eitaa logo
از کرخه تا شام
157 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
57 ویدیو
1 فایل
زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست. (امام خامنه ای) کپی برداری از مطالب با ذکر صلوات بلا مانع است. منتظر نظرات-پیشنهادات و مطالب شما هستیم. ارتباط با خادم کانال @abozeynab0
مشاهده در ایتا
دانلود
منطق #عشق میگه خیلی ها #کربلا رفتن ... وکربلایی نشدن... و خیلی ها کربلا نرفتند ... و کربلایی شدند... دلاتونو #کربلایی کنید رفقا❤️ 🍃🌹🍃🌹 @gomnam_safiabad
در سال 91به پیاده روی اربعین رفتند.در حالی که با کاروان رفته بود می گفت سعی می کردم جدا از گروه حرکت کنم و مداحی گوش می دادم و می گفت آنجایی که پایم درد می گرفت به یاد بچه های امام حسین گریه می کردم😔😭 هر لحظه خود را در صحنه حرکت کاروان از کربلا به شام می گذاشتم و به یاد امام حسین و اهلش با گریه حرکت می کردم.😭😭 سال بعد می خواست دو مرتبه عازم شود، اما هزینه سفرش را به خانواده ای که نیازمند بودند تقدیم نمود☺️ و همان شب خواب دیده بود در کربلا مشغول زیارت می باشد.🌺🍃 شهید مدافع حرم حسین امیدواری🍃 @azkarkhetasham
#ڪربلاےمن 🔸عادت داشت اگر یک روز خانه🏡 نمی آمد، حتما فردا با یک دسته گل💐 به دیدن #همسرش میرفت. به همسرش گفته بود تو #عشق اولم نیستی😧 ⇜اول خدا☝️ ⇜بعد سیدالشهدا❤️ ⇜بعد #شما☺️ 🔸همیشه در منزل همسرش را #ڪربلاےمن صدا میزد😍 هر جمله ای که از ایشان می پرسیدم مثلا کجا میری یا کجا بریم یا کجا میریم⁉️ میگفت: #کربلا؛ در کل ورد زبانش ڪربلا بود اون #عاشق_کربلا❣ بود #شهید_مدافع_حرم #‌شهید_حمید‌_سیاهڪالی
📜فرازی از وصیت نامه #شهید_مدافع_حرم_علی_امرایی... 🔸خواب دیدم خواب #کربلا را.حضرت از ضریح مبارک بیرون آمد و فرمودند: توهم مال این دنیا نیستی🚫 خودت را صاف کن اعمالت را صاف کن بیا #پیش_ما... 🔹اگر به زیارت کربلا رفتید #سلام مرا به اقا برسانید وبگویید ارباب غریبم دلمـ💔 برایتان تنگ شده بود ولی دیدم #پاسبانی از حریم خواهر ودخترتان برمن #واجب تر است.. 🔸راستی به جای من سفر #مشهد بروید
#روایٺــ_عِـشق ✒️ ✍شهرام درویش: سردار تا اسم #کربلا و امام حسین (ع) را شنید، بغض چندین ساله اش در گلو #شکست💔 و به گریه افتاد😭...او میگفت: 'زیارت امام حسین (ع) زیارت #عشق است؛ هرگاه نام کربلا و امام حسین (ع) به میان ♻️می آید از خود بی خود می شوم. تو را به خدا از آقا امام #حسین (ع) بخواه که این بنده گناهکار را نیز بطلبد 😔و مرگ مرا #شهادت در راهش قرار دهد.' #شهید_رحیم_فعال🌷 #سالروز_شهادت
از کرخه تا شام
🔹تا پیش از سفر خیلی پسر شری😈 بود، همیشه در جیبش بود، خالکوبی🌀 هم داشت. 🔸وقتی از سفر کربلا برگشت مادرش ازش بود چه چیزی از امام حسین💞 ع خواستی؟! مجید گفته بود یه نگاه به گنبد امام (ع) کردم 🔹و یه نگاه به حضرت عباس (ع)انداختم😔 و گفتم آدمم کنیدسه چهار ماه قبل رفتن به به کلی متحول شد، بعد از اون همیشه در حال دعا و گریه😭 بود. نمازهایش را اول وقت میخواند 🔸خودش میگفت نمیدانم‼️ چه اتفاقی برایم افتاده که دوست دارم همیشه بخوانم و گریه کنم و در حال عبادت باشم.😇 📎از قلیان کشیدن و خالکوبی تا پاک شدن در خانطومان 🌷
از کرخه تا شام
محمـد آقا با برادرم دوست بود و با هم می‌رفتند خانواده ایشون چند باری منو دیده بودن خیلےتمایل داشتند صورت بگیره😌 اما چون فاصله سنے‌من و محمد آقا زیاد بود قبول نمے‌کردم . من متولد مرداد ۶۷ و محمد آقا شهریور۵۶ 📆 محمد آقا تو سفرے که به کربلا داشته در حرم (ع) به این بزرگوار شده و از ایشون همسر و محب اهل‌بیت(ع) را می‌خواد... ️ همزمان با این موضوع بـرادرم یک بار دیگه این موضوع رو به من گفت و خواست بیشتر فکر کنم... نمیدونم چیشد که موافقت کردم که بیاد😐 از امام حسین(ع) هم خواستم هرچی خیر و صلاحه پیش روم بذاره ؛ وقتے محمد آقا به خواستگاریم اومد تازه از برگشته بود💐 . اول صحبت‌هامون یه روایت برام گفت: « نجات و رستگاری در راستگویی است.» تا این حرف رو شنیدم یه کم دلهره ای رو هم که داشتم برطرف شد... گفت من خواب دیدم که خدا به من ۲دختر دوقلو می‌بخشه😍👭 و همسری خوب و مهربان دارم، ولےهمه این چیزها رو میگذارمو در راه خدا رو انتخاب می‌کنم. خواب‌های محمد آقا همیشه رؤیای صادقه بود.... 🌷 @azkarkhetasham
از کرخه تا شام
🔰همسر شهید: انگار ناف مهدی را با بریده بودند. در طول زندگی ۳۲ ماهه مان، سه سفر پیاده رفت و دو بارش مرا هم با خودش برد. سفر اول خواهر و شوهر خواهرم هم همراه مان بودند. 🔰 پس از سلامی به حضرت علی (ع) در نجف، حرکت کردیم. شب اول تا دو نصف شب راه می رفتیم. سفر با او اصلا نداشت. وسط راه روضه هم می خواند همه را می گریاند. وسط راه بچه ای دو ساله را دیدیم که به زائرها آب می داد. با دیدنش گل از گل مهدی شکفته بود. 🔰 رفت با او عکس گرفت. گفت: «انشاء الله خدا چنین بچه ای بهمان بدهد سال دیگر با او بیائیم اربعین»...نزدیک کربلا از یکی از ها جارو گرفت و شروع به کار شد. جارو می کرد و می گفت: «این ها خاک قدم های زائر های کربلاست. بردارید برای قبرهای تان». 🌷 @azkarkhetasham
سال ۸۹ که برای دومین بار مشرف شدیم به ، من چندبار به آقا محمد گفتم برای خودمون کفن بخریم و ببریم حرم امام حسین برای طواف، ولی ایشون همش طفره میرفت میگفت بالاخره یه کفن پیدا میشه که ما رو بذارن توش... بعد چند بار که اصرار کردم ناراحت شد و گفت دوتا کفن میخوای ببری پیش بی‌کفن اون روز خیلی شرمنده شدم... 🔹ولی محمدجان نمیدونستم که قراره تو هم یه روز بی کفن تو غربت، پیکرت جا بمونه..
از کرخه تا شام
رسیدیم رفتیم حرم حضرت عباس ، سینه زنی و توسل و دعا ... راه افتادیم سمت حرم امام حسین اونجا هم به همین شکل، بلکه بیشتر .. بماند که توی بین الحرمین چقدرخوندیم و سینه زدیم نرسیده به هتل، باز اومد که حاجی بیا بریم حرم سیری نداشت واقعا عطشان بود صبح, ظهر ,شب ,سحر، ول نمی کرد...مدام میومد که بریم حرم برامون روضه بخون.گاهی، قبول نمیکردم بیشتر از این نمیکشیدم با بچه ها می رفت و خودش روضه می خوند.شب حرم بود سحر می رفتیم،می دیدیم باز توی حرم نشسته جلوش کم آورده بودم اگه معرفت نباشه، آدم نمیتونه این طور عرض ارادت کنه خیلی مهمه در جوونی این شکلی عاشق باشی گوشه گوشه زندگیش رووصل میکرد به اهل بیت و امام حسین ( علیه السلام ).در خصوص صبح وشام برای امام حسین (علیه سلام) صحبت می کرد. وقتی آب میخورد یاد می افتاد. واقعا از سلامش احساس می کردم از روی عادت نمی گه از ته دل سلام میگه: یاحسین @azkarkhetasham