#امام_باقر_ع_مدح_و_ولادت
#قبرستان_بقیع
#لیلة_الرغائب
ما را شـده به نام مسافـر ، حسـاب کن
جامانده ایم گرچه ، تو زائر حساب کن
ما را "به جـان مـادر" اگـر هـم نداشتید
حتّی کمـی تعلّـق ِ خاطـر ، حسـاب کن
@hosenih
دور و بــر بقــیع ، بـه مـا لانـه ای بـده
ما را کبـوتـران ِ مـُجـاور حـسـاب کـن
این شـور و اشتیاق فقیـران خویش را
بـا لـطـف و بـا مـحّبت وافــر حساب کن
کاری اگر که بود ، عزیز دل حسین ...
روی غـرور ِ اهـل ِ عـشایـر حساب کن
این نوکران ِ سـاده دل و پا رکاب را ...
با مِهر خویـش جزء مـَفاخر حـساب کن
« فکر بقیع » و عزت و آزادی توأیم ....
پس روی خاک سرخ جزائر ، حساب کن
یا رب اگر چه شیعه ی قابل نبوده ایم ...
ما را غـلام "حضـرت باقـر" قبـول کن
@hosenih
ماه رجب رسیده و ما را به لطف ، از ...
بخشیدگانِ شامِ رغائب حساب کن
آمـد کنار تـربـت ِ جـَدّش حسین و مـُرد
ما را شریـک روضه ی جابر ، حساب کن
شاعر: #روح_الله_قناعتیان
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_باقر_ع_مدح_و_ولادت
نور؛ وقتی، اولِ ماهِ رجب، سر میزند
عاشق انگاری، به سویِ دلبرش، پر میزند
ملتمس؛ امید دارد، حسرتش، بیهوده نیست
خانهی خورشید را، تا صبح، گر، در میزند
@hosenih
عشق، یعنی: عاشقی فارغ زِ غوغای جهان،
رویِ لوحِ سینهاش، نقشی زِ دلبر میزند
تا ببنید رویِ صاحبخانه را، امیدوار،
میزند در را ...، نشد وا، بارِ دیگر میزند
"یا من ارجوهُ لکلِ خیر" گفتم، بعد از آن،
دیدم از شرقِ دلم، خیری عیان، سر میزند
@hosenih
دل سپردم بر نگاهش، نیک میآید جواب،
هرچه دارد این گدا، فالِ مکرر میزند
ایها الباقر ! اَلا ای پنجمین نور ِخدا !
قلبِ من، با عشقِ تو، تا روزِ آخر، میزند
شاعر: #عادل_حسین_قربان
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حُسینیه)
#امام_باقر_ع_مدح
علم همه یک قطره ز دریای کمالش
دیوانه شود عقل به توصیف جمالش
شاعر: استاد #غلامرضا_سازگار
@dobeity_robaey
#امام_زمان_عج_مناجات
#لیلة_الرغائب
وابسته شد بر تو، طفیلِ آرزوهایم
جاری به سمت توست سیل آرزوهایم
عمرم به پایان میرود در آتش حسرت
در دوزخ عصیان و ویل آرزوهایم
@hosenih
از من گمانم دلخوری! چون دائماً دارد
تأخیر می افتد به نِیْل آرزوهایم
جانِ منِ بی آبرو اصلاً بگو آیا؟!...
آیا به میل توست میلِ آرزوهایم؟!
جمعه، سه شنبه ها قطار انتظار تو
رد میشود از رویِ ریل آرزوهایم
@hosenih
مشتاق دیدار توأم ای ماهِ پشت ابر
با تو گره خوده ست خیل آرزوهایم
بی شک خدا هم «نه» نمیگوید؛ اگر باشد-
تأیید و امضای تو ذیل آرزوهایم!
شاعر: #مرضیه_عاطفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
✅ حلول ماه رجب :
#حلول_ماه_رجب
#مناجات_با_خدا
#حدیث_نفس
✅ شب لیلة الرغائب:
#لیلة_الرغائب
#مناجات_با_خدا
#حدیث_نفس
✅ اول رجب :
#امام_باقر_ع_مدح
#امام_باقر_ع_ولادت
#امام_باقر_ع_مدح_و_ولادت
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
تمام اهل نظر بر تو التجا بکنند
به نام پاک نقی خاک را طلا بکنند
هنوز بردن نامت کمال بیادبی است
به لفظ "حضرت آقا" تو را صدا بکنند
@hosenih
فرشتهها همه هنگام سجده حیرانند
که رو به قبله و یا رو به سامرا بکنند
چقدر روی دلت زخم کهنه بسیار است
به زهر زخم دلت را چرا دوا بکنند
دوباره یک دو نفر را به کربلا بفرست
که زیر قبه برایت کمی دعا بکنند
@hosenih
خدا کند که شبانه تو را دگر نبرند
ز نام مادرتان لااقل حیا بکنند
خدا کند که غریبانه دست و پا نزنی
ملائک از پرشان فرش دست و پا بکنند
دوباره از لب خشکت سلام میریزد
همینکه روی تو رو سوی کربلا بکنند...
@hosenih
سلام بر بدنی که سه روز بعد آن را
ز دست نیزه گرفته که بوریا بکنند...
شاعر: حجت الاسلام #محسن_حنیفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
امامی که از انوارش قیامت میشود معنا
اگر هادیست از اسمش هدایت میشود معنا
صبوری جلوه میگیرد اگر یک گوشه بنشیند
اگر برخیزد از جایش شجاعت میشود معنا
@hosenih
عرق از روی پیشانیش اگر بر روی آب افتد
از آن یک قطره دریای طهارت میشود معنا
کسی که حلقهی وصل محمد با محمد شد
علی هم گر شود با او رسالت میشود معنا
علیِّ چارمین وقتی که خود جد محمد شد
برای شیعهاش قطعا ولایت میشود معنا
علیِّ آخرین یعنی که بعد از حیدر کرّار
امامت در امامت در امامت میشود معنا
نه اینکه کور بینا گردد و از جا به پا خیزد
فقط با بردن نامش شفاعت میشود معنا
برای جامعه از یک فراز «جامعه» بیشک؛
دیانت میشود پیدا، سیاست میشود معنا
علیِّ دیگری هم برده شد در بزم«مِی» این بار؛
به سامرّا به جای شام غربت میشود معنا
@hosenih
گریز روضه دارد میرود در بزم «مِی» وقتی؛
میان تشت، خورشید قیامت میشود معنا
حسابش را بکن مستی بگیرد چوب در دستی
دراین حالت برای ضربه سرعت میشود معنا
دوچندان میشود در حالت مستی توان فرد
بدین ترتیب دربرخورد شدت میشود معنا
وَ دربرخوردها یک روز هم آیینه بر در خورد
شکستن بعد از آن برخورد راحت میشود معنا
@hosenih
یکی از دست،آن یک از در و آن دیگر از دیوار
فقط سیلی براین صورت سه صورت میشود معنا
شاعر: #مهدی_رحیمی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
باز هم آیه بخوان راه به ما یاد بده
راه نزدیک به درگاه به ما یاد بده
عشق بازیِ سحرگاه به ما یاد بده
وَ بِکُم عَلَّمَنَا الله به ما یاد بده
بهترین نسخه ی هر غصه و هر دردی تو
جامعه خواندی و ما را علوی کردی تو
@hosenih
کاش نوری سوی قلبم برسد، محتاجم
آخر سال، گره باز شود... محتاجم
نظری کن به منِ خسته که بد محتاجم
من به الطاف شما تا به ابد محتاجم
تا که چرخید زبانم همه اش مدح تو شد
خواستم روضه بخوانم همه اش مدح تو شد
راه این روضه ی غمناک، مسیری سخت است
دور از خانه غریبانه اسیری سخت است
این همه جام بلا را بپذیری سخت است
یادِ تخریب حرم روضه بگیری سخت است
آب بستند به صحن و حرم جدت آه
سال ها سوختی از داغ اباعبدالله
رتبه ی فاطمی ات قابل تشکیک نبود
این همه اذیت معصوم خدا، نیک نبود
حق تو دیدن ویرانه ی تاریک نبود
جایگاهت به خدا "خان صعالیک" نبود
کنج ویرانه دلت سوخت و در تب بودی
مطمئنم که به یاد دل زینب بودی
حمله بر حصن حصین؟! بر متوکل لعنت
طعنه بر هادی دین؟! بر متوکل لعنت
خوردی آقا به زمین؟! بر متوکل لعنت
آه از کوچه، همین... بر متوکل لعنت
این زنا زاده چرا حمله به یوسف کرده؟!
به چه رویی به شما باده تعارف کرده؟!
@hosenih
خوب شد پاره، گریبان کسی این جا نیست
خوب شد دختر حیران کسی این جا نیست
خوب شد چوب به دستان کسی این جا نیست
خواهری بی سر و سامان کسی این جا نیست
تا ز حلقوم حسین آیه به لب هاش نشست
خیزران زود به دندان ثنایاش نشست
شاعر: #محمدجواد_شیرازی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
نام تو را در دفتر خاتم نوشتند
هادی نسل حضرت آدم نوشتند
ما راه و رسم نوكری را برگزيديم
چون كه شما را رهبر عالم نوشتند
يک قطره از مدح تو را كه ثبت كردند
ديدند بالاتر ز صدها، يم نوشتند
هر كس كه از نام شما يکبار دم زد
نام ورا مداح عيسی دم نوشتند
جزو ارادتمندهای روضهی تو
شكر خدا كه نام ما را هم نوشتند
خوشبخت آنهايند كه مست تو هستند
بدبخت آنهايی كه از تو كم نوشتند
از داغ مظلوميتت آقای عالم
چشمان ما را چشمهی زمزم نوشتند
نام تو را پروردگارت گفته هادی
چون در كرامت مثل بابايت جوادی
@hosenih
قطعاً مسيحا هم به فرمان تو باشد
پای كلاس درس عرفان تو باشد
ذكر دعای جامعه زيباست اما
زيباترش اينكه در ايوان تو باشد
پای دعای جامعه میخواهم آقا
ابواب ايمان وا به امان تو باشد
با يک نگاهت صاحب ملک زمين است
آنكس كه يک لحظه پريشان تو باشد
وقتی محالّ معرفت الله هستی
بايد همهعالم سر خوان تو باشد
حتی مسيحیها ارادت بر تو دارند
اين هم ز الطاف فراوان تو باشد
آقا سلاطين جهان را بنده كردی
با يک نگاهت بردگان را زنده كردی
@hosenih
شكر خدا يک عمر دستم را گرفتی
درس كرامت از خود بابا گرفتی
اينكه دو عالم روضهخوان غربت توست
ارثیست كه از غربت مولا گرفتی
با يک دمت ارض و سما را زنده كردی
تو گوی سبقت از دم عيسا گرفتی
ياد رقيه كردهای آن لحظهای كه
در اوج غربت در خرابه جا گرفتی
وقتی تو را بردند در خان الصعاليک
روضه برای زينب كبری گرفتی
در زير پايت آسمان از جاش پاشد
از بركت تو سامرا عرش خدا شد
@hosenih
نامت علی بود و غريبی را چشيدی
بار غم و غربت به دوش خود كشيدی
صحن و سرای خاكیات اين را به من گفت
بعد از شهادت هم تو روز خوش نديدی
آقا شنيدم روضهخوان ياس بودی
با روضههای مادرت زهرا خميدی؟
ابنالرضايی كه علی بودهست نامت
در كوچهها آيا تو هم طعنه شنيدی؟
آيا درِ باغ تو را آتش كشيدند؟
آيا تو هم از دست اين مردم بريدی؟
آيا طناب افتاد دور گردن تو؟
قطعا در آتش همسر خود را نديدی
با اينكه تو جان دادهای از ظلم و كينه
اما امان از روضهی شهر مدينه
@hosenih
آتش به روی ياس و نيلوفر كشيدند
شعله به باغ سبز پيغمبر كشيدند
در جنت الاعلی پيمبر روضهخوان شد
وقتی قباله از كف مادر كشيدند
قلب تمام عرشيان شد پاره پاره
شمشيرها را تا كه بر حيدر كشيدند
ديگر ملائک لانهها را ترک كردند
از بعد زهرا از مدينه پر كشيدند
چندی گذشت و در دل گودال خونين
بر روی عشق فاطمه خنجر كشيدند
وقتی سر بابا به روی نيزهها رفت
از دختران بیپدر معجر كشيدند
بابا ز روی نيزه صدها مست میديد
بر صورت اطفال جای دست میديد
شاعر: #مهدی_نظری
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
هر روز هفته با نگاهت عالمی دارم
وقتی که هستی در کنارم چه غمی دارم؟
راحت بگویم، من بدون عشق میمیرم
من زندهام تا لحظهای که همدمی دارم
حرف دلم را به کسی جز تو نمیگویم
وقتی به خوبی تو آقا محرمی دارم
در سایهی هر بیرقی سینه نخواهم زد
وقتی که مانند تو صاحبپرچمی دارم
در دست دارم ریشههایی از عبایت را
شکر خدا حبلالمتین محکمی دارم
هر جا که پای تو وسط باشد بدون شک
از غربتت باران اشک نمنمی دارم
نامت تب مرثیه را میآورد با خود
هر چهارشنبه در دل خود ماتمی دارم
در بند چشمان تو بودن اوج آزادیست
نقش در و دیوار دل لبیک یا هادیست
@hosenih
با اشک شوق اما به رنگی شاد میسازم
یک ماذنه به قامت شمشاد میسازم
گلدستههایی باصفا، زیباتر از زیبا
جای همان گلدسته که افتاد میسازم
ابنالرضایی و همه عالم دخیل تو
پس در حریمت پنجرهفولاد میسازم
باید که سامرا خودش مشهد شود روزی
صحنی شبیه صحن گوهرشاد میسازم
در کنج سقاخانهات یک کاسهی زرین
با این النگوها که مادر داد میسازم
"دارالولایه" و دو تا "ایوان مقصوره"
جایی برای حلقهی زهاد میسازم
دستور کار بعدیام دارالشفای توست
با زائرانت مرکز امداد میسازم
با شوق احداث حریم مادرت آقا
از کارگرهای حرم استاد میسازم
روی مدافعان حساب ویژهای وا کن
پس لشگری از مالک و مقداد میسازم...
...میآیم و یک روز خاک سامرایت را
از چنگ هر بیگانهای ازاد میسازم
تو رو به پاییزی و من هم رو به پاییزم
دارم به پای روضههایت اشک میریزم
@hosenih
دست خودم که نیست غربت را نمیفهمم
یک ذره از دریای محنت را نمیفهمم
هرچه تأمل میکنم در روضهها با خود
باور کن این درد و مصیبت را نمیفهمم
دائم خلاف انچه را گفتی عمل کردند
قصد و غرضها از لجاجت را نمیفهمم
اصلا خودت تعریف کن از نیت ابلیس
وقتی دلیل هتک حرمت را نمیفهمم
نیمهشب ویرانهها را تجربه کردم
اما به جان تو حقارت را نمیفهمم
جام شراب آوردهاند اقا برای تو
بهتر که من اینگونه دعوت را نمیفهمم
این بهت روضه مانع از درک مراثی شد
شکر خدا اوج جسارت را نمیفهمم
آخر تو را هم از میان برداشتند آقا
من هرچه باشد اصل مطلب را که میفهمم
با اینکه من سربسته هم گفتم ولی قطعا
با پنبه دارد روضهات سر میبرد از من
شاعر: #علیرضا_خاکساری
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
راهم بده راهی عرش اعظمت باشم
در من بِدَم، خوب است مدیون دمت باشم
از کل قرآن فیض "کلب باسط" کافیست
تاراه را پیدا کنم تا آدمت باشم
@hosenih
بد را بخر با خوب ها! بد نیز دل دارد
شاید که من هم بین جنس درهمت باشم
هرچند خیلی ها نمی آیند سامرا
کاری بکن من جزو زوار کمت باشم
از شیرهای برکه این را خوب فهمیدم
باید همیشه خاکسار مقدمت باشم
آموزگار جامعه دستم به دامانت!
اذنی بده تا سوگوار ماتمت باشم
ای منتهای حلم ای رکن بلاد ما
یا حضرت هادی سلام الله علیک آقا
در پادگانی غصه تبعید را داری
اندازه یک عمر درد بی دوا داری
سربازها خیلی به تو بی حرمتی کردند
قدی خم و چشمی تر از آن طعنه ها داری
قبر خودت را دیدی و آرام باریدی
آقای خوبم غربتی بی انتها داری
وقتی به تو ظرف شرابی را تعارف کرد
معلوم شد که دشمنانی بی حیا داری
خیلی به یاد عمه زینب سوختی آنجا
خیلی به دل زخم عمیق از کربلا داری
شکرخدا چشمی به ناموست نیوفتاده
شکرخدا اهل و عیالی درخفا داری
شکرخدا غارت نمیشد پیکرت هرگز
عمامه داری پیرهن داری عبا داری
@hosenih
نه هیچ کس نیزه به پهلویت فرو کرده
نه با تن زخمی ته گودال جا داری
نه بی کفن ماندی نه عریان بین صحرایی
نه کار با کهنه حصیر روستا داری..
شاعر: #سیدپوریا_هاشمی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
حال و هوای چشم ترت جور دیگری ست
ذکر قنوت هر سحرت جور دیگری ست
وقتی میان سجده به معراج می پَری
پِی می برم که جنس پرت جور دیگری ست
حتّی نسیم کویِ تو هم اعتراف کرد
عطر بهشتی گذرت جور دیگری ست
@hosenih
در سامرا همیشه زیارت لذیذ هست
طعم زیارت سحرت جور دیگری ست
هادی ترین چراغ هدایت کلام توست.
نور چراغ شعله ورت جور دیگری ست
این جامعه ز "جامعه" ات رُشد کرده است
محصول کِشت پر ثمرت جور دیگری ست
درندگان کنار تو آرام می شوند
بر روی قلب ها اثرت جور دیگری ست
ارباب های ما همگی با سخاوتند
امّا عنایت پدرت جور دیگری ست
کشکول چشم های مرا پر ز اشک کن
حال گدای پُشت درت جور دیگری ست
زهری رسید و شمع وجود تو آب شد
سوسوی نور مختصرت جور دیگری ست
دیگر گُمان کنم جگری هم نمانده چون
خون لخته های دور و برت جور دیگری ست
او دیده دست و پا زدنت کنج حجره را...
آه دمادم پسرت جور دیگری ست
شُکر خدا سر از بدن تو جدا نشد
شُکر خدا کفن به تنت "بوریا" نشد
شکر خدا به پیرهنت نیزه ای نخورد
شکر خدا که بر بدنت نیزه ای نخورد
پیشانی تو سنگ و عصایی ندیده است
آقا!دو پلک شب شکنت نیزه ای نخورد
@hosenih
تو دست و پا زدی نه ولی زیر دست و پا
بال تو وقت پر زدنت نیزه ای نخورد
شکر خدا که دور و بر تو سنان نبود
شکر خدا که بر دهنت نیزه ای نخورد
عمامه و عبای تو سهم عدو نشد
با سُمِّ اسب پیکر تو زیر و رو نشد
شاعر: #بردیا_محمدی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_شهادت
نمی دیدند غیر از التهاب و اضطراب آنجا
در یک خانه وا شد بارِ دیگر با شتاب آنجا
امام شیعه را با دستهای بسته می بردند
دوباره باز شد در کوچه ها پای طناب آنجا
کجا خانِ صَعالیک است شأن حضرت هادی
از این غم شد دل صدیقه کبری کباب آنجا
@hosenih
به هر صورت امام شیعه را تحقیر میکردند
تعارف شد به جان شیعیان جامشراب آنجا
علی الظاهر دوشنبه زهر جانش را گرفت اما
لبش تر شد خدا را شکر با یک جرعه آب آنجا
امام عسکری آمد نمازی خواند و دفنش کرد
تن او را سه روز و شب نسوزاند آفتاب آنجا
اگرچه زهر جانسوز است اما لااقل دیگر
محاسن را نکرد از خون پیشانی خضاب آنجا
@hosenih
نشد بی حرمتی هرگز به اهل خانه بعد از او
نشد توهین به فرزند و زن و ناموس باب آنجا
خدا را شکر بین این همه آدم نبود ای دل
یکی مثل علی اصغر یکی مثل رباب آنجا
.
.
.
«جوان حضرت هادی به بالینش رسید اینجا
جوانش دست و پا زد سید اهل شباب آنجا»
شاعر: #محمود_یوسفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_شهادت
مشیتِ ازلی هر چه را اراده کند
به حکمِ نافذِ خود، حکمتش پیاده کند
اگر بناست که غیبت به قرنها برسد
و هجرِ ما به همه شیعیان ما برسد
ز قبلِ غیبتِ مهدی، فراق لازم بود
و این فراق به شهر عراق لازم بود
@hosenih
برای آنکه شود شیعه زود آماده...
که بهر دوره ی غیبت نبود آماده...
دگر میانِ اَعاظم شروع شد غیبت
ز عصرِ موسیِ کاظم شروع شد غیبت
سپس امامِ دگر از وطن عزیمت کرد
که از مدینه رضا، سوی طوس هجرت کرد
پس از جوادالائمه چو نوبت من شد
برای من پِیِ تبعیدِ سخت، دشمن شد
من از حضور و ظهورِ عیان، شدم محروم
دگر ز رابطه با شیعیان، شدم محروم
مرا ز شهر مدینه به سامرا بردند
به شهر سامره با چند ماجرا بردند
به شهر سامره اَم، "سُرّ مَن رَآ" که نبود
به پادگان! نظامی چه دردها که نبود
مرا به گوشه ی آن پادگان که جا دادند
نگاهبانِ بسی بی حیا بما دادند
گهی بدونِ اجازه به خانه می آمد
گهی ز بامِ حریمم شبانه می آمد
مرا سوی متوکل، وفور میبردند
گهی به بزمِ شرابش به زور میبردند
در آن شبی که مرا میکشید، در یادم
به فکرِ بزم شرابِ یزید افتادم
بیاد غربتِ آن عمه های مظلومه
بیاد عمه سکینه که بود مغمومه
سرِ پدر چو به طشت طلا زیارت کرد
به طعنه دشمنِ شامی به او جسارت کرد
نه آلِ عصمتِ حق را عزیز میخواندند
که جمله فاطمیون را کنیز میخواندند
در آن میانه بسی ازدحام شد در شام
حریمِ فاطمه بی احترام شد در شام
@hosenih
چو رَاسِ جدّ غریبم کمی تلاوت کرد
یزید بر لب و دندان او جسارت کرد
از این جسارتِ دشمن، قسم به تبعیدم
تمام عمر بیاد حسین گرییدم
قسم به اشکِ ترِ منتقم که می آید
بخواه آن سحرِ منتقم که می آید
شاعر: #محمود_ژولیده
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
خبر گریه ی گرفتاران..
میرسد شب به شب به دلداران
این قبیله به فکر ما هستند
پیرشان کرده غصه یاران
نخ تسبیحشان که میچرخد
سرِ پا میشوند بیماران
سر به دیوار اهل بیت زدیم
خوش به احوال سر به دیواران
ما گنهکارهای آلوده
پشتمان گرم شد به غفاران
دل ما تنگ سامرا شده است
ما و آقا و نم نم باران!
ما طلبکار این کریم شدیم
بس که رو داده بر بدهکاران
یوسف سامرا نگاهی کن
ناز بفروش بر خریداران
شیرها پوزه میکشند به پات
تشنه ی کشتن تو خونخواران
اهل عالم غم و محن بس ماست
این که بی کس شده همه کس ماست
@hosenih
گرچه از زهر حال مضطر داشت
به دلش داغهای بدتر داشت
حجره از ناله ی انا العطشان
حال و روزی شبیه محشر داشت
علی بن جواد این آخر
ذره ای خاک کربلا برداشت
آب شرمنده ی لبانش شد
اثر تشنگی به حنجر داشت
انقدر بین حجره می غلطید
جای خونمردگی به پیکر داشت
بعد ازآن مجلس شراب فقط
از غم عمه دیده ی تر داشت
این لباسش اگر چه خاکی شد!
باز آقا لباس دیگر داشت!
گرچه سردرد اذیتش میکرد
هرچه هم بود لااقل سر داشت
دور و بر خنجری به دستی نیست
قاتلش را کجا برابر داشت؟!
دخترش گرچه داغدارش بود
پشت صد پرده بود معجر داشت
روضه من فقط همین جمله ست
پسرش را کنارش آخر داشت
کربلا داغ بر دلم خورده
وای از آن تشنه ی پسر مرده!
شاعر: #سیدپوریا_هاشمی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
جانم فدای آن امام مهربانی
که عرشیانش دست بر دامان گرفتند
یعنی امامی که گرفتاران دنیا
حاجات مشکل را ازو آسان گرفتند
@hosenih
قطب هدایت شد ازو توحید تابید
هادی شد و مردم ازو ایمان گرفتند
یک عده ای در ذِیل نورش رشد کردند
یک عده ای از دست خیرش نان گرفتند
یک عده، نم بودند و با لطف دعایش
مانند رودی ناگهان جریان گرفتند
یک شب درون خانه اش بی اذن، ناگاه
وارد شدند از دست او قرآن گرفتند
بردند او را بزم مِی با قصد تحقیر
ظرفی سویش با خنده نا اهلان گرفتند
اسکان که نه، در گوشهء خانِ صعالیک
جایی برایش گوشهء ویران گرفتند
کندند قبرش را جلوی چشمهایش
اینگونه ذره ذره از او جان گرفتند
وقت گریز روضه شد که روضه خوانان
با هم دمِ یا سیدالعطشان گرفتند
عمامه و پیراهن و انگشترش را
زینب زِ تل می دید این و آن گرفتند
قربان آقایی که با هم نیزه داران
با نیزه ها از پیکرش تاوان گرفتند
@hosenih
با نعل تازه جانِ زینب را به ناگاه
با رفت و آمد بر تن عریان گرفتند
دیدند که جسمش شده با خاک هم سطح
وقتی که گرد و خاکها پایان گرفتند
شاعر: #مهدی_مقیمی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح
غرّش از کامش گرفت و اهلی و آرام کرد
چشم هایت شیر وحشی در قفس را رام کرد
دور تو چرخید و صورت بر عبای تو کشید
وقتِ آغاز توسل بر تو را اعلام کرد
@hosenih
شد مرتب یال و کوپالش به لطفِ دست تو
صبح خود را با نوازشهای گرمت شام کرد
گوشهٔ سجاده ات محو تماشای تو شد
کور خواند آنکه برای کشتنت اقدام کرد
قصد بر این بود جانت را بگیرد در قفس
عاشقت شد! پس خودش را تا ابد خوشنام کرد
تا که بر تو حمله ور گردد چه تازیانه خورد
بی محلی کرد و حجّت را چنین اتمام کرد
بر نگهبان خیره شد، بر میله ها دندان کشید
شد غضبناک و نثار دشمنت دشنام کرد
@hosenih
«جامعه» خواندی و خوابش برد با لحن خوشَت
کینه توزانِ تو را آشفته و ناکام کرد
ذکر خیرت کرد جان ها را به نور آمیخته
مهربانی ات چه ها با قلبِ خاص و عأم کرد!
شاعر: #مرضیه_عاطفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_شهادت
روز دوشنبه... ماه رجب... وقت التجا
گم می شود دلم وسط دسته ی عزا
@hosenih
واژه به واژه جامعه را گریه می کنم
روزی که می رود دهمین حجت خدا
گرم شهود می شوم و خیره میشود
چشمم به خانه ای که در آن -وا مصیبتا-
مردی کنار جسم پدر گریه می کند
وقتی که میکشد به روی پیکرش عبا
تشییع می شود بدنش در سکوت محض
اینجا مدینه نیست، غریبانه پس چرا...
در خانه دفن می شود این قبله ی غریب
در خانه دفن می شود این دردِ آشنا
بار غم علی به روی شانه ی حسن!
تکرار می کند مگر این شهر، کوفه را ؟
مانند کربلای مدینه از این به بعد
"وای از دوشنبه " می شنود" سرمن رآ"
@hosenih
حالا... من آمدم به خود و دسته می دود
با آخرین نفس ، سوی گودال و کربلا
شاعر: حجت الاسلام #محمد_موحدی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح
تو به ما نور را نشان دادی!
ایها العشق! ایها الهادی!
ای دلیلِ طراوتِ چشمه!
روشنابخشِ هرچه آبادی!
@hosenih
ای که در بندِ بندگی هستی!
خوش به حالت، چقدر آزادی!
در ازل، قبلِ خلقتِ جنت،
با نگاهت، بهشت، میزادی
مثلِ خورشیدی و زِ نسلِ علی،
چه نکو رتبهای، چه اجدادی!
وارثِ ذوالفقارِ مولایی!
وارثِ سجدههای سجادی
نور را، منشأی و معنایی
عشق را، ریشهای و بنیادی
@hosenih
حرفِ کج را، سکوتِ بیپایان،
حرفِ حق را، هماره، فریادی
...ای سرِ من!، بیفت بر قدمش
گر نیفتی به پاش، بر بادی!
شاعر: #عادل_حسین_قربان
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_شهادت
السلام ای هدایت مطلق
ای امام تمام خوبی ها
ای امید همه گنهکاران
مظهر مستدام خوبی ها
ای چراغ مسیر گمراهان
آفتاب امید ما هستی
نور چشم علی و زهرایی
دهمین نور کبریا هستی
@hosenih
نور شمس الشموس داری که
به تو ابن الرضا لقب دادند
دستمان را گرفته ای که تو را
هادیَ الاشقیا لقب دادند
نام زیبایتان علی باشد
مثل کرار هم جگر داری
پسر حضرت جوادی پس
ارث آقایی از پدر داری
روشن از آستان تو هر چشم
مست از ذکر نام تو هر گوش
تا که دید آن سپاه غیبی تو
متوکل ز ترس شد بی هوش
ای همه انبیا هواخواهت
ای هزاران ملک هوادارات
ایستادند اولیای خدا
به ادب روبروی دربارت
حرمت آنچنان صفا دارد
که به دل ها سرور آمده است
زائرت فکر میکند با خود
مثل موسی به طور آمده است
در ضریح تو نور خوابیده
گنبدت آبروی خورشید است
آفتاب هدایت عالم
از همین آستانه تابیده است
جامعه خواندم و به تو گفتم
اعتقادی زلال می خواهم
تا بگویم همیشه مدح علی
من زبان بلال می خواهم
مثل میثم مرا ولایی کن
تا نفس هست با علی باشم
مثل قنبر مرا هدایت کن
نوکر مرتضی علی باشم
نظری کن به سائل کویت
سائلت جز شما نمی خواهد
راستی ای بزرگ سامرّا
سامرایت گدا نمی خواهد؟
ای که در هر رگت کرم جوشد
جود از دولت پدر داری
(دوستان را کجا کنی محروم)
(تو که با دشمنان نظر داری)
ای فدای غریبیت آقا
مثل اجداد خود غریبی تو
گرچه در اوج عزتی اما
جان فدایت که غم نصیبی تو
بس که آتش زدند بر جانت
از جفای زمانه آب شدی
آه از این غصه، خاک بر دهنم
دعوت مجلس شراب شدی
آه از این هم جواری و صحبت
او کجا خصم روسیاه کجا؟
آه ای چرخ خانه ات ویران
او کجا مجلس گناه کجا؟
هتک حرمت شدی ولی آقا
دشمنی بود و خیزرانی نه!
پیش آن جمع بی حیا آن روز
مجلسی بود و دخترانی نه!
آه از ماجرای مجلس شام
یک طرف طشت و رأس نورانی
یک طرف قصه ی کنیزی بود
آه ای روضه خوان چه میخوانی؟
روضه خوان ها چرا نمی گویند
آخر مجلس شراب چه شد؟
آمد و بوسه داد بر لب ها
ناگهان حالت رباب چه شد؟
داغ اصغر براش کافی بود
طاقت این همه فراق نداشت
زخم ها باز تازه می گشتند
شام چیزی کم از عراق نداشت
@hosenih
روضه سخت است روضه ناموسی است
آل عصمت نظاره می کردند
چشم های حرامی مردی
به سکینه اشاره می کردند
مضطرب سوی عمه اش آمد
عمه این بی حیا چه می خواهد؟!
پدرم را که تشنه لب کشتند
دگر از جان ما چه خواهد؟
شاعر: حجت الاسلام #سیدروح_الله_موید
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
به مناسبت #دهه_فجر
#سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامی
باز امشب از طوفان و از باران بگویم
از حضرت روح اللہ و یاران بگویم
ازخون واز شمشیر دارم من حکایت
ازماہ بھمن میکنم امشب روایت
امشب قلم برداشتم خودباوری شد
حرف دل من با شما یک مثنوی شد
گفتم قلم بنویس،وقت واژہ یابی است
جانم بہ قربان ھرآنکس انقلابی است
@hosenih
این ماہ یعنی ماہ سرکوب شیاطین
آزادی مردم از آن طاغوت ننگین
این ماہ یعنی امتحانی سخت دادن
بھر خدا و دین او در خون فتادن
سرمای بھمن زور را زنجیرمیکرد
گرمای خون والفجر را تفسیر میکرد
پیغام بھمن هست در سیر هدایت
با جان و دل کلّ وجودت با ولایت
باید در این ره از منافق دور گردیم
درخط روح اللہ غرق نورگردیم
داریم ما از برکت راه حسینی
یک ملت و یک انقلاب و یک خمینی
این ماہ بھمن یادگار آفتاب است
ھر ساعتش صد خاطرہ از انقلاب است
این ماہ بھمن ماہ بیداری یاران
میریخت،نارنجک، گلولہ ھمچو باران
در آن طرف تانک و مسلسل ھای عالی
دراین طرف مردم ھمہ بادست خالی
بین خیابان،کوچہ کوچہ لالہ پرپر
فریاد مردم یک صدا اللہ اکبر
پای پیاده یک دل و یک رنگ بودیم
دشمن سوارتانک، مابا سنگ بودیم
لحظہ بہ لحظہ شام تیرہ روز میشد
خون بود،برشمشیرھا پیروزمیشد
@hosenih
یادش بخیر آن روز دستہ دستہ یاران
فریاد میدادند امام آمد بہ ایران
یارب بحق عالمان و مو سپیدان
یارب بحق حرمت خون شھیدان
یارب تو را سوگند بر نورحسینی
پایندہ دار این نھضت و نام خمینی
یارب بہ دستان ابوالفضل علمدار
این رهبر فرزانه ی ما را نگهدار
شاعر: #یوسف_حق_پرست_اشتهاردی (غریب)
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#امام_زمان_عج_مناجات
#دهه_فجر
بیهوده با کسی نگذاری قرارها
ای بی قرار از ستم روزگارها
شرمنده ایم غیبت تو بیشتر شده
در دورۀ توسل ما ناله دارها
باید برای آبروی خویش کار کرد
ورنه ز دست رفته همه اعتبارها
این اشکها اگر ندهد شستشو چه سود ؟
باید زدود از دل و دیده غبارها
دردی نمی کشیم از این بی تفاوتی
رنجی نمی بریم از این شام تارها
@hosenih
جز اشک و آه ، حرف جدیدی نمی زنیم
ای دل کجاست ؟ عاطفه و اقتدارها
در عمق بی خیالیِ مَحضیم ، غوطه ور
با این همه فساد و تباهِ تبارها
تا خیمه گاه ، جاه طلبها رسیده اند
دیگر حذر کنیم ز رأی شرارها
همت ز دست داده و انگار مُرده ایم
یادی نمی شود ز چه ؟ از ماندگارها
دیگر سخن ز شعر شهادت نمی کنیم
حتی عوض شدند همه شهریارها !
تنها ، شهید ، زینتِ قاب است و طاقچه
گمنامها شدند به سنگ مزارها
با خون هر شهید که چون بمب هسته ایست
تجهیز می شوند ولایت مدارها
خونهای تازه می طلبد یاری حبیب
مائیم و زنگ قافلۀ سربدارها
دیروز از بصیرت عمّار گفته ایم
امروز روز میثم تمّار و دارها
بعد از درنگِ لشگرِ توّابها چه سود...
مختارها شوند هزاران هزارها
تحمیل مصلحت ، زَهَق الباطل است و بس
جاء الحق است ایدۀ غیرت مدارها
تکرار حرف فتنۀ دیروز عبرت است
امروز فتنه صف زده در مستعارها
ضربه ز فتنه های خودیها رسد به دین
آنانکه دم زنند ز موعود ، بارها
تا چشمشان به کیسۀ فرهنگ خورده است
رفته ز کف عِنان همه اختیارها
پی می کنند مرکب دین و نمی رود
وقتی که شد تفاخرِ آنها دلارها
غافل از اینکه عالَم اسلام یکصدا
همدل شدند در همۀ کارزارها
این جنگِ نرم تیرِ کمان کرده عدوست
تا بعد از این طمع نکند در دیارها
بوی قیام می رسد از سمت خاوران
عطر ظهورِ یار و حضور نگارها
جای تو خالی است سلیمانیِ شهید
دلهای امتی است برایت مزارها
ای پاسدار پرچم اسلام ، العجل
دیگر به لب رسیده همه انتظارها
نور خداست در دهۀ فجر می رسد
این فجر صادق است همان انفجار ها
خون خدا به یاری روح خدا رسید
دارد محرم و صفر ما بهارها
@hosenih
تا پا به جای پای ولّیِ خدا نهیم
این گامها خطا نرود از مدارها
ما با سِلاح علم و عمل پیش می رویم
تقوا و طاعت است سویدای کارها
ما دل شکستۀ حسنینیم ، مهدیا
تا انتقام کرب و بلائیم یارها
آمادۀ ظهور قیام تو قائمیم
باید برون کشید کنون ذوالفقارها
سربند یا محمد و یا مرتضی علی است
رمز موفقیت زهرا شعارها
شاعر: #محمود_ژولیده
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
#سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامی
#دهه_فجر #جهاد_تبیین
#انقلاب_اسلامی #حاج_قاسم_سلیمانی
با انفجارِ نور، دلها آشنا شد
ظلمت ز ایران رخت بَر بست و فنا شد
فجری مبارک، هر کران را در نوَردید
کشور سراسر، مهدِ نورِ کبریا شد
این نورباران، نهضتِ روح خدا بود
نهضت شکوفا گشت و غوغایی بپا شد
با غرّشِ الله اکبر های مردم
فرمانِ روح الله، فرمانِ خدا شد
ماهیّتِ این انقلاب اسلامِ ناب است
هر ادّعای دیگری، بادِ هوا شد
@hosenih
رفت از میان فرعونِ ایران، مخفیانه
اعجازِ موسای زمانه بی عصا شد
با مقدمِ روح خدا، ایرانِ زهرا
عمری گرفتارِ ستم بود و رها شد
دامانِ پاک مادرانِ مرد پرور
احیاگرِ نورِ شهیدانِ خدا شد
طفلان ِ گهواره، یلانِ صحنه گشتند
خاکِ وطن گلگون، چو خاکِ کربلا شد
برگشت دین، در سرزمینِ ما دوباره
برگشت ایمان، کشورِ ما مالِ ما شد
دَه روزه، تاج و تختِ صد ساله فرو ریخت
حق آمد و باطل فراری تا کجا شد
مستکبرین "فریادِ واحسرت" کشیدند
"بیست و دوی بهمن" سرآغازِ ولا شد
ایران و ایرانی، دوباره سر برآورد
جمهوری اسلامی ایران بپا شد
در جنگِ تحمیلی، دفاعی شد مقدس
بابِ شهادت با لقاءالله، وا شد
از ما،،، جوانان دسته دسته رخت بستند
با خونشان فتح و ظفر اما بنا شد
فرعونیان وقتی شکستی سخت خوردند
رمزِ قبولِ قطعنامه برملا شد
جنگِ حسینی، تابعِ صلحِ حسن گشت
بر پیکرِ روح خدا جامِ بلا شد
□ □ □
پیر جمارانیِ ما رفت و عزا شد
یارِ خراسانی، به کشتی ناخدا شد
شد دستِ حق از آستین بیرون دوباره
سید علی هدیه به ایران، از رضا شد
ملت دوباره قدرتی از نو گرفتند
امت سراسر پیروِ آن مقتدا شد
صدها، هزاران، صدهزاران نقشه، فتنه
بر ضدِ او طراحی اما برملا شد
میخواستن، برجام گردد جامِ زهرش
تیری که از صبر و بصیرت، در خطا شد
هر جنگِ سخت و نرم، خنثی شد به تدبیر
دین، یاری از فرماندهِ کل قوا شد
بسیاری از یارانِ او رفتند از دست
تا حقِ مکتب، با سلیمانی ادا شد
□ □ □
امروز "هیئت ها" جهادی سخت دارند
از انتقامِ سخت، اینهم سهمِ ما شد
باید بگیریم انتقامِ کشته ها را
آری، زمانِ انتقام از اشقیا شد
این است پیغامِ همه خونِ شهیدان
در پاسخِ هر شبهه، صد شعبه روا شد
باید که تبیین کرد راهِ رفته را، تا...
نسلِ جوان داند که ایران کربلا شد
ایران، یمن، سوریه، لبنان، غزّه، بغداد
یکدست، هم پیمانِ شاهِ نینوا شد
از کربلا تا قدس، با یک "یاحسین" است
دشمن دگر واللهِ محکومِ فنا شد
بوی فروپاشیِ استکبار آید
یک ضربه، تا تیرِ خلاصِ آمریکا شد
پیغام های مخفیِ شیطان فریب است
این خود؛ پیامی از کلامِ مقتدا شد
دیگر به مویی بند، بیتِ عنکبوت است
موشک بجای خود، تلنگر اکتفا شد
@hosenih
آل سعودی با یهودی، بسته پیمان
غافل از اینکه انتهای ماجرا شد
گوید ولیعهدِ صعودی با سرانش:
ایران، گمانم خادمِ بیت خدا شد
امروز نزدیکِ سحرگاهِ ظهور است
یعنی زمانِ منجیِ آل عبا شد
"لبیک یا مهدی" که ما در انتظاریم
هنگامِ بوسه بر رکابت سهمِ ما شد
جان میدهیم ای یوسف زهرا بپایت
روز وصالت، بعدِ یک عمری دعا شد
شاعر: #محمود_ژولیده
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی(حُسینیه)
#سالگرد_پیروزی_انقلاب_اسلامی
#دهه_فجر #امام_و_رهبری
دل مژده که آفتاب امید آمد
در ظلمت قحط نور خورشید آمد
با اهل بلاد عشق از پردۀ جان
گو روح خدا و روح توحید آمد
***
یاد امام و یاد شهیدان دوام ماست
در راه کربلای حسینی قیام ماست
روح خدا هنوز دَمَد جان به انقلاب
سید علی خامنه ای تا امام ماست
شاعر: #محمود_ژوليده
@dobeity_robaey