eitaa logo
اشعار آیینی محمد عابدی
468 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
196 ویدیو
32 فایل
به اصرار هنردوستان و عاشقان ادبیات، برخی از اشعار آیینی اینجانب محمد عابدی در کانال زیر قرار گرفت تا مورد استفاده عزیزان قرار گیرد. 🔰ارتباط با ادمین @Kara_holding
مشاهده در ایتا
دانلود
😭🙏🏻 غزلی به پیشگاه (حسین رفیعی در برنامه جاذبه امام حسین، است) ............... از چشم هایت گرفته تو را هرگز نباید غیر «» گفت تو هم و هم و هم ازین زیباتر آیا می توان گفت!؟ زمین از گردش چشمان تو مست زمان با پلک و مژگان تو همدست که باشم من که از عشقت بگویم!؟ که مدحت را با انس و جان گفت ندیدم داغ و از داغ تو گفتم برایت آنچنان شیون نکردم شکوه و غربت هر روضه ات را به ما در «ناحیه»، گفت با چشم تو شد غرق باران از خنده هایت شد پریشان برایت روضه گودال هم خواند - در گوش تو وقتی اذان گفت به دندانش گرفته شمر، خنجر به رفته، تن را کرده منبر همینکه از دل آمد نمی دانم چه در گوش سنان گفت گلوی از آسمان گفت گلوی از استخوان گفت گلوی غرقِ جگر بود گلوی تو هزاران داستان گفت یکی از آن هزاران داستانت بود و علی بود و علی بود به ما گفتند که پیش پدرها نباید هرگز از داغ جوان گفت یکی از آن هزاران داستانت علی بود و بود و علی بود همان که در میان خیمه تب کرد ولی در شام، از آن سوز خزان گفت یکی از آن هزاران داستانت علی بود و علی بود و بود که روی دست هایت شد کبوتر درون خاک هم از آسمان گفت قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
✋🏻🤦🏻👌🏻 پیشکش به مولایم در شگفت! ................... دارد در شگفتم از ، از و در سختگیر و در صاف و ساده کافران و مشرکان در حیرتند از شور و شینش ، موسی و... باشد اژدهایی یک سرش ، دیگر سرش تیغه‌اش، برق نگاه حضرت و رعد آن، ... که باشد آسمان‌ها زیر دِینش دسته‌اش یعنی ، آن رشیدی که جهانی را شِفا بخشیده، و خنجری شد در ، زِین اَبش بود زینِ اسبِ شامیان شد واژگون با نُطق زِینش ، انگوری از بود و رسیدند زائران از و و تا کجا تاریخ را می‌خواهی ای عالَِم بگردی!؟ قبل تو گشتند خیلی‌ها... نخواهد آمد عینش! را نگیر از ما...! بگیر از ما خدایا هرچه که دوری می‌اندازد میان ما و بینش قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
🙏🌷 به پیشگاه (ص) ................... عزتت انداخت روی خاک، عُزّیٰ را طاق شد از اتفاقت طاقت کسریٰ از سراب جهل، دنیا مست بود و در توهّم تا که رد شد از ، ! کهکشانِ راه شیری را تماشا می‌کند ماه در شب چشمِ شبان کوکب صحرا: «»! اول و آخر ، ظاهر و باطن صورت و سیرت ، واژه و معنا روی او ، خنده هایش قبله ی ، سوره اِسرا آیه ی در آیینه ی چشمش نشست و را دید در آن عالَم بالا را کرد او زنده به گور و تا می آمد ، می شد بلند از جا کوچه ها عطر سلامت را به خاطر دارد اما کوچه ها با تو چه کردند و گلت ... !؟ در روشنگری کردی، به گفتی گاه در ظلمت، جهانی می شود پیدا در حیاتش کم ندارد، در مماتش غم ندارد هر که باشد با و... هر که باشد با در تبسم های تو و و دیدند و اگر گفتند از تو «» تو در به پا کرد پل زدی دیروز را با حال و با فردا ظلم و ظلمت می رود از بین با پرچمت گل می کند بر ، تا اشارت های ابرویت چراغ سبز باشد دل کبوتر می شود بر گنبد خضرا دل به «» می رود از نام زیبایت، به ویژه این اواخر تا به گوشم می خورد «»! بر تو و بر والدین خود درودی می فرستم هر زمانی که صدایم می زنند: قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
🖤😭 تقدیم به و نیش ............... به به هرچه به هرکه پاشید بر دل‌ها آری دارد را فدای حرص خود کردند این گرگ‌های لانه کرده در لباس میش رو کرد دست این جماعت را با هرچند می‌شناخت این قوم را از پیش اینگونه شد که گونه‌ی به حرف آمد از مشت نامردان، که بودند از بیش ای کاش باشد ، قصه یا اهل منزل را نکرده باشد او از خجالت شد در آن خراب‌آباد خورشید، بود و شد از شعله‌ها دل ریش پر از زهر است از مسمارِ مثل مار اینطور می‌پیچد اگر در بسترش بر خویش در خواب، به شکل عقربی، شب‌ها تا صبح می‌زد دست و پای را نیش بعد از غروب ، چاه است و ماه چاه هم‌صحبت و هم‌سفره و همزاد یک قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
🌷🙏🏻 پیشکش به (س) بود ................ طور بود و طور بود و طور بود نور بود و نور بود و نور بود هستی از درک حضور دور بود و دور بود و دور بود چشم ها وقت هبوطش بر زمین کور بود و کور بود و کور بود در زمین، حوراء و در مُلکِ بهشت حور بود و حور بود و حور بود با همه بیگانه و با جور بود و جور بود و جور بود قصه ی شیرینشان در پرده ی شور بود و شور بود و شور بود اینکه زود از دست پر کشید زور بود و زور بود و زور بود عاقبت گهواره ی آرامشش گور بود و گور بود و گور بود قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
🙏🏻🌹 به مناسبت عطش‌باران ............... او برای تن عالَم، است آسمان است که در قلب زمین، مهمان است و باشد است نگاهش، عطشش باران است شاعران دست به دامان قلم‌ها شده اند ریسه در ریسه، شب شهر، است ، شده نورُ علیٰ نور، ببین آمده و جهان تابان است بود و به وقت خوابش لای‌لای پسر فاطمه‌ها است و ، عطشش را دارند او شراب است و دهانش، چقدَر میخانه ست! خنده به لب دارد و گریه ذوق‌زده، دور سرش حیران است آنقدَر شوق به لب‌های آمد که روی بازوی او، جای دو سه دندان است آمد به طوافِ شبِ گهواره او پرِ قنداقه‌ی این ، عجب درمان است قصه‌ی پیرهنش، از دل گذشت گفت با گریه که او است قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @pelak15
🖤😭 تقدیم به و نیش ............... به به هرچه به هرکه پاشید بر دل ها آری دارد را فدای حرص خود کردند این گرگ های لانه کرده در لباس میش رو کرد دست این جماعت را با هرچند می شناخت این قوم را از پیش اینگونه شد که گونه ی به حرف آمد از مشت نامردان، که بودند از بیش ای کاش باشد ، قصه یا اهل منزل را نکرده باشد او از خجالت شد در آن خراب آباد خورشید، بود و شد از شعله ها دل ریش پر از زهر است از مسمارِ مثل مار اینطور می پیچد اگر در بسترش بر خویش در خواب، به شکل عقربی، شب ها تا صبح می زد دست و پای را نیش بعد از غروب ، چاه است و ماه چاه هم صحبت و هم سفره و همزاد یک قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
🖤😭 تقدیم به و نیش ............... به به هرچه به هرکه پاشید بر دل ها آری دارد را فدای حرص خود کردند این گرگ های لانه کرده در لباس میش رو کرد دست این جماعت را با هرچند می شناخت این قوم را از پیش اینگونه شد که گونه ی به حرف آمد از مشت نامردان، که بودند از بیش ای کاش باشد ، قصه یا اهل منزل را نکرده باشد او از خجالت شد در آن خراب آباد خورشید، بود و شد از شعله ها دل ریش پر از زهر است از مسمارِ مثل مار اینطور می پیچد اگر در بسترش بر خویش در خواب، به شکل عقربی، شب ها تا صبح می زد دست و پای را نیش بعد از غروب ، چاه است و ماه چاه هم صحبت و هم سفره و همزاد یک قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
✋🏻🤦🏻👌🏻 پیشکش به مولایم در شگفت! ................... دارد در شگفتم از ، از و در سختگیر و در صاف و ساده کافران و مشرکان در حیرتند از شور و شینش ، موسی و... باشد اژدهایی یک سرش ، دیگر سرش تیغه‌اش، برق نگاه حضرت و رعد آن، ... که باشد آسمان‌ها زیر دِینش دسته‌اش یعنی ، آن رشیدی که جهانی را شِفا بخشیده، و خنجری شد در ، زِین اَبش بود زینِ اسبِ شامیان شد واژگون با نُطق زِینش ، انگوری از بود و رسیدند زائران از و و تا کجا تاریخ را می‌خواهی ای عالَِم بگردی!؟ قبل تو گشتند خیلی‌ها... نخواهد آمد عینش! را نگیر از ما...! بگیر از ما خدایا هرچه که دوری می‌اندازد میان ما و بینش قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
✊🏻🤦🏻 برای و که مدام از دم می‌زنند نمی‌فهمد ................ این جماعتِ کودن، کود را نمی‌فهمد تا کمر شده تا و کودتا نمی‌فهمد زنده‌باد می‌گوید، مرده‌باد می‌گوید اسکناس وقتی هست، او خدا نمی‌فهمد با نماز، بیگانه‌‌ست از قنوت بیزار است دست او به قدّاره‌ست، پس دعا نمی‌فهمد کوفه‌ی دو رنگ اینجاست، انتخابِ ننگ اینجاست آنکه شد نمی‌فهمد این جماعتِ سرخوش، در پی رضاست ولی فرق این را با آن نمی‌فهمد گنده و بزرگِ این، جمع ساده «» است است! فهمیدی که چرا نمی‌فهمد!؟ عده‌ای کماکان باز، آرزویشان است هرکه آن هوا دارد این هوا نمی‌فهمد 🤏🏻 هرکه در پی غرب است یا سِبیل او چرب است است و یا نمی‌فهمد! قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
🙏🌷 به پیشگاه (ص) ................... عزتت انداخت روی خاک، عُزّیٰ را طاق شد از اتفاقت طاقت کسریٰ از سراب جهل، دنیا مست بود و در توهّم تا که رد شد از ، ! کهکشانِ راه شیری را تماشا می‌کند ماه در شب چشمِ شبان کوکب صحرا: «»! اول و آخر ، ظاهر و باطن صورت و سیرت ، واژه و معنا روی او ، خنده هایش قبله ی ، سوره اِسرا آیه ی در آیینه ی چشمش نشست و را دید در آن عالَم بالا را کرد او زنده به گور و تا می آمد ، می شد بلند از جا کوچه ها عطر سلامت را به خاطر دارد اما کوچه ها با تو چه کردند و گلت ... !؟ در روشنگری کردی، به گفتی گاه در ظلمت، جهانی می شود پیدا در حیاتش کم ندارد، در مماتش غم ندارد هر که باشد با و... هر که باشد با در تبسم های تو و و دیدند و اگر گفتند از تو «» تو در به پا کرد پل زدی دیروز را با حال و با فردا ظلم و ظلمت می رود از بین با پرچمت گل می کند بر ، تا اشارت های ابرویت چراغ سبز باشد دل کبوتر می شود بر گنبد خضرا دل به «» می رود از نام زیبایت، به ویژه این اواخر تا به گوشم می خورد «»! بر تو و بر والدین خود درودی می فرستم هر زمانی که صدایم می زنند: قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
🌺🪴💐🎇👑 برای (عج) و ایشان پیدای پنهان ...................... چه دریازاده‌ای به‌به! شکوه ماه، پیدا شد چه آقازاده‌ای به‌به! زمین غرق تماشا شد چه دارد بر سر شانه!؟ هزاران موجِ سبزاسبز که هر یک رود شد پیغمبری در قلب صحرا شد زمینِ تشنه... لب تر کرد، از آن شال بهارینش درختان جان گرفتند و کویر مرده، دریا شد صدای بلبل آمد از بیابان‌های هوا آبی‌تر از آبی، زمین یک باغ زیبا شد قدم زد در زمین و در زمان، در آسمان‌ حتی! قدمگاهش هزاران و و شد همینکه بر سر بابا نماز میّتش را خواند به خود گفتند پیران!؟ کودکی دیگر، شد ولی این بار باید زنده می‌شد یک جهان با او چه شد اما شد!؟ ندانستند قدرش را که تفسیرِ شب قدر، اوست بمیرم که شبیه ، او نیز تنها شد چنانکه مادرش از خلق پنهان ماند ـ حضورش آشکارا و ظهورش یک معما شد نصیب او نبود از ما به جز و از او هم ، قسمت ما شد فراقش آسمان را کشت ما که جای خود داریم الهی بشنویم این جمعه، رو به او وا شد قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15