eitaa logo
فلسفه نظری
2.1هزار دنبال‌کننده
458 عکس
76 ویدیو
69 فایل
🔮شناخت عقلانی پیرامون حقیقت‌ موجودات‌ را فلسفه‌نظری گویند. ✔والحّقُ لایعرفُ الّا بِالبُرهان لابِالرِجال @eshragh1300
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴کانت و دین ⬅️کانت از لحاظ دینی آداب ظاهری را به جای نمی آورد و کسی هم نمی تواند مدعی شود که او تمایلات عرفانی داشته است.به هر حال مسیحی خالص العقیده و معتقد به اصول رسمی نبوده،ولی به خدا حقیقتا اعتقاد داشت.هرچند معتقد بود که اخلاق مستقل است، به این معنی که اصول آن ماخوذ از علم کلام،اعم از طبیعی یا الهی، نیست،ولی اعتقاد راسخ داشت که اخلاق مستلزم اعتقاد به خدا و در نهایت امر متضمن آن است... ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
فلسفه نظری
🔴کانت و دین ⬅️کانت از لحاظ دینی آداب ظاهری را به جای نمی آورد و کسی هم نمی تواند مدعی شود که او تم
🔴کانت و دین ⬅️کانت از لحاظ دینی آداب ظاهری را به جای نمی آورد و کسی هم نمی تواند مدعی شود که او تمایلات عرفانی داشته است.به هر حال مسیحی خالص العقیده و معتقد به اصول رسمی نبوده،ولی به خدا حقیقتا اعتقاد داشت.هرچند معتقد بود که اخلاق مستقل است، به این معنی که اصول آن ماخوذ از علم کلام،اعم از طبیعی یا الهی، نیست،ولی اعتقاد راسخ داشت که اخلاق مستلزم اعتقاد به خدا و در نهایت امر متضمن آن است. 💠اگر بگوییم که او هیچ گونه تصوری از تجارب دینی نداشت،اغراق گفته ایم.اگر کسی چنین سخنی گوید،شک نیست که مخالفان این سخن تعرض کنان به تعظیم کانت در برابر آسمان پر ستاره ی بالای سر و قانون و اخلاقی درون دل اشاره خواهند کرد.با این حال کانت توجه حقیقی به اعمال پرستش و دعا و آنچه "بارون فن هوگِل" عنصر عرفانی دین میخواند نداشت. 💠ولی این بدان معنی نیست که، هرچند نحوه ی تقرب او به دین عملا و منحصرا از راه آگاهی به تعهد اخلاقی بود،حرمت خدا را نگه نمی داشت. کانت در عرصه ی سیاست جمهوری خواه بود،مشروط بر اینکه حکومت سلطنتی مشروطه با قانون اساسی را هم بتوان ضمن اصطلاح به حساب آورد.او با امریکایی ها در جنگ استقلالشان همدردی داشت و بعدا لااقل با مرام انقلابیون فرانسه موافق بود. 📚منبع:تاریخ فلسفه ی غرب کاپلستون جلد ششم ص ۲۰۴،۲۰۵. . . . . . ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
فلسفه نظری
🔴شرح فلسفه ♨️قسمت هفدهم. ⬅️ابطال و رد اشتراک لفظی وجود! ⬅️در عين آنكه وجود، مشترک معنوى است و صدر
🔴شرح فلسفه ♨️قسمت هجدهم. ⬅️چگونگی استدلال و کشف حقایق وجودی! ⬅️در حقیقت دو نوع برهان جهت استدلال بر حقایق وجود، وجود دارد که عبارتند از: اِنی و لِمی. 💠برهان لمی عبارت است از پى بردن از علت به معلول. مانند اینکه، وقتى دانستيم اين مايع بنزين است، خواهيم دانست كه علت احتراق و علت محركه موتور ماشين نيز هست. اين برهان، افاده يقين مى‌كند. يعنى وقتى علت را شناختيم، خواهيم توانست به نحو قطع، معلول آن را نيز بشناسيم. در فلسفه از اين برهان استفاده نمى‌شود، زيرا موضوع فلسفه، كه موجود هست، بيرون از حقيقتى وجود ندارد، تا علت آن باشد و ما از طريق علت آن به معلولش منتقل شويم. 💠بيرون از وجود، عدم است. عدم هم كه صلاحيت عليت وجود را ندارد.✅ 💠و اما برهان اِنی! برهان اِنی خود نیز از دو قسم تشکیل شده. يكى پى بردن از معلول به علت، مانند از پريدن رنگ يک بيمار پى ببريم كه سرطان دارد. 💠اين برهان، یقینی نیست، زيرا ممكن است كه علت رنگ پريدگى سرطان نباشد، بلكه ترس يا سرماخوردگى يا يک چيز ديگر باشد. 💠لذا در استدلالات فلسفى از شکل اول برهان اِنی استفاده نمى‌شود.  💠شکل دوم برهان اِنس، كه همان سلوک و ره پيمودن از يک ملازم به ملازم ديگر است، مثلا از اينكه خداوند <<ماهيت>> ندارد، منتقل شويم به اينكه پس او <<امكان>> هم ندارد. 💠انتقال از ماهيت نداشتن به امكان نداشتن، سلوک از يک ملازم به ملازم ديگر است. زيرا اين دو، ملازم يک ديگرند.  💠همانگونه كه انتقال از امكان نداشتن به نبودن احتياج و فقر براى واجب تعالى، سلوک ديگرى از يک ملازم به ملازم ديگر است. استدلالات فلسفى عموما به همين طريق صورت مى‌گيرد و از يک حكم فلسفى به حكم فلسفى ديگر كه ميان آن دو ملازمه برقرار است، منتقل مى شويم. 💠اين نحو انتقال موجب حكم يقينى است، زیرا برهان اِنی نوع دوم از اين جهت مانند برهان لمی مى‌ماند، زيرا هر دو ایجاد يقين مى‌کند. 💠از يک ملازم عام به ملازم عام ديگر منتقل مى‌شويم، قيد عام از اين جهت ذكر شده است كه اگر آن دو ملازم، خاص باشند، براى هر كدام علت مخصوص به خود هست و سلوک يقينى در آنها منحصر در برهان لمی است. ولى اگر ملازم، مانند ملازمات وجود، عام و فراگير بود و تمام اقسام و شعب وجود را شامل شد، سلوک يقينى منحصر به برهان انى از نوع دوم مى‌گردد. 💠لذا از وحدت وجود كه يک ملازم براى وجود هست، به فعليت او منتقل مى‌شويم، همانطورى كه در باب صفات حق از صفت علم به سميع و بصير بودن او منتقل مى‌شويم.♥️ 💢 ... . . . . . . . . ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
🔴بخشی از مصاحبه خواندنی استاد فنایی اشکوری، مِن باب فلسفه اسلامی و مخالفان فلسفه اسلامی. 💠برای خواندن مصاحبه به کانال فلسفه نظری بپیوندید.👇🏻👇🏻👇🏻 ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
فلسفه نظری
🔴بخشی از مصاحبه خواندنی استاد فنایی اشکوری، مِن باب فلسفه اسلامی و مخالفان فلسفه اسلامی. 💠برای خوان
🔴مصاحبه با استاد فنایی اشکوری ⬅️ سوال : 💠مقام معظم رهبری بارها از جمله در سفر چند سال پیش به قم و همچنین اخیرا در دیدار با اعضای برگزار کننده همایش حکیم طهران و اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی به ترویج علوم عقلی و فلسفه در حوزه علمیه اشاره و تأکید داشتند. به نظر شما این دسته از علوم چه روندی را اکنون در حوزه ها طی می کنند که ایشان نسبت به آن هشدار دادند؟ ⬅️پاسخ : 💠در مقایسه با گذشته امروزه در حوزۀ علمیه قم استقبال خوبی از علوم عقلی می شود و درس های متعددی در زمینه های کلام، فلسفه و عرفان وجود دارد. همچنین مراکز و مؤسساتی در زمینه های مختلف علوم عقلی فعال هستند، مانند مجمع عالی حکمت اسلامی که به پیشنهاد مقام معظم رهبری و حمایت معظم له تأسیس شد. وضع نشریات اعم از مجله و کتاب نیز در این زمینه ها بد نیست. 💠 اما با این حال کمبودها و مشکلات در این حوزه بسیار است. آنچه در حال حاضر داریم برای جبران عقب ماندگی های چند صد ساله کافی نیست و برای جبران این عقب ماندگی به تدبیر و تلاش بیشتری نیازمند هستیم. 💠 افزون بر این متاسفانه جریانی که در طول تاریخ با تفکر و عقل ورزی و علوم عقلی مخالفت ورزیده، مجددا فعال شده و با طرح شبهه های بی پایه، طلاب جوان را از روی آوردن به علوم عقلی دلسرد می کند. آن ها با طرح تقابل بین علوم عقلی و معارف اهل بیت به عقل ستیزی رنگ قداست می دهند، در حالی که نمی دانند با عقل ستیز معرفی کردن مکتب اهل بیت به این مکتب که بیش از هر مکتبی مشوق عقلانیت و تفکر عقلی است ضربه می زنند و آن را ضد عقل نشان می هندـ 💠گاهی بین علوم عقلی و فقه تقابل مصنوعی ایجاد می کنند و در موضع دفاع از فقه علوم عقلی را تحقیر می کنند و فتوا به کفر عالمان علوم عقلی می دهند؛ در حالیکه هیچ تقابلی بین فقه و علوم عقلی نیست و عالمان علوم عقلی ما اغلب خود فقیه هستند. 💠موضوع فقه و علوم عقلی کاملا از هم جدا است. حوزۀ فقه احکام شرعی فرعی است، و حوزۀ علوم عقلی عقاید و الاهیات است و تصور تعارض بین این ها نامعقول است. گاهی روایات اسلامی را در تقابل با علوم عقلی جلوه می دهند، در حالی که روایات اهل بیت بزرگترین مشوق علمای شیعه برای روآوردن به علوم و معارف عقلی است. 💠 برخی از کسانی که با فلسفه آشنا نیستند می پندارند که فلسفه خواندن به معنای تقلید از یونانیان است. آنها فکر می کنند یک فلسفه ای در یونان پدید آمد که از آن زمان تا امروز همۀ کسانی که به فلسفه علاقمند هستند، پیرو یونانیان هستند. 💠این کاملا نشان از بی خبری و ناآگاهی آنها از فلسفه است. در فلسفه تقلید بی معنا است و تقلید با روح فلسفه در تناقض است. به این ها باید گفت بدنیست یک دوره تاریخ فلسفۀ اسلامی و فلسفۀ غرب را مطالعه کنید تا به تنوع مکتب های فلسفی پی ببرید. صد ها مکتب فلسفی در دنیا هست که هیچ شباهتی به فلسفۀ یونان ندارد. در هند و چین هم فلسفه هست. در ایران قدیم هم فلسفه بود، چنانکه در غرب امروز هم فلسفه رایج است. بله، نام همه فلسفه است و در برخی مسائل بین آنها ممکن است مشابهتی باشد، اما این باعث نمی شود که بگوییم فلسفۀ علامه طباطبایی مثلا همان فلسفه ارسطو است. 💠این مثل آن است که بگوییم یهود علم تفسیر و  فقه و کلام دارد و مسلمین هم علم تفسیر و فقه و کلام دارند  و چون نام هر دو یکی است و برخی مسائل آنها شبیه هم هستند پس تفسیر و فقه و کلام اسلامی همان  تفسیر و فقه و کلام یهودی است و علمای اسلام در این حوزه ها دنباله رو علمای یهودند! همان قدر که این حرف دربارۀ تفسیر و فقه و کلام خام و نادرست است دربارۀ فلسفه و عرفان هم خام و نادرست است.  مثلا در فلسفه اسلامی معاصر ما مباحثی دربارۀ هستی شناسی و معرفت شناسی و انسان شناسی مطرح می شود و عقاید و آراء گوناگون در آن بررسی می شود، اعم از آراء یونانیان، آراء فلاسفه اسلامی و آراء فلاسفۀ معاصر غرب. 💠فلسفه و هیچ علمی با خطابه و توهین و بکارگیری عبارت های اهانت آمیز (مثل، کشک، پشم، قی کردۀ کفار و... ) و تمسخر و تکفیر اهل آن ابطال نمی شود. راه بحث در این زمینه توهین و تمسخر و تکفیر و خطابه و هوچی گری نیست، بلکه راهش وارد شدن به بحث علمی استدلالی است که مستلزم رسوخ در مباحث عقلی و قدرت استدلال منطقی است، که البته کار هرکسی نیست. 💠 منظور ما از فلسفه در اینجا مکتب یا فرد خاص از فلاسفه یا کتاب خاص نیست، بلکه مراد تفکر فلسفی است که همان تفکر عقلی روشمند است. و دفاع ما از فلسفه به این معنا است، نه دفاع از همۀ آراء یک مکتب فلسفی خاص یا یک فرد مثل ابن سینا و ملاصدرا. آنچه مهم است روش تفکر فلسفی است. از این روش دفاع می کنیم، و گرنه هیچ مکتب فلسفی و هیچ فیلسوف و کتاب فلسفه ای کامل و غیر قابل نقد نیست. چنانکه هیچ علمی ورای نقد نیست. جزء مهمی از فلسفه، نقد فلسفه ها و آراء فلاسفه است. . ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
فلسفه نظری
🔴شرح فلسفه ♨️قسمت هجدهم. ⬅️چگونگی استدلال و کشف حقایق وجودی! ⬅️در حقیقت دو نوع برهان جهت استدلال
🔴شرح فلسفه ♨️قسمت نوزدهم. ⬅️استعمال لفظ وجود بر ممکن الوجود و واجب الوجود! ⬅️آنگونه كه به برخى از متكلمان چون ابوالحسين اشعرى، رهبر فرقه اشعريها، و ابوالحسن بصرى نسبت داده شده، ايشان قائل بوده اند كه: 💠 "لفظ وجود هنگام استعمال درباره ممكنات، گرچه يک معنا دارد، اما وقتى بين واجب و ممكن استعمال مى شود دو معناى مختلف خواهد داشت. بنابراين، مشترک لفظى بين اين دو مى‌باشد.  💠اعتقاد ايشان به اشتراک لفظى بودن وجود، از آن جهت هست كه اگر گفته شود وجود در واجب به همان معناى وجود در ممكنات است، بين واجب و ممكن، تشبيهى حاصل مى‌شود. 💠به جهت پرهيز از شباهت بين واجب و ممكن گفته اند كه كلمه وجود در دو جمله: <<واجب موجود است>> و <<ممكن موجود است>> دو معناى مختلف و متغاير دارد. 💠به قول محقق سبزوارى در شرح منظومه، اين اشخاص(تساوی دانستن موجود بودن واجب الوجود با ممکن الوجود) مفهوم را با مصداق خَلط كرده اند و گمان برده اند كه قول به اشتراک معنوى وجود، يعنى مصداق وجود در واجب و مصداق وجود در ممكن، يكسان و برابر هستند. 💠در حالى كه ما مى‌گوييم معناى وجود و هستى در اين دو، يكى است، گرچه چگونگى وجود اين دو، در يكى به نحو وجوب است، و در ديگرى به نحو امكان. 💠و مصداقا و خارجا با هم در سنخ موجوديت اختلاف دارند.✅ 💠دليلى كه در رد اين سخن اقامه مى‌كنند اين است كه ما وقتى مى‌گوييم: 💠خداوند موجود است، آيا از كلمه <<موجود>> معنايى مى‌فهميم يا نمى‌فهميم؟ اگر نمى‌فهميم، پس فهم ما در خصوص ادراک بود يا نبود خداوند به بن بست و توقف رسيده است كه اصطلاحا آن را تعطيل مى‌ناميم.  💠و اگر معنايى از كلمه موجود مى‌فهميم و آن معنا برابر است با معناى موجود در ساير استعمالات، پس وجود، مشترک معنوى است و در همه جا يک معنا دارد. 💠و اگر معناى آن، نقيض معناى موارد استعمال ديگر است، پس وقتى مى‌گوييم: 💠<<خداوند موجود است>> در واقع گفته ايم <<خداوند معدوم است>>. 💠يعنى معنايى را فهميده ايم كه نقطه مقابل و نقيض معناى وجود، در موارد ديگر است، و اين هم كه بالبداهه غلط است.✅ 💠پس راهى براى ما نمى‌ماند غیر از اینكه بگوييم وجود از نظر معنا در همه جا يكسان و برابر است و به عبارت ديگر، مشترک معنوى است.♥️ 💢 ... . . . . . . . . . . ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
🔴تأکید حضرت امام خمینی بر بیان مسائل عرفانی ♨️قسمت اول. 💠ماجرای به تعطیلی کشاندن جلسات تفسیر سورۀ حمد رهبر انقلاب حضرت امام خمینی قدّس‌سرّه توسط مخالفان عرفان و حکمت به ویژه برخی مقدّسین مشهد مقدّس بسیار تلخ و غم‌انگیز است. 💠آن بزرگوار در جلسه آخر تفسیر سوره حمد که از تلویزیون پخش شد؟ بیاناتی بسیار درس آموز بیان فرمودند. ⬅️پیر جماران در حالی که ناراحتی در چهره مبارکشان کاملا هویداست در این جلسه تقریباً تفسیر سوره حمد را رها کرده و به موضوع مخالفتها با حکمت و عرفان و ریشه‌یابی این امر می‌پردازند. 💠 ایشان ریشۀ تمام این مخالفت‌ها را در سه امر خلاصه می‌کنند: ۱. جهل نسبت به مراد حقیقی حکیم و عارف ۲.حبّ نفس ۳.عدم تهذیب. ⬅️به فرازهایی از سخنان ایشان توجه کنید: 💠عمده نظر من به اين بود كه اين سوء تفاهم برداشته بشود، و اين اختلافى كه در مدرسه هست و بين اهل علم است، برداشته بشود؛ و جلوى معارف گرفته نشود. 💠اسلام، فقط عبارت از احكام فرعيه نيست؛ فرعند اينها، اساس، چيز ديگر است، نبايد ما اصل را فداى فرع بكنيم؛ و بگوييم كه اصل، از اساس بيخود [است و] اگر هم اصلى بگوييم، يك اصلى كه خلافِ واقع است بگوييم. 💢 ... . . . . . ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
فلسفه نظری
🔴شرح فلسفه ♨️قسمت نوزدهم. ⬅️استعمال لفظ وجود بر ممکن الوجود و واجب الوجود! ⬅️آنگونه كه به برخى از
🔴شرح فلسفه ♨️قسمت بیستم. ⬅️بازیابی جایگاه عقل در ادغام شدن با اصالت وجود! ⬅️بحث، درباره آن امر اصيلى است كه ملاک واقعيت داشتن اشياء است، و نيز درباره جدا كردن آن امر اصيل از امر اعتبارى و غير اصيل. 💠علامه طباطبایی(رحمه الله)مقدمه در اين دو موضوع، به دو نكته مى‌پردازند: 💠۱.اينكه اولين قدمى كه ما با سوفسطائيها فاصله مى‌گيريم و از آنها جدا مى‌شويم، اعتقاد به واقعيت داشتن اشياء و وجود داشتن آنهاست. 💠سوفيستها، به حقيقتى خارج از ظرف ذهن قائل نبوده و تمام جهان را پندار و اوهامى بيش نمى‌دانند و براى هيچ چيز در جهان، واقعيتى قائل نيستند. 💠ما وقتى بداهة حقيقت وجود را در خارج از ذهن خود يافتيم و اشياى فراوانى را در جهان موجود دانستيم، راه خود را از راه آنان جدا كرده ايم و هيچ وجه اشتراكى ميان ما و آنها نخواهد بود. ⬅️در اين نگاهى كه به اشياى واقعيت دار مى اندازيم، آنها را مختلف و جدا از هم مى يابيم: 💠يكى انسان است، ديگرى اسب، يكى شجر است، ديگرى شمس يا چيز ديگر، كه بدين ملاک اشياء وجه الاختصاص پيدا كرده، از هم متمايز مى‌گردند. از سوى ديگر همه امور فوق را در موجود بودن، يكسان و برابر مى‌يابيم. معناى <<انسان موجود است>> يا <<درخت موجود است>> يا <<شمس موجود است>> از آن جهت كه موجود هستند يكى مى‌باشند. 💠پس اشياى موجود، بدين ملاک يک قدر مشترک پيدا مى‌كنند، و از اينجا درمى‌يابيم كه ما از هر شىء موجود دو دريافت داريم. 💠دريافتى كه به ماهيت و چيستى آن بر مى‌گردد و دريافت ديگرى كه به هستى و وجود آن بازگشت مى‌نمايد. و از آنجا كه امر مشترک غير از امر مختص است، پس اين دو، غير از يكديگرند. 💠۲.ماهيت ذاتا قابليت حمل وجود بر آن و سلب وجود از آن را دارد. مى توان گفت <<انسان موجود است>> يا <<نيست>>. همين كه مى‌توان وجود را از ماهيت سلب كرد، دليل بر آن است كه ماهيت، غير از وجود است. 💠و الا اگر ماهيت عين وجود بود، ممكن نبود كه آن را از خودش سلب كرد؛ زيرا سلب شىء از نفس خود، محال است، مانند آنكه بگوييم <<انسان، انسان نيست.>>♥️ 💢 ... . . . . . . ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
🔴 آموختن فلسفه از آموختن فقه واجب تر است ⬅️علامه مصباح یزدی: 💠در اين زمينه ها، بايد عقل را به كار گرفت تا با تفكر بيشتر و موشكافى دقيقتر، قدرت تعقل را بالا ببريم. 💠اين كارى ضرورى است، بلكه از آموختن فقه نيز واجب تر است؛ چون مربوط به اصل عقيده است. 💠و اين تلاش فكرى همان چيزى است كه آن دا «فلسفه» مى‌ناميم. 💠اگر در علم كلام هم استدلال عقلى موجود است آن استدلال فلسفى است؛ چون بر طبق تعريف، فلسفه يعنى اثبات مسائل از راه برهان عقلى. 💠اثبات توحيد در آيه «لَو كانَ فيهِما آلِهَةٌ اِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا»، هم بوسيله يك برهان عقلى است. پس در قرآن نيز فلسفه موجود است. 💠خلاصه سخن آنكه، براى اينكه قدرت فكرى برترى داشته باشيم و بتوانيم در مقابل شبهاتى كه ديگران مطرح كرده اند پاسخ هاى مناسبى بدهيم بايد درس فلسفه بخوانيم. 📔 مباحثی درباره حوزه، اثر آیت الله مصباح یزدی، ص ۱۰۲. #علامه_مصباح. #فلسفه. #فقه. #شبهات. ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
فلسفه نظری
🔴تأکید حضرت امام خمینی بر بیان مسائل عرفانی ♨️قسمت اول. 💠ماجرای به تعطیلی کشاندن جلسات تفسیر سورۀ
🔴 تأکید حضرت امام خمینی بر بیان مسائل عرفانی ♨️ قسمت پایانی. 💠يكى از آقايان مى‌گفت كه ظاهراً مرحوم آقا شيخ محمد بهارى اسم يک كسى آمد، گفت: عادل کافرى است. گفتيم: خوب، عادل است يعنى چه؟ كافر است يعنى چه؟ گفت: اما عادل است، براى اينكه روى موازين عمل مى‌كند؛ هيچ معصيت نمى‌كند؛ اما كافر است، براى اينكه آن خدايى كه او مى‌پسندد، خدا نيست، آنكه او مى‌پرستد اصلا خدا نيست... 💠عمده نظر من به اين است كه حيف است يک دسته‌اى از اهل علم كه مردم صالح و خوبى هستند، اينها محروم بمانند از يک مسائلى. 💠ما كه آمديم قم، مرحوم آقا ميرزا على اكبر حكيم ـ خدا رحمتش كند ـ در قم بود؛ وقتى كه حوزه علميه قم تأسيس شد، يكى از مقدّسين ـ آن هم خدا رحمتش كند ـ گفته بود: ببين اسلام به كجا رسيده است كه درِ خانه آقا ميرزا على اكبر باز شد! 💠علما مى‌رفتند آنجا درس مى‌خواندند. مرحوم آقاى [سید محمد تقی] خوانسارى، مرحوم آقاى اشراقى، اين آقاى [سید احمد] خوانسارى، اينها مى‌رفتند پيش آقا ميرزا على اكبر درس مى‌خواندند؛ آن آقا گفته بود كه ببين اسلام به كجا رسيده است كه درِ خانه ميرزا على اكبر باز شد! و حال آنكه خيلى مرد صالحى بود؛ و بعد از اينكه ايشان فوت شده بود، گوينده‌شان در منبر گفته بود كه من خودم ديدم قرآن مى‌خواند! مرحوم آقاى شاه‌آبادى ناراحت شده بود از اينكه اين آقا گفته است كه من‌ ديدم قرآن مى‌خواند آقا ميرزا على اکبر. 💠در هر صورت اين سوء ظنها، و اين جداكردنِ [يک عده‌] خودشان را از يک خيراتى، اين موجب تأثر است كه يک حوزه‌اى از يک خيراتى كه هست، محروم بماند؛ حتى از فلسفه كه یک امر عادى است، تا برسد به آن مسائل ديگر. 💠و عمده اين است كه به مطلب يكديگر نرسيده‌اند؛ چون نرسيده‌اند، اين صحبتها پيش آمده؛ اگر برسند به مطلب يكديگر، نزاعى در کار نيست. ... اين نمى‌داند او چه مى‌گويد، انكار مى‌كند... 💠 اين عرفا و شعراى عارف مسلک، و فلاسفه هم، همه يک مطلب مى‌گويند؛ مطالب مختلفه نيست. تعبيرات مختلفه است، زبانهاى مختلفه. زبان شعر، خودش يک زبانى است. حافظ، زبان خاصى دارد. همان مسائل را مى‌گويد كه آنها مى‌گويند؛ اما با يك زبان ديگرى. زبانهاى مختلف است و نبايد از اين بركات مردم را دور كرد، بايد مردم را به اين سفره پهن الهى كه قرآن و سنت و ادعيه باشد، دعوت كرد؛ تا هر كس به اندازه خودش استفاده بكند. 💠اين مقدمه بود براى همه مسائلى كه بعدها هم اگر پيش بيايد و عمرى باشد كه اگر ما هم يک وقتى يک احتمال داديم، نگوييد كه اين تعبيرات را شما آورديد دوباره در ميدان، مثلا دوباره عرفا. خير، بايد بيايد! 💠مرحوم آقاى شاه‌آبادى رحمه‌الله براى عده‌اى از كاسبها [كه‌] مى‌آمدند آنجا، مسائل را همان طورى كه براى همه مى‌گفت، براى آنها هم مى‌گفت. من به ايشان عرض كردم: آخر اينها [كه سنخيتى ندارند!]» گفت: «بگذار اين كفريات به گوششان بخورد! 💠خوب، ما يک چنين اشخاصى داشتيم؛ حالا به سليقه من درست در نمى‌آيد كه نمى‌شود گفت كه اينها اشتباهات است. . . . . . . ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
🔴امام خمینی و تفسیر سوره حمد ⬅️استاد دینانی : 💠با این که امام خمینی دارای قدرت سیاسی و انقلابی بودند اما کسانی نامه ها نوشتند و جلوی پخش تفسیر عرفانی-فلسفی سوره حمد امام را گرفتند. 💠با این که کتاب های عرفانی امام چاپ شده اما امام در این کتاب حرف هایی می‌زند که من جرأت بیان آن را ندارم. 💠کسانی که خود را پیرو خط امام می‌دانید و مخالف عرفان هستید بروید همین کتاب را بخوانید!✅ ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari
فلسفه نظری
🔴شرح فلسفه ♨️قسمت بیستم. ⬅️بازیابی جایگاه عقل در ادغام شدن با اصالت وجود! ⬅️بحث، درباره آن امر اص
🔴شرح فلسفه ♨️قسمت بیست و یکم. ⬅️وجود، و اصالت وجود! چگونه و چرا؟! 💠بحث اصالت وجود و اعتباريت ماهيت اولين بار توسط <<ملاصدرا>> تحت يک عنوان مستقل مطرح شد. گرچه قبل از آن جسته و گريخته اين بحث در كتابهاى فلسفى موجود بود و جمعى طرفدار اصالت وجود و جمع ديگرى طرفدار اصالت ماهيت بودند، اما صدرالتالهين، كه خود در مقطعى از زمان اصالت ماهوى بوده، از نظر خود عدول نموده و براهين متعددى بر اصالت وجود اقامه مى‌كنند. 💠مقصود از اصالت، اين است كه آن چيزى كه در خارج از ذهن واقعيت اشياء را پديد مى‌آورد و اشياء به سبب آن، حقيقت عينى مى‌گردند، چيست؟ 💠حال چون هر موجود يک واقعيت بيشتر ندارد، پس امر اصيل از ميان وجود و ماهيت، يكى بيش نمى‌تواند باشد؛ يا وجود بايد اصيل بوده و ملاک عينیت و حقيقت خارجى را تشكيل دهد و يا ماهيت. 💠و چون هر موجود وقتى واقعيت پيدا مى‌كند كه صلاحيت براى حمل وجود را داشته باشد و بتواند متصف به وجود گردد، از اينجا كشف مى شود كه آن امر اصيل که ملاک واقعيت هست، وجود مى‌باشد، و ماهيت با انضمام وجود، موجود مى‌شود. 💠و اگر وجود را از آن كنار زدند ديگر آن ماهيت، موجود نبوده پوچ و هيچ خواهد بود. كه از اين حالت به اعتباريت ماهيت تعبير مى‌آوريم. هر ماهيتى چون انسان، اسب، گياه، كوه و دشت به واسطه وجود و انضمام وجود به آن موجود مى‌شود. اگر از اين مفاهيم، وجود را منها كرديم، اين عناوين مفاهيمى خواهند بود كه واقعيت خارجى ندارد. 💠مقصود از اعتباريت، اين نيست كه ماهيت پس از آن كه وجود بر آن عارض شد و به سبب وجود، موجود شد باز هم در خارج، يک امر پندارى و به واقعيت باشد، خير، هرگز چنين نيست. 💠قطعا ماهيت در خارج در پناه وجود و در پرتو آن موجود است، لكن موجوديت و واقعيت اولا و بالذات از آن موجود است كه او را اصيل مى‌ناميم و ثانيا و بالعرض از آنِ ماهيت. 💠لذا علامه طباطبایی (ره) فرمودند: <<و انما تتاصل بعرض الوجود>> ماهیت به سبب عارض شدن وجود بر آن، اصالت ثانوى مى‌يابد. 💠پس اعتباريت ماهيت به معناى اين است كه هر ماهيتى فى نفسه و بدون انضمام وجود، موجود نيست، همانطور كه معدوم هم نيست. 💠و هيچ موجود به ملاک ماهيت خود واقعيت نمى‌يابد، ولى وجود، فى نفسه موجود است، يعنى اصيل است. و ماهيات به سبب وجود، واقعيت مى‌يابند و اصالت ثانوى مى‌گيرند.♥️ 💢 ... . . . . . . . ➖➖➖➖➖➖ 🔴کانال 🌿فلسفه نظری🌿 🆔 @falsafeh_nazari