eitaa logo
تبیین
2.7هزار دنبال‌کننده
5هزار عکس
428 ویدیو
34 فایل
🔺اهداف: 🔹تهذیب نفس 🔹امام شناسی و مهدویت 🔹روشنگری و بصیرت‌افزایی 🔹ارتقاء بینش دینی و سیاسی 🔹دشمن شناسی و جنگ نرم 🔹ارتقاء مهارت‌های تربیتی 🔹و... 🔸هدف ارائه‌ی الگوست؛ با شبکه‌های اجتماعی کسی متفکر نمی‌شود، باید #کتاب خواند.
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸☄🌸☄🌸☄🌸☄🌸 ☄ ⭕️جرعه ای از دریای بیکران در اندیشه (ع) - (بخش دوم) 🔶یکی از مهمترین و اساسی ترین مبانی فکری و اعتقادی جامعه اسلامی بحث است؛ موضوعی بسیار مهم و راهبردی که بنیادی ترین مباحث فکری، اخلاقی، اعتقادی، فقهی و اجتماعی در گرو شناخت و آشنایی آن است. در این نوشتار تلاش داریم از مهمترین اسناد ، یعنی ، که (ع) آن را در اختیار جامعه بشری قرار دادند، خوشه ای برچینیم. 💠تلنگری بر جایگاه فراموش شده اهل بیت (ع) 🔷در فرازهای ابتدایی زیارت ارزشمند جامعه کبیره، بعد از اقرار و شهادت به وحدانیت خدای متعال و حقانیت رسالت پیامبر اکرم (ص)، با و معنادار، زیارت آغاز می شود. عبارت بسیار زیبا و ارزشمندی که تداعی گر فراموش شده (ع) در جامعه اسلامی است. «السَّلامُ عَلَیکمْ یا أَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ؛[۱] سلام بر شما‌ ای اهل بیت نبوّت، و جایگاه رسالت». 🔷هر چند آیات روشنی از به خوبی دلالت بر جایگاه اهل بیت پیامبر (ص) در فرهنگ اسلامی دارد، ولی گویی مردم بسیاری از آیات وحیانی را به فراموشی سپرده، و نسبت و قرابت و نزدیکی خاندان عصمت و طهارت (ع) را با پیامبر اکرم (ص) از یاد برده بودند. جایگاه ممتازی که دوستی و ارتباط و عشق به آنها اجر و مزد رسالت به شمار آمده بود. 🔷«قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی؛[شوری، ۲۳] بگو: «من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏ کنم، جز ‏داشتن‌نزدیکانم [اهل بیتم‏]»؛ در واقع اگر جامعه اسلامی (ع) را به فراموشی نمی سپرد، واقعه تلخ سقیفه، واقعه دردناک حمله به خانه دختر پیامبر، و واقعه فاجعه آمیز و اندوهبار سال ۶۱ هجری، به وقوع نمی پیوست، و عصر حضور اهل بیت (ع) مصادف با عصر خفقان و تحت فشار قرار گرفتن پیروان ایشان نمی شد. 💠امام معدن رحمت الهی 🔷در یکی از فرازهای زیارت جامعه کبیره، به عنوان معرفی می شوند. «وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ؛ و معدن رحمت»؛ اگر بخواهیم برای معنای ، نمونه عینی و مصداق دنیایی ذکر کنیم، علیهم السلام نمونه عینی و بارز آن به شمار می روند؛ چرا که ایشان در تمام ابعاد مادی و معنوی تلاش داشته اند، جلوه های ناب رحمانی را در ارتباط با مردم به منصه ظهور برسانند. 🔷چه در مباحث دنیوی و خلق حماسه های انسان دوستی و مهرورزی، و چه در مباحث معنوی و اخروی و هدایت جامعه انسانی به سوی قله های سعادت و شادکامی، (ص) مصداق بارز به شمار می آیند. در منابع روایی، امام علی (ع) در جلوه ای از عبارات رحمانی، خطاب به کارگزاران و آحاد مردم این چنین بیان می فرماید: «أشعِر قَلبَکَ الرَّحمَةَ لِجَمیعِ النّاسِ وَ الإحسانِ إلَیهِم وَ لا تُنِلهُم حَیفا وَ لا تَکُن عَلَیهِم سَیفا؛[۲] مهربانى با همه مردم و نیکى به ایشان را شعار دل خویش ساز، و به آنها ستمى مرسان و شمشیرى بر آنان مباش». 💠امام گنجینه ای از علم و معرفت الهی 🔷امام در فرازهایی از اشاره ای معنادار به کنه و اقیانوس علوم و معارف اهل بیت (ع) می نمایند: «وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ؛ خزانه‌داران دانش». ... پی‌نوشت‌ها [۱] من لا یحضره الفقیه، ج‏۲، ص۶۱۰، ح۳۲۱۳ [۲] تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۶۷، ح۸۹۶ منبع: وبسایت راسخون @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️استراتژی و هژمونی حاکمان عباسی (بخش اول) 🔶با اندکی بررسی و پژوهش حول تاریخ و سرگذشت و مقتدر شیعه، متوجه می شویم که این ذوات مقدسه، برای دستیابی به اهداف و آرمان های وحیانی و آسمانی خود، با چه مخاطرات و سختی های طاقت فرسایی مواجه بودند. 🔷هر چند که دستگاه جور و طاغوت همواره تلاش داشت علیهم السلام را در اوج مظلومیت محصور نماید؛ ولی با این وجود، این اولیای الهی با تدابیر هوشمندانه و مدیریت راهبردی خود، توانستند خیل مشتاقان و ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام را با برنامه های انسان ساز خود هدایت کرده، زمینه جهانی شدن فرهنگ و اندیشه علیهم السلام  را فراهم نمایند. (ع) از جمله امامان شیعی است که برای اجرایی کردن برنامه های جامع هدایت و انسان سازی در جامعه با مشکلات و مخاطرات فراوانی مواجه بود. شخصیتی آسمانی و عرشی‌ که در سال ۱۲۸ قمری، متولد شد. 🔷ولادت سراسر نور حضرت، با فروپاشی امویان و به قدرت رسیدن مصادف شده بود. (ع) در سال ۱۴۸ق پس از شهادت پدر بزرگوارشان، امام صادق (ع)، به امامت رسیدند. به اذعان تاریخ پژوهان مدت ۳۵ ساله امامت و رهبری ایشان با سیطره و هژمونی سیاسی همچون: ، ، و همزمان بود. [۱] در عظمت وجودی این خورشید هدایت از امام صادق (ع) این چنین نقل شده است: «او برترین فرزندان و بازماندگان من است، و اوست که پس از من، در جایگاه من قرار می‌گیرد و پس از من، بر همه مخلوقات است.» [۲] نوعاً حکومت های طاغوتی برای تثبیت و محکم کردن پایه های قدرت خود، از هیچ ظلم و ستمی دریغ نمی ورزند؛ 🔷در میان نیز این اصل ظالمانه به روشنی مشاهده می شود؛ بطوری که منصور دوانیقی، هادی و هارون و حتی مهدی عباسی، که اوایل با چهره ای مقبول در میان مردم جا باز کرده بود، این حربه شیطانی را در پیش گرفتند، بطوری که ایشان نه فقط بسیاری از شیعیان را به قتل رساندند، بلکه فقها و شخصیت های بزرگ اهل تسنن را که با آنها مخالفت می کردند را نیز  مورد آزار و اذیت قرار می دادند. [۳] در این میان (ع) برای دستیابی به اهداف انسان ساز و هدایت بخش خود، از استراتژی و تاکتیک های هوشمندانه ای بهره می جست، تا اینکه جامعه اسلامی از انوار قدسی این امام همام بهره مند شوند و نظام شیعه از هم گسسته نشود. ... پی‌نوشت‌ها [۱] جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۳۸۵ [۲] مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۲۰ [۳] ر.ک: عبدالرحمن السیوطی، تاریخ الخلفا، ص۲۵۹؛ و: مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص۴۱۴ منبع: وبسایت راسخون @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️عوامل غفلت از حضور امام زمان (بخش اول) 🔹نخستين و مهم ترين وظيفه انسان، شناخت پروردگار و آفريننده خويش است و از نظرگاه روايات، راه معرفت خدا و اوصاف او، شناخت‌ اوليای‌ خدا و  عليهم السلام است، چون آنها مظهر اسماء و صفات الهی و آينه جمال و جلال پروردگارند. معصومين عليهم السلام انسان های کاملی هستند که خداوند آنان را خليفه و نماينده خود در زمين قرار داده، و اراده کرده است که با آنان شناخته شود و از مسير اطاعت آن ها، اطاعت شود و ثواب و عقاب را نيز بر مدار اعتقاد و اطاعت آنان قرار داده است. 🔹وقتی از امام حسين (ع) درباره معرفت خدا و چگونگی آن سوال شد، حضرت فرمود: «مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمانٍ إِمامَهُمْ اَلَّذى يَجِبُ عَلَيْهِمْ طاعَتُهُ؛ [۱] عبارتست از شناخت مردم هر زمان، امامشان را، آن امامى كه اطاعت او بر آنها واجب است». بنابراين معرفت و آگاهی به  (عج) لازم است، و از آن حضرت نيز موجب خروج از جاده صحيح زندگی، و نرسيدن به سعادتی است که توسط خداوند برای انسان رقم زده می‌شود؛ و نیز باعث گمراهی و شقاوت می‌گردد و اين غفلت در اثر برخی عوامل ايجاد می‌شود که به قسمتی از آن عوامل می‌پردازیم: 💠 «هواپرستی» 🔹شيطان دشمن انسان است و کارش اغوا و گمراه سازی است. اگر شيطان همنشين و رفيق انسان گردد، يا بر او مسلط شود، او را بر و نافرمانی خدا و دوری از اولياء خدا تحريک می‌کند، و سرانجام او را از راه حق و طريق انبياء الهی و از صراط مستقيم که امام صادق (ع) فرمود: «منظور راه و شناخت امام است»، [۲] منحرف ساخته و انسان را دچار از خداوند و دوری‌ از‌ (عج) می‌کند. 💠 «گناه و معصيت» 🔹نفس انسان به حسب طبيعت اصليش، دارای صفا و جلاء است که حقيقت را درک می‌کند، حق و باطل، و تقوا و فجور را متمايز از هم می بيند؛ چنان که قرآن کريم می‌فرمايد: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا؛ [شمس، ۸] سپس فجور و تقوا (شرّ و خیرش) را به او الهام کرده است»؛ اما تدريجا اين طبيعت تقوا را از بين می برد، و نفس به گونه‌ای ميشود که باطل و پليدی را زيبا می بيند، و اولياء و ائمه (ع) را حقير و کم بها می انگارد، سرمايه داران و ثروتمندان و زور مداران را بزرگ می‌شمرد، و در يک کلمه و فجور را بر تقوا و فضيلت ارجحیت می‌بخشد. چنين کسی دارای انحراف دل است و اين انحراف، حاصل‌ اعمال‌ بد و گناه و می‌باشد. 💠 «دنيا طلبی» 🔹دنيا پديده‌ای است، آفريده‌ی خداوند، که برای استفاده و بهره وری انسانها خلق شده است، تا انسان در سايه مواهب طبيعی آن، مسير تکامل را طی نمايد. اما کوشش برای توسعه زندگی و افزايش ثروت، تا جایی مطلوب است، که عناوينی ديگر مثل راحت طلبی و تجمل پرستی، برتری طلبی و فزون خواهی بر آن صدق نکند. اگر يکی از عناوين ياد شده بر آن منطبق شد، يا انسان را از وصول به زندگی معنوی محروم ساخت، قطعا ناپسند است و باعث غفلت انسان از خداوند و ولی خدا،  (عج) خواهد شد. ... پی نوشت‌ها: [۱] علل الشرايع، ج۱، ص۹، ح۱ چاپ اسلاميه [۲] تفسير نور الثقلين، ج۱، ص۲۰، نقل از تفسير نمونه، ج۱، ص۲۵۱ منبع: وبسایت مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️فلسفه وجود «امام» چیست؟ (بخش اول) 🔸به طور كلى بسيارى از امور كه به عنوان اهداف بعثت پيامبران يا فلسفه وجودى آنان گفته مى شود، در مورد «وجود امام» نيز صادق است. خواجه نصير الدين طوسى (ره) در فصل نبوت از كتاب «تجريد الاعتقاد» به بيان فلسفه هاى بعثت انبياء پرداخته و علامه حلى در شرح آن كلام، مجموعاً به نُه فلسفه اشاره كرده است كه فهرست وار اشاره مي‌كنيم، و چنان كه خواهيم ديد بسيارى از آنها در مورد نصب «امامان معصوم» نيز صادق است: 1⃣تقويت شناخت عقلى به وسيله بيان نقلى، به اين ترتيب كه انسان با نيروى عقل، بسيارى از حقايق را چه در اصول و چه در فروع دين درك مى كند، ولى گاه در اعماق دلش وسوسه هايى وجود دارد، و همين تزلزل مانع از اعتماد بر آن و انجام آن مى گردد؛ اما هنگامى كه اين احكام عقلى با بيان پيشوايان معصوم الهى تأييد و تقويت شود، هرگونه ابهام و تزلزل زدوده خواهد شد، و انسان با قوت قلب به سراغ انجام آن مى رود. 2⃣گاه انسان از انجام كارهايى بيم دارد، چرا كه مى ترسد بر خلاف رضاى خدا تصرف در قلمرو حاكميت او كرده باشد، بيان پيشوايان الهى اين بيم و ترس را زايل مى كند. 3⃣تمام اعمال انسان در محدوده حسن و قبح عقلى جمع نمى شوند، و چه بسيار هستند امورى كه عقل انسان حسن و قبح آن را درك نمى كند، در اينجا انسان بايد دست به دامان پيشوايان الهى شود، و خوبى و بدى آنها را درك كند. 4⃣بعضى از اشياء مفيد و بعضى زيانبخش هستند، و انسان تنها با فكر خود و بدون راهنمايى پيشوايان الهى قادر به درك سود و زيان همه آنها نيست، اينجاست كه احساس نياز به آنها مى كند. 5⃣انسان يك موجود اجتماعى است، يعنى بدون همكارى و تعاون با ديگران قادر بر حل مشكلات زندگى خود نمى باشد، اين نكته نيز مسلم است كه اجتماع، بدون داشتن قوانينى كه حقوق همه افراد را حفظ كند و آنها را در مسير صحيح پيش ببرد، سامان نخواهد يافت و به كمال مطلوب نخواهد رسيد. تشخيص اين قوانين به طور صحيح و سپس اجراى آنها جز به وسيله رهبران آگاه و پاك و معصوم الهى صورت نخواهد گرفت. 6⃣انسانها در درك كمالات و تحصيل علوم و معارف و كسب فضايل متفاوت هستند. بعضى توانايى حركت در اين مسير را دارند، و بعضى عاجز و ناتوانند. رهبران الهى گروه اول را تقويت مى كنند، و گروه دوم را مدد مى دهند تا هر دو گروه به كمال ممكن برسند. 7⃣نوع انسان نيازمند به وسايل و صنايع و علوم است؛ رهبران الهى مى توانند بنيانگذار و محرك انسانها در وصول به اين هدف گردند. 8⃣مراتب اخلاق در انسانها متفاوت است، و براى پرورش اين فضايل تنها راه، رهبران پاك و معصوم الهى هستند. 9⃣پيشوايان الهى از ثواب و عقاب و پاداش و كيفر الهى در برابر طاعت و گناه، آگاهى كامل دارند، و هنگامى كه ديگران را از اين امور آگاه كنند، انگيزه نيرومندى براى انجام وظايف در آنان پيدا مى شود. [۱] 🔹با توجه به اينكه چيزى جز استمرار خط نبوت نيست، غالب اين فلسفه ها در مورد (عليهم السلام) نيز ثابت است. در قرآن مجيد تمام اين امور و حتى فراتر از آن در سه عنوان خلاصه شده است. تعليم و تربيت و قيام به قسط كه در آيات متعددى به آن اشاره شده است. در يكجا درباره فلسفه قيام پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) مى فرمايد: «هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى الاُمِّيينَ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُم الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ اِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى ضلال مُبين؛ [جمعه، ۲] او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده، رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنان مى خواند و آنها را تزكيه مى كند و به آنان كتاب [قرآن] و حكمت مى آموزد و مسلّماً پيش از آن در گمراهى آشكار بودند». 🔹در اينجا به مسأله تعليم و تربيت كه اهم مقاصد انبياء و امامان معصوم است اشاره شده و در جاى ديگر می‌فرمايد: «لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لَيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ؛ [حدید، ۲۵] ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و به آنها كتاب [آسمانى] و ميزان [شناسايى حق از باطل و قوانين عادلانه] نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند». در اينجا به مسأله عدالت اجتماعى و قيام به قسط كه زمينه ساز تعليم و تربيت صحيح است اشاره شده است. ... پی نوشت؛ [۱] كشف المراد، علامه حلى‏، تصحيح و تحقيق و تعليقات از آيت الله حسن زاده آملى‏، مؤسسة النشر الاسلامى‏،‏ چ ۴، ص ۳۴۶ (المسألة الأولى فی حسن البعثة - با كمى تلخيص و اقتباس). 📕پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلا و دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه، چ ۶، ج ۹، ص ۳۴ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️مهارت های ضروری در سبك زندگی اسلامی (بخش اول) 💠مهارت ها، معجون کار و دانش 🔹 بر آن است تا بسازد. از اين رو، کتاب هدايت است و هر چند که در آن، از علوم و معارف بسياری سخن به ميان آمده است، اما همه آن ها در راستای قرآن است. اگر آيات قرآنی گاه به توصيف چيزى چون نيکی می پردازد، با سبک و سياق خاصی به طرح موضوع می پردازد، تا نشان دهد که يک کتاب آموزشی صرف نيست، بلکه هدف آن و آدمی است. به عنوان نمونه خداوند در آيه ۱۷۷ سوره بقره بر آن است تا «بر» و را معنی و توصيف کند، ولی در نهايت به توصيف «بار» يعنى نيکوکار می انجامد. 🔹خداوند در این آیه می فرماید: [ترجمه آیه:] « این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه [واقعی و کامل، که شایسته است در همه امور شما ملاک و میزان قرار گیرد، منش و رفتار و حرکات] کسانی است که به و روز و فرشتگان و و پیامبران آورده اند، و و ثروتشان را با آنکه دوست دارند به و یتیمان و و در راه ماندگان و سائلان و [در راه آزادی] بردگان می دهند، و را [با همه شرایطش] برپای می دارند، و می پردازند، و چون بندند به پیمان خویشند، و در و تهیدستی و و بیماری و هنگام جنگ شکیبایند؛ اینانند که [در دین داری و پیروی از حق] راست گفتند، و اینانند که ». 🔹در اين آيه به جای توصيف و تعريف نيکی، معرفی می شود، زيرا هدف بيان يک مجموعه اصول اخلاقی صرف، مانند کتب علم اخلاق نيست، بلکه و انسان اخلاقی است. از اين رو محور مباحث را قرار مى دهد و می گويد آن است که شخص به خدا، روز جزا، فرشتگان، کتاب و پيامبران ايمان بياورد و مالی را که دوست و نياز دارد به خويشان و يتيمان و مانند آن ها انفاق کند و کارهای ديگرى انجام دهد که در آيه آمده است. 🔹خداوند به صراحت در و فلسفه آن را و دانسته است. (بقره، آيات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آيه ۱۶۴؛ جمعه، ۲) بنابراين، آنچه مهم است همان اتمام و است که خدا و پيامبر (صلی الله علیه و اله) بر آن تاکيد دارند؛ چرا که انسان بدون روشی که خداوند به عنوان ارائه داده و بدون تصرفات (صلی الله علیه و آله) و (علیم السلام) نمی تواند به دست يابد و خودش را پاک و پاکيزه از نواقص و عيوب کرده و به بايسته و شايسته بيارايد. (نور، آيه ۲۱) 🔹از همين آموزه های وحيانی قرآنی به سادگی دانسته می شود که با و ، شدنی است، زيرا انسان با و معرفت، حقايق را دريافت کرده و با کار و تلاش آن را در خود می کند و علم و دانش را جزو جوهر ذات خويش قرار مى دهد. بر آن است تا هايی را به انسان بياموزد که با آن خود را به برساند و نواقص و را از خود برطرف سازد. 🔹البته برخی از مهارت ها در زندگی انسانی بسيار مهم و اساسی است و بايد انسان بيشتر به آنها توجه يابد و در کسب و تحصيل آن ها بکوشد. اين موجب می شود تا ، آسان تر و نیکوتر باشد، و بهتر بتواند به و مقاصد خودش برسد. بر آن است که اين را آموخته و در سرشت آدمی نهادينه شود. در بخش های بعدی این نوشتار به بیان برخی از مهارت هايی که در زندگی، کسب آنها ضرورت دارد خواهیم پرداخت. ... برگرفته از روزنامه كيهان، شماره ۲۱۲۰۴، ص ۸ (معارف) منبع؛ وبسایت پژوهه @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️آيا عامل بودنِ شخصِ آمر و ناهى از شرايط لازم براى «امر به معروف» و «نهى از منكر» است؟ 🔹 (علیه السلام) در پایان خطبه ۱۷۵ به نكته مهمی اشاره مى كند و آن اینکه اگر من اجراى كارى را به شما پيشنهاد مى كنم، خودم در اجراى آن پيشگامم؛ ميفرمايد: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنِّي، وَ اللهِ، مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا، وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا» (اى مردم، به خدا سوگند! من شما را به هيچ ترغيب نمى كنم، مگر اينكه خودم پيش از شما به آن مى نمايم، و شما را از هيچ باز نمى دارم، مگر اينكه خودم پيش از شما از آن دورى مى جويم). 🔹گرچه عامل بودنِ شخصِ و از شرايط لازم براى و نیست، همانگونه كه در كلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلُوهُ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ إِنْ لَمْ تَجْتَنِبُوهُ كُلِّهِ» [۱] ( کنید، هر چند خودتان به آن عمل نكرده باشيد، و كنيد هر چند از تمام منكرات اجتناب نكرده باشيد)، ولى به يقين اگر ، پيش از ديگران به آنچه مى گويد كند، «تأثير كلام» او فوق العاده خواهد بود؛ زيرا «تأثيرِ عميقِ‌ سخن»، هنگامى است كه از دل برآيد، در اين صورت، لاجرم بر دل نشيند. 🔹 هنگامى باور مى كند كه سخن گوينده از دل برآمده كه آن را در وى مشاهده كند؛ به همين دليل پيشوايان بزرگ دين، (صلی الله علیه و آله) و (عليهم السلام) و پويندگان راه آنها هميشه از اين روش پيروى مى كردند؛ در در صفوفِ نخست جاى مى گرفتند و در از همه بيشتر تلاش مى كردند، تا آنجا كه «قرآن مجيد» گاه به (صلی الله علیه و آله) هشدار مى دهد كه اين همه خود را براى عبادت به زحمت نيفكند: «طه - مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» [۱]  🔹و (علیه السلام) در يكى از فرمایشاتش مى فرمايد: «كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اِتَّقَيْنَا بِرَسُولِ اللهِ فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبُ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ» [۲] (هرگاه آتش جنگ، سخت شعله ور مى شد ما به رسول خدا پناه مى برديم و در آن ساعت، هيچ يك از ما نزديكتر از او به دشمن نبود). و مى دانيم اگر (علیه السلام) مردم را در خطبه هاى «نهج البلاغه» دعوت به در دنيا و بى اعتنايى به زرق و برق آن مى كند، خود سرآمد زاهدانِ روزگار است و سراسر زندگانى او گواه و شاهد بر زهدِ بى مانند اوست. 🔹اگر پيشوايان كشورهاى اسلامى در اين مسير حركت داشته باشند، يعنى خود و بستگان و اطرافيانشان پيش از ديگران به قوانين عمل كنند، به يقين تأثير و نفوذ سخنانشان در توده هاى مردم بسيار زياد خواهد بود. پی نوشت‌ها؛ [۱] كنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، متقی هندی، بيروت، چ ۵، ج ۳، ص ۱۴۱، ح ۵۵۲۲ (اين سخن يك نكته روانى دارد و آن اينكه هرگاه انسان ديگران را به خوبى‌ها دعوت كند و از بدى ها باز دارد و خودش عمل نكند، در پيش وجدان خويش شرمنده می‌شود و اين شرمندگى او را به سوى نيكى ها و پرهيز از بدى ها دعوت مى كند). [۲] نهج البلاغة، صبحی صالح، هجرت‏ چ اول، ص ۵۲۰، ح ۹ 📕پيام امام اميرالمؤمنين (ع)‏، مكارم شيرازى، ناصر، دارالكتب الاسلاميه‏، چ اول‏، ج ۶، ص ۳۵۸ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️در غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه اسراری نهفته است؟ (بخش سوم) 🔸 (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از امورى است که به تنهایى از کشف همه آن ناتوان است، و پیوسته قرار گرفته، و فکرها را مشغول نموده است؛ ولى باید توجّه داشت که براساس برخى ، علّت و فلسفه واقعى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سرّى از است. در ادامه‌ی این نوشتار مواردی از ، که در روایات به آنها اشاره شده است بیان می‌گردد؛ 2⃣بیم از کشته شدن 🔹زراره گوید: ‏(علیه السلام) فرمود: «برای (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قبل از ظهورش است»؛ پرسیدم: چرا؟ فرمود: «یخاف علی نفسه الذبحة»؛ (بر جانش از بیم دارد). حضرت همواره در معرض بوده و هست؛ زیرا که در طول دوران اسلامی حکم رانده‏اند (عباسیان، عثمانیان و غیر آنان از کسانی که به ویژه در خاورمیانه حکومت نموده ‏اند) بیشترین تلاش و کوشش خود را صرف پایان بخشیدن به زندگانی ‏ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‏نمودند؛ 🔹خصوصا پس از آن که می‏دانستند که حضرت، همان کسی است که تخت های و جور را متزلزل نموده، در هم خواهد شکست؛ و همان کسی است که هستی را و از استیلاء آنان بر بندگان خدا و کشورها جلوگیری خواهد کرد. هیچ یک از به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، بلکه ‏ های این امت آنان را به رساندند، با این که می‏دانستند بشارت‏ها و اخباری که راجع به ‏ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وارد شده، درباره آنان (یازده امام‏ علیهم السلام) وارد نشده است. 🔹مثلا درباره هیچ یک از ائمه ‏(علیهم السلام) حتی یک حدیث‏ به این مضمون وارد نشده که دنیا را از عدل و داد پر خواهد ساخت، و بر تمام جهان حکم خواهد راند، و تمام وسایل پیروزی و ظفر برای وی فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس (عجل الله تعالی فرجه الشریف). با چنین خبرهایی، و ستم در قبال شخصیتی بزرگ که می‏خواهد و ستم را از بین برده و و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روی دست نگذاشته و سکوت نمی‏کردند، و همواره مترصد کشتن چنین انسانی بودند. ... منبع: راسخون به نقل از وبسایت عصر انتظار @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️از ديدگاه امام علی (علیه السلام) «انسان های گمراه» چه اوصافی دارند؟ 🔹 (عليه السلام) در بخشی از خطبه ۱۵۳ «نهج البلاغه»، از سخن مى گويد و چهار وصف از اوصاف آنها را بيان مى دارد، مى فرمايد: «وَ هُوَ فِی مُهْلَةٍ مِنَ اللهِ يَهْوِی [۱] مَعَ الْغَافِلِينَ، وَ يَغْدُو مَعَ الْمُذْنِبِينَ، بِلَا سَبِيلٍ قَاصِدٍ، وَ لَا إِمَامٍ قَائِدٍ» (او [انسان گمراه] در اين چند روزى كه به او داده [تا با اعمال صالح، سعادت جاويدان را براى خود فراهم سازد] پيوسته با به سوى مى رود و همه روز با به سر مى برد، بى آنكه در طريقى گام نهد كه او را به برساند، يا برگزيند كه قائد و راهنماى او باشد). 🔹آرى! او در اين چهار امر خلاصه مى شود، با همراه بودن و كردن و با همنشين شدن، از راه راست حركت نكردن و برنگزيدن. تعبير به «امام قائد» ممكن است اشاره به (عليهم السلام) باشد، يا هر پيشواى عالم و با تقوايى كه پيرو معصومين (عليهم السلام) است و در هر حال، نقش «رهبرى صالحان» را در و نجات انسان ها مشخص مى كند؛ همان گونه كه نقش «همنشينى با غافلان و گنهكاران» را در و سقوط انسان روشن مى سازد. پی نوشت: [۱] «يهوى» از ماده «هوى» (بر وزن تُهى) در اصل به معناى سقوط كردن از بلندى است و «هوى» (بر وزن هوا) به معناى تمايل به چيزى است و معمولا در مورد تمايلات نفسانى به امور باطل به كار مى رود و در جمله بالا به همان معناى اوّل است؛ يعنى شخص دنياپرست همراه غافلان در وادى بدبختى سقوط مى كند. 📕پيام امام اميرالمؤمنين (ع)‏، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، چ اول‏، ج ۶، ص ۶۳ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️قوای نفسانی (بخش دوم و پایانی) 🔸 دارای قوای سه گانه ، و است که هر يک تأمين بخشی از نيازهای انسان را بر عهده دارند. همه قوای بشری برای حکمت و غرض و هدفی آفريده شده اند و هر کدام سهم بسزایی برای رساندن به کمال مطلوبش دارند؛ آنچه مهم است جهت دادن و تربيت کردن و شکوفا نمودن اين قواست، به گونه ای که هر کدام نقش خود را به شکل بايسته و شايسته در ترقی و تعالی انسان ايفا کنند. در این بخش به راه ايجاد اعتدال در قوا و شیوه های عملی آن می‌پردازیم. 💠«راه ايجاد اعتدال در قوا» 🔹برای اين قوا بايد همه آنها را «تحت تدبير و کنترل عقل و شرع» در آورد. در روايات معتبری که از (عليهم السلام) رسيده است، مطالب ارزنده ای در اين خصوص وجود دارد. 💠«شيوه های عملی ايجاد اعتدال» 🔹مراعات اموری که در ادامه آورده می‌شود، برای کمک به عقل و ايجاد بستر مناسب برای تعديل قوا مفيد است: ۱) همنشينی با و معاشرت با کسانی که از برخوردارند و نيز اجتناب و پرهيز از همنشينی با و کسانی که دارای اخلاق زشت و ناپسند هستند؛ زيرا معاشرت با هرکس قويترين انگيزه برای خو گرفتن به صفات و اخلاق اوست. ۲) به کار بردن قوا در راه کسب و مواظبت و مداومت بر اعمال و افعالی که آثار و نتايج آن، تحصيل فضايل است؛ همچنان که اگر کسی بخواهد ملکه جود و سخاوت را در خود حفظ کند، بايد مال و بذل و بخشش را همواره ادامه دهد و بر ، در زمانی که به طرف بخل و امساک می‌رود، تسلط داشته باشد. 🔹۳) بايد هنگام اقدام بر هر عملی، و نمايد و مواظب باشد که هيچ کاری را بدون توجّه به آثار آن انجام ندهد و در صورت روی آوردن به ، خود را و تأديب نمايد. ۴) از ديدن و شنيدن و تخيل آن چه و را بر می انگيزد به شدت پرهيز نمايد، و زمانی که بالطبع آن دو قوه به جنبش در آمدند، در بهره گيری از آن به اندازه ای که طبيعت بشری اقتضا می‌کند اکتفا نمايد و از آنچه به سلامت تن و روان او صدمه وارد می‌کند پرهيز نمايد؛ البته ملاک و معيار بهره گيری معتدل از اين قوا، و است. ۵) بايد خود را با جستجو و بررسی و محاسبه به دست آورد و پس از آگاهی، در ريشه کن ساختن آن کوشش فراوان نمايد. در مجموع، بايد با و تکرار عمل اخلاقی، از اين که در این نوشتار بدانها پرداخته شد، برای تحقق بهره گيرد و زمينه را فراهم نسازد. [۱] پی نوشت؛ [۱] برای مطالعه بيشتر ر.ک: گزيده کتاب جامع السعادات (ملا مهدی نراقی) ترجمه سيد جلال الدين مجتبوی، ص ۶۷ به بعد؛ و روش خودسازی (جمعی از نويسندگان)؛ و اخلاق عملی (مهدوی کنی)، ج۱، و مقالات (محمد شجاعی)، ج۲و۳ نویسنده: رضا رمضانی - اخلاق و عرفان، ص ۷۴ - ۷۸ منبع: وبسایت مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️منظور از «اهل ذکر» در آیه «فاسئلوا أهل الذکر» چه کسانى هستند؟ 🔹خداى متعال در «آیه ۴۳ سوره نحل» مى فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (اگر این موضوع را نمى دانید بروید و از اهل اطلاع بپرسید). به معنى آگاهى و اطلاع است و مفهوم وسیعى دارد، که همه آگاهان و اهل اطلاع را در زمینه هاى مختلف، شامل مى شود، و اگر بسیارى از مفسرین «اهل ذکر» را در اینجا به معنى علماى اهل کتاب تفسیر کرده اند نه به این معنى است که، مفهوم محدودى داشته باشد، بلکه در واقع از قبیل تطبیق کلى بر مصداق است. 🔹در روایات متعددى که از ناحیه (علیهم السلام) وارد شده، مى خوانیم: اهل ذکر (علیهم السلام) هستند، از جمله در روایتى از (علیه السلام) که در پاسخ سؤال از آیه فوق فرمود: «نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ» [۱] (ما ، و از ما باید سؤال شود). و در روایت دیگرى (علیه السلام) در تفسیر همین آیه فرمود: «الذِّکْرُ الْقُرْآنُ، وَ آلُ الرَّسُولِ أَهْلُ الذِّکْرِ، وَ هُمُ الْمَسْئُولُونَ» [۲] (، قرآن است، و اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله) ، و از آنها باید سؤال کرد). 🔹در بعضى دیگر مى خوانیم: «ذکر» شخص (صلى الله علیه و آله) است و او «اهل الذکر» هستند. [۳] روایات متعدد دیگرى نیز به همین مضمون رسیده است. در بسیارى از تفاسیر و کتب اهل سنت، نیز روایاتى به همین مضمون مى خوانیم از جمله در تفسیرهاى دوازده گانه معروف اهل سنت از «ابن عباس» در ذیل آیه فوق چنین نقل شده که: «هُوَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (علیهم السلام) هُمْ أَهْلُ الذِّکْرِ وَالْعِلْمِ وَ الْعَقْلِ وَ الْبَیانِ» (اینان محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) هستند آنها ، و اهل علم و عقل و بیان اند). 🔹این نخستین بار نیست ما در روایاتى که در تفسیر آیات قرآن وارد شده، بیان مصداق هاى معینى را مى بینیم که مفهوم وسیع آیه را هرگز محدود نمى کند؛ و همان گونه که گفتیم: به معنى هر گونه آگاهى و یادآورى و اطلاع است، و ، آگاهان و مطلعین را در همه زمینه ها در برمى‌گیرد. ولى، از آنجا که نمونه بارز یادآورى و علم و آگاهى است به آن اطلاق شده و همچنین شخص (صلى الله علیه و آله) نیز مصداق روشن «ذکر» است. 🔹به همین ترتیب که اهل بیت او و وارث علم او هستند، روشن ترین مصداق «اهل الذکر» اند. ولى، قبول این مسأله هیچگونه منافاتى با عمومیت مفهوم آیه و همچنین مورد نزول آن ـ که دانشمندان اهل کتاب اند ـ ندارد، و به همین دلیل علماى اصول و فقهاى ما در مباحث مربوط به «اجتهاد و تقلید» و پیروى ناآگاهان در مسائل دینى از آگاهان و مجتهدین به این آیه استدلال کرده اند. پی نوشت‌ها؛ [۱] تفسیر «نور الثقلین»، ج۳، ص۵۵ و ۵۶ [۲] همان مدرک [۳] همان مدرک 📕تفسیر نمونه، آيت الله العظمی مکارم شيرازى، دارالکتب الإسلامیه، چاپ بیست و هفتم، ج ۱۱، ص ۲۷۰ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️«اولی الامر» به اعتقاد علمای شیعه و اهل سنت چه کسانی هستند؟ 🔹خداوند در «آیه ۵۹ سوره نساء» می فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ اِلَی اللهِ وَ الرَّسُولِ اِنْ کُنْتُمْ تُوْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ اَحْسَنُ تَاْویلاً» 🔹[ترجمه آیه شریفه:] (اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر [خدا] و خود را. و هر گاه در امرى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر باز گردانید [و از آنها داورى بطلبید] اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این [کار براى شما] بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است). 🔹اينكه منظور از چه كسانى هستند كه اطاعت آن ها هم رديف اطاعت خدا و پيامبر (صلى الله عليه و آله) شمرده شده است در ميان مفسران گفتگو است. مفسران و علماى شيعه و پيروان مكتب اهل بيت (عليهم السلام) همگى اتفاق نظر دارند كه منظور از «اولى الامر» (عليهم السلام) هستند، 🔹كه «رهبران معنوى و مادى جامعه اسلامى در تمام شئون زندگى و حيات اند»، و غير آنها را شامل نمى شود؛ چرا كه اطاعت بى قيد و شرط كه در آيه شريفه آمده و هم رديف «اطاعت خدا و پيامبر» (صلى الله عليه و آله) شمرده شده است، تنها درباره تصور مى شود، و اما كسان ديگرى كه اطاعت آنها لازم است همواره محدود به حدود و مقيد به قيودى است، و هرگز اطاعت مطلق در مورد آنها وجود ندارد، و اين مسأله واضح است. 🔹اين در حالى است كه مفسران و علماى اهل سنّت در معنى اختلاف زيادى دارند؛ بعضى آن را به معنى صحابه، و بعضى به فرماندهان لشگر و بعضى به خلفاى چهارگانه تفسير كرده اند. آنها هيچ دليل روشنى براى اين تفسيرهاى سه گانه بيان نكرده اند. 📕پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلا و دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ش، چ ششم، ج ۹، ص ۵۴ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️منظور از «اهل ذکر» در آیه «فاسئلوا أهل الذکر» چه کسانى هستند؟ 🔹خداى متعال در «آیه ۴۳ سوره نحل» مى فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ». (اگر این موضوع را نمى دانید بروید و از بپرسید). به معنى آگاهى و اطلاع است، و مفهوم وسیعى دارد، که همه آگاهان و اهل اطلاع را در زمینه هاى مختلف، شامل مى شود، و اگر بسیارى از مفسرین «اهل ذکر» را در اینجا به معنى علماى اهل کتاب تفسیر کرده اند نه به این معنى است که، مفهوم محدودى داشته باشد، بلکه در واقع از قبیل تطبیق کلى بر مصداق است. 🔹در روایات متعددى که از ناحیه (علیهم السلام) وارد شده، مى خوانیم: اهل ذکر (علیهم السلام) هستند؛ از جمله در روایتى از (علیه السلام) که در پاسخ سؤال از آیه فوق فرمود: «نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ». [۱] (ما هستیم، و از ما باید سؤال شود). و در روایت دیگرى (علیه السلام) در تفسیر همین آیه فرمود: «الذِّکْرُ الْقُرْآنُ، وَ آلُ الرَّسُولِ أَهْلُ الذِّکْرِ، وَ هُمُ الْمَسْئُولُونَ». [۲] (ذکر، است، و اهل ذکرند، و از آنها باید سؤال کرد). 🔹در بعضى دیگر مى خوانیم: «ذکر» شخص (صلى الله علیه و آله) است و او «اهل الذکر» هستند. [۳] روایات متعدد دیگرى نیز به همین مضمون رسیده. در بسیارى از تفاسیر و کتب اهل سنت، نیز روایاتى به همین مضمون مى خوانیم از جمله در تفسیرهاى دوازده گانه معروف اهل سنت از «ابن عباس» در ذیل آیه فوق چنین نقل شده که: «هُوَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (علیهم السلام) هُمْ أَهْلُ الذِّکْرِ وَالْعِلْمِ وَ الْعَقْلِ وَ الْبَیانِ». (اینان محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) هستند آنها اهل ذکر، و اهل علم و عقل و بیان اند). 🔹این نخستین بار نیست ما در روایاتى که در تفسیر آیات قرآن وارد شده، بیان مصداق هاى معینى را مى بینیم که مفهوم وسیع آیه را هرگز محدود نمى کند؛ و همان گونه که گفتیم: به معنى هر گونه آگاهى و یادآورى و اطلاع است، و ، آگاهان و مطلعین را در همه زمینه ها در برمى‌گیرد. ولى، از آنجا که نمونه بارز یادآورى و علم و آگاهى است به آن اطلاق شده و همچنین شخص (صلى الله علیه و آله) نیز مصداق روشن «ذکر» است. 🔹به همین ترتیب که اهل بیت او و وارث علم او هستند، روشن ترین مصداق «اهل الذکر» اند. ولى، قبول این مسأله هیچگونه منافاتى با عمومیت مفهوم آیه و همچنین مورد نزول آن ـ که دانشمندان اهل کتاب اند ـ ندارد، و به همین دلیل علماى اصول و فقهاى ما در مباحث مربوط به «اجتهاد و تقلید» و پیروى ناآگاهان در مسائل دینى از آگاهان و مجتهدین به این آیه استدلال کرده اند. پی نوشت‌ها؛ [۱] تفسیر «نور الثقلین»، ج۳، ص۵۵ و ۵۶ [۲] همان مدرک [۳] همان مدرک 📕تفسیر نمونه، آيت الله العظمی مکارم شيرازى، دارالکتب الإسلامیه، چاپ بیست و هفتم، ج ۱۱، ص ۲۷۰ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel