eitaa logo
تاریخ و سیره اهل بیت علیهم السلام
487 دنبال‌کننده
312 عکس
83 ویدیو
26 فایل
💠 امیرالمومنین علیه السلام در نامه ای به امام حسن علیه السلام: 📜 اعْرِضْ عَلَیْهِ أَخْبَارَ الْمَاضِین! تاریخ گذشتگان را به او(نفست) ارائه کن تا ببیند که در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است! 💠 پیامگیر: @amdabir
مشاهده در ایتا
دانلود
⁉️ از چه می‌دانید؟ ⁉️ اصحاب صحیفه ملعونه چه کسانی بودند؟ ✍ تفصیل داستان صحیفه ملعونه را در بحار به نقل از نقل کرده که خلاصه اش چنین است: 🔰اوّل کسانی که بر غصب خلافت هم پیمان شدند ابو بکر و بودند، و اساس و پایه ای که طبق آن پیمان بستند و سایر پیمان‌هایشان هم بر آن پایه بود این بود که (اگر بمیرد یا کشته شود این امر خلافت را از اهل بیتش بگیریم بطوری که تا ما هستیم احدی از آنان به خلافت دست نیابد). بعد از آن ابو عبیده جراح و معاذ بن جبل و در آخر سالم مولی ابی حذیفه هم به آنان پیوستند و پنج نفر شدند. اینان جمع شدند و داخل کعبه رفتند و در بین خود نوشته ای در این باره نوشتند که: (اگر محمد بمیرد یا کشته شود... ). و در تمام این قضایا و جاسوس پدرانشان در خانه صلی اللَّه علیه و آله بودند. 🔰سپس و عمر جمع شدند و سراغ و آزادشدگان فرستادند و ما بین خود مشورت و نظر خواهی کردند و بر این رأی متّفق شدند که هنگام بازگشت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از در گردنه (هرشی) که در راه مکه در نزدیکی جحفه است شتر حضرت را بر مانند و به این طریق حضرت را بقتل برسانند. 🔰کسانی که اجرای نقشه را بر عهده داشتند چهارده نفر بودند که در جنگ تبوک هم همین نقش را بر عهده داشتند ولی این نقشه آنان بر آب شد. 🔰 علیه السّلام از طرف خداوند در خم منصوب شد و سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله حرکت کرد تا به گردنه (هرشی) رسید و آن عده جلوتر رفتند و بر سر راه پنهان شدند، ولی این بار هم خداوند آنان را مفتضح کرد و پیامبرش را حفظ نمود. 🔰وقتی وارد شدند همگی در خانه ابو بکر جمع شدند و در بین خود نوشته ای نوشتند و آنچه در باره خلافت تعهّد کرده بودند در آن ذکر کردند، و اوّلین مطلب آن شکستن پیمان و علیه السّلام بود، و اینکه خلافت از آن ابو بکر و عمر و ابو عبیده است و سالم نیز با آنان است و از این عده خارج نمی شود. 🔰این صحیفه دوم را سی و چهار نفر امضاء کردند که چهارده نفر همان کمین کنندگان در گردنه هرشی بودند که عبارت بودند از ابو بکر و عمر و و و و و ابو عبیده جراح و عبد الرحمن بن عوف و سالم مولی ابی حذیفه و معاذ بن جبل و و مغیرة بن شعبه و سعد بن ابی وقاص و اوس بن حدثان و بیست نفر دیگر عبارت بودند از: ، عکرمه پسر ابو جهل، ، بشیر بن سعید، سهیل بن عمرو، صهیب بن سنان، ابو الاعور اسلمی، صفوان بن امیّه، سعید بن عاص، عیّاش بن ابی ربیعه، حکیم بن حزام، مطیع بن اسود مدری و چند نفر دیگر که هر کدام از اینان جمعیّت عظیمی را بدنبال خود داشتند که سخنشان را می‌پذیرفتند و از آنان اطاعت می‌کردند. 🔸نویسنده این صحیفه سعید بن عاص اموی بود و در سال دهم هجرت آن را نوشت. سپس آن را به ابو عبیده جراح سپردند و او آن را به فرستاد. آن صحیفه همچنان در کعبه مدفون بود تا زمان عمر که آن را از محلش بیرون آورد. 📚 ، ج ۲۸ ص ۱۱۱- ۹۶. 🆔 @islam_history
📌 حجت الاسلام انصاریان 👱 جوان پای کار ✍ و گسستن رابطه خويشاوندى 🔹مگر مصعب بن عمير تك پسر نبود؟ مگر در سن هجده سالگى با صادقانه به صلی‌الله‌علیه‌و آله ايمان نياورد؟ مگر وقتى پاى تبليغ دين در ميان آمد، پيغمبر اين جوان هجده ساله را از صدا نزد و نفرمود، به برود و دين را آنجا تبليغ كند؛یعنى هر چند با اين هجرت تبليغى، ممكن است رابطه‌ات با پدر و مادر قطع شود، به او نگفت، برو و هر دو سه ماه، يكبار برگرد، و به پدر و مادرت سرى بزن. او در چند سالى كه مدينه بود، پدر و مادرش را نديد. 🔸فقط در اين سالها يك روز عمويش به مدينه آمد و به نزد پيامبر رفت و گفت: يا ! من نيامده‌ام، شوم. من جزو مكه اى ها هستم. اين مصعب، برادرزاده من، تك پسر است. مادرش از دورى اش دارد دق مى كند و پدرش هم دارد از فراقش مى ميرد. به او بگوييد، يك سفر با من به مكه بيايد و پدر و مادرش را ببيند و برگردد. پيامبر صلی الله علیه و آله به دنبال فرستاد. مصعب درحالى كه پوست خشك شده گوسفندى را به صورت پيراهن به تنش كرده بود و از شدت ندارى، روزها به كارگرى مى رفت و دو درهم مزد مى گرفت، به نزد پيامبر صلی الله علیه و آله آمد. 🔹اشك در چشمان پيامبر صلی الله علیه و آله جمع شد و گفت: من او را با دو چشم خودم در مكه ديدم كه پدر و مادر اين جوان بهترين غذا را به او مى‌دادند و زيباترين لباس را به او مى‌پوشاندند، ولى «هذَا رَجُلٌ نَوَّرَاللهُ قَلْبَهُ بِالايمَانِ»(۱) 🔸اين مردى است كه خدا دلش را با ايمان نورانى كرده است. در سایه اين نور، ببينيد او چه نوع زندگى را بر چه نوع زندگى برگزيده است؟ 🔹مصعب آمد و سلام كرد و گفت: يا رسول الله! با من فرمايشى داريد؟ پيامبر صلی الله علیه و آله گفت: آرى مصعبم. اين فرد كيست؟ گفت: عمويم است آقاجان! پيامبر صلی الله علیه و آله گفت: او نود فرسخ راه از مكه آمده و مى گويد، مادرت دارد دق مى‌كند و پدرت دارد سكته مى كند. عمويت مى گويد يك سفر تا مكه بيا تا پدر و مادرت تو را ببينند و سپس برگرد. مصعب گريست و گفت: نمى دانم چه كار كنم؛ نمى دانم يا ! بروم يا نروم؟ در اين گفتگو بودند كه نازل شد و گفت: يا رسول الله! خدا مى فرمايد، مصعب، متعلّق به من است و نرود. ⭕️پروردگارا! كاش مى شد نزد فرشتگانت اسم ما را هم ببرى و بگويى اينها متعلّق به من هستند تا ما اگر هزار كانال ماهواره است، به سراغشان نرويم. اگر اين همه و هست، به سراغشان نرويم. اين همه مال درياوار پهن است، به سراغ يك ريالشان نرويم. 🔸به هر حال، خداوند اين اجازه را به ما داده كه با مفسدين هرچند پدران و مادرانمان باشند، معاشرتى نداشته باشيم، مگر اينكه پدر و مادر باشند، ولى مفسد نباشند، كه آن جا را فرموده: «وَ احِبْهُمَا فِى الدُّنْيَا مَعْرُوفاً »(۲) در دنيا پسنديده با آنها رفتار كنيد، اگر پدر و مادرى هستند كه توان اثرگذارى ندارند. خداوند چنانكه گفتيم، گفت: نه، مصعب نرود؛ مصعب متعلّق به من است. ⭕️عجب مقامى دارد اين مصعب و عجب ارزشى. در طول سال، حداقل بيست ميليون زائر، به منطقه احد در مدينه مى روند و قبر مصعب را كه كنار قبر است، به عنوان راه ايمان، زيارت مى كنند؛ اين است ارزش ايمان، اخلاق، ، . 📚 منابع ۱. مستدرك الوسائل، ج۳، ص ۲۵۷. ۲. لقمان، ۱۵. 🆔 @islam_history
تاریخ و سیره اهل بیت علیهم السلام
📌 ساخت مجسمه طلایی از #معاویه در اروپا⁉️ 👈 یکی از بزرگان آلمان گفته است ما باید مجسمه ای طلایی از م
📌 سال‌مرگ معاویه 🔰راغب اصفهانى در محاضرات و از ربیع الابرار زمخشرى نقل می‌کنند که را به چهار مرد نسبت می‌دادند: مسافر بن ابى عمرو، عمار بن ولید بن ، و صباح که مغنى عماره بن ولید بود. مادر معاویه هند با صباح - که جوان خوش رویى بود و کارگر ابوسفیان بود - الفتى تمام داشت! اما به ظاهر او را معاویه بن ابى سفیان بن حرب مى‌گویند❗️ 🔰مادر معاویه هند است که از ذوات الاعلام است و میل فراوانى به غلامان سیاه داشت و از توضیح حال پدر معاویه وضع مادر او هند روشن می‌شود. 🔰معاویه اول کسى بود که دشنام بر علیه السلام را ترویج کرد و در آخر خطبه جمعه لعن و جسارت بر امیرالمؤمنین علیه السلام مى‌کرد. او دستور داد در تمام شهرها این لعن انجام شود و تا زمان بن عبد العزیز ادامه داشت تا اینکه او لعن بر آن حضرت را منع کرد. 🔰معاویه مردى خوش گذران و پرخور بود، به حدى که از کثرت خوردن می‌گفت: «خسته شدم ولى سیر نشدم» و این به خاطر نفرین حضرت رسول صلی الله علیه و آله درباره او بود.  🔰آخر الأمر معاویه در مسیر به شام بیمار شد، به حدى که مى‌لرزید و دهان او بسته نمى‌شد تا وارد شام شد و در آنجا جان به مالک دوزخ داد. 🔰جنایات او زیاده از آن است که در این مختصر بگنجد ولى در هنگام مرگ به یکى از خواص خود گفت: چند گناه بزرگ کرده‌ام: حق بن ابى طالب را غصب کردم، بن على را به فریب دادن جعده به رساندم و را به جانشینى خود انتخاب کردم و حجر بن عدى و اصحاب او را به قتل رساندم. برگرفته از 📚 منتخب التواریخ، ص۴۴۸. 📚 ، ج۳۳، ص۲۱۴. 📚 وقایع الایام رجب، ص۱۷۳. 🆔 @islam_history
📌 نوروز ✍ معلّى بن خنیس گوید: 🔰 در نزد علیه السّلام رفتم، فرمود: امروز را می شناسى؟ 🔸گفتم روزیست كه عجمها بزرگش دارند و به هم هدیه دهند قربانت شوم! 💠 فرمود: به كعبه‌اى كه در است، این شیوه براى امریست دیرین، تفسیرش كنم برایت تا بفهمى؟ 🔸 گفتم: اى آقایم، آن را از شما بدانم دوستتر است نزد من از اینكه مرده‌هایم زنده شوند و دشمنانم بمیرند! 💠 فرمود: در نوروز بود كه خدا از بنده‌هایش پیمان گرفت او را بپرستند و شریك با او نیاورند، و به رسولان و حججش بگروند، و به ائمّه علیهم السلام آورند. 📚 ، ج۵۶، ص۹۱‌. 🆔 @islam_history
📌برخورد با متخلفان سیاسی 💠 مسیب بن مجله از طرف امیرمؤمنان مامور بود تا شورش عبدالله بن مسعده در را سرکوب کند. اما مسیب با توجه تذکر ، به دلیل فامیلی زمینه فرار عبدالله را فراهم کرد. 💠 علیه السلام نیز او را سرزنش و به علت تخلف حبس کرد. 📚 تاریخ یعقوبی، ج۲، ۱۹۶. 🆔 @islam_history
📌 جوان‌گرایی در سیره نبوی 🔰 پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از فتح مکه «عتاب بن اسيد» را كه جوانى بردبار و خردمند بود و بيش از بيست بهار از عمر وى نگذشته بود؛ به حكومت و فرماندارى منصوب كرد و با اين عمل- كه يك جوان تازه مسلمان را به فرماندارى مكه نصب كرد و او را بر بسيارى از پيران و كهن سالان ترجيح داد- سدى از اوهام را شكست. 🔰 ، با اين عمل ثابت كرد كه نيل به مقامات و مناصب اجتماعى، فقط و فقط در گرو لياقت و شايستگى است و هرگز كمى سن، مانع از آن نيست كه در صورت شايستگى، جوانى بزرگ ترين مقام و منصب اجتماعى را به دست آورد. فرماندار مكه، در يك اجتماع بزرگ رو به مردم كرد و گفت: پيامبر اسلام براى من حقوقى تعيين كرده است و من در سايه آن از هر نوع هديه و كمك شما بى نيازم... 📚 سيره ابن هشام، ج۲، ص ۵۰۰. 🆔 @islam_history
📌 عفو عمومی 🔰در فتح گروهى كه(در گذشته) چند بار با به نبرد خونين برخاسته و جوانان و ياران او را به خاك و خون كشيده‌ بودند و سرانجام هم تصميم گرفته بودند كه شبانه به خانه آن بى پناه بريزند، او را ريزه ريزه كنند؛ در چنگال قدرتش گرفتار شده بودند، و پيامبر مى توانست از آنان همه نوع انتقام بگيرد. 🔰اين مردم با تذكر جرايم بزرگ خود، به يكديگر مى گفتند: لابد همه ما را از دم تيغ خواهد گذراند، يا گروهى را كشته و دسته اى را بازداشت خواهد كرد و زنان و اطفال ما را به اسارت خواهد كشيد. آنان گرفتار افكار مختلف شيطانى خود بودند كه ناگهان پيامبر با جمله هاى زير سكوتشان را شكست و چنين گفت: ماذا تقولون؟ و ماذا تظنون؟ چنين گفت: 🔰من نيز همان جمله اى را كه برادرم به برادران ستمگر خود گفت، به شما مى گويم: لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ؛ امروز بر شما ملامتى نيست، خدا گناهان شما را مى آمرزد و او ارحم الراحمين است. 🔰پيش از اين بيانات، چيزى كه مردم مكه را تا حدى اميدوار كرده بود، عكس العمل شديد پيامبر به يكى از افسران خود بود كه هنگام ورود به شهر مكه، اينگونه شعار مى داد: اليوم يوم الملحمةاليوم تستحلّ الحرمة - امروز روز نبرد است، امروز جان و مال شما حلال شمرده مى شود. پيامبر از اين اشعار بسيار ناراحت شد و براى تنبيه وى دستور داد كه پرچم از دست وى گرفته شود و از مقام فرماندهى معزول گردد. عليه السّلام مأمور شد كه پرچم را از وى بگيرد. 📚 المغازى واقدی، ج۲، ص۸۳۵. 🆔 @islam_history
⁉️ آیا ابن‌ملجم یهودی بود؟ 🔰 قاتل علیه السلام یکی از مشهورترین چهره‌های «عبدالرحمن بن عمرو بن ملجم مرادی» است. وی از قبیله «حمیر» و از تیره‌های «مراد» است. 🔰 اهل و ساکن بود که همراه با بازمانده خوارج به رفت. 🔰 او پس از بیعت مردم با علیه السلام چندین بار برای بیعت نزد امام آمد، ولی حضرت ایشان را نپذیرفت، برای بار سوم که خدمت امام رسید، حضرت فرمودند: او محاسن مرا با خون پیشانی‌ام خضاب می‌کند. 🔰 ابن‌ملجم از ۹ نفری بود که در جنگ جان سالم به در برد و به مکه آمد و در جلسه‌ای با حضور گروهی از تروریست‌ها نقشه قتل امام علی علیه السلام، و را کشیدند و در کنار خانه خدا هم‌قسم شدند که به پیمان خود وفادار باشند. او مسئولیت ترور امام علی علیه السلام را به عهده گرفت و به کوفه آمد و با همکاری چند تن از خوارج کوفه، چون اشعث بن قیس، وردان بن مجالد و... در سحرگاه نوزدهم سال چهلم هجری در محراب مسجد کوفه، حضرت را با شمشیری زهرآگین زخمی کرد که بر اثر آن امام به شهادت رسید. 🔸 بررسی تاریخ نشان می‌دهد که ابن ملجم مرادی در سرپرستی زنی قرار داشت. روزی امام علی علیه السلام از اصل و تبار وی پرسید، ولی او در جواب به ذکر نام پدر کفایت کرد و امام فرمود: صلی الله علیه و آله به من خبر داده که قاتل من فردی است. 📚 انساب الاشراف، ج۳، ص۲۵۰. 📚 الارشاد، همان، ج۱، ص۱۱. 📚 ، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۴۲، ص۲۶۳. 🆔 @islam_history
📌 قتل متوكل 🔰در سال ۲۴۷ ه‍ عباسى ملعون، به دستور فرزندش ‍ به قتل رسيد. مدت خلافت او ۱۴ سال و ده ماه و عمر نحسش ۴۱ سال بود. 🔰متوكل بعد از واثق ، در سال ۲۳۲ ه‍ به نشست. در ايام او لهو و لعب و طرب، مخصوصا در مجلس او بسيار بود. 🔰او مردى خبيث السيره بود و چنانچه عليه السلام فرموده بود، كافرترين آل بود. عمرو بن فرج را والى و كرد، او به مردم دستور داده بود كه كسى به آل احسان نكند، و اگر كسى كوچكترين احسانى كند سخت عقوبت خواهد شد، به حدى كار بر علویان تنگ شده بود كه لباسهاى زنان علويه كهنه و پاره شده بود و پيراهن سالمى را براى به نوبت مى پوشيدند، و نخ ريسى مى كردند، تا متوكل به درك واصل شد. 🔰از اعمال زشت و پست متوكل اين بود كه هميشه و در همه جا اميرالمؤمنين عليه السلام را به بدى ياد مى كرد، و به آن حضرت جسارت مى كرد. او ۱۷ بار قبر مبارك حضرت عليه السلام را خراب كرد، ولى دوباره بنا شد. 🔰متوكل در راه آن حضرت دست قطع مى كرد و زوار را مى كشت. 🔰به خاطر جسارتهايى كه متوكل در مجلسى به اميرالمؤمنين عليه السلام كرد، پسرش در شب چهارشنبه سوم يا چهارم ماه شوال چند نفر از غلامهاى خاص پدر را مامور كشتن وى كرد، و آنها در حالى كه متوكل مشغول شرب خمر بود، خويش را ريختند و به دركات جحيم شتافت . 🔰در همان روزى كه متوكل به دستور پسرش منتصر كشته شد مردم با او در قصر معروف جعفرى بيعت كردند. منتصر مردى به ظاهر رئوف و مهربان بر صلى الله عليه و آله بود، و بر عكس پدر خود به آل ابى طالب احسان مى كرد و به هيچ وجه متعرض ايشان نمى گشت. 🔰او زيارت عليه السلام را آزاد كرد و مانع احدى نشد، و دستور داد را به اولاد و امام حسين عليهما السلام برگردانند، و اوقاف آل ابى طالب عليهم السلام را آزاد كرد و دستور داد كسى متعرض ‍ عليه السلام نشود. همچنين براى علويان مدينه اموالى فرستاد تا در ميانشان تقسيم شود. 🔰او در روز ۲۵ ربيع الاول سال ۲۴۸ بيمار شد و در پنجم ربيع الثانى عصر در گذشت و مدت خلافتش ۶ ماه بود. گفته شده كه او مسموم شد به زهرى كه در شاخ حجامت ريخت بودند. 📚 ، ج۵۰، ص٢١٠. 📚 البدايه و النهايه، ج١٠، ص۳۷۵. 📚 تاريخ بغداد، ج٢، ص١١٩. 🆔 @islam_history
📌 ويرانى قبور ائمه بقيع عليهم السلام 🔰در روز هشت شوال سال ۱۳۴۴ ه‍ قبور ائمه بقيع عليهم السلام و نيز قبر حضرت در به دست تخريب شد. 🔰علت و انگيزه تخريب اين قبور مطهر در كتب مختلفى كه بر رد عقائد ضاله تاليف شده، بيان گرديده است. 🔰آنان اضافى بر قبور مطهر ائمه معصومين عليهم السلام، ديگر قبور را هم تخريب نمودند كه عبارتند از: قبر منسوب به عليها السلام قبر مطهر بنت اسد عليها السلام مادر عليه السلام، قبر مطهر حضرت عليها السلام ، قبر پسر صلى الله عليه و آله ، قبر فرزند عليه السلام، قبر دختران پيامبر صلى الله عليه و آله، قبر حليمه سعديه مرضعه پيامبر صلى الله عليه و آله و قبور شهداى زمان پيامبر صلى الله عليه و آله. 🔰وهابيان در سال ۱۳۴۳ قمری در گنبدهاى قبر حضرت ، ، علیهم‌السلام ، و زادگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و فاطمه زهرا عليها السلام را با خاك يكسان كردند. در جده نيز قبر حوا و ديگر قبور را تخريب كردند. 🔰در مسجد منور نبوى را به توپ بستند، ولى از ترس مسلمانان قبر شريف را تخريب نكردند. در شوال ۱۳۴۴ با تخريب قبور مطهر ائمه بقيع عليهم السلام اشياء نفيس و با ارزش آن قبور مطهر را به يغما بردند. 🔰در همان سال به معلى حمله كردند، و ضريح مطهر را كندند و جواهرات و اشياء نفيس حرم مطهر را كه اكثرا از هداياى سلاطين و بسيار ارزشمند و گرانبها بود، غارت كردند و قريب به ۷ هزار نفر از علما، فضلا و سادات و مردم را كشتند. سپس به سمت نجف رفتند كه موفق به غارت نشدند و شكست خورده برگشتند. 📚 مستدرك سفينه البحار، ج۶، ص۶۵. 📚 شهداء الفضيله، ص٣٨٨. 🆔 @islam_history
📌 پاداش زیارت سلام الله علیها ✍ از گروهی از اهل ری روایت شده که بر حضرت صادق علیه السّلام وارد شدند و عرض کردند: 💠 ما از اهل ری می‌باشیم، حضرت فرمودند: مَرْحَباً بِاِخْوانِنا مِنْ اَهْلِ قُمْ؛ آفرین بر برادران ما از اهل قم! عرض کردند ما از اهل ری هستیم. حضرت همان سخن را تکرار کردند. آنان بار دیگر حرف خود را تکرار کردند و علیه السّلام همان پاسخ را دادند و بعد فرمودند: 💠 راستی که برای خدا حرمی است و آن است و برای رسول خدا حرمی است و آن است و برای حرمی است و آن است و برای ما حرمی است و آن شهر است و به زودی زنی از اولاد من به نام در آن سرزمین دفن می‌شود، پس هرکس او را کند، بر او واجب خواهد شد. 📚 ، ج۵۷، ص۲۱۶-۲۱۷. 🆔 @islam_history
📌 رضایت به اعمال کفار 🔸صفوان بن مهران جمال گوید: روزی به خدمت ابوالحسن اول (امام کاظم) رسیدم، فرمود: صفوان! همه چیز تو خوب است، مگر یک چیز. گفتم: فدایت شوم، آن کدام است؟ ! 🔸فرمود: آن که شتران خود را به الرشید کرایه می‌دهی، گفتم: به خدا قسم من برای تکبر، افتخار، شکار و لهو کرایه نمی‌دهم، بلکه فقط برای سفر کرایه می‌دهم، وانگهی خودم با شتران نمی‌روم، بعضی از غلامان خود را می‌فرستم. 🔸فرمود: صفوان! آیا پول کرایه را مقروض می‌مانند یا در اول می‌دهند؟ گفتم: بعد از عمل حج می‌دهند. فرمود: دوست داری زنده بمانند تا کرایه تو را بدهند؟ گفتم: آری. 🔸فرمود: هر که بقا آنها را دوست دارد، با آنهاست و هر که با آنها باشد اهل آتش است. 🔸صفوان گوید: رفتم همه شتران را فروختم، هارون چون از این کار مطلع شد، مرا خواست و گفت: گزارش رسید که شتران خود را فروخته‌ای، گفتم: آری، گفت: چرا؟ گفتم: خودم پیر شده‌ام، غلامان نیز درست کار نمی‌کنند. 🔸گفت: هیهات هیهات، می‌دانم کدام کس به این کار دلالت کرده است، به این عمل اشاره کرده است. گفتم: مرا با موسی بن جعفر چه کار؟ گفت: ساکت باش، به خدا اگر حسن مصاحبتت نبود تو را می‌کشتم. 📚 رجال كشی: (صفوان) . 🆔 @islam_history