eitaa logo
کانال ذاکر و شاعر کربلایی مرتضی شاهمندی
3.6هزار دنبال‌کننده
109 عکس
108 ویدیو
7 فایل
ادمین @Abcefghi
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ بیست و نهم جمادی الثانی شهادت حضرت ام کلثوم (سلام‌الله‌علیها) بیست و نهم جمادی الثانی سال ۶۱ هجری قمری دومین عمه بزرگوار اهل بیت (علیهم السلام) و امیرالمؤمنين (علیه‌السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)، (سلام‌الله‌علیها) بر اثر که بنی امیه ملعون به ایشان دادند و از اثرات تازیانه‌ها و شلاق‌ها در راه اسارت به رسیدند، (سلام‌الله‌علیها) در سال ۷ هجری قمری به آمدند، مبارکشان بود و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) ایشان را به کنیه دادند، در و ایشان همین بس که والا مقام حضرت صدیقه کبری (سلام‌الله‌علیها) و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است، و در دامان چنین پدر و مادری رشد نموده‌اند، روزی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و برادرشان حضرت جعفر طیار (علیه‌السلام) نگاهی کرده و فرمودند: "نَظَرَ النَّبِیُّ إِلَی أَوْلَادِ عَلِیٍّ وَ جَعْفَرٍ فَقَالَ بَنَاتُنا لِبَنِینا وَ بَنُونا لِبَنَاتِنا" ما برای و ما برای کنایه ازینکه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و حضرت جعفر طیار (علیه‌السلام) با هم کنند، و البته این روشِ پسر عموها با دختر عموها به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در (علیهم السلام) شده بود، فلذا (سلام‌الله‌علیها) با (علیه‌السلام) و (سلام‌الله‌علیها) با (علیه‌السلام) کردند، صاحب رياحين الشريعة نیز می‌نویسد: (علیه‌السلام) خود (سلام‌الله‌علیها) را به (علیه‌السلام) نمودند، و آنچه در مورد حضرت ام كلثوم (سلام‌الله‌علیها) با حضرت عون بن جعفر (علیه‌السلام) نقل شده از و و است، (سلام‌الله‌علیها) در حضور داشتند و بعد از امام حسين (علیه‌السلام) و اهل بيت و اصحابشان (علیهم السلام) در خواهرشان (سلام‌الله‌علیها) از بانوان و يتيمان محافظت می‌نمود، و حضرت ام کلثوم (سلام‌الله‌علیها) در برادر در مشهور و جانسوز است، پس از كه بانوان به كوفه و شام رفتند، آن حضرت در شهر و ابن زياد ملعون، حضرت ام کلثوم (سلام‌الله‌علیها) در قادسيه و قنسرين، اثر آن حضرت در سيبور و بعلبک، آن حضرت با شمر هنگام ورود به دروازه شام، حضرت ام کلثوم (سلام‌الله‌علیها) در و مراجعت به مدينه، دلالت بر و و آن علیا مخدره دارد، علیا مخدره بی بی (سلام‌الله‌علیها)، پس از بازگشت از و ورود به با دلی پر از غم و اندوه در مصائب کربلا و بر اثر که بنی امیه ملعون به ایشان دادند و از اثرات تازیانه‌ها و شلاق‌ها در راه اسارت به رسیدند و در دمشق گردیدند، اما و عظیمی در حیات و بعد از ممات در سراسر تاریخ بر آن (سلام‌الله‌علیها) بوده است، از معاند و نسبت عمر بن خطاب با حضرت تا جاعلین عصر معاصر که باعث شده همچنان نام (سلام‌الله‌علیها) در شیعیان بماند، بی‌حیاء و بی‌وفا خواسته یا ناخواسته را برای ایشان که زبان گویای این همه نیست، این بانو از بزرگوارش (سلام‌الله‌علیها) به مراتب است، چون در یتیم شدن داشته و طول تاریخ با به ایشان شده است، پر غم (سلام‌الله‌علیها) با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) شد، تقریبا بوده‌اند که به مادر دچار شده و گشتند، بعد از آن پدر مظلومشان و پاره پاره برادر را دیده و بعد را دیدند، و این موجب شده است ایشان نیز همچون خود باشد، مطهر (سلام‌الله‌علیها) در دمشق شام است و در ضریح ایشان ضریح (سلام‌الله‌علیها) نیز قرار گرفته است. منابع: رياحين الشريعة ج ۳ ص ۲۴۴ ، تذكرة الخواص ص ۷۵ ، وقايع المشهور ص ۱۱۰ ، تاج العروس ج ۱۵ ص ۸۱۳ ، المصنف ج ۶ ص ۱۶۴ اللهم عجل لولیک الفرج جهت تسلیت به امام عصر علیه السلام صلوات
در روز بیست و پنجم رجب سال ۱۸۳ هجری قمری (علیه‌السلام) در ۵۵ سالگی به هارون و سندی بن شاهک شدند و به رسیدند، بزرگوارشان امام صادق (علیه‌السلام) بزرگوارشان حضرت حمیده مصفاة الاندلسیة (سلام‌الله‌علیها) می‌باشند، وقتی خلافت به هارون ملعون رسيد (علیه‌السلام) را با از به آورد و از به  ديگر می‌فرستاد، حضرت در مناجات کرده و خداوند را شکر می‌فرمود که جای خلوتی برای دارند، اما در که ملعون به نام سندی بن شاهک یهودی ولدالزنا داشت حضرت کرده و می‌فرمود: يا سَيِّدي نَجِّني‏ من حبسِ‏ هارونَ‏ ... يا مُخَلِّصَ الشَّجرِ من بینِ رملٍ و طينٍ‏ و يا مُخَلِّصَ اللَّبن من بینِ فَرْثٍ وَ دَمٍ‏ و يا مخلصَ الوَلد من بينِ مَشيمَةٍ و رَحِمٍ‏ و یا مخلصَ النار منَ الحديدِ و الحَجر و یا مخلصَ الرُّوحِ من بینِ الأحشاءِ و الأمعاءِ خَلِّصني من يَدِ هارون‏، اى آقاى من، مرا از هارون ... ای كه درخت را از بين گل و شن بيرون مى‏آورى! اى كه شير را از بين مجراى خون و سرگين خارج می‌كنى، اى كه جنين را از ميان رحم و مشيمه خارج می‌کنى! اى كه آتش را از آهن و سنگ بيرون می‌آورى! اى كه روح را از بين امعاء و احشاء خارج می‌كنى! مرا از هارون ، سرانجام به هارون ملعون، سندی بن شاهک ملعون با خرما و آب امام کاظم (علیه‌السلام) را کردند و با زدن امام کاظم (علیه‌السلام) را در ۵۵ سالگی به رساندند، پس از با ، بدن شريف را چهار حمال روی نردبانی بردوش گرفتند، و كسى صدا میزد: هذا إمامُ الرَّفَضَة فاعرِفُوه، اين رافضيان است، مطهر را تا در جسر گذاشتند و گفتند او به مرگ عادی فوت کرده است، شیعیان گفتند مرده و زنده ندارد جلو آمده و از بدن مطهر پرسیدند شما را کردند یا فوت کردید؟ ناگاه صدای بلند شد و فرمودند: قتلا قتلا قتلا، مرا مرا مرا به رساندند، اما این طولانی و مصائب حضرت، بعد از بنی عباس ملعون گناهی از جانب  نیز بوده است، علامه مجلسی: که آنان ترک تقیه نموده و امر را بر همگان کردند به نحوی که هارون (لعنت‌الله‌علیه) از این موضوع به افتاد، نیز بر شیعیان کرد و می‌خواست عظیمی بر سر بیاورد،  (علیه‌السلام) می‌فرمایند: إن الله عزوجل غضب عَلَي الشيعة فخيرني نفسي أوهم فوقيتهم والله بنفسي، براستى عزوجل بر شیعه کرد و مرا کرد که یا فدا شوم یا ، به خدا که با دادن آنها را کردم. منابع: اثباة الهداة شيخ حرعاملی ، كافى ج ۱ ص ۲۶۰ ، عيون اخبار الرضا (علیه‌السلام) ج‏ ۱ ص ۹۳ ، بحارالانوار ج ۴۸ ص ۲۰۶ جهت عرض تسلیت محضر امام زمان صلوات....
بیست و پنجم شوال سال ۱۴۸ هجری قمری شیخ الأئمه (علیه‌السلام) منصور دوانقی ملعون با انگوری زهرآلود گشته و در ۶۵ سالگی رسیدند، (علیه‌السلام) در و دوران شیعه بوده‌اند، عصر امامتشان در و مروانیان و شجره خبیثه بنی امیه ملعون و حکومت بنی العباس ملعون بود، (علیه‌السلام) در حکومت غاصبانه هشام بن عبدالملک، وليد بن يزيد و پسرانش و مروان حمار از بنى اميه و سفاح و منصور دوانيقى از بنی عباس (علیهم لعائن الله) بودند، حضرت زید (علیه‌السلام) و اولاد امام حسن (علیه‌السلام) و آنان و ظلم و جنایات بر سادات و شیعیان نیز در این زمان واقع شده است، با این حال بسیاری از روایات شیعه از (علیه‌السلام) صادر شد و شیعه را با نام مبارک ایشان (علیه‌السلام) نامیدند، یکی از که از اهل بیت (علیهم السلام) ظالمین و ستمگران به کشیده شده امام صادق (علیه‌السلام) است، منصور دوانقی (لعنت‌الله‌علیه) داد به حاکم مدینه، حسن بن زید (لعتت‌الله‌علیه) تا امام صادق (علیه‌السلام) را ، حاكم مدینه نیز به امام صادق (علیه‌السلام) کرد و را به کشید، (علیه‌السلام) به درون رفتند و فرمودند: من پسر ریشه‌های در خاکم، من ابراهيم خليل الله (علیه‌السلام) هستم، روز بعد يكى از شيعيان به محضر (علیه‌السلام) رسید و ایشان را دید، عرض کرد: چرا هستید؟ (علیه‌السلام) فرمودند: دیروز وقتى در دالان زبانه كشيد، با اينكه من در بودم، اما ديدم و شيون کنان، از اين سو به آن سو میروند، به ياد اهل بيت جدم امام حسین (علیهم السلام) افتادم كه به خيمه‌هاى آنها آورد، در حالى كه فرياد میزدند خانه ظالمان را بسوزانيد، منصور (لعنت‌الله‌علیه) شبی به وزیرش ربیع داد که (علیه‌السلام) را بیاورد، ربیع (لعنت‌الله‌علیه) نیز (علیه‌السلام) را در نیمه شب با و برهنه و عبا و با زیاد به دربار او آورد، منصور (لعنت‌الله‌علیه) با وقاحت و بی‌ادبی گفت: ابا جعفر (علیه‌السلام) تو شرم نمی‌کنی که خواهان خلافت هستی و فتنه و آشوب به پا می‌کنی؟ خدا مرا بکشد اگر تو را نکشم، (علیه‌السلام) فرمودند: آنکس که چنین به تو داده ، منصور دوانقی(لعنت‌الله‌علیه) کشید تا (علیه‌السلام) را ، ناگاهان (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را در خود با برهنه دید که فرمودند: قدم از قدم برداری تو را خواهم ، این اتفاق تا سه بار تکرار شد و منصور (لعنت‌الله‌علیه) از منصرف کشتن امام صادق (علیه‌السلام) شد. منابع: مناقب ج ۴ ص ۲۸۰ ، كافى ج ۱ ص ۴۳۷ ، اعلام الوری ص ۵۲۶
هشتم ماه ذیحجه سال ۶۰ هجری قمری (علیه‌السلام) و و ، پس از چهار ماه اقامت در به طرف حرکت کرده و راهی عراق شدند، (علیه‌السلام) در یوم الترویه یعنی هشتم ذیحجه، روزی که حاجیان عازم مناسک حج هستند به همراه اهل‌بیت خود را به قصد ترک کردند، عمرو بن سعید بن عاص خبیث با کثیری به یزید ملعون به قصد امام حسین (علیه‌السلام) وارد شدند، و در زیر احرامشان در کعبه آماده داشتند، (علیه‌السلام) که از قصد آنها مطلع بودند قبل از هتک حرمت حرم الهی و ریختن هر خونی در مسجدالحرام تصمیم گرفتند که شهر را کنند، قبل از حرکت کاروان (علیه‌السلام) بر بام رفته و آتشین انشاء فرمودند: سپاس خدایی که این را به پدر امام حسین (علیه‌السلام) مشرف كرد، جایی كه دیروز خانه بود، و به قدم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) صبحش گردید، ای کافران فاجر آیا بیت خدا را بر نیكوكاران می‌بندید؟ چه كسی به این بیت است از دیگر موجودات؟ و چه كسی نزدیكترین به این خانه است؟ و اگر حكمت‌های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا خانه کعبه به سوی امام حسین (علیه‌السلام) پرواز می‌كرد و قبل از اینكه مردم را لمس كنند، دستان (علیه‌السلام) را استلام می‌كند و می‌بوسد، آیا قومی كه مرگ را در كودكی به بازی می‌گرفتند از کشته شدن می‌ترسانید؟ در حالی كه الان در سن مردان قرار دارند، جانم فدای و آقای همه موجودات، بیایید تا به امام حسین (علیه‌السلام) كنم، اگر خواهید او را به قتل رسانید پس بیایید مرا بکشید و گردنم را بزنید تا به برسید، خدا شما را به نرساند و عمرتان و فرزندانتان را كوتاه كند، بر شما و پدرانتان باد. منابع: ارشاد ج ۲ ص ۶۶ ، بحارالانوار ج ۴۴ ص ۳۶۳ ، مناقب سادةالكرام ج ۳ ص ۲۷۰ اللهم عجل لولیک الفرج ( صلوات)
دوازدهم ماه محرم عده‌ای از به اصرار همسرانشان با ترس و خوف از دشمن برای بدن مطهر (علیه‌السلام) و (علیهم السلام) و آن حضرت آمدند، اما چون را دیدند ماندند، (علیه‌السلام) نیز به امامت از میان و بیرون آمده و برای ابدان به آمدند و با امام سجاد (علیه‌السلام) در معلوم گردیدند، از شام عاشورا به دستور (سلام‌الله‌علیها) خادمه در بدن امام حسین (علیه‌السلام) و ابدان دیگر شهداء از بدن‌ها می‌کرد، چون دشمن این بود که بعد عاشورا هم برای بار بر بدن‌ها کنند، اما تا موقع از ابدان کرد و نگذاشت کسی نزدیک به آنان شود، دوازدهم ماه محرم ابن زیاد ولدالزنا داد كه احدى حق ندارد با از خانه بيرون آيد، و ده هزار سوار و پياده بر تمام كوچه‌ها و بازارها گردانيد، كه از اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) نكنند، سپس داد را پيش روى اهل بيت (علیهم السلام) دهند و بعد وارد كرده، در كوى و بگردانند، مردم با حالت زار ذريه پيامبر (علیهم السلام) و بر و مخدرات در هودج‌هاى بدون پوشش، صدا به بلند نمودند، (سلام‌الله‌علیها)،‌ (سلام‌الله‌علیها)، (سلام‌الله‌علیها) و (علیه‌السلام) به ترتيب با جگرهاى سوزان و قلوب دردناک ایراد فرمودند، كه عده‌اى از لشكر با ديدن اين اوضاع وقتی که بسیار دیر شده بود از كرده خود پشيمان شدند، هنگام خوانی (سلام‌الله‌علیها) عمرسعد ملعون ترسید و داد برادرش را جلوی حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) تا شاید از ادامه منصرف گردد، بعد از دو روز ، همینکه به امام حسین (علیه‌السلام) افتاد و را در خاک و خون و خاکستر ، "فنطحت جبینها بمقدم المحمل" پس خود را به کوبیدند و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) و جاری شد، سپس به اشعاری را خواندند و را به اول ماه تشبیه فرمودند، "ياهلالًا لمّااستتمَّ کمالا غالهُ خسفُهُ فأبْدا غُروبا ماتوهَّمتُ ياشقيقَ فؤادی کان هذامُقَدَّراً مکتوبا". منابع: کافی ج ۱ ص ۴۶۵ ، بحارالانوار ج ۴۵ ص ۱۱۴ ، توضيح المقاصد ص ۳ ، و ... جهت عرض تسلیت به امام عصر علیه السلام صلوات @mortaza110shahmandi
روز دفن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) ، اولین هجوم به خانه وحی ، مسمومیت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) ، ورود کاروان اسرا اهل بیت (علیهم السلام) به مدینه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نيمه شب ربيع الاول پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را (علیه‌السلام) فرمودند، (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به (علیه‌السلام) فرمودند که مرا بعد از دفن کنید تا اگر برای تدفین نشد نداشته باشد، اما مردم به تجهیز و تدفین حضرت و اکثرا در حال برای بودند، نیز را دادند و عمر بن خطاب و ابوبکر هم برای و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و گفتند ما کار مهمتری داریم، وقتی از (علیه‌السلام) پرسیدند که چرا شما نرفتید؟ فرمودند: آيا پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را می‌کردم و براى نزاع می‌كردم؟ به خانه وحی یکم ربیع الاول به اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) گرفت، (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمودند: (علیه‌السلام) تا از خارج مشو و را كن، در اين ايام، به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آوردند، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند كه ياد كرده‌ام كه تا تمام نشود از بيرون نيايم و آنان بازگشتند، درگیری‌هایی رخ داد و برگشتند و در خانه وحی را ، (علیه‌السلام) شب‌ها (سلام‌الله‌علیها) و (علیه‌السلام) و امام حسین (علیه‌السلام) را بر منازل اصحاب و می‌نمودند، امام حسن عسکری (علیه‌السلام) ربیع الاول (علیه‌السلام) معتمد عباسی ملعون شدند و در این ماه گشتند، کاروان اهل بیت (علیهم السلام) به یکم ماه ربیع الاول سال ۶۱ هجری قمری کاروان اهل بیت (علیهم السلام) به مراجعت کردند، وقتی کاروان اهل بیت (علیهم السلام) به مدینه رسید، (علیه‌السلام) فرمودند: قبل از مدینه بزنید و را درون بردند، علم‌های و برپا کرده و شروع به کردند، (علیه‌السلام) به بشیر فرمودند: که به برو و شهادت پدرم امام حسین (علیه‌السلام) و رسیدن کاروان اسرا اهل بیت (علیهم السلام) را به اهل مدینه برسان. منابع: خصال ص ۳۷۲ ، اختصاص ص ۱۷۱ ، كتاب سليم ص ۱۲۸ ، احتجاج ص ۷۵ ، مصباح المتهجد ص ۷۳۲ اللهم عجل لولیک الفرج ( صلوات)