم، استاد وی ۷۹ ساله و اهل است. زامفیر با آهنگسازان بزرگی همچون "انیو موریکونه" و "جیمز لست" همکاری داشتە است و همچنین برای موسیقی چندین اثر معروف سینمایی نواخته است. 2020 🙈@cartoon_ghadimy🙊
4.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فکر کنم خیلی منتظر این بود😅😅 دهه شصتیا منتظر بودن تا هر چی اضافه داشتنو یه شبه کنن😆😅 🙈@cartoon_ghadimy🙊
اهنگ شاد دهه شصتی4_5863804139242258511.mp3
زمان: حجم: 3.19M
این در جشنهایی نظیر یا امامان یا اعیاد از پخش میشد.برنامه بعد از خبر و جنگ شادیهم همین را پخش میکرد.🌺🌺🌺🌺🌺 بمناسبت 🙈@cartoon_ghadimy🙊
3.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هم عروسیای تمام عروسی ها توی خونه بود، حیاط رو میشستن و میکردن و میز و صندلی میچیدن...خانوم ها تو خونه و آقایون تو حیاط از بعدازظهر شروع میشد ضبط داشتن با نوار کاست... ها پشت هم پخش میشد، گاهی نوار کاست رو عقب جلو میکردن که آهنگ مورد علاقه شون پخش بشه و یه صدای «قیدخجئلقطدمئبب » از ضبط شنیده میشد... های « پاپیون و زبان» بود، میوه هم و هنوزم که هنوزه وقتی و رو با هم میخورم یاد های قدیم میفتم... دو سیخ بود با و گوجه و یه بسته با روش و نوشابه زرد از اون شیشه ای باریک ها توی ظرفهای ملامین، چقدر هم که خوشمزه بود😍😋 بعد از تموم شدن مراسم خودمونی ها بسته به میزان شون میموندن و ظرف میشستن و جارو میکشیدن و تو جمع کردن بساط کمک میکردن😊 درسته که عروسیای به نسبت الان خیلی برگزار میشد اما به همه واقعا خوش میگذشت 🙈@cartoon_ghadimy🙊
3.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بمناسبت اولین کانال🎂 یک بسیار زیبا تقدیم نگاه زیبای شما👏 🙈@cartoon_ghadimy🙊
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این مستقیم من رو میبره به یه تابستونیِ پرستاره... همون خونه دار نقلیمون. وقتی که فقط پنج سالم بود. تو ایوون به اصرار ما بچه ها برامون تشک انداخته بود. بابا یه داشت که شبا باهاش به های شب بخیر گوش می‌کردیم. یادمه که شروع شد، به آسمون نگاه کردم و سعی کردم رو سازی کنم، کم کم چشمم شد و رو چرخیدم و خنکی یه جون به جونام اضافه کرد. مامان که فکر کرد خوابمون برده، رو برداشت و رفت تو خونه اما من هنوز صدای رو میشنیدم که میگفت: بر همه خوش تا 🌙 🙈@cartoon_ghadimy🙊