#حضرت_ام_البنین_س_مدح_و_مصائب
سلام ما به تو، ای هاجر چهار ذبیح
درود ما به تو، ای مریم چهار مسیح...
ادب به قامت زهراییات قیام کند
وفا به غیرت عباس تو سلام کند...
اگر چه با همه گفتی کنیز زهرایی
به چشم آل محمّد عزیز زهرایی
تو بعد فاطمه در بیت وحی فاطمهای
تو آسمان ادب را همیشه قائمهای
به نفس پاک محمّد تو همدمی مادر
مسیح عشق و ادب را تو مریمی مادر
بهشت شیفتۀ چار لالۀ یاست
کلید باب حوائج به دست عبّاست
مزار توست کنار مزار چار امام
که چار ماهِ تمامت به خون نشست تمام...
مگر به گوش، پیام خدا ز غیب شنفت
که مادر اسم تو را از نخست فاطمه گفت
هزار قافله دل پایبست فرزندت
نشان بوسهٔ مولا به دست فرزندت...
اگر تو نام نبردی ز شاخۀ یاست
گریست دیدۀ زهرا برای عبّاست
الا تمام وجودت پر از نوای حسین
به گریه نایبةالزینبی برای حسین
روایتِ عطشِ کربلاست در اشکت
سلامِ گریهکنان حسین، بر اشکت
سرودِ زخم گلوی حسین، ورد لبت
خلوص زینب و عبّاس در نماز شبت...
تو مادر شهدا، همسر علی هستی
هزار حیف، غریبانه چشم خود بستی
خزان رسید چو بر برگ لالۀ یاست
نبود، جعفر و عثمان و عون و عبّاست
سپهر و مهر و مه و کوکبت کجا بودند
علی، حسین، حسن، زینبت کجا بودند
هماره ریخت به رخ از دو دیده، یاقوتت
اگر به دوش غریبانه رفت تابوتت
دگر به پیکرت آثار تازیانه نبود
دگر مراسم تشییع تو شبانه نبود...
✍ #غلامرضا_سازگار
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_البنین_س_مدح_و_مصائب
به چشم علی چون نگین بوده است
همین بس که او بهترین بوده است
ادب پای درسش به جایی رسید
ادب درس ام البنین بوده است
نه تنها که مرد آفرین گشته است
که او نورِ نور آفرین بوده است
پس از فاطمه قلب ام البنین
به دنیای حیدر امین بوده است
در آفاق خلقت کجا دیدهاند
که نامادری اینچنین بوده است؟!
اگر گفت من خادم زینبم
یقین در کلامش یقین بوده است
در اوصاف ام البنین یک کلام...
که عباس او بی قرین بوده است
همیشه به همراه ایثار و عشق
ابالفضل نامش عجین بوده است
ولی بعد از عباس و بعد از حسین
دلش لحظه لحظه حزین بوده است
علمدار گریه پس از کربلاست
پس از کربلا بانیِ روضههاست
✍ #حسن_کردی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_البنین_س_مصائب
دوباره سفرهی دل باز کردی
و با نوحهگری، اعجاز کردی
شبیه فاطمه چشم تو باران
بنا کردی دوباره بیتُ الاَحزان
کنار چار تا قبر خیالی...
چه اشکی و چه سوزی و چه حالی!
تو به قدر فراتی گریه داری
که روی قبر اولادت بباری
تو تنها در لقب "امّ البنینی"
پسر دیگر نداری، بی بنینی
تو رنگ شادی از قلبت زدودی
چه اشعاری که با ناله سرودی
بگو "لاتَدعُوَنّی" باز مادر
نما تو روضه را آغاز مادر
بگو کنج بقیع از اوج احساس
شدم دلتنگ تو عباس! عباس!
جوان قد رشید من! کجائی؟
علمدار حسینم! کربلائی؟!
"قیامت قامتا! قامت قیامت!"
یل ام البنین! مادر فدایت
بلندای قدت تا آسمان بود
شعاع هیبتت تا بی کران بود
تو میکردی غضب وقتی چو حیدر
به پا میشد قیامت بین لشکر
شنیدم کربلا "شقّ القمر" شد
سر و پیشانیات همچون پدر شد
شنیدم من ولی باور نکردم
الهی دور عباسم بگردم...!
گرفتی مَشک آبت را به سینه
مبادا تشنه لب مانَد سکینه
چو تیری مَشک را بر سینهات دوخت
دل تو بهر اولاد علی سوخت
ز قلب مَشک آبت، آبرو ریخت
رطبهای نخیل آرزو ریخت
وجودت را به سیل خون سپردی
به چشمت تیر نه! تو چشم خوردی
دلم آتش گرفت از سوز آهت
نیامد تیر، بیرون از نگاهت
نشد! بیرون نیامد تیر ای داد
سرت خَم بود، اما داد بی داد؛
تو را دشمن شبیه مرتضی زد
سرت را با عمودی بی هوا زد
چه غوغایی میان علقمه بود
بجای من کنارت فاطمه بود
زمانی که تو از مرکب فتادی
جبین بر چادر زهرا نهادی
شدی تو زائر آن روی نیلی
کبودیهای جا مانده ز سیلی
اگر چه بر زمین افتاده بودی
دم جان دادنت تنها نبودی
تو بودی گر چه عمری نور عینم
ولی سوزد مرا داغ حسینم
دوباره میروم مادر من از حال
امان از روضهی گودال... گودال
به گودالی که غرق همهمه بود
که در پیش غریب فاطمه بود؟!
یکی با نیزه او را تاب میداد
یکی با سنگ او را آب میداد
یکی تکریم او را با عصا کرد
یکی از تن لباسش را جدا کرد
نبودم من ولیکن مادرش بود
به بالای بلندی خواهرش بود
چه دید از تل، که زینب قدکمان شد؟!
بهار عمر او از چه خزان شد؟!
چهها دیده که دارد این نوا را:
حسینا... واحسینا... واحسینا...!
✍ #علی_بیرقدار
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_البنین_س_مصائب
در میان کوچههای شهر نور
مادری دلخسته در حال عبور
در میان کوچه با اشکی روان
میرود سوی بقیع دامن کشان
در بساطش ناله بود و آه بود
در کنارش کودکی چون ماه بود
راه میافتاد بین کوچهها
در ترنّم بود با ذکر خدا
هر کجا میرفت حال زار داشت
در مدینه روضۀ سیار داشت
مثل طوفان بود اما با وقار
تا بقیع میرفت روزی چندبار
اول باب البقیع با احترام
زیر لب میگفت: یا زهرا سلام
بعد از آن در حال ذکر و زمزمه
میگرفت اذن دخول از فاطمه
تا که در خاک بقیع میزد قدم
اشک او میریخت آنجا را به هم
روی خاک و زیر برق آفتاب
تشنه بود اما نمیزد لب به آب
گریهها میکرد در حال عطش
گاه بین نالهها میکرد غش
ای مدینه! قرص ماهی داشتم
بعد حیدر تکیه گاهی داشتم
ای مدینه بود فرزندی مرا
با مرام و با حیا و با وفا
بود فرزندم علمدار حسین
روز بی یاری هوادار حسین
یک سپاه و یک علمدار جوان
یک اباالفضل و تمام دشمنان
من همین دیشب شنیدم روضه را
از لب زینب شنیدم روضه را
مستمع من بودم و او روضه خوان
روضهی طفلان و سقای جوان
گفت: ساقی رفت تا آب آورد
آب بهر طفل بی تاب آورد
از غم طفلان، پریشان حال او
آب میآمد به استقبال او
آب در مشک و لبی خشکیده داشت
مشک را چون طفل بر سینه گذاشت
ماه بود و جلوهی خورشید داشت
مشک نه! با خود هزار امید داشت
چید دشمن شاخههای یاس را
دید عالم غیرت عباس را...
خویش را از بهر طفلان حفظ کرد
مشک را فوری به دندان حفظ کرد
حیف شد تیر بلا از ره رسید
رشتهی امید سقا را برید
مثل خونی که زِ رگ آید برون
آبِ مشکش ریخت بین خاک و خون
ناامیدانه کشید آه از جگر
کرد از این زندگی صرف نظر
ای مدینه! قدر او نشناختند
با عمود او را زمین انداختند
لب به طعنه دشمن اینگونه گشود
ای عمود خیمهها! خوردی عمود
حال بهر من خبر آوردهاند
جای سوغاتی سپر آوردهاند
✍️ #مجتبی_شکریان
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_البنین_س_مدح_و_مصائب
بانوی عشق و ادب اُمُّ الْبَنین
روشنیها را سبب اُمُّ الْبَنین
روح سبز یاسهای بیقرار
مادر آلالههای داغدار
این تویی نوشیده از آب بقا
همسر والا مقام مرتضی
عشق را کردی هماره زمزمه
در کنار یاسهای فاطمه
بانوی حُجب و حیا، اُمُّ الْبَنین
همنشین مرتضی، اُمُّ الْبَنین
این تویی خورشید اما در حجاب
روشنایی میدهی چون آفتاب
این تویی لبریز از عطر عفاف
چادرت را میکند غیرت طواف
گل ولی دارای روح عفّتی
زن ولی آئینهدار عصمتی
ای که بودی همکلام اُوصیا
ای مقامت همطراز اُولیا
ای فروزانتر ز خورشید سپهر
مادری کردی تو زینب را به مهر
گریه کردی بر عزیز فاطمه
خویش را خواندی کنیز فاطمه
لاله از باغ شهادت چیدهای
داغ فرزندان خود را دیدهای
دست تو یک باغ احساس آفرید
عشق در بیت تو عبّاس آفرید
چشمهی آب بقا در بند توست
ساقی لبتشنگان فرزند توست
::
ای به عترت یار، یا اُمُّ الْبَنین
مادر ایثار، یا اُمُّ الْبَنین
نور حق را در دلم آوردهای
ای ز حق سرشار، یا اُمُّ الْبَنین
بود هر شب در عبادت تا سحر
چشم تو بیدار، یا اُمُّ الْبَنین
اشک تو ای بانوی گل آفرین
عطر هر گلزار، یا اُمُّ الْبَنین
خاک پایت مثل خاک کربلا
داروی بیمار، یا اُمُّ الْبَنین
مادری کن، سایه سار خویش را
بر سرم بگذار، یا اُمُّ الْبَنین
نیست غیر از تو درین ایّام غم
بر دلم غمخوار، یا اُمُّ الْبَنین
تربت پاک تو را شد در بقیع
اشک من زَوّار، یا اُمُّ الْبَنین
داشتی از داغ سرخ کربلا
دیدهای خونبار، یا اُمُّ الْبَنین
بودی از داغ حسین بن علی
لالهگون رخسار، یا اُمُّ الْبَنین
چار فرزندت به خون غلتیدهاند
در حریم یار، یا اُمُّ الْبَنین
مثل عبّاس دلاور داشتی
گوهر شهوار، یا اُمُّ الْبَنین
نالهی خود را ز داغ نینوا
بر زمین بسپار، یا اُمُّ الْبَنین
«یاسرِ» افتاده میداند که هست
لطف تو بسیار، یا اُمُّ الْبَنین
✍ #محمود_تاری «یاسر»
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_البنین_س_مصائب
بِسمِ ربِّ الحَسن، خدای حسین
باز، دارم به سر هوای حسین
من دلی دارم از علی سرشار
سینهای روشن از ولای حسین
من کیام؟! جز کنیز زینب او؟!
قمرم کیست؟! خاک پای حسین
با دو گوشم هنوز میشنوم
صوت زیبای ربّنای حسین
ای بشیر! از حسین من چه خبر؟
دل من لک زده برای حسین
نه فقط اینکه چار تا پسرم؛
هر دو عالم شود فدای حسین
خجلم از رباب، چون نرسید
مَشک سقّا به خیمههای حسین
مینشینم به روی خاک بقیع
عوض خاک کربلای حسین
خون عباس روسفیدم کرد
آنکه شد صاحبِ لِوای حسین
صد ابالفضل من به قربانِ
تن زخمی و سرجدای حسین
شد حسینِ غریب، تنهاتر
بی رمق گشته بود پای حسین
بی برادر شد و قَدَش تا شد
دشت پر شد ز وایوایِ حسین
اشک خون ریخت چشم عباسم
رفت از حال در عزای حسین
از کنار فرات تا گودال...
فاطمه سوخت با نوای حسین
فاطمه میشنید در گودال
بینِ جمعیّتی! صدای حسین
میکِشم آه تا دم مرگم
سر بریدند از قَفای حسین
✍ #علی_بیرقدار
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_البنین_س_مدح_و_مصائب
روحِ ادب را با قدومِ خود معطّر کرد
دنیایِ ما آلودهها را هم مطهّر کرد
هرآنچه را که خواستیم از او، میسّر کرد
در سرنوشتِ سینهزنها هم مقدّر کرد....
تا که به دنبالِ امیرالمؤمنین باشیم
تا ریزهخوارِ سفرهیِ امالبنین باشیم
آرامشِ دنیا به لطفِ او رقم خورده
تدبیر کرده فتنهیِ دشمن بهم خورده
با یادِ زهرا و غمش، هرلحظه غم خورده
در پایِ عشقِ پاکِ مولایش، قسم خورده
مفهومِ ایثار و ادب را رهبری کرده
نامادری نه! بعدِ زهرا مادری کرده
همواره قبل از هر دعا امالبنین گفتیم
در بین امواجِ بلا ام البنین گفتیم
در اوجِ سختی ذکرِ یا امالبنین گفتیم
از جان و دل هربار تا امالبنین گفتیم...
دیدیم حاجتها روا شد با نگاهِ او
شکرِ خدا هستیم، عمری در پناهِ او
در خانه هرکس که گرفتارِ بلا میشد
یک سفرهیِ امالبنین نذریِّ ما میشد
وقتی بساطِ روضه در خانه بنا میشد
دردِ همه با یک نگاهِ او دوا میشد
نامش همیشه قلّهیِ ذکر و مناجات است
چون مادرِ بابالحوائج، بابِ حاجات است
باور نمیکرده که عباسش زمین خورده
از نانجیبان، پهلوانِ او کمین خورده
دستش جدا و از یسار و از یمین خورده
بر فرقِ او هم یک عمودِ آهنین خورده
در حسرتِ مشکِ دریده روضه میخوانده
با یادِ آن دستِ بریده روضه میخوانده
او روضهدارِ روضههایِ کربلا بوده
ماتم زده از ماتمِ رأسِ جدا بوده
یادِ لبِ خشکِ حسینش هرکجا بوده
همراهِ زینب او همیشه در عزا بوده
دنیا برایش تیره و هم رنگِ با شب شد
شرمندهیِ رویِ رباب و رویِ زینب شد
✍ #علی_گلچین_پور
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_البنین_س_مدح_و_مصائب
#شنبه_های_امالبنینی
عاشقان عالمی دگر دارند
چشمهایی همیشه تر دارند
پیرزنهای کربلایی از
غم اُمّالبنین خبر دارند
جای او زائر ابوالفضلاند
از دلش بار غصه بردارند
سفرههای نیابتی یعنی
سهم از این سفره بیشتر دارند
از پسرهای مادری گویند
مادرانی که خود پسر دارند
جایش انگار روضه میخوانند
روی هر رهگذر اثر دارند
روضه اینجا رسید: اهل حرم
نگران دست بر کمر دارند
شیرها رفتهاند از این بیشه
حال اگر گرگها جگر دارند
آه ای روزگار! شبپرهها
نقشهی غارت قمر دارند
رفت سقا ولی سه ساعتِ بعد
همه بر صحنهای نظر دارند
مادری قد خمیده با پسرش
سر در آغوش یکدگر دارند
آن طرف عدهای به سوی حرم
این طرف نیز ده نفر دارند
نعل نو میزنند بر مرکب
چه خیالی مگر به سر دارند
آنچنان تاختند روی تنش
اثری تا نمانَد از بدنش
✍ #سیدمیلاد_حسنی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_البنین_س_مصائب
تنها چرا نشسته مگر گریه میکند؟
چون شمع شعلهور به نظر گریه میکند
از مردم مدینه شنیدم که روزها
میآید و ز داغ پسر گریه میکند
بالای چار صورت قبری که ساخته
با دیدههای سرخِ جگر گریه میکند
با ذکر جانگداز «حسینم غریب بود»
دائم زند به سینه و سر، گریه میکند
از سوزِ روضه خواندن این مادر شهید
هر عابری میان گذر گریه میکند
گاهی دلش برای علی تنگ میشود
گاهی برای روضهی در گریه میکند
بغضِ نگاهِ بادِ صبا گفت با دلم
دیگر غروب شد، چقدر گریه میکند!
✍ #وحید_قاسمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_حسین_ع_مناجات
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#شب_نهم محرم
به یُمن اشک، پر و بال من کجاها رفت
شبیه رود به آغوش امن دریا رفت
دمِ حسینیه لالی بلند گفت: حسین!
شنید معجزهات را، دل مسیحا رفت
کنار منبر تو لاتِ کوچهگَرد نشست...
زمان رفتنِ از روضه، کوه تقوا رفت
شراب جنت من چای بعد هیئتهاست
خوش آن لبی که پِی این مِی طهورا رفت
حیاط خانهی ما صحنی از حرم شده است
همین که سردَرِ آن پرچم تو بالا رفت
برای نذر عزای تو خرج میکرده
چه سودها که به دخل دکان بابا رفت
هنوز رفتن مادربزرگ یادم هست...
سلام داد به سمت حرم... ز دنیا رفت
لباس مشکی من کادویی ز مادر توست
همیشه در تن من هدیههای زهرا رفت
عَنان نوکرِ تو دست شخصِ سلطان است
غلامِ تو به رضاجان سپرد خود را...، رفت
قوای دوش علمکِش "مدد اباالفضل" است
همان یَلی که به سوی فرات، تنها رفت
خبر رسید علمدار در کمین افتاد
خبر رسید به خیمه.... توان زنها رفت
برای شرح تنش گفتهاند: کَالْقُنفذ!...
چقدر تیر به تشییع جسم سقّا رفت
رشید علقمه را نیزه قدّ اصغر کرد
بببن چه بر سر آن پهلوان رعنا رفت!
حسین بعد اباالفضل بی زره... افتاد...
به روی مُصحَف توحید، شمر با پا رفت
✍ #بردیا_محمدی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#حضرت_ام_البنین_س_مصائب
خوب بود این دم آخر پسرانت بودند!
شرزه شیران جگردار جوانت بودند
این زمینگیر شدن، علت خونین بالیست
سر بالین تو جایِ پسرانت خالیست
گفتن از بی کسیات حال بکاء میخواهد
مادر داغِ جوان دیده، عصا میخواهد
چه بگویم! که از این بغض، صدا میگیرد
چه کسی گوشهی تابوت تو را میگیرد؟!
گفتنش نیز به جان، غصه و غم میریزد
مادر از مرگ پسر، زود به هم میریزد
مادر! این لحظهی آخر کمی از ماه بگو
از قد و قامت آن دلبر دلخواه بگو
روضهی مشک بخوان پشت سرت گریه کنیم
یک دلِ سیر برای قمرت گریه کنیم
مادر! آنگونه بخوان که جگر عالم سوخت
پایِ این روضه شنیدم دلِ مروان هم سوخت
روضهی مشک بخوان، روضهی گودال نخوان
هر چه خواندی فقط از معجر و خلخال نخوان!
خوب شد کرببلا را تو ندیدی مادر
خندهی حرملهها را تو ندیدی مادر
خوب شد شام بلا را تو ندیدی مادر
داخل طشت طلا را تو ندیدی مادر
کوهی از غم به سرِ شانهی زینب دیدند
دخترت را ملاء عام معذب دیدند
✍ #وحید_قاسمی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
تقدیم به #مادران_شهید
#زبان_حال_مادر_شهید
به صبح چشم سیاه تو عید باید گفت
به سالگرد تو عید سعید باید گفت
شبیه بخت بلند است تا لباس عزا
به رنگ مشکی شالم سپید باید گفت
"عزیز" دادم، عزیزی که بهتر از جان بود
به مادر شهدا هم شهید باید گفت
خدا چنانچه بخواهد به پیش هر داغی
هزار مرتبه "هَل مِن مَّزِید" باید گفت
به دل بریدن و دل بستن به این دنیا
نَبَرد بین حسین و یزید باید گفت
دلم خوش است به تبریک در شهادت تو
که تسلیت به دل ناامید باید گفت
چنان به وعدهی رجعت امید دارم که
به روز وصل تو حبل الورید باید گفت
مسیح ما به تو جانی دوباره خواهد داد
به بازگشت تو عهد جدید باید گفت
✍ #عاطفه_سادات_موسوی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e