eitaa logo
مجلهٔ مدام
1.5هزار دنبال‌کننده
653 عکس
55 ویدیو
1 فایل
یک ماجرای دنباله‌دار ارتباط با ادمین👇 @modaam_admin https://modaam.yek.link/
مشاهده در ایتا
دانلود
بخش ابتدایی روایت «تا حالا یک رنو قدیمی پر از کتاب دیده‌اید؟» نوشتۀ من از نوجوانی کار کرده‌ام. کارهای مختلف. کنار کار کردن، دانشگاه هم رفته‌ام. عاشق ریاضی بودم و به همین خاطر مهندسی نرم‌افزار خواندم. مدام از کاری به کار دیگر هجرت می‌کردم تا اینکه کتاب‌فروش شدم و هنوز کتاب‌فروشم. کتاب‌فروشی را گوشۀ خیابان شروع کردم. روزها کتاب‌ها را بساط می‌کردم و شب‌ها می‌ریختم داخل رنو قدیمی و یک گوشه، همان اطراف، پارک می‌کردم و می‌رفتم سمت خانه. از آن دوران خیلی گذشته است. حالا من در کتاب‌فروشی‌ای در خیابان انقلاب، راستۀ کتاب‌فروش‌ها، رسماً کتاب‌فروشی می‌کنم. البته بعد از گذشت حدود یک دهه کتاب‌فروشی در راستۀ کتاب‌فروش‌ها، شش ماهی می‌شود که در کنار کار در کتاب‌فروشی، کتاب‌فروشی خودم را هم راه انداخته‌ام. کتاب‌فروشی‌ای که نه مکان ثابتی دارد، نه هیچ محدوده و محدودیت دیگری را می‌پذیرد. اسمش کتاب‌فروشی بدون مرز است. کار زیاد داریم. در این مدت چند باری گوشۀ خیابان انقلاب بساط کردیم و به‌واسطۀ همین بساط کردن کنار خیابان، دروازۀ مباحثی در ذهنم گشوده شد. مدام؛ یک‌ ماجرای دنباله‌دار | @modaam_magazine