🔖 دسترسی سریع به مطالب کانال
👈 برای دسترسی سریع به مطالب، هشتگ مربوطه را لمس کنید.
🔻هشتگ های فیش روضه:📋
#فیش_روضه_پیامبر
#فیش_روضه_امیرالمؤمنين
#فیش_روضه_حضرت_زهرا
#فیش_روضه_امام_حسن
#فیش_روضه_امام_حسین
#فیش_روضه_امام_سجاد
#فیش_روضه_امام_باقر
#فیش_روضه_امام_صادق
#فیش_روضه_امام_کاظم
#فیش_روضه_امام_رضا
#فیش_روضه_امام_جواد
#فیش_روضه_امام_هادی
#فیش_روضه_امام_حسن_عسکری
#فیش_مناجات_امان_زمان
#فیش_روضه_شب_جمعه
#فیش_روضه_حضرت_عباس
#فیش_روضه_علی_اکبر
#فیش_روضه_علی_اصغر
#فیش_روضه_حضرت_زينب
#فیش_روضه_حضرت_رقيه
#فیش_روضه_حضرت_معصومه
#فیش_روضه_حضرت_سکینه
#فیش_روضه_ام_البنين
#فیش_روضه_حضرت_خدیجه
#فیش_روضه_حضرت_حمزه
#فیش_دعای_عرفه
#فیش_دعای_توسل
#فیش_زیارت_عاشورا
#فیش_روضه_اربعین
#گریز_زیارت_اربعین
#فیش_زیارت_حضرت_زهرا
#فیش_روضه_امام_خمینی
#فیش_روضه_رمضان
#فیش_مراسم_قرآن_بر_سر
#فیش_ترحیم_خوانی
#فیش_روضه_یادواره_شهدا
🔻هشتگهای متن و سبک ها: 📋
#سبک_مناجاتی
#سبك_رحلت_پیامبر
#سبک_مبعث
#سبک_میلاد_پیامبر
#سبک_شهادت_امیرالمؤمنين
#سبک_میلاد_امام_علي
#سبک_ازدواج_آسمانی
#سبك_عید_غدیر
#سبک_میلاد_حضرت_زهرا
#سبک_شهادت_حضرت_زهرا
#سبک_میلاد_امام_حسن_مجتبی
#سبک_شهادت_امام_حسن
#سبک_امام_حسین #سبک_اربعین
#سبک_میلاد_امام_حسین
#سبک_میلاد_امام_سجاد
#سبک_شهادت_امام_سجاد
#سبک_شهادت_امام_باقر
#سبك_میلاد_امام_باقر
#سبک_شهادت_امام_صادق
#سبک_میلاد_امام_صادق
#سبک_میلاد_امام_کاظم
#سبک_شهادت_امام_کاظم
#سبک_امام_رضا
#سبك_میلاد_امام_رضا
#سبک_میلاد_امام_جواد
#سبك_شهادت_امام_جواد
#سبك_ميلاد_امام_هادي
#سبک_شهادت_امام_هادی
#سبک_میلاد_امام_عسکری
#سبک_امام_حسن_عسکری
#سبک_ميلاد_امام_زمان
#سبک_میلاد_حضرت_زینب
#سبک_شهادت_حضرت_زینب
#سبك_میلاد_حضرت_معصومه
#سبک_وفات_حضرت_معصومه
#سبک_وفات_حضرت_سکینه
#سبک_حضرت_ام_البنين
#سبک_حضرت_عباس #سبک_میلاد_حضرت_عباس
#سبک_میلاد_علی_اصغر
#سبک_شهادت_علی_اصغر
#سبک_میلاد_علی_اکبر
#سبک_شهادت_علی_اکبر
#سبک_میلاد_حضرت_رقيه
#سبک_شهادت_حضرت_رقیه
#سبك_تخريب_بقيع
#سبك_حمزه_سیدالشهدا
#سبك_عبدالعظیم_حسنی
🔻هشتگهای مناسبت ها: 📋
#متن_کامل_روضه #متن_کامل_شعر
#شب_جمعه #مناجات_با_خدا
#روز_عرفه #مناجات #ماه_مبارک_رمضان
#پیامبر_اکرم #عيد_مبعث
#شهادت_امام_علي
#میلاد_امیرالمؤمنین #عید_غدیر #مدح_امیرالمؤمنين #امیرالمؤمنین
#حضرت_زهرا #مدح_حضرت_زهرا
#مولودی_حضرت_زهرا
#میلاد_امام_حسن #شهادت_امام_حسن #مدح_میلاد_امام_حسن
#پیاده_روی #صفر #اربعین #شهادت_امام_حسین #حضرت_عباس
#تاسوعا #میلاد_سرداران_كربلا
#حضرت_زینب #امام_سجاد
#شهادت_امام_باقر #شهادت_امام_صادق
#امام_موسی_کاظم #شهادت_امام_كاظم
#وداع_محرم_صفر
#شهادت_امام_رضا #میلاد_امام_رضا
#ميلاد_امام_جواد #شهادت_امام_جواد #شهادت_امام_هادي #میلاد_امام_هادی
#امام_حسن_عسکری
#امام_زمان_عج #میلاد_امام_زمان
#مدح_ميلاد_امام_زمان
#میلاد_حضرت_علی_اکبر
#ميلاد_علي_اصغر
#وفات_حضرت_ام_کلثوم
#حضرت_سكينه #حضرت_خدیجه #سالروز_ازدواج #حضرت_عبدالعظیم
#حضرت_معصومه #حضرت_ام_البنين
#میلاد_حضرت_رقیه #حضرت_رقیه
#تخريب_قبور_بقيع #شهادت_حضرت_حمزه #وفات_عبدالعظیم #میلاد_حضرت_معصومه #عروسی_حضرت_زهرا_امام_علی
#رحلت_امام_خمینی
#وفات_مادر #وفات_پدر
🔻هشتک های محرم🏴
#طلیعه_محرم
#سبک_مسلم_بن_عقیل
#فیش_روضه_حضرت_مسلم
#سبک_ورود_به_کربلا
#فیش_روضه_ورود_به_کربلا
#سبک_شهادت_حضرت_رقیه
#فیش_روضه_حضرت_رقیه
#سبک_اصحاب_امام_حسین
#سبک_طفلان_حضرت_زینب
#فیش_روضه_طفلان_زینب
#سبک_شهادت_حضرت_عبدالله
#فیش_روضه_حضرت_عبدالله
#سبک_شهادت_حضرت_قاسم
#فیش_روضه_حضرت_قاسم
#سبک_شهادت_علی_اصغر
#فیش_روضه_علی_اصغر
#سبک_شهادت_علی_اکبر
#فیش_روضه_علی_اکبر
#سبک_شهادت_حضرت_عباس
#فیش_روضه_حضرت_عباس
#سبک_امام_حسین
#فیش_روضه_امام_حسین
#فیش_روضه_شام_غریبان
#سبک_ویژه_اسارت_آل_الله
#فيش_روضه_اسارت_آل_الله
#⃣ #متن_کامل_روضه
#⃣ #روضه_دفتری
#⃣ #فیش_روضه_امام_صادق
#⃣ #امام_جعفر_صادق
#⃣ #شهادت_امام_صادق
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَلسَّلامُ عَلَيْكَيا اَبا عَبْدِ اللّهِ يا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ اَيُّهَا الصّادِقُ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَاللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَاللّهِ
*دلهامونو روانه کنیم بریم ببینیم مدینه چه خبره ..." ساعت های آخر عمر امام صادق هست" دوباره یکی از گلهای زهرا رو پرپر می کنن،اما الان اگه مدینه باشی،کنار بقیع خبری نیست...." هیچ کسی تو مدینه لباس عزا به تن نکرده ... آخه این بچه های فاطمه غربت و از مادر به ارث بردن*
میسوزد امشب قلب و سینه
مثلِ علی هستم اسیرِ بندِ کینه
وای امان از این مدینه
پایِ برهنه پشتِ مرکب
میدوم من میدوم من
اسیرِ طعنه مثلِ زینب
میشوم من میشوم من
زخمِ زبانها شد نصیبم
همچون علی من در وطنِ خود غریبم
وای دگر سر شد شکیبم
خصمِ لعین گفت ناسزا
بر مادرِ من مادرِ من
با زهرِ کین سوزانده یارب
پیکرِ من پیکرِ من
غصّه و غمهایِ مدینه
در خاطر آورده رقیّه و سکینه
وای امان از ضربِ کینه
اینجا شده کربوبلا و
من حسینم حسینم
پایِ برهنه رویِ خوار
چو زینبینم زینبینم
✍ #حسین_ایمانی
*شُعرا و روضه خوان ها رو که امام صادق دعوت می کرد، اینقده برا ابی عبدالله گریه میکرد، این روضه ها و گریه بر سیدالشهدا رو ما از آقامون امام صادق به ارث داریم*
چقدر روضه ی کرببلا به پا میداشت
به روی سر در خانه همیشه پرچم بود
امامصادق فرمود: اگه خدا بنده ای رو خیلی دوست داشته باشه محبت امام حسین رو تویِ دلش میندازه...*
اگر چه زخم جگر تازه میشد اما باز
برای داغ دلش روضه مثل مرهم بود
همیشه در وسط کوچه ی بنی هاشم
پر از تلاطم اشک و مصیبت و غم بود
شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت
شکسته قامت و آشفته حال و در هم بود
*خونه اش رو مثل مادرش فاطمه آتش زدن، آتش به درون خانه سرایت کرد،از این حجره به آن حجره،چقدر اهل و عیال حضرت ترسیدن...*
شتاب مرکب و پای برهنه ی آقا
میان کوچه زمین خوردنش مُسَلَّم بود
*اگه یه وقت جوان رشیدی باشه، دنبال مرکب بدوه، پا به پای مرکب حرکت میکنه، اما خدا نکنه اینی که پشت مرکب داره میدوه یه پیرمرد باشه، مثل امام صادق، یا بچه ی سه چهار ساله ای باشه، مثل بچه های ابی عبدالله ..."
کبودی و زخم طناب و اسارت و غربت
چقدر در نظرش کربلا مجسم بود
خلاصه لحظه ی آخر زمان تدفینش
بساط غسل و بساط کفن فراهم بود
*چندین هزار نفر برا دفن امام صادق تو مدینه اومدن... با چه عزت و احترامی دفنش کردن، (درستشم همینه) فرزند پیغمبر احترام داره؛ بچه ی فاطمه محترمه؛ اینجا چهارهزار نفر برا تشییع جنازه ی عزیزِ زهرا امام صادق اومدن، کربلا هم سی هزار نفر اومده بودن،آخ بمیرم ...." اما عوض گل بارانِ بدن ابی عبدالله، چه کردن؟!! فقط یه جمله و از همه التماس دعا، کاری کردن که حتی خواهرش بدن برادر رو نشناخت، صدا زد: داداش! :*
ته گودال فقط پیکر تو مانده و من
همه رفتن، فقط مادر تو مانده و من
سر و انگشتر و انگشت به غارت بردند
پاره های بدن بی سر تو مانده و من
*دید امام صادق رویِ پاش میزنه، گریه میکنه، فرمود: به اندازه عقیقِ انگشتر جایِ سالم رو بدنِ جَدِّ ما نذاشتن...امام صادق فرمود: خدا شفارو در تربتِ جَدِّ ما قرار داد، آخِ جَدِّ ما میانِ این خاک حل شد...*
بوسه باید به روی گونه نشیند اما
چاره ای نیست، رگ حنجر تو مانده و من
تو و عباس که رفتید... از آن روز به بعد
زخم های بدن دختر تو مانده و من
باورم نیست که تنها به سفر خواهم رفت
همه ی دلخوشی ام! باور تو مانده و من ...
✍ #داود_رحیمی
ناله بزن بگو: حسین ..
اِلٰهی بحق فاطمة وَ أَبیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السر المستودعِ فیها، اِسْتجِب دُعائنا یا الله....
خدایا! فرج امام زمان ما برسان، در ظهورش تعجیل بفرما، مارو جزو یارانش قرار بده، مرگ مارو شهادت در رکابش قرار بده، رهبرمان تا ظهورش حفظ بفرما، انقلاب ما به انقلاب امام زمان متصل بگردان، اموات ما، پدر و مادر ما ببخش و بیامرز، مارو حسینی زنده بدار عاشورایی بمیران، خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار
تعجیل در ظهور آقا امام زمان ،شادی ارواح طیبه شهدا،امام شهدا، شادی روح اموات :رحمه الله من یقرا ،فاتحة مع اخلاص مع صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ......
✓سیمای حرم↶
http://eitaa.com/simaye_haram
✓حرز حرم↶
https://eitaa.com/herze_haram
#⃣ #متن_کامل_روضه
#⃣ #روضه_دفتری
#⃣ #فیش_روضه_امام_صادق
#⃣ #امام_جعفر_صادق
#⃣ #شهادت_امام_صادق
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ، وَ مَهْبِطَ الْوَحْىِ، وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ، وَخُزّانَ الْعِلْمِ، وَمُنْتَهَى الْحِلْمِ، وَاُصُولَ الْكَرَمِ، وَقادَةَ الاُْمَمِ، وَاَوْلِيآءَ النِّعَمِ، وَعَناصِرَ الاَْبْرارِ، وَدَعآئِمَ الاَْخْيارِ، وَ ساسَةَ الْعِبادِ، وَاَرْكانَ الْبِلادِ، وَاَبْوابَ الاْيمانِ، وَاُمَنآءَ الرَّحْمنِ، وَ سُلالَةَ النَّبِيّينَ، وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلينَ، وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعالَمينَ، وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ.
بدون ترک گنه،انتظار بی معناست
امید دیدن روی نگار بی معناست
*کم کم آماده شو یه سر بریم بقیع امشب،اینهمه چراغ روشن کردید اما باور کن یه دونه چراغ الان تو بقیع روشن نیست ...*
تمام زنده دلی ها ز اشک نیمه شب است
بدون اشک سحر درک یار بی معناست
دگر به دوری آقا نموده ایم عادت
وگرنه بر دل مجنون قرار بی معناست
خزان عُمر رسید و بهار ما نرسید
*خیلی ها از دنیا رفتن ندیدنت، خیلی جَوُونا پیر شدن، خیلی پیرا از دنیا رفتن نیومدی آقا ...*
خزان عمر رسید و بهار ما نرسید
بدون تو گل نرگس بهار بی معناست
*یابن الحسن ......*
اینهمه که داری صداش میزنی میدونی از کجا جوابتو میده امشب؟ خدا میدونه با یقین می گم از کنار بقیع جوابتونو میده، امشب به جای همتون زیارت میکنه امام زمان ..."
بهار زندگی ما رضایت یار است
وگرنه گردش لیل و نهار، بی معناست
پیاله ام شده خالی ولی یقین دارم
گلایه در حَرَمِ سفره دار، بی معناست
سلام بر شهیدانی که بی نشان رفتن
برای عاشق زهرا مزار بی معناست
بیا و خرج زیارت به ما بده آقا
برات دیدن کرببلا بده آقا
یابن الحسن ... یابن الحسن ....
*شبونه ریختن تو خونۀ آقا امام صادق..حضرت مشغولِ نمازِ .. اومد وسط حیاط خونه .. آقا لباسِ خانه به تن داره ، روایت میگه یه شالی هم دور کمر بسته بودن ، مشغولِ نماز ؛ تا وارد شدن آقا رو با سروپایِ برهنه از خونه بیرون کشید ، آقا فرمودن اجازه بدید عمامه رو سرم بذارم، نعلین بپوشم ، عبا بپوشم . گفتن اجازه نمیدیم ؛ با همون وضعی که بود آقا رو تو کوچهها رو زمین میکِشوندن .. اما اونی که آدم رو میکُشه اینه:
همچین که اومد تو قصر منصور ، صدا زد: منصور ؛ هرکی رو میخوای دنبال من بفرستی بفرست؛ اما این نامردُ دیگه دنبال من نفرست .. چرا؟ مگه چه کرده؟ همش تو راه توهین می کرد .. بد و بیراه به مادرم فاطمه میگفت ...
همچین که آقا امام صادق اومد منصور اومد شمشیر رو از غلاف بیرون بِکِشه، تا نیمه ها هم کشید اما دوباره جا زد؛ برای بار دوم بیشتر شمشیر رو بیرون آورد دوباره غلاف کرد. بار سوم شمشیر رو کلاً از غلاف بیرون کشید که آقای من وتو رو به شهادت برسونه . دوباره شمشیر رو تو غلاف قرار داد.
همچین که رفتن، اون ملعون نامرد از منصور پرسید چرا پس نکُشتیش؟ گفت آخه لحظهای که شمشیرُ از غلاف بیرون کشیدم دیدم رسول الله ظاهر شد .. به من غضب کرد، من جرأت نکردم این آقا رو بُکشم؛ بار دوم؛ بار سوم؛ بار سوم اینقدر رسولالله به من نزدیک شده بود که نتونستم آقا رو بُکشم ...
ای حسین .. ای حسین .. اینجا آقا رسولالله نذاشت این نامرد امام صادقُ به شهادت برسونه. من میخوام فقط یه چیز بگم:
یارسولالله، کجا بودی اون لحظه و ساعتی که شمر وارد گودال شد .. خنجر کشید .. آقا رو برگردوند ...
حسین.....
گوداله
پیکره حسین تَهِ گوداله
بدنش به زیرِ پا پاماله
رو سرش یه لشگره قتّاله ، جنجاله
جنجاله
سره کهنه پیرُهن جنجاله
قتلگاهش پره از دجّاله
لشکری دور و برش خوشحاله ، واویلا
*امام صادق به شهادت رسیدند، غربت کشید، مظلومیت کشید ولی به خدا بدن امام صادق رنگ آفتاب به خودش ندیده... بدن امام صادق بی غسل تو خاک نرفته... بدن امام صادق کفن داشته... بدن امام صادق ریگ داغ به خودش ندیده...*
داره خون از بدنش میریزه
از رگای گردنش میریزه
کفنش نمیشه کرد واویلا
زدن اینقد که تنش میریزه
میشینه
با دلی سیاهو پر از کینه
شمرِ بی حیا به روی سینه
میدونه که زانو هاش سنگینه ، میشینه
دستاشو
پنجه کرده میکِشه موهاشو
زینبش با گریه میگه پاشو
خجالت زده تو از زهرا شو ، واویلا
می بُرّه
از رو کینه و جفا می بُرّه
سر رو داره از قفا می بُرّه
هِی میزنه ضربه ها ، می بُرّه ، واویلا
میگیره
دلِ مادرش آتیش میگیره
داره زینب روی تل می میره
آب نیارین آخه دیگه دیره ، میمیره
*ناله بزن بگو: حسین... صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِالله...
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ......
✓سیمای حرم↶
http://eitaa.com/simaye_haram
✓حرز حرم↶
https://eitaa.com/herze_haram
#⃣ #متن_کامل_روضه
#⃣ #روضه_دفتری
#⃣ #فیش_روضه_امام_صادق
#⃣ #امام_جعفر_صادق
#⃣ #شهادت_امام_صادق
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد الصّادِقِ، خازِنِ الْعِلْمِ، الدّاعى اِلَيْكَ بِالْحَقِّ، النُّورِ الْمُبينِ، اَللّهُمَّ وَكَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ كَلامِكَ وَوَحْيِكَ وَخازِنَ عِلْمِكَ وَلِسانَ تَوْحيدِكَ، وَوَلِىَّ اَمْرِكَ وَمُسْتَحْفِظَ دينِكَ، فَصَلِّ عَلَيْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَصْفِيائِكَ وَحُجَجِكَ اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ
از غربتت چشمان ما را اختیاری نیست
بر رویِ قبرِ خاکی ات سنگ مزاری نیست
کاشانه ام آباد باشد ، قبرِ تو خاکی!
جانم به قربانت مرا دیگر قراری نیست
با این همه شاگرد ماندم از چه در کوچه
در شام فتنه عاشقی و جان نثاری نیست
اشرار یثرب ناسزا و هیزم و آتش
این رسم رسمِ بردنِ پرهیزکاری نیست
افتاده ای بر خاک کوچه ، بهتر از صحراست
حداقل در معبرت تیزیِ خاری نیست
تا زمین افتاد یاد گودی گودال کرد
با سنان افتاد جدش بی هوا واغربتا
*آقاجان! امام صادق! حتما چند بار زمین خوردی و بلندشدی به نفس نفس افتادی... اما آقاجان شاید هر بار که زمین می خوردی.. یاد زمین خوردنهای عمهٔ سادات میافتادی که بین مسیر کوفه تا شام چندبار زمین خورد.شاید هر بار زمین میخورد یاد زمین خوردن جدش حسین می افتاد....
اما عرضه بداریم. یا امام صادق! شما را خسته کردن به نفس نفس افتادی استراحت کردی..اما من بمیرم برای اون آقایی که تا اومد استراحت کنه یه نامردی صدا زد: نذارید حسین استراحت کنه. همه سنگ بارانش کردند. یه نامردی سنگ به پیشانی حسین زد. سر و رو خونی شد ابی عبدالله پیراهن بالا زد تاخون پیشانی رو پاک کنه.. تیر سه شعبه رو برقلب ابی عبدالله زد. یاصاحب الزمان عذر میخوام، راوی میگه دیدم ابی عبدالله نتونست تیر رو از جلو بیرون بکشه تیر رو ازپشت بیرون کشید... حسین!...*
خاکی شده پیشانی ات اما به رخسارت
از ضربِ سنگی تیز خونِ تازه جاری نیست
عمامه ات افتاد از رویِ سرت اما
دورت برایِ غارتت داد و هواری نیست
*ابنِ ربیعِ ملعون سوارِ بر اسب شد .. دستایِ امام صادق، این پیرمردُ بستن .. نانجیب هی می تازید، هی امام صادق زمین میخورد .. گاهی آقا رو، رو زمین می کشید، وسطایِ راه پاهاش رویِ خارا میرفت .. اما آقاجان شما یه مرد بودی پاهات اینقد اذیت شد، من یه دختری رو میشناسم پاهاش کوچولو بود .. وسطِ بیابون هی می گفت بابا پاهام درد میکنه ....
حالم خرابه..
زنجیر دور گردنم خیلی عذابه
نمیذاره که دخترت یه کم بخوابه
حالم خرابه....
صبرم تمومه..
زَهره ترک شدم آخه شمر روبرومه
مگه نگفتی که یتیم زدن حرومه
صبرم تمومه....
این زجر نامرد...
یه شب به قصد کشت بابا دخترتو زد
من گریه کردم..
تا دلش بسوزه شاید این زجر نامرد
بغضم گرفته..
بینایی چشممو زجر ازم گرفته
بی حیا از پشت موهامو محکم گرفته
ای داد بیداد..
رو ناقه گفتم که بابا یهو هولم داد
هولم نداد یه جوری زد دندونم افتاد
*بابا! میخوام برات بخندم خجالت می کشم*
این همه زخم رو یه بدن نمیشه
مثل تو دخترت کفن نمیشه
یه جور سوزوندن سرمو میدونم
موهای من دیگه بلند نمیشه
رنگم پریده..
بعد تو دخترت یه روز خوش ندیده
با هر یه آهم میخورم صدتا کشیده
رنگم پریده..
اشکام به راهه..
شبیه مادرت بودن خیلی گناهه
بغیر دندونام همه تنم سیاهه
اشکام به راهه..
آزار شامو..
باور میکردی ببینم بازار شامو
میبینی روی صورتم آثار شامو
دستام چه سرده..
بگو عمو دنبال معجرم بگرده
بازار بَرده ها ما رو بیچاره کرده
قلبم رو کَنده..
بگو عمو چشماشو روی نی ببنده
حرمله به اشک رباب همش میخنده
*خدایا به نازدانه ی ابی عبدالله حضرت رقیه سلام الله علیها، به عظمت شیخ الائمه آقا امام صادق علیه السلام، فرج امام زمان را معجل بفرما....
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ......
✓سیمای حرم↶
http://eitaa.com/simaye_haram
✓حرز حرم↶
https://eitaa.com/herze_haram
#⃣ #متن_کامل_روضه
#⃣ #روضه_دفتری
#⃣ #فیش_روضه_امام_صادق
#⃣ #امام_جعفر_صادق
#⃣ #شهادت_امام_صادق
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اللّهمّ صلّ علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها و السّرّ المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک
لاحول ولاقوة الا بالله العلي العظيم حسبنا الله ونعم الوكيل نعم المولی و نعم النصیر
يا اَبا عَبدِ اللّهِ يا جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ اَيُّهَا الصّادقُ يَا بنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجّةَ اللّهِ عَلى خَلقِه يا سَيِّدَنا وَمَولينا اِنّا تَوَجّهنا وَاسْتَشفَعنا وَتَوَسَّلنا بِكَ اِلَى اللّه وَقَدَّمناكَ بَيْنَ يَدَى حاجاتِنا يا وَجيهاً عِندَ اللّه اِشْفَع لَنا عِندَ اللّهِ..
غرقِ در ظلمتیم ما بیا
با دلِ ما دوباره راه بیا
حتم دارم هماره میشنوی
دادِ ما را زِ قعرِ چاه بیا
جان همچون منی که قابل نیست
حق این بیرقِ سیاه بیا
تا بگریانی ام در این روضه
تا بسوزانیم زِ آه بیا
*امام صادق دنباله بهانه میگشت مجلس روضه به پا کنه، یکی از اصحاب امام چند روزی غیبت داشت، آقا سوال کردن کجا بودی؟ چند روزی پای درس ما نیومدی!
گفت آقا از شما چه پنهون بچهدار شدم، خدا بهم دختر داده، آقا یه نگاهی بهش کرد گفت خدا بهش سلامتی بده، انشاءالله عاقبت بهخیر بشه، حالا اسمشُ چی گذاشتی؟
گفت آقاجان چه نامی بهتر از نام مادر شما زهرا...
تا این حرف رو زد امام صادق شروع کرد گریه کردن، گفت آقاجان نکنه بیادبی کردم! چرا گریه میکنید؟
فرمود آخه نام مادر مارو رو بچهت گذاشتی ... یهوقت نکنه بهش بیاحترامی کنی .. یهوقت نکنه سرش داد بزنی، یه وقت نکنه سیلی به صورتش بزنی...
یاصاحب الزمان!
تا که گردد بقیع همچون قبل
باز آباد و رو به راه بیا
*ان شالله زنده باشیم ببینیم آقامون همه مونُ صدا میزنه ، برا ساختن قبر حضراتِ مظلوم بقیع .. بریم یه قبری یه حرمی مثه امام رضا براشون درست کنیم ..
اومد خدمت امام صادق؛ امام دید داره گریه میکنه فرمود چرا گریه میکنی؟ مگه چی شده؟ گفت آقا تو راه که میومدم دیدم یه زنی زمین افتاد .. وسط کوچهها تا زمین خورد شروع کرد لعنت کردنِ قاتلینِ مادر شما رو .. مأمورینِ نظام تا دیدنش با ضرب و شتم این خانم رو بردن زندان ..
تا این حرف رو زد آقا هم گریه کردن، فرمود: سریع پاشو بریم مسجد دعا کنیم خدا کمک کنه زودتر این زن رها بشه...
نیمه شب ریختن تو خونۀ حضرت .. حضرت مشغولِ نمازِ شب بود .. جانمازُ از زیرِ پاش کشیدن با صورت رو زمین افتاد .. جلو زن و بچه ش بی عمامه کشیدنش بیرون .. دستاشُ بستن .. اما به ناموسش جسارت نکردن .. یکی میگفت آقا رو بی عمامه نبرید ، پا برهنه نبرید، من بمیرم برا اون آقایی که دستاشُ بستن درِ خونه ش رو آتش زدن .. آی غیرتیا! جلو چشمش سیلی به ناموسش زدن .. الهی بشکنه دستِ مغیره .. یه جوری زد دادِ علی بلند شد ...
حلالم کن چون حیدر نیومد
می زدنت،کاری ز دستم برنیومد
همسایه ها دیدن،صداشون درنیومد
حیدر نیومد...
علی رو حلال کن واسه زخم بازو
علی رو حلال کن واسه درد پهلو
علی رو حلال کن واسه دست بسته اش
نتونست که برداره اون در رو از روت
مثلِ امروزی عجب تشییعی تو شهر مدینه شد .. روایت میگه موسی ابنجعفر به این بدن نماز خوند .. بهترینِ کفن ها رو آوردن .. روایت میگه عمامۀ امام سجاد رو هم آوردن ، این آقا رو با این پارچهها کفن کنن .. چهارهزار شاگرد داشته این آقا ، همه جمع شدن، احترام کردن . آقا رو با عزت و احترام تو قبرستانِ بقیع به خاک سپردن، بعضی ها میگن حسین .. اما من میخوام از مادرش زهرا بگم ..
همچین که صبح شد اومدن درِ خونۀ امیراامؤمنين، کجاست فاطمه؟ ما میخوایم به این بدن نماز بخونیم .. عمار اومد بیرون؛ گفت چی میگی؟ دیشب امیرالمؤمنین این بدنُ برد شبانه دفن کرد ، وصیتِ خود فاطمه ست ...
تا این حرف رو زد ،دومیِ ملعون خیلی ناراحت شد؛ چنان سیلی به صورتِ عمار زد ، زمین افتاد، تا زمین افتاد گفت ای نامرد عجب دستایِ محکمی داری، سیلیِ تو منِ مَرد رو از پا در آورد؛ این سیلی با صورت زهرا چی کار کرد؟
اومدن قبرستان ، گفتن الان میریم قبرُ نبش میکنیم ، بدنِ فاطمه رو از خاک در میاریم...
همچین که خبر برا علی آوردن : همچین که شنید، لباسِ رزمُ پوشید. دستمال زرد رنگی که همیشه برا رزم میبست رو به سر بست اومد تو قبرستان؛ صدا زد اگه سنگی از این قبرستان جابه جا بشه یک نفرتون هم زنده نمیذارم .. تا این رو شنیدن همه فرار کردن .. اما چی میخوام بگم؛
اینجا یه جا بود اومدن نبش قبر کنن .. این آقا نذاشته ... کجا بودی علی جان کربلا ... اون لحظهای که نیزهدارا پشتِ خیمهها نیزه به زمین میزدن .. همچین که نیزه رو بالا آورد ، دیدن بدنِ علیاصغر حسینِ ... ای حسین ...
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ......
✓سیمای حرم↶
http://eitaa.com/simaye_haram
✓حرز حرم↶
https://eitaa.com/herze_haram