بریم برای شروع رمان ؟!♥️🌙
رمان 🪽❤️🩹#فقطبࢪاےدختࢪم
#پارت_1
#پارت_2
#پارت_3
#پارت_4
#پارت_5
#پارت_6
#پارت_7
#پارت_8
#پارت_9
#پارت_10
#پارت_11
#پارت_12
#پارت_13
#پارت_14
#پارت_15
#پارت_16
#پارت_17
#پارت_18
#پارت_19
#پارت_20
#پارت_21
#پارت_22
#پارت_23
#پارت_24
#پارت_25
#پارت_26
#پارت_27
#پارت_28
#پارت_29
#پارت_30
#پارت_31
#پارت_32
#پارت_33
#پارت_34
#پارت_36
#پارت_35
#پارت_37
#پارت_38
#پارت_39
#پارت_40
#پارت_41
#پارت_42
#پارت_43
#پارت_44
#پارت_45
#پارت_46
#پارت_47
#پارت_48
#پارت_49
#پارت_50
#پارت_51
#پارت_52
#پارت_53
#پارت_54
#پارت_55
#پارت_56
#پارت_57
#پارت_58
#پارت_59
#پارت_60
#پارت_61
#پارت_62
#پارت_63
#پارت_64
#پارت_65
#پارت_66
#پارت_67
#پارت_68
#پارت_69
#پارت_70
#فقطبࢪاےدختࢪم
#پارت_21
از بچه ها عذرخواهی کردم و کنار نیما نشستم سرشو آوورد بالا و با چشمای سرخ خیره شد بهم که شرمنده سرمو انداختم پایین از دو روز پیش که خواستم با ریحانه خانم صحبت کنه دیگه ازش خبری نداشتم
-داداش به خدا قسم شرمندم...
چیزی نمیگفت!!
-نیما...خانوادم ازم راضی نیستن پس تو ببخش که خدا نگاهی به زندگیم کنه...
پیشونیشو چسبوند به شونه هام و لرزش شونهاش نشون میداد که داره اشک میریزه دستی پشتش زدم و گفتم:باور کن اگه از قبل میدونستم هیچوقت همچین کاری نمیکردم تا اون دختر هوایی بشه...
با صدای لرزونی گفت:ن...نه..ا..او...اون دلش...با شما بوده از اول...
با شنیدن این کلمه قلبم لرزید یعنی تموم اینا احساسات نرگسه؟!!سری به طرفین تکون دادم و نفس عمیقی کشیدم
-نیما جان شاید حکمتی تو این کار بوده!!
سرشو بلند کرد و دستی به صورتش کشید و گفت:چرا اینطوری؟!هر اتفاقی میوفته حکمته؟!الان مرگ نرگس خانم هم حکمته؟؟خودت قبولش داری؟؟
سکوت کردم و سرمو انداختم پایین،حرفش سنگین بود حسابی تو فکر فرو رفتم راست میگفت واقعا مرگ نرگس رو قبول کرده بودم؟؟؟؟
(ریحانه)
ترنم دستی به چشماش کشید و دوباره مشغول خط خطی کردن دفتر شد خوابش میومد ساعت ۱۱ بود ولی آقا طاها هنوز نیومده بود سعی کردم بهش فکر نکنم،مداد رنگیارو از دست ترنم گرفتم و بغ.لش کردم و رفتیم تو آشپزخونه بعد از شستن دستاش نشوندمش رو صندلی و تو دوتا ظرف غذا کشیدم نشستم کنارش...
ترنم با ذوق دستاشو کوبید به هم و گفت:هَم...
خندیدم و گفتم:آره هم هم...
با قاشق برنج و قیمه رو له کردم و بردم سمت دهنش غذارو خورد و باز ذوق کرد،خندیدم و بو.سیدمش...
صدای در اومد سریع دستی به روسریم کشیدم تا از مرتب بودنشون مطمئن بشم
آقا طاها:یا الله...
-بفرمایید...
ترنم با دیدن پدرش دست زد و با ذوق گفت:اییی با با...
خیلی باهاش کار کرده بودم که بگه و خوشحال بودم که یاد گرفت،نگاهی به آقا طاها کردم خشکش زده بود بعد به خودش اومد و خندید و اومد سمتش و بو.سیدش
-غذا میخورید؟؟
تازه انگار متوجهام شد که برگشت سمتم و گفت:سلام نه...
اینو گفت و رفت،نباید توقع رفتار بهتری هم داشته باشم ازش غذای ترنم که تموم شد بغ.لش کردم و بردم تو اتاق و گذاشتمش رو پاهام بچم انقدر هلاک بود که سریع خوابید،دستی به صورتش کشیدم و پتو هم رو کمرش گذاشتم...
اوایل پاییز بود هوا نه خیلی سرد بود نه خیلی گرم برای همین محض احتیاط پتو کشیدم روش،خودمم پاشدم و ظرفای تو آشپزخونه رو جمع کردم و رفتم تو اتاق خودم یه تخت گوشه اتاق بود و میز مطالعه،اونطرف هم میز و کشو لباس کمد دیواری هم داشت تموم تجهیزاتش کامل بود نشستم رو تخت و طبق عادت هر شبم شروع کردم به کتاب خوندن...
نمیدونم چقدر گذشته بود که با صدای گریه ترنم به خودم اومدم،کتابو به طرفی پرت کردم و دوویدم تو اتاقش و سریع بغ.لش کردم و تکونش دادم آروم شد و دوباره خوابید...
وسایلشو برداشتم و بردمش تو اتاقم و گذاشتمش رو تخت منم کنارش دراز کشیدم و خیره شدم بهش نمیدونم چقدر نگاهش کردم که چشام سنگین شد و خوابم برد...
(طاها)
به سقف خیره بودم و غرق تو افکارم و حرفای نیما،هنوز صداش تو گوشم بود خیلی سخته حرفایی بزنی که خودت بهشون عمل نمیکنی به پهلو چرخیدم و خیره شدم به عکس نرگس!
-باز بیا کمکم کن بیا بگو چیکار کنم!!!
نفس عمیقی کشیدم و چشامو بستم،چشام داشت گرم میشد که با گریه ترنم از خواب پریدم مثل همیشه فکر کردم کنارمه ولی نبود،پاشدم و دویدم سمت در خواستم برم تو اتاق ترنم که دیدم ریحانه قبل من رفته پیشش،بغلش کرد و دوباره خوابوندش و بعد با خودش برد...
درو بستم و نشستم پشت در،یعنی همه اینا عشق نرگسه به ترنم؟!عکسشو گرفتم تو دستام و گفتم:اگه این همه نگران بودی چرا رفتی؟!
ادامه دارد...........................
بریم برای شروع رمان ؟!♥️🌙
رمان 🪽❤️🩹#فقطبࢪاےدختࢪم
#پارت_1
#پارت_2
#پارت_3
#پارت_4
#پارت_5
#پارت_6
#پارت_7
#پارت_8
#پارت_9
#پارت_10
#پارت_11
#پارت_12
#پارت_13
#پارت_14
#پارت_15
#پارت_16
#پارت_17
#پارت_18
#پارت_19
#پارت_20
#پارت_21
#پارت_22
#پارت_23
#پارت_24
#پارت_25
#پارت_26
#پارت_27
#پارت_28
#پارت_29
#پارت_30
#پارت_31
#پارت_32
#پارت_33
#پارت_34
#پارت_36
#پارت_35
#پارت_37
#پارت_38
#پارت_39
#پارت_40
#پارت_41
#پارت_42
#پارت_43