برای شهیدان عرصه ی خدمت ،
آیت الله سید محمد حسین آل هاشم امام جمعه تبریز ، و استاندار جهادی آذربایجان شرقی دکتر مالک رحمتی
-----------
مجاهد عالِم محراب و منبر
شهید عرصه ی خونین سنگر
چه سنگر ، سنگر خدمت به مردم
مجاهد مردِ تعلیم و تعلُّم
شهیدی از تبار علم و ، عالِم
ز نسل آل طاها ، آل هاشم
شهیدی از دیار مرد پرور
شهیدی از دیار علم و دفتر
امامِ جمعه ی شهر شهیدان
امامِ جمعه ی مردان توفان
شهیدی که شده دل سوگوارش
وَ دارد رحمتی را در کنارش
کسی کو مالک دلهای ما شد
وَ همپای شقایق ها فدا شد
شهید خدمت است و کشته ی عشق
عزیز ملّت است و کشته ی عشق
کنار سَیِّد ابراهیم یاران
گذشتند از سر و جان بی قراران
به همراه شقایق های پرپر
ز کف دادیم ما سرو و صنوبر
در این وادی ، در این صحرای ایثار
دو گل پرپر شدند و ما عزادار
گلی چون آل هاشم ، مرد تقوا
وَ دیگر رحمتی رهپوی مولا
دو طایر ، هر دو بال و پر گشودند
دل از آئينه و دریا ربودند
من از داغ شهیدان ناله دارم
به دشت دیده اشک لاله دارم
دل خود را به سوز سینه دادم
دو بیت از مولوی آمد به یادم
« کجایید ای شهیدان خدایی
بلا جویان دشت کربلایی
کجایید ای سبکبالان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوایی »
**
محمود تاری «یاسر»
یا ابوفاضل مدد
سخت است یل باشی ولی با دستِ بسته
لعنت بر آن کس که غرورت را شکسته
دیدند روی تو حرم حساس هستند
با یک امان نامه غرورت را شکستند
فامیلِ بد را تو نشد ساکت بسازی
با آبرویت پیش ِ زینب کرد بازی
اما تو فرزند امیرالمومنینی
در معرفت آیینهٔ ام البنینی
شمر و امیرش را چه رسوا ساختی تو
آب دهان بر نامه اش انداختی تو
گفتی که من تا آخرش پای حسینم
با نوکری او امیر عالمینم
ای کاش آقا دیده از دریا نبندد
با ریسمان صبر دستم را نبندد
ای کاش وقت حمله رویم را بگیرد
ترسم که حکم صبر ، بازویم بگیرد
سخت است یل باشی ولی با دست بسته
بینی که نا محرم حریمت را شکسته
من مرده باشم دست زینب را ببندند
وقت زمین خوردن به ناموسم بخندند
با تیر چشمانم الهی پاره باشد
اما نبینم خواهرم آواره باشد
من حاضرم نیزه به چشمانم نشیند
اما کسی یک موی زینب را نبیند
بر صورت من آی لشگر پا گذارید
پوشیه را از روی زینب بر ندارید
سروده سحر تاسوعا سال ۱۴۰۱
#قاسم_نعمتی
#شهید_جمهور
#حضرت_عباس
#تاسوعا
نوحه به سبک نسیمی جانفزا می آید
خادم حضرت سلطانی
در آغوش رضا مهمانی
واویلا واویلا واویلا
شدی همراه آل هاشم
تو مهمان کنار حاج قاسم
شهادت نامه ات شد امضا
واویلا واویلا واویلا
از غریبی رها گشتی تو
زائر کربلا گشتی تو
آخر کار تو شد زیبا
واویلا واویلا واویلا
ماجرایت شبیه مادر
پیکرت شعله ور شد آخر
بسکه ناله زدی یازهرا
واویلا واویلا واویلا
هرچه آمد سرتو آن شب
نرفتی زیر سم مرکب
وای از آن غروب عاشورا
واویلا واویلا واویلا
کربلا خواهری حیران شد
روبرو با تنی عریان شد
ناله زد از جگر یاجدا
واویلا واویلا واویلا
#شهید_جمهور
#قاسم_نعمتی
#شهادت_آیت_الله_رئیسی
چند بیتی تقدیم به شهید والامقام
سید ابراهیم رئیسی
با رفتنت سر فصلی از غم را نوشتی
معلوم شد از پیکرت زهرا سرشتی
با خستگی, زخم زبان هم می شنیدی
مظلوم تر بودی تو حتی از بهشتی
دستان تودامان دنیا را رها کرد
گویا تو را از عرش اربابت صدا کرد
جای تمام بی وفایی ها که دیدی
روی تو آقای رئوف آغوش وا کرد
پای شهادت نامه ات امضای سلطان
آمد به استقبال تو شاه خراسان
پیراهن خدمت برای تو کفن شد
نام تو جاویدان کنار نام ایران
یادم نرفته گریه های بی صدایت
بالای سر، وقت سحر یاربنایت
اذن شهادت را گرفتی در شب قدر
وقت گریز روضه های کربلایت
گم شد اگر آن چند ساعت پیکر تو
چشم انتظارت بود گریان مادر تو
جسم توهم آخر شبیه حاج قاسم
پیدا شده با دیدن انگشتر تو
روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد
یک جای سالم در همه پیکر ندارد
جایی برای بوسه مادر ندارد
من بی وضوموی تورا شانه نکردم
حالا به دنبال سرت باید بگردم
#شهید_جمهور
#قاسم_نعمتی
بهار آیینهای زیباتر از فصل زمستان است
که سرشار از هوای پرزدن تا اوج ایمان است
طلوع غنچهها آغاز دنیایی درخشان است
شهادت رسم خوبان است رسم حقپرستان است
سلام ای خادم امت سلام ای سید ابراهیم
سلام ای عاشق خدمت سلام ای سید ابراهیم
تو رفتی تا بماند راه پاکیهای بیمانند
ز دنیا پرکشیدی مثل خاکیهای بیمانند
نشستی در میان بیپلاکیهای بیمانند
کنار سفرههایی از خوراکیهای بیمانند
تو از جنس شهیدان بزرگ باصفا بودی
میان گریه مشغول تماشای خدا بودی
پس از تو عطر غم پاشیده شد روی سر ایران
سراسر ناله شد با رفتنت سرتاسر ایران
هنوز اما نگنجد غربتت در باور ایران
به این زودی چرا رفتی رییس کشور ایران!
تو از طوفان تهمتها سرافرازانه برگشتی
به استقبال آتش رفتی و پروانه برگشتی
هوای آسمان از خاک بهتر بود میدانم
دلت در آستان او کبوتر بود میدانم
جهانت جنس دیگر داشت دیگر بود میدانم
نگاهت لحظه لحظه در پیِ در بود میدانم
مصیبت ماندن و ماندن کنار اهل دنیا بود
سعادت با شهادت درک مولا در تماشا بود
جهان لطفی ندارد جز غمی همواره در آتش
شبیه سوختن با ماتمی همواره در آتش
میان شعلهها بیمَحرمی همواره در آتش
شوی تنهاترین در هر دَمی همواره در آتش
پرستوهای عاشق سربلند از شعلهها هستند
پری واکرده دنبال تمنای خدا هستند
دلم خوش بود دارد جمع میگردد ریاکاری
به لطف دست تو گم میشود اشرافیت آری
شود هر عافیتجویی به جان خلق چون ماری
ولی گویا به خون امضا شده درمان بیماری
تو اما رفتی و هرچند هستی تا ابد خرسند
بدهکاری به ما ای مرد تقواپیشه یک لبخند
جواب ابلهان را با سکوتی بیریا دادی
خروش سادهلوحان را به میدان صفا دادی
تو گفتی اِتّقوا الله و جوابی پر بها دادی
سزای لعنتیها را در آغوش خدا دادی
رفوزه میشود هر کس به دام تهمتی افتاد
ندارد همتی ناصر چو ناحق میزند فریاد
تو از دنیا تو از دنیا شدی راحت خداحافظ
شدی راحت از این دنیای پر زحمت خداحافظ
از این دنیای زشتِ غرقِ در تهمت خداحافظ
برو تا عرشِ آرامش برو جنّت خداحافظ
تو بخشیدی حریفان ظریف اهل ظلمت را
رقیبان ضعیف و پر تَعفّنهای تهمت را
مرا با خاطراتت میگذاری بعد از این تنها
شود تنهایی اما بیشتر در این زمین تنها
خداحافظ رفیق هر غمِ با آستین تنها
خداحافظ سلام بهترین بر بهترین تنها
همیشه عطر یادت ماندگار ای خادم سلطان
رییسِ تا ابد جمهوری اسلامی ایران
#مصطفی_کارگر
#شهید_ابراهیم_رییسی
#شهید_خدمت
السلام ای عزیز این مردم
خادم کشور امام رضا
جان به قربان این سرانجامت
روضه خوان شهید کرببلا
خدمت لحظه لحظه ات آخر
لایق اجر ِ بی حسابت کرد
بهترین انتخاب این مردم
ربّ ِ تو آخر انتخابت کرد
شاه مشهد گرفت در آغوش
روز میلاد خویش ، خادم را
زنده کردی تو روز ِ تشییعت
روز تشییع حاج قاسم را
تو چه کردی که دشمنت حتی
غبطه خورده به حالت ابراهیم
سفره ات نان شبهه ناک نداشت
شیر مادر حلالت ابراهیم
طعنه ها را همیشه پاسخ داد
خدمت و همت و اراده ی تو
لرزه بر جان کاخ ها انداخت
خانه ی مادری ِ ساده ی تو
ای به قربان کوه اخلاصت
خدمتت شُهره ، بین عالم شد
پسر فاطمه کجا بودی ؟
که چنین پیکر تو درهم شد
سوختن قصه ای است تکراری
سوختن ارث فاطمیون است
هر که از سوختن ابا دارد
دیگر از این مدار بیرون است
وسط شعله سید ابراهیم
سوخت از داغ مادرش زهرا
قدری از روضه را چشید از بس
بود مشتاق مادرش زهرا
#شهید_خدمت
#شهید_ابراهیم_رییسی
#محمد_حسین_رحیمیان
شهید خدمت
باید چه کارش کرد این دلبستگی را
پیوند مردم را ببین ، پیوستگی را
تفسیر کردی عزت و وارستگی را
مردی که خسته کرده بودی خستگی را
برخیز یک دنیا تو را می خواند اِی مرد
بت ها زیاد هستند ابراهیم برگرد
هم پای محرومان ، عزیز جان ملت
حرفِ تو مردم بود و ایران بود و عزت
پای ولایت می شدی کوهی ز غیرت
جان ها فدای تو شهیدِ راه خدمت
حرفت خدایی بود و خالی از مَنَم بود
خیلی وجودِ تو عزیز و مغتنم بود
فخرت فقط در منصب عبد الرضایی
شصت وسه سال عمرت مسیری مصطفایی
مظلوم مانند بهشتی و رجایی
چون حاج قاسم عاقبت کرب و بلایی
مثل خمینی سروِ تو افتادگی داشت
مانندِ قاسم زندگی ات سادگی داشت
رخت و لباس خادمی داد آبرویت
پلّه زدی تا آسمان ، تا آرزویت
لبریز از جام شهادت شد سبویت
خواهد پس از این شد دلِ ما تنگِ رویت
آخر رسیدی تو به مقصود و به مقصد
جایت در آغوش رضا جان است و مشهد
در خاطره ها مثل بارانی رئیسی
مهمانِ سلطانِ خراسانی رئیسی
چون هادی و همت ، سلیمانی، رئیسی
امشب در آغوشِ شهیدانی رئیسی
دیروز بود و حرف های اشتباهی
امروز افسوس است و حرف از عذر خواهی
دردِ درونِ سینه درمان می شد ایکاش
رنجِ فراقت سهل و آسان می شد ایکاش
مظلومیت هایت نمایان می شد ایکاش
این بار هم آتش گلستان می شد ایکاش
در سایه ی آتش میانِ دود بودی
در یادِ سیلی، صورت و جای کبودی...
مهدی شریف زاده
#شهید_جمهور #شهید_خدمت #شهید_سید_ابراهیم_رئیسی #مهدی_شریف_زاده
نور اشک
نگاهم کردی و دیگر نگاهم را عوض کردم
به نور اشک ، دنیایِ سیاهم را عوض کردم
همینکه اولین بار این گدا نام تو را برده
درونم انقلابی گشت ، شاهم را عوض کردم
نه تنها آرزوها را ، نه تنها خنده هایم را
که حتی پای غمهای تو آهم را عوض کردم
خدایم جهل بود از سنگ ، صدها مرتبه بدتر
به امداد دعای تو اِله م را عوض کردم
به زیر سقفِ ذلت بوده ام یک چند و حالا شکر
به زیر پرچم سرخت ، پناهم را عوض کردم
همه گفتند شغلت چیست ، گفتم خادم روضه
که با این نوکریِ شاه ، جاهم را عوض کردم
در این سختیِ راه کربلا آسایشی محض ست
به گامِ اول راهم ، رفاهم را عوض کردم
میانِ راه اگر گلزار نزدیک نگاهم بود
به عشق دیدن گلدسته راهم را عوض کردم
حامد آقایی
#حامد_آقایی #شعر_مدح_اباعبدالله_الحسین #شعر_مدح_امام_حسین
کوله های خالی
بر دیده بارِ گریه کشیدن چه فایده!
طعم وصال را نچشیدن چه فایده!
پشت سر جنازه دویدن چه فایده!
خود را اسیر مرگ ندیدن چه فایده!
وقت عروج، بی پر و بالی من بد است
این کوله های پاره و خالی من بد است
کورم! عصاکِشَم شده هر کور دیگری
دنیا فریب داده مرا جور دیگری
سر در نیاوَرَد کسی از گور دیگری
ای قبر تنگ! آمده مامور دیگری
تا حکم شد که محکمه اش را بیاورید...
اسم علی و فاطمه اش را بیاورید
رب الکریم! درد گدا را چه می کنی؟
عبد فراری آمده، حالا چه می کنی؟
با آبروی ریختهء ما چه می کنی؟
باشد نبخش، با دل زهرا چه می کنی؟
تا دیگ رحمتت بزند در خرابه جوش...
مادر گرفته بار گناه مرا به دوش
رحمی به اشک صورت این رو سیاه کن
افتاده ام ز چشم همه، یک نگاه کن
فکری برای سائل بی سرپناه کن
یک شب مرا میان نجف سر به راه کن
هرچند بندهء تو گنهکار آمده
ما را بخر، علی سر بازار آمده
دیگر علی خودت کم ما را درست کن
این غصه های عالم ما را درست کن
حال غریب و درهم ما را درست کن
یک کربلا ببر، غم ما را درست کن
بالاسر جنازه ام از کربلا بخوان
از پیرهن که نیست و از بوریا بخوان
بالاسر حسین، به جانش که ریختند...
با چوب و سنگ روی دهانش که ریختند...
با نیزه ها به صوت اذانش که ریختند...
با چکمه روی قدّ کمانش که ریختند...
خواهر به مادرش که رسید التماس کرد
مادر رسید و شمر، پسر را خلاص کرد
رضا دین پرور
#رضا_دین_پرور #شعر_روضه #شعر_مدح_اباعبدالله_الحسین #شعر_مدح_امام_حسین #شعر_مدح_سید_الشهداء
#سید_ابراهیم_رئیسی
ای پیشرو در روز های کار و خدمت!
بادا مبارک بر تو پاداش شهادت!
خدمت گزار مخلص ملت تو بودی
در جمعیت، سررشته ی وحدت تو بودی
در روزگار ساده ات رنگ خدا بود
والاترین سرمایه ات مهر رضا بود
در دست هایت عطر خدمت موج می زد
در هر کلام تو کرامت موج می زد
استان به استان شاهد سعی تو بودند
یاران تو را، الگوی مسیولین سرودند
کار تو هرگز شاید و اما نمی داشت
پیش تو اصلا خستگی معنا نمی داشت
هشتم رئیس دولت و محبوب ایران
خدمت گزار کوی سلطان خراسان
ای آبرو از مشهد مولا گرفته!
در ماتم تو قلب یک دنیا گرفته!
اجرِ تلاش و خدمتِ شام و پگاهت
شد سایه ی قدس رضا آرام گاهت
رفتی سلام ما رسان بر حاج قاسم
که نیست مثل او به جسمت جای سالم
صوت عدالت خواهی ات مانده است در گوش
ای مهربان، هرگز نخواهی شد فراموش!
#سید_روح_الله_موید
تقدیم به رئیس جمهور شهید
رضا در روز میلادش تو را در عرش مهمان کرد
خبر در کمتر از یک لحظه دلها را پریشان کرد
میان کوه در مه در هوایی سرد و نا آرام
خدا چشم سحر خیز تورا لبریز باران کرد
تمام مردم ایران بدهکار کسی هستند
که جان پاک خود را این چنین تقدیم ایران کرد
مدال افتخارت نوکری در آستان اوست
خوشا آن کس که خود را وقف سلطان خراسان کرد
بهشتی می شوی مثل رجایی ها و میدانم
تمام دردها را می شود با عشق درمان کرد
تمام عمر مانند شهیدان زندگی کردی
و دست حق تورا اینگونه مهمان شهیدان کرد
شبیه حاج قاسم پر کشیدی سید ابراهیم
شهادت برتو آتش های دنیا را گلستان کرد
ز جا برخیز ای خدمتگزار ساده و محبوب
ببین پروازت ایران را چگونه غرق طوفان کرد
وجودت خستگی را لحظه ای نشناخت در دنیا
خدا هم عاشقی های تورا اینگونه جبران کرد
جدایی از تو تا روز قیامت باورش سخت است
چگونه می شود این داغ را در سینه پنهان کرد
#احمدعلوی
#امام_رضا
#زیارت_مخصوصه
خوشم که شاه رئوفم مرا صدا کرده
میان این همه مردم مرا سوا کرده
مرا کشانده به اینجا دگر عوض بشوم
به بی پناهِ گنهکار اعتنا کرده
زِگوشه ی حرمش تا به عرش راهی نیست
مرا امام رضا عاشقِ خدا کرده
اگر گره به دلم خورده چاره اش اینجاست
گره ز کار دلم با نگاه وا کرده
یقین کنید که سلطان نگفته می بخشد
همین که زائرِ اویی به تو عطا کرده
زمان جلوه ی یا ایها الرضایی خویش
ز بس که لطف نموده همه رضا کرده
به زیر سایه ی ایوان باصفایِ رضا
دلم هوایِ نجف ؛ صحنِ مرتضی کرده
بلند بلند به پیری گریه می کنم امشب
شبیه طفل که دستِ پدر رها کرده
صدایِ پای محرم به گوش می آید
چه آتشی به جگر روضه ها به پا کرده
قسم به ناله ی شب های جمعه ی زهرا
دلم هوایِ سحرهایِ کربلا کرده
صدا زند پسر من ؛ کدام بی انصاف
تنت بدون کفن بر زمین رها کرده ؟
قاسم نعمتی