.
#شب_اول_محرم
#حضرت_مسلم
#نوحه
#محرم
#شعر_رقیه_سعیدی_کیمیا✍
#سبک_بک_یا_الله_برسول_الله
(یاحســین جـــــانم /دیـــن وایـمــــــــانم
اومده مــاه عــــــزا /بازم پریشـــــانم)(۲)
(شب اول شب مسلم/شب تنهایی وغربت
شب دیدن جفا از/ کوفیان بی مروت)(۲)
به کوچه های غریبی ، سفــــیر کرب و بلا
میگه حسین غـــریبم ، به سمـت کوفه نیا
میا به کوفه حسین جان،که بی وفا شده اند
که کوفـــیان همـــه راهـــیّ کربلا شده اند
(حسین جـان من است و منم فدای حسین
دوباره پـر زده قلبم تا کــربلای حسین)(۲)
(یاحـــــسین جـــانم/ دیــــــــن و ایمـــانم
برا غـــــربتِ شــــما/دوباره گــــریانم) (۲)
(شــب دوم محـــــرم /شــب کاروان عشقه
شـــب بی قــراریایِ/ دلِ بانوی دمشـقه)(۲)
رسیده قـافـــله غـم ، به دشـــت کرب وبلا
به قلب زینـــب کبرا ، رســیــده هول و ولا
بیا تا دیـر نـشــــده مــا مدینه برگــردیم
داداش ، تا زیـنب تو غــــم نبینه برگــردیم
(حسین جــان من است ومنم فدای حسین
دوباره پر زده قلبـــم تا کربلای حسین)(۲)
.👇
.
#محرم_1401
#امام_حسین
#زمینه
#شور
بند1⃣
باید حَک کنن حتما این جمله رو
رو دیوار کعبه با آب طلا
میخواد هر کسی زائر حق بشه
باید یک سفر هم بره کربلا
برو عرضِ،ارادت کن
خدا رو رو عرشش زیارت کن
حسین دردونه ی حَقّه
برو با حسینش رفاقت کن
بگو آقا منو خاک
پای نوکرای رُقیّه ت کن
مُحْرِم کربلا، باید بره تا، که مَحرَم شه
مَن زار الحسین، کَمَن زارَالله، فوقَ عرشِه
ای جانم حسین3....
بند2⃣
آخه هر چی خیره تو هر دو جهان
به واللهْ دَرِ خونه ی این آقاست
برای همینه که کرببلا
یه راه میون بُر زدن تا خداست
برو مجنونِ لیلا شو
برو راهی عرش أعلا شو
بده دل به، دلِ ارباب
فدا پادشاه دو دنیا شو
خدایی شو، حسینی شو
عزیز دل بی بی زهرا شو
این جمله روی طاق نُه فَلَک میدرخشه
من زارَالحُسَین، کَمَن زارَالله فَوقَ عرشِه
ای جانم حسین3....
بند3⃣
خدا وقتی خیر کسی رو بخواد
به عشق حسین مبتلا میکنه
بخواد هر کسیو بهشتی کنه
اونو راهی کربلا می کنه
حسین ارباب، کَرَم داره
روی عرش اعلا حَرَم داره
دلی که داره عشقش رو
دیگه توی عالم چی کم داره؟
برو پیشِ، أبالفضلش
که رزق حَرَم با علمداره
رزق حَرَمش رو حضرت ساقی میبخشه
مَن زار الحسین کَمَن زارَالله، فوقَ عرشِه
ای جانم حسین3...
💠💠💠💠💠
#سیاهه_نویس_اهل_بیت
.👇
.
#واحد_چکشی
#واحد_تند کربلا و #امام_حسین ( ع )
🔹شاعر : علی صمدی-قم 🔹
بند اول:
سلام علی روح قالو بلا
سلام علی ساکن کربلا
من از کودکی عاشقت بوده ام
شدم با غم و مهر تو آشنا
پر از لحظه های خوش است خاطرم
خدا را بر این نعمتش شاکرم
که عمری گدا و غلام تو ام
منم نوکر و خادم این درم
شده نام تو واژه ای بی نظیر
حسین ذکر نامی که هست دلپذیر
به قلبم جلا میدهد این شعار
امیری حسین و نعم الامیر
امیری حسین و نعم الامیر ( - )
بند دوم:
بُود سایه ات بر سرم مستدام
تو عالی مقامی و من هم غلام
من از راه دور با همین حال و شور
دهم بر تو ای عشق عالم سلام
دل از دلبران میبرد نام تو
هر آن کس که افتاده در دام تو
شود بیدل و مست و شیدا ز بس
جنون میدهد دیدن جام تو
برس تو به دادم خمارم عجیب
پر از دردم و در پی ات ای طبیب
شفا میدهد کام تلخ مرا
کمی تربت و ذره ای بوی سیب
امیری حسین و نعم الامیر ( - )
بند سوم:
به زهرا ثمر هستی و نور عین
به حیدر پسر ، دلبر عالمین
چنین گفت نبی حضرت مصطفی
حسین از من است و منم از حسین
به فطرس دهی بال و پر یا حسین
به چشم ترم کن نظر یا حسین
ز الطاف شاهانه ی خود به من
بده یک جواز سفر یا حسین
به آن سرزمینی که هفت آسمان
فراوان خورند غبطه بر حال آن
به آن وادی و خاک پاکی که هست
به پیشم مقامش فرای جنان
امیری حسین و نعم الامیر ( - )
.👇
.
#امام_حسین
یا اباعبدالله(ع)
از خودم خسته شدم، که تو گناه غوطه ورم
بیا از سرِ کرم ، دستی بکش روی سرم
توی ماه محرمت، میخام که آدمم کنی
دستمو رها نکن ، الهی قربونت برم
مگه میشه به گدا ، جواب رد بدی حسین؟
من ازت حرم میخوام ، داره میسوزه جگرم
تو رو جون مادرت ، این التماسمو ببین
یه شب جمعه بزار آقا بیام با مادرم
هیچ کسی شبیه تو نمیشه تو مهربونی
دردامو به جز خودت ، پیش کسی نمی برم
آرزوم اینه حسین ، بیام تو بین الحرمین
سمت گنبد طلات ، بیفته چشمای ترم
#مرتضی_عابدینی✍
#فراق_کربلا
.
.
آقا غریبه نیستم
#امام_حسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم
حالا که رزق ماهِ ماتم را گرفتم
از خانه ات این دیده ی نم را گرفتم
من آمدم تا که به پای تو بسوزم
با این گدایی ، جاهِ عالم را گرفتم
آقا مرا در یاد داری؟ بچگی ها
با گریه هایم ، پول پرچم را گرفتم
با مادرم رفتم به بازار محله
پیراهن و شالِ محرم را گرفتم
مداح هیات ناله می زد :یا حسین و
یادش بخیر ، من هم همین دم را گرفتم
بیمارم و هر دفعه که اینجا رسیدم...
با روضه های تو، علاجم را گرفتم
حالا مرا کرب وبلایی کن دوباره
تا که بگویم مزدِ این غم را گرفتم
جان رقیه که در آن ویرانه می گفت:
ای سر...دوای زخم و دردم را گرفتم
#مرتضی_عابدینی✍
.
.
#نوحه_سنتی
#مرثیه
#سبک_دایه_دایه_وقت_جنگه
ای ساربان! ای ساربان! محمل نگهدار
آمد به منزل کاروان، منزل نگهدار
محمل مران، محمل مران، شهر دل اینجاست
این کاروان خسته دل را منزل اینجاست
اینجا بهار بی خزانِ من خزان شد
از برگﹾ برگ لاله هایم خون روان شد
اینجا همه دار و ندارم را گرفتند
باغ و گل و عشق و بهارم را گرفتند
اینجا به خاک افتاده بود و هست عباس
هم مشک خالی، هم علم، هم دست عباس
اینجا ز هم پیشانی اکبر جدا شد
بابا تماشا کرد و فرزندش فدا شد
اینجا ز آل الله منع آب کردند
با تیر طفل شیر را سیراب کردند
اینجا صدای العطش بیداد می کرد
بر تشنه کامان آب هم فریاد می کرد
اینجا همه از آل پیغمبر بریدند
ریحانه ی خیر البشر را سر بریدند
اینجا ستم بر عترت و بر آل گردید
قرآن به زیر دست و پا پامال گردید
اینجا به خون غلطید یک گردون ستاره
اینجا کشید از گوش، دشمنﹾ گوشواره
اینجا زدند آل علی را ظالمانه
شد یاس ها نیلوفری از تازیانه
اینجا چو از خانه به دوشان خانه می سوخت
دامان طفلان چون پر پروانه می سوخت
اینجا به گردون رفت دود آه زینب
حَلقِ بریده شد زیارتگاه زینب
اینجا عدو بر زخم پیغمبر نمک زد
هر برگ گل را مُهری از غصب فدک زد
اینجا زگریه ناقه ها در گِل نشستند
دُردانه های وحی در محمل نشستند
ای کربلا! گل های سرخ یاس من کو؟
ای وادی خون! اکبر و عباس من کو؟
با غنچه ی نشکفته ی پرپر چه کردی؟
با حنجر خشک علی اصغر چه کردی؟
خون جگر از دیده ام بر چهره جاریست
پیراهن آوردم به همره، یوسفم نیست
تصویر درد و داغ در آیینه دارم
چون آفتابﹾ آتش درون سینه دارم
خاموش و در دل گفتگو با یار دارم
در سینه داغ هیجده دلدار دارم
بعد از حسین از عمر خود آزرده بودم
ای کاش من با آن سه ساله مرده بودم
اشکم به رخ آهم به دل سوزم به سینه
بی تو چگونه من روم سوی مدینه
ای کاش چون تو پیکرم صدچاک می شد
ای کاش جسمم در کنارت خاک می شد
گیرم که زنده راه یثرب را بپویم
زهرا اگر پرسد حسینم کو چه گویم؟
.
.
💔#نوحه_سنتی
🖤زبانحال #حضرت_زینب
گُـــــلِ سرخ بهـــارانی حسینم (2)
چـــراغ نیزه دارانی حسینم (2)
بخـوان قرآن برایم
که دنبالت بیایم
💔حسینـــــم وا حسینــــم
ســرت بـالای نی مثل ستاره (2)
تَـــــنت مـانـــند قـرآن پاره پاره
بخـوان قرآن برایم
که دنبالت بیایم
💔حسینــــم وا حسینــــم
بـــه قـــربان ســرِ نــورانی تو (2)
چـرا خـون ریـــــزد از پیشانی تو
بنـال ای نــور دیده
ز رگهای بریده
بخـوان قرآن برایم
که دنبالت بیایم
💔حسینــم وا حسینــم
گهــی در مــوج خــون گه برسنانی
تـو خـورشید زمیـن و آسمانی
فــــروزان مـــاه زینب
چراغ راه زینب
بخـوان قرآن برایم
که دنبالت بیایم
💔حسینـــم وا حسینـــم
بتــاب از نــوک نی ای ماه زینب
کـه شد کـوفه زیاتگاه زینب
سـر راهت نشستــم
به محمل سر شکستم
بخـوان قرآن برایم
که دنبالت بیایم
💔حسینــم وا حسینـــم
نگــاهم کن نگـاهم کن نگاهم کن
کــه من زوُار تـــو در قتلگاههم
عُذارم لاله گون است
رُخم رنگین ز خون است
بخـوان قرآن برایم
که دنبالت بیایم
💔حسینــم وا حسینــم
.
.
#واحد_سنتی
#شب_دوم_محرم
#سبک_ای_ساقی_لب_تشنگان
ای دختر بدرالدجی ، ای بانوی دنیا ، یا زینب کبری
اهلا و سهلا مرحبا ، جان و دل زهرا، یا زینب کبری
ای یاس زهرا و علی ، آمد زمستانت ، شد دیده گریانت
چشم تمام قدسیان ، در عالم بالا ، یا زینب کبری
تو می کشی آه از جگر ، با یاد فرداها ، دلگیری از دنیا
از بوی سیب ِ این زمین ، شد در دلت غوغا ، یا زینب کبری
یک قافله مضطر شد از ، حال عجیب تو ، امن یجیب تو
بانو چرا خیره شدی ، بر حنجر آقا ، یا زینب کبری
زهرا شده خونین جگر ، از داغ فردایت ، از ماجراهایت
در این بیابان میشوی ، بی اکبر و سقا ، یا زینب کبری
بانو خدا صبرت دهد ، بینی چه ها اینجا ، در روز عاشورا
قدت کمانی می شود ، چون مادرت زهرا ، یا زینب کبری
جان بر لبانت آید از ، این لشکر ملعون ، گردد دل تو خون
باید بمانی بی حسین ، تنها در این دنیا ، یا زینب کبری
منزل به منزل می روی ، یک اربعین گریان ، بر ناقه ی عریان
خاکم به سر بسته شود ، دست تو چون مولا ، یا زینب کبری
یک اربعین خون می چکد ، از دیده ی سقا ، بر نیزه ی اعدا
وقتی که می گردی سپر ، بر طفل بی بابا ، یا زینب کبری
#محمد_حسین_رحیمیان
.
.
#محرم_الحرام_۱۴۰۱
#امام_حسین
~ نام اثر : دلآرام جهان ...
جدید 💯 ( #تک_ایستاده)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍️ #بنداول 📝
سر زده باز هلال غم
حال دنیا دگرگونه
با نگاه بی بی زهرا
رزق گریه فراوونه
یااهل العالم
اومد دوباره عزای محرم ...
یا اهل العالم
باید بمیریم ازاین داغ اعظم ...
خامس آل عبا / ابی عبدالله
سلطان کربلا ابی عبدالله
دردمندای جهان باید بخونن
یا من اسمه دواء ابی عبدالله
ــــــــــــــــــــ
💢بابی انت و امی اباعبدالله💢
ــــــــــــــــــــ
گرچه از کربلا دورم
دستمه از حرم کوتاه
عهد میبندم که باشم من
تا ابد عبد ثارالله
دل بیقراره
ارباب همیشه هوامونو داره
دل بیقراره
چشم همه پای روضه میباره
یاقدیم الاحسان ابی عبدالله
ای به قلبم ضربان ابی عبدالله
اسمت به دنیا آرامش میده
ای دلآرام جهان ابی عبدالله
ــــــــــــــــــــــــــــــ
✍️به قلم : #علی_حاجیان_فر
ویژه محرم ۱۴۰۱ هجری شمسی
.👇
.
📜 #محرم_الحرام_۱۴۰۱ 📜
#امام_حسین
~ نام اثر : شعار مشترک ...
جدید ( #تک ایستاده )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍️ #بنداول 📝
فصل عاشقی(نوکری) ما این شبهاست
لک لبیک حسین رو لبهاست
همه مکتبای دنیا رفتند
مکتب کرببلا پابرجاست
نوای روی لب ما یا حسینه
ما همه رعیتیم و آقا حسینه
شعار مشترک ما هیئتیا
"نجات اهل عالم با حسینه"
گره خورده این دل من با
تارو پود پرچم روضه
از جهنم دور میشم با
گریه های نم نم روضه
💢ــــــــــــــــــــــــــــــــــ💢
ربنا آتنا شفاعت الحسین
ربنا آتنا زیارت الحسین
💢ــــــــــــــــــــــــــــــــــ💢
✍ #بنددوم 📝
میگیره قلب تموم دشمنا
وقتی متحد میشن سینه زنا
زیر پرچم ، همگی جمع شدیم
یعنی / حب الحسین یجمعنا
تموم اعتقاد ما / ابی عبدالله
مظهر اتحاد ما / ابی عبدالله
خدا بیامرزه همه رفتگانمونو
ارثیه اجداد ما / ابی عبدالله
توی دنیا آباده هرکی
شده خونه خرابه ارباب
توی این شبهای محرم
دست بیعت میدم به ارباب
💢ــــــــــــــــــــــــــــــــــ💢
ربنا آتنا شفاعت الحسین
ربنا آتنا زیارت الحسین
💢ــــــــــــــــــــــــــــــــــ💢
✍️به قلم : #علی_حاجیان_فر
ویژه محرم ۱۴۰۱ هجری شمسی
.👇
.
#زمزمه #دهه_محرم
#شب_اول_محرم
#حضرت_مسلم
میا کوفه آقا که قلبم شکسته
به عشق تو کوفی دو دستم رو بسته
به دیوار غربت سرم رو میذارم
منم بی قرارو تو هستی قرارم
منی که یه مردم توو کوچه بریدم
به یاد عقیله ز دل آه کشیدم
من از کوچه گردی شدم خسته ای یار
چه حالی رو داره سکینه توو بازار
دو تا بچه هام که غریبی مو دیدن
الهی نبینن سرم رو بریدن
ولی از روی تل می بینه سه ساله
میگه با دلی که پر از درد وناله
آهای اهل کوفه نبرّید سرش رو
بذارید ببوسم یه بار حنجرش رو
میگه با دل خون نچرخون بدن رو
ببینید توو گودال، داداشش حسن رو
#محمود_اسدی_شائق✍
.........
.
#شب_دوم_محرم
#ورودیه_به_کربلاء
#زمزمه۱۲
قرار دل من، ببین بی قرارم
برای گلوته که دلشوره دارم
کجاست اینجا ای گل، که قلبم حزینه
نگو که دل من به داغت می شینه
میترسم که قلبم بشه غرق ماتم
الهی یه مو هم نشه از سرت کم
سؤالی دارم از تو ای عشق خواهر
بگو اینا نخله یا نیزه ست برادر
جواب امام
مکن بی قراری مکن گریه خواهر
هنوز که ندیدی روی نیزه ها سر
می بینی همین جا که بی سر می افتم
می بینی زیر پای لشکر می افتم
هنوز که ندیدی به خونها شناور
ندیدی سنانو،توو گودی حنجر
مشو خیره انقدر تو به سوی نیزه
تنم بالا پایین میشه روی نیزه
#محمود_اسدی
.............
.
#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_زمزمه
#زمزمه۱۲
سلام سر بریده سلام کربلایی
آخه معلومه که بابایی کجایی
کجا بودی بابا که خونیه لبهات
به من عمّه می گفت سفر رفته بابات
غریبی مو دیدن دلم رو شکستن
چقد زجر و خولی نامردند و پستن
نبودی به اشک چشام خنده کردن
نبودی به زخم پاهام خنده کردن
سرت روبرومه نمی بینم امّا
چقد دستای شامی سنگینه بابا
نمی بینه گر چه چش دختر تو
چرا که بوی دود می آد از سر تو
شنیدم تو گیر کرده بودی تو گودال
چجوری در آوردنت از توو جنجال
شنیدم که بابا جلو چشم زینب
تو جون داشتی و رفت تنت زیر مرکب
#محمود_اسدی_شائق
............
.
#شب_پنجم_محرم
#حضرت_عبدالله_زمزمه
#زمزمه۱۲
صدای غریبیت رو تا من شنیدم
عمو جون تا اینجا رو با سر دویدم
تو رو بین لشکر غریب گیر آوردن
تنت رو با نیزه به هر سویی بردن
برای تن تو دو دستم سپر شد
یتیم حسن باز که شرمنده تر شد
من افتادم ای وای روی پیکر تو
دیدم جای نیزه ست روی حنجر تو
تک و تنها افتاد عمو بین گودال
ببین عمه جونم تنش شد لگد مال
عمومو یه عده ببین دوره کردن
چیشد که با خنده دارن بر میگردن
ببین غرق خونه، نوک پاش تا ابرو
عموم روی خاکا می غلته به پهلو
بذار که برم تا نشه زیرو رو تر
ببین نیزه میره توو جسمش فرو تر
#محمود_اسدی_شائق
..............
.
#شب_ششم_محرم
#حضرت_قاسم_زمزمه
#زمزمه۱۲
پیچیده توو گوشم صدای تو قاسم
میسوزه دل من برای تو قاسم
پُره خونه چشمات پُره خاکه لبهات
بریدم که دیدم بریده ست نفسهات
دیدم یه حرومی موی تو گرفته
سم اسبا حتی بوی تو گرفته
زیر پای اسبا شدی غرق در خون
نمی آد تنت از توی خاکا بیرون
همه تیر زدن به تنت ای شهیدم
به یاد حسن افتادم تا که دیدم
شکسته شد ای وای زیر نعلا سینه
تورو دیدم امّا دلم رفت مدینه
همون جایی که در میسوخت و شرر زد
یکی با لگد هی به پهلوی در زد
دیدم که درافتاده بر جسم مادر
دیدم که همه رد شدن از روی در
#محمود_اسدی_شائق
.👇
.
#زمزمه
#شب_هفتم_محرم
#حضرت_علی_اصغر_زمزمه
#زمزمه۱۲
حالا که سرت از تن تو جدا شد
می بینی که بابات به غم مبتلا شد
ببین غنچه ی پر پرم بی قرارم
چجوری تیرو از گلوت دربیارم
میخوام پیکرت رو بپوشونم اصغر
نبینه تا زخم روو حنجر رو مادر
میخوام خاک بریزم روو جسمت که نازه
چشای تو آخه هنوزم که بازه
میترسم بیفته سرت گیر نیزه
پیش مادر تو بشه خیره نیزه
موقّت علی بر تنت خاک می ریزم
تا که زیر پاها نشی له عزیزم
می ترسم سرت رو. روو نیزه ببندن
به اشک چشای تو روو نی بخندن
چشای قشنگت روو نیزه پُرآبه
می بینی که عمّت توو بزم شرابه
#محمود_اسدی_شائق✍
...............
.
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر_زمزمه
#زمزمه۱۲
گل پرپر من علی اکبر من
میدونی غم تو چی آوُرد سر من
پاشو ای جوونم که جونی ندارم
زمین خوردن تو گره زد به کارم
شدی ارباً اربا جلو چشم بابا
تو افتادی روو خاک،من افتادم از پا
دیدم ماه لیلا یه لشکر سرت ریخت
دیدم که ز مرکب همه پیکرت ریخت
رو بغضی که دارن روی اسمت اکبر
سرت رو شکافتن مثه فرق حیدر
تو رو دیدم و رفت چش من سیاهی
دیدم مرکبت رو که رفت اشتباهی
به هنگام جمع تن درهم تو
می خندن یه جمعی به جسم کم تو
بچینم چجور، روو عبا کُلّ پیکر
یه کم از تنت بود، زیر پای لشکر
#محمود_اسی_شائق
..............
.
#شب_نهم_محرم
#حضرت_اباالفضل_زمزمه
#زمزمه۱۲
چجوری روی خاک تو افتادی عباس
بمیرم چقد سخت تو جون دادی عباس
بی بی دستی تو همه خنده کردن
جلو چشمای فاطمه خنده کردن
امیدم بریدم ببین که خمیدم
ز جسم تو از بس که نیزه کشیدم
تو رو دیدمت ای یل لشکر من
خیال کردم هستی علی اصغر من
پاشو ای غیورم پاشو ای دلاور
پاشو حیدر من، پاشو جون حیدر
چشت روشن ای یار، پاشو ای علمدار
پاشو تا نبردن زنا رو توو بازار
پاشو بی تو یاسم میشه رنگ نیلی
پاشو که نداره، گلم تاب سیلی
می ترسم با شلّاق صداشو بگیرن
می ترسم با معجر موهاشو بگیرن
#محمود_اسدی_شائق
...........
.
#عاشورا_زمزمه
#گودال_زمزمه
#زمزمه۱۲
من از بین خیمه تا گودی دویدم
روی تل تنت رو، روی خاکا دیدم
چقد قتلگاه تو تنگه عزیزم
چقد دور جسم تو سنگه عزیزم
دیدم روی سینت که قاتل نشسته
یه جوری لگد زد که پهلوت شکسته
مگه حنجرت رو، چجوری بریده
چقد نحر حلقوم تو طول کشیده
تو رو بین گودال، غریب گیر آوُردن
سرت رو با خنده، بریدند و بردن
خبر از تو آخر به سوی نجف رفت
دیدم با سُم اسب تنت هر طرف رفت
بمیرم تنت رو، روو خاکا کشیدن
تو جون داشتی اسبا، روو سینت دویدن
تنت بین صحرا شده قسمت ای وای
پس از تو شده صحبت غارت ای وای
#محمود_اسدی_شائق✍
#شب_دهم_محرم
#روز_دهم_محرم
مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
#شروع_مجلس
#شب_دوم_محرم
شعر ابتدای جلسه
#مناجات با #امام_حسین علیه السلام و گریز به روضه ی ورود کاروان به کربلا
بهتر که این دل دست تو دلبر بیفتد
ای کاش دل در دام تو با سر بیفتد
این دل بمیرد بهتر از آنکه مبادا
در بند دام دلبری دیگر بیفتد
هر کس ادب کرده به تو تاج سر ماست
هر کس به پایت پا نشد، بهتر بیفتد
در کار ما اصلا گره بنداز، شاید
دست تو روزی کار این نوکر بیفتد
فردا تمام حشر دنبال تو هستند
ای کاش راه ما به تو، محشر بیفتد
ای کاش که پرونده ی اعمال من هم
آن روز دست حضرت مادر بیفتد
این بیت های آخرم را روضه بِنْویس
تا اشک از این چشم های تر بیفتد
......
اینجا همان جایی است که فرمود حیدر:
روی زمین هفتاد و دو سرور بیفتد
برگرد آقا قبل از آنکه چشم شومی
بر قد و بالای علی اکبر بیفتد
برگرد قبل از آن که راه تیرهاشان
با حنجر پاک علی اصغر بیفتد
برگرد آقای غریبم قبل از آنکه
این ساربان در فکر انگشتر بیفتد
برگرد آقا قبل از آنکه شمر دون با
خنجر به جان گودی حنجر بیفتد
برگرد قبل از آنکه جسمت روی سینه
در گودی گودالشان بی سر بیفتد
طاقت ندارد خواهرت زینب ببیند
در چنگ های گرگ این پیکر بیفتد
ای وای اگر بی دست از مرکب، سواری ...
ای وای اگر از ناقه ای دختر بیفتد
#وحید_محمدی✍
..
.
#شب_دوم_محرم
ورود کاروان به کربلا
اینجا سر مسیح مرا ، تشنه می برند
در پیش چشم مادر ما تشنه می برند
قرآن عضو عضو تنش ، بخش می کنند
هر پیکرش ، هجا به هجا تشنه می برند
فریاد چشم های مرا ، بین شعله ها
در های و هوی هول و ولا تشنه می برند
می سوزد از تب ِ دل سجاد ، خیمه ها ...
روح امام ِ اشک و دعا ، تشنه می برند
یا للعجب ، کنار جاری آب ها ، رگ از
سقای چشمه های بقا ، تشنه می برند
سر ، واژهای که بر تن عاشق اضافیاست
از پیکر ِ همه شهدا ، تشنه می برند
جسم ِ امام را فُقها ، نَحر می کنند
رأس ِ امام را علما ، تشنه می برند
اِبـن ُ الائمـة ِ الکُفَـرا ، از قفـا سـر ِ
اِبـن ُ الائمة ِ السُعَدا ، تشنه می برند
ای کاش ، قبل روز دهم ، زیر آسمان
می رفت روی نیزه سر حرمله ، سنان
#روح_الله_قناعتیان✍
#ورودیه
.
.
#امام_زمان
#شب_اول_محرم
با امام زمان(عج) در شهادت حضرت مسلم بن عقیل(ع)
-------------
بی تو انگار آسمان صبر و قرارش سوخته
یا زمین از داغ تو باغ و بهارش سوخته
داشتم اشک از فراق اما نمی دانم چرا
این زلال بی قراری چشمه سارش سوخته
می شود شمع حریم اهل معنا عاقبت
جان هر عاشق که بهر وصل یارش سوخته
باید از امشب مهیا کرد لوح دیگری
هر که پیش دوست برگ اعتبارش سوخته
باید از این کور چشمی خویش را سازد رها
هر که از غم دیده ی در انتظارش سوخته
بوی عطر وصل دارد سنگفرش کوچه اش
بس که در این کوچه پای رهگذارش سوخته
می برم دل را به سمت بغض اشک و بغض آه
آن دلی کز داغ هجران ، روزگارش سوخته
گلشن دل بی حضورت چون کویرستان ولی
باغ هستی در فراقت برگ و بارش سوخته
سايه ساری نیست غیر از دود آه تشنگان
کربلا و کوفه نخل بی شمارش سوخته
کشته ی دارالاماره یا شهید کربلا
هرچه گویم از گلاب و گل عذارش سوخته
پیکر بی سر میان کوچه های بی کسی
از شرار کینه ها گرد و غبارش سوخته
بود «یاسر» شبنم اشکش مدام آئينه دار
در میان شعله ها آئينه دارش سوخته
**
محمود تاری «یاسر»✍
.