eitaa logo
تبیین
2.7هزار دنبال‌کننده
5هزار عکس
428 ویدیو
34 فایل
🔺اهداف: 🔹تهذیب نفس 🔹امام شناسی و مهدویت 🔹روشنگری و بصیرت‌افزایی 🔹ارتقاء بینش دینی و سیاسی 🔹دشمن شناسی و جنگ نرم 🔹ارتقاء مهارت‌های تربیتی 🔹و... 🔸هدف ارائه‌ی الگوست؛ با شبکه‌های اجتماعی کسی متفکر نمی‌شود، باید #کتاب خواند.
مشاهده در ایتا
دانلود
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️چرا «وجدان» نمی تواند به اندازه «مذهب» جلوی مفاسد اخلاقى و اجتماعى را بگيرد؟ 🔹ممكن است كسى بگويد: اگر نمى تواند صددرصد و اجتماعى را ريشه كن سازد و انسان ها را به يك زندگى صحيح و خالى از هر گونه خلافكارى سوق دهد، هم تاكنون نتوانسته اند چنين كارى را انجام دهند و به اصطلاح يك انسانى به وجود آورند، پس اين ايراد تنها متوجه وجدان نيست، بلكه گريبانگير مذاهب هم مى باشد. در پاسخ بايد گفت: از نظر نظارت و كنترل اجتماع، دچار نارسايى هايی هست. 🔹البته منظور ما اين نيست كه بگوييم: در هر اجتماعى كه قدم گذارده است، مفاسد را به كلى ريشه كن ساخته است، بلكه منظور ما مقايسه و از نظر «مقدار تأثير در اصلاح فرد و اجتماع و مبارزه با » می‌باشد. ما مى خواهيم ثابت كنيم كه: اثر و «عقايد مذهبى صحيح» در كنترل اعمال و گفتار انسان به مراتب بيش از تأثير است، حتى چندان قابل مقايسه با هم نيستند. 🔹علاوه بر اين، «تعليمات پيامبران بزرگ الهی»، تأثيرات ديگرى نيز در تكامل فرد و اجتماع ـ غير از مسئله نظارت بر اعمال ـ دارد كه تأثير از اين نظر در برابر آن صفر است. ، نارسايى هايى دارد كه هيچيك از آنها در حكومت عقايد مذهبى ديده نمى شود. به همين دليل تأثير ، عميق و ريشه دار و ، ضعيف است. جوامع بزرگى بوده اند كه در سايه تعليمات پيامبران بزرگ، موفق به اصلاحات اساسى و همه جانبه اى در شئون مختلف اجتماعى شده اند، در صورتى كه اگر مى خواستند تنها به نداى گوش دهند، هرگز چنين موفّقيّتى نصيب آنها نمى شد. 🔹راه دور نرويم؛ اگر امروزه هم ، با آن همه تحريف ها! (منظور تحریف های صورت گرفته در ادیان منسوخ شده پیش از اسلام می‌باشد) از جوامع بشرى برداشته شود و مردمِ جهان هيچگونه مسئوليتى جز در خود احساس نكنند، به طور يقين مفاسد كنونى چندين برابر مى شود و حتى عدّه اى از مردم به آدم خوارى خواهند پرداخت! اگر دائماً به وسيله رسانه هاى جهان، يك سرى تبليغات صحيح مذهبى متنوع و مطابق با زبان روز و اصول روانشناسى، به گونه اى اجرا شود كه در تمام مردم دنيا زنده و تقويت گردد و ايمان به خدا، روز رستاخيز و پاداش و كيفر اعمال، در كانون دلها جاى‌گير شود، بدون شك چهره دنياى كنونى عوض خواهد شد، 🔹و اخلاقى و اجتماعى به حدّاقل كاهش خواهد يافت؛ ولى اگر همين تبليغات درباره صورت گيرد، مسلماً يك دهم اين تأثير را نخواهد داشت و علت آن، همان نواقص و نارسايى هاى مختلفى است كه در كار خود دارد. بنابراين اگر ما مى گوييم: در هيچ قسمت، حتى در قسمت نظارت و كنترل اعمال نمى تواند جاى را بگيرد، به اين دليل است. 📕رهبران بزرگ، مكارم شيرازى، ناصر، مدرسه الامام على بن ابیطالب(ع)، قم‏، ۱۳۷۳، چ اول‏، (برگرفته از) ص ۸۲ الی ۸۴ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️ضامن بقای ملت ها!! 🔹 یک‌ «ضرورت‌ اجتماعی‌» است. از آن جهت که متشکل از افراد با منافع، و سلایق متعارض و مختلف است، ضرورتا نیازمند یک است، و گرنه اگر و بر مجموعه ای از انسان ها حکومت نکند، لاجرم باید قائل به حکومت جنگل و شد که در آن قوی‌تر ها برنده، و بقیه طعمه آنها هستند و این مطلب را هم هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد. (عليه السلام) در خطبه ۴۰ «نهج البلاغه» می فرماید: «فَإِنَّهُ لاَبُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیر بَرّ أَوْ فَاجِر، یَعْمَلُ فِی إِمْرَتِهِ الْمُۆْمِنُ، وَ یَسْتَمْتِعُ فِیهَا الْکَافِرُ»؛ 🔹در این بیان حضرت، بر ضرورت‌ وجود و تأکید شده، بطوری که وجود حاکمی و لو غاصب و فاجر، بهتر از نبود هیچ است؛ زیرا به هر حال همان حاکم غاصب هم بخشی از نیازهای اجتماعی مردمش را رفع می‌کند. از این رو، تشکیل‌ از «ضروریات‌ دین‌ و مذهب » است، چرا که بدون ، اجرای در امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی، نظامی و حتی امور و مسلمانان معطل و مختل خواهد شد. 🔹تجربه تاریخی و عینی این حقیقت را به وضوح ثابت میکند، از این رو (صلی الله علیه و آله) پس از هجرت به مدینه، در اولین فرصت به تاسیس‌ نظام‌ و پرداخت. (عليه السلام) در این باره می‌ فرماید: «هیچ فرقه و ملتی را نمی یابیم پایدار مانده و زندگی کرده باشند، مگر با داشتن ، و این از آن‌رو است که مردم ناچارند برای امر و خود داشته باشند تا آنها را سرپرستی کند و زندگی مردم بدون ، قوام و سامان نمی‌ یابد». [۱] 🔹وجود در راس‌ نیز از مسلمات این دسته است و در متون اسلامی به آن تصریح و بر آن تاکید شده است.  (علیه السلام) می فرماید: « ...سه چیز است که مردم هر شهری به آن نیاز دارند، تا در امور دنیا و آخرت خود به آن پناه ببرند و اگر این سه را نداشته باشند به نابسامانی در زندگی گرفتار خواهند شد: فقیه دانای پرهیزگار، که مردم از وی پیروی کنند و پزشک آگاه مورد اعتماد». [۲] البته نظام هماهنگ با امور یاد شده در گرو داشتن ، با عقل نظری و عقل عملی است. 🔹 (عليه السلام) در روایت دیگری می فرماید: «اگر برای مردم، و ، امانت دار، نگهبان و پاکدست (عادل) قرار داده نمی شد، آیین نابود می گشت، از بین می رفت، سنت ها و تغییر می‌ یافت، بر آن می افزودند و از آن می کاستند و مسلمانان به شبهه دچار می شدند». 🔹 (ره) در «کتاب ولایت فقیه» چنین می فرماید: «هدف بعثت و کار انبیاء علیهم السلام تنها مساله‌ گویی و بیان احکام نیست؛ اینطور نیست که (صلی الله علیه و آله) و (علیهم السلام) مساله‌گو هایی باشند که خداوند آنان را تعیین فرموده تا مسائل و احکام را بدون خیانت برای مردم نقل کنند و آنان نیز این امانت را به فقها واگذار کرده باشند و معنای الفقها امنا الرسل این باشد که فقها در مساله گفتن امین باشند، 🔹در حقیقت مهم‌ ترین وظیفه انبیاء (علیهم السلام) برقرار کردن یک از طریق اجرای و است - لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ [حدید، ۲۵] - که البته با بیان احکام و نشر تعالیم و عقاید الهی ملازمه دارد، و این با تشکیل و اجرای‌ احکام امکان پذیر است؛ خواه نبی خود موفق به تشکیل حکومت شود، مانند رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)، و خواه پیروانش پس از وی توفیق تشکیل حکومت و برقراری نظام عادلانه اجتماعی را پیدا کنند». پی نوشت‌ها: [۱] عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۰۱ [۲] تحف العقول، ص ۳۱۹ منبع: تبیان به نقل از خبرگزاری شبستان @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️چرا امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا خطاب به دشمنان فرمود: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»؟ (بخش اول) 🔹یکی از مشهورترین سخنان (علیه السلام) که منابع مختلف - با تفاوت هایی در جزییات - آن را نقل کرده اند، این کلام است که فرمود: «يا شيعة آل سفيان إن لَم یَکُن لَکُم دینٌ و کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فِی دُنیاکُم» [۱] (ای ! اگر شما ندارید و از روز قیامت نمی ترسید، پس [لااقل] در زندگی خود باشید). این سخن هم در منابع تاریخی و هم در منابع ذکر شده است که مرحوم مجلسی در «جلد چهل و پنجم بحارالانوار» به بخشی از این منابع اشاره کرده است. 🔹بر این اساس شهرت روایی آن به حدّی است که می توان اطمینان داشت این جمله، کلام (علیه السلام) است و ساخته و پرداخته تاریخ نویسان نیست. معنای سخن (عليه السلام) این است که ای مردم اگر را نپذیرفته اید و «جهان پس از مرگ» برای شما باورپذیر نیست، و زندگی را در همین چند صباح دنیا تعریف می کنید، لااقل را زیر پا نگذارید و به که از عقل و فطرت سرچشمه می گیرد پایبند باشید. 🔹مورخین می گویند: این کلام ایشان در و پس از آنکه همه یاران و اصحاب و فرزندان ایشان به شهادت رسیدند، در شرایطی از دو لب مبارکشان صادر شد که به تنهایی مشغول نبرد بودند و تیرها و نیزه‌ها از هر سو بدن مبارک ایشان را آماج خود قرار داده بود و (عليه السلام) آخرین رمق های خود را برای ادامه مبارزه و جهاد بکار بسته بودند، که ناگهان نگاهشان به لشکر انبوهی می افتد که به فرماندهی (لعنة الله علیه)، در حالی که بین (عليه السلام) و خیمه‌های آن‌ حضرت فاصله افتاده بود، قصد حمله به (عليه السلام) را داشتند. 🔹ایشان با دیدن این صحنه رو به آنها کرده و فرمودند: «ای پیروان آل ابی سفیان! اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌هراسید، در آزاده باشید و... گفت: حسین! چه می گویی!؟ (عليه السلام) فرمود: من با شما می جنگم و شما با من نبرد می کنید، این زنان گناهی ندارند؛ پس تا من زنده هستم از تعرض یاغیانتان به من جلوگیری نمایید و به حمله نکنید». این بیان نورانی در آن لحظات حساس بیانگر این است که چنان در ورطه غوطه ور شده بودند که گویا (علیه السلام) دیگر از آنان توقع رفتاری مبتنی بر اصول و ملاک های دینی نداشتند، بلکه به حداقل اقتضائات و شاخصه های انسانی اکتفا نموده از آنها می خواستند لااقل به محدوده حیوانیت تنزل نکنند؛ 🔹چرا که بالاخره حتی اگر دینی اختیار نکرده باشد، اگر به درون خود و به و بنگرد و الزامات انسان بودن خویش را درک نماید، از بسیاری اعمال زشت اجتناب می نماید. به راستی دلیل این «رفتارهای جنون‌آمیز مردم» چه بود و چه می شود که یک مسلمان آنچنان دچار می گردد، که حتی با اصل دین و به جنگ بر می خیزد؟ آری قومی که و رسیدن به هوا و و پیروی از و حاکمان زر و زرو و تزویر را بر تقوا و پاکدامنی و ترجیح دهند، نه تنها دین و ، که حتی اولیات و و شاخصه های انسانی را نیز از دست می دهند، 🔹و همین تهی شدن سبب می شود که اینطور در مقابل به حق خود بایستند و برای کشتنش از هر راهی و به هر شکلی و هر جنایتی دست بزنند، که نمونه کوچک آن حمله به خیام حرم و اذیت و آزار عده ای زن و بچه بی گناه بود. آری این و انجام است که پایه‌های‌ را در انسان متزلزل می کند؛ به عنوان نمونه یکی از که انسان را از دایره دین مداری خارج می سازد، و (عليه السلام) در روز بر روی آن انگشت گذاشته و آن را یکی از دلایل این وضعیت کوفیان معرفی می کند و لقمه حرام است. ... پی نوشت؛ [۱] بحار الأنوار، دار إحياء التراث العربی، چ ۲، ج ۴۵، ص ۵۱ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️چرا امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا خطاب به دشمنان فرمود: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»؟ (بخش دوم و پایانی) 🔹مورخین میگویند: (علیه السلام) در طی سخنان متعدد و طولانی خطاب به لشگر عمر سعد آنها را به پیروی از خود فرا خواند، اما نه تنها پاسخ مثبتی از جانب آنان دریافت نکرد، حتی با بی توجهی و جسارت آنها مواجه شد و لذا با سوز و گداز فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ‏ بُطُونُكُمْ‏ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيْلَكُمْ أَ لَا تُنْصِتُونَ أَ لَا تَسْمَعُونَ فَتَلَاوَمَ أَصْحَابُ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ بَيْنَهُمْ وَ قَالُوا أَنْصِتُوا لَهُ» [۱] (آری در اثر كه شكم های شما از آنها انباشته شده، خداوند اين چنين بر دلهای شما مهر زده است وای بر شما! چرا ساكت نمیشويد؟! چرا به سخنانم گوش فرا نمیدهيد؟!). 🔹 (عليه السلام) در هنگام ورود به سرزمین نیز فرمود: «إِنَّ النَّاسَ عَبِيدُ الدُّنْيَا، وَالدِّينُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ‏ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ» [۲] (این مردمان هستند، و دین مانند امری لیسیدنی بر زبان آنها افتاده است؛ تا هنگامی به دنبال میروند که معیشت آنها برقرار باشد، اما هنگامی‌که در افتند، اندک خواهند بود)، خود دلیل روشن و شاهد صادقی بر و صوری بودن و ظاهری بودن مسلمانی این مردم است، و همین کار آنها را به مقابله با امام زمانشان کشانید، و با این کلام دقیقا بر همین نقطه ضعف آنان انگشت گذاشت. 🔹براستی! اگر مسلمانان در پی هوا و هوس های خود باشند و رسیدن به شهوات و امیال نفسانی را بر حق مداری و حقیقت جویی برگزینند و آموزه‌های دینی و شاخصه های الهی را از سرچشمه های اصلی آن دریافت نکنند، ممکن است به سرنوشت و لشگریان عمر سعد (لعنة الله علیه) گرفتار شوند؛ اتفاقی که در عصر ما نیز نشانه های آن وجود دارد و مسلمانانی را می بینیم که با وجود تظاهر به دینداری، حتی از مدار انسانیت خارج شده، و از حیوان پست‌تر میشوند. نظیر اقداماتی که برخی جریانات افراطی همچون وهابیت، داعش و القاعده و... در اوج رذالت و پستی انجام می دهند و روح و قلب هر انسان آزاده ای را متأثر نموده و به درد می آورند. 🔹بله ما نیز با شنیدن این کلام (علیه السلام) باید به فکر فرو رفته از خود بیمناک باشیم و با تلاش و کوشش از خود نماییم که مبادا با و شهوترانی به جایی برسیم که نه تنها از آموزه های دینی، بلکه از عقل و فطرت و وجدان فاصله گرفته و مرزهای حیوانیت و وحشی گری را در نوردیم. کما اینکه در روایات معصومین (علیهم السلام) راجع به و نصوص وارده پیرامون این مطلب بصورت روشن و واضح به چشم می آید که مهم‌ترین دشمنان و مقابله کنندگان با (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز همین منحرفین از دین و آموزه های اصیل دین هستند، که و آنها را از اصل دین دور نموده و تنها ظاهری از دین برایشان باقی نهاده است. 🔹 (صلی الله علیه و آله) در احوال فرمودند: «يَأْتِي‏ عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ‏ بُطُونُهُمْ آلِهَتُهُمْ وَ نِسَاؤُهُمْ قِبْلَتُهُمْ وَ دَنَانِيرُهُمْ دِينُهُمْ وَ شَرَفُهُمْ مَتَاعُهُمْ لَا يَبْقَى مِنَ الْإِيمَانِ‏ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا دَرْسُهُ مَسَاجِدُهُمْ مَعْمُورَةٌ مِنَ الْبِنَاءِ وَ قُلُوبُهُمْ خَرَابٌ عَنِ الْهُدَى...» [۳] (زمانی بر مردم بیاید که خدایان آنها شود، و قبله گاهشان و همان دینشان شود و را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند. از جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند؛ ساختمان های مسجدهایشان آباد باشد، ولی از جهت هدایت خدا خراب شود...). 🔹این کلام و مایه ترس و وحشت برای ماست که از سرنوشت درس گرفته و با اجتناب از اعمال و رفتاری که بوی تبعیت از هوا و می دهد و یا برگرفته از و نادانی و تعصب و جمود است خود را از و ضعف دینداری در امان نگه داریم. امید است که برای دفاع از و همراهی موعود جهانی آماده و مهیا باشیم. پی نوشت‌ها؛ [۱] بحار الأنوار، دار احیاء التراث العربی، ج ‏۴۵، ص ۸ [۲] موسوعه کلمات الامام الحسین (ع)، محمود شریفی و دیگران، چ ۱، معهد تحقیقات باقرالعلوم، ۱۴۱۵ ق، ص ۳۷۳ [۳] بحار الأنوار، همان، ج ۲۲، ص ۴۵۳ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
⭕️امام حسین (عليه السلام):  🔸«وَ يْحَكُمْ يا شِيعَةَ آلِ اَبى سُفْيانَ، اِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِيْنٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا اَحْـراراً فِى دُنْيـاكُمْ».  🔹«واى بـر شـما اى پيـروان آل ابی سـفيان، اگر نداريد و از روز نمى ترسيد، پس حداقلّ در دنياى خودتان باشيد». 📕بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۵۱ @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️آثار «تقوا» در انسان و جامعه (بخش دوم) 🔸 به انسان آزادى معنوى مى‏دهد، یعنى او را از اسارت و بندگى هوا و آزاد مى‏کند، رشته آز و و و و را از گردنش برمى‏دارد و به این ترتیب ریشه رَقّیَت‌ها و بردگی هاى اجتماعى را از بین مى‏برد. 💠تقوا و آزادى‏ 🔹لازمه‌ی اینکه انسان از زندگى حیوانى خارج شود و یک اختیار کند این است که از و مشخصى پیروى کند، و لازمه‌ی اینکه از اصول معین و مشخصى پیروى کند، این است که خود را در همان محدود کند، و از حدود آنها نکند، و آنجا که هوا و ‏ هاى آنى او را تحریک مى‏کند که از حدود خود تجاوز کند خود را کند. نام این «خود نگهدارى» که مستلزم ترک امورى است است. 🔹نباید تصور کرد که از مختصات دیندارى است، از قبیل نماز و روزه، بلکه تقوا است. انسان اگر بخواهد از طرز زندگى حیوانى و جنگلى خارج شود ناچار است که داشته باشد. در زمان ما مى‏بینیم که تقواى اجتماعى و سیاسى اصطلاح کرده‏اند. چیزى که هست یک علوّ و قداست و استحکام دیگرى دارد و در حقیقت تنها روى پایه است که مى‏توان و با مبنا به وجود آورد، و جز بر مبناى محکم نمى‏توان بنیانى مستحکم و اساسى و قابل اعتماد به وجود آورد. 🔹قرآن کریم مى‏فرماید: «أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ تَقْوى‏ مِنَ اللهِ وَ رِضْوانٍ خَیْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ» [۱] (آیا آن کس که را بر مبناى و رضاى او بنا کرده بهتر است، یا آن که بنیان خویش را بر مشرف بر آتش قرار داده است؟). به هر حال ، اعمّ از تقواى مذهبى و الهى و غیره، لازمه انسانیت است و خود به خود مستلزم ترک و اجتناب و گذشت‌ هایى است. [۲] ... پی نوشت‌ها؛ [۱] سوره توبه، آيه ۱۰۹ [۲] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری، تقوا، ده گفتار، ایران، انتشارات صدرا، چ ۸، ۱۳۷۷ش، ج ۲۳، ص ۶۹۷ پدیدآورنده: حمید حنائی نژاد منبع: وبسایت راسخون @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️آثار «تقوا» در انسان و جامعه (بخش دوم) 🔸 به انسان آزادى معنوى مى‏دهد، یعنى او را از اسارت و بندگى هوا و آزاد مى‏کند، رشته آز و و و و را از گردنش برمى‏دارد و به این ترتیب ریشه رَقّیَت‌ها و بردگی هاى اجتماعى را از بین مى‏برد. 💠تقوا و آزادى‏ 🔹لازمه‌ی اینکه انسان از زندگى حیوانى خارج شود و یک اختیار کند این است که از و مشخصى پیروى کند، و لازمه‌ی اینکه از اصول معین و مشخصى پیروى کند، این است که خود را در همان محدود کند، و از حدود آنها نکند، و آنجا که هوا و ‏ هاى آنى او را تحریک مى‏کند که از حدود خود تجاوز کند خود را کند. نام این «خود نگهدارى» که مستلزم ترک امورى است است. 🔹نباید تصور کرد که از مختصات دیندارى است، از قبیل نماز و روزه، بلکه تقوا است. انسان اگر بخواهد از طرز زندگى حیوانى و جنگلى خارج شود ناچار است که داشته باشد. در زمان ما مى‏بینیم که تقواى اجتماعى و سیاسى اصطلاح کرده‏اند. چیزى که هست یک علوّ و قداست و استحکام دیگرى دارد و در حقیقت تنها روى پایه است که مى‏توان و با مبنا به وجود آورد، و جز بر مبناى محکم نمى‏توان بنیانى مستحکم و اساسى و قابل اعتماد به وجود آورد. 🔹قرآن کریم مى‏فرماید: «أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ تَقْوى‏ مِنَ اللهِ وَ رِضْوانٍ خَیْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ» [۱] (آیا آن کس که را بر مبناى و رضاى او بنا کرده بهتر است، یا آن که بنیان خویش را بر مشرف بر آتش قرار داده است؟). به هر حال ، اعمّ از تقواى مذهبى و الهى و غیره، لازمه انسانیت است و خود به خود مستلزم ترک و اجتناب و گذشت‌ هایى است. [۲] ... پی نوشت‌ها؛ [۱] سوره توبه، آيه ۱۰۹ [۲] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری، تقوا، ده گفتار، ایران، انتشارات صدرا، چ ۸، ۱۳۷۷ش، ج ۲۳، ص ۶۹۷ پدیدآورنده: حمید حنائی نژاد منبع: وبسایت راسخون @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️ضرورت‌ شناخت‌ «امام‌ زمان» (بخش اول) 🔹ارزشمندترین‌ و اساسی‌ترین ارزش های‌ زندگی‌ انسان، و سپس شناخت یعنی «رسول اکرم» (صلی الله علیه و آله) و «ائمه معصومین» (علیهم‌ السلام) می باشد. ۱) این‌ شناخت از نوع است؛ ۲) این شناخت «لازمه‌ زندگی‌ توحیدی است»؛ ۳) این شناخت «نیاز فوری» به شمار می‌آید؛ ۴) این شناخت یک‌ «نیاز معنوی» است؛ 🔹زیرا جهل‌، و حتی‌ در امر شناخت‌ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (اگر امام زمان شناخته نشود): ۱) موجب بروز در کسب «سعادت فردی»؛ ۲) بروز خسارت های زیانباری در کسب «سلامت اجتماعی»؛ ۳) در مسیر تکامل انسان می شود ۴) و انسان را از و زندگی خداپسندانه محروم می سازد. خداوند متعال را خلق کرده، و هدف از این خلقت را هم خودش بیان فرموده است: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» [۱] (جن و را نیافریدم، جز برای آن که مرا ). 🔹هدف‌ آفرینش، جن‌ و انس بیان شده. منِ بشر قرار است به عبودیت و برسم. این عبودیت و بندگی چیست؟ چه‌ گونه من می‌توانم به مرحله‌ای برسم که باشم؟ خودش هم‌ برای من آماده کرده و هم‌ . ابزاری به اسم ، و یک راهنمایی در کنار دین به نام و بعد از پیامبر هم . هم نقشه را به من داده هم نقشه خوان را. پس من قرار هست به‌ کمک‌ وسیله ، و (در عصر حاضر امام معصوم علیه السلام) به مرحله ای برسم به نام . 🔹به همین خاطر: ۱) من باید را بشناسم؛ ۲) باید (امام) را بشناسم؛ ۳) به کمک و (علیه السلام) باید هدف را بشناسم: عبودیت خدا، متعال. بهترین و از نظر عقل و شرع: ۱) کسی که بر عهده‌ی تو حقی دارد؛ ۲) پاداش دادن به کسی که به تو احسان نموده است. بدون تردید کسی که: ۱) از تمام مردم را به گردن من دارد، ۲) از همه بیشتر و بهتر شامل حال من شده، ۳) و بر من دارد، همان کسی است که خداوند متعال: ۱) معرفت و را من قرار داده، ۲) باور به او، اعتقاد به او را «کامل کننده‌ی یقین» من قرار داده، ۳) را «بهترین اعمال» ما قرار داده است. 🔹از طرفی چون ما نمی‌توانیم حقوق آن حضرت را ادا کنیم، و شکر وجود و فیوضات حضرت را آنطور که شایسته است به جا بیاوریم، بر ما است آن مقدار از ادای حقوق (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که از دست ما ساخته است به جا آوریم. اگرچه اصل تکلیف دشوار و مشقت‌بار باشد، در صورتی که مقداری از آن میسر است، همان مقدار را باید انجام داد. بهترین‌ امور در زمان‌ غیبت‌ (عجل الله تعالی فرجه الشریف): ۱) آن حضرت؛ ۲) برای «تعجيل فرج» حضرت؛ ۳) تلاش در انجام آنچه که مایه‌ی خشنودی آن حضرت و نزدیک شدن به ساحت مقدس ایشان میشود. ... 📕مکیال‌المکارم (سیدمحمدتقی موسوی‌ اصفهانی)، ج۱، نشر اکرام،۱۳۹۰، صص ۱۸-۳۵ منبع: وبسایت اهل البیت @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️چرا تفکر «افراد دیندار» تفکرى کاملتر و بالاتر است؟ 🔹محتویات فکر انسان هر چه عالى تر باشد، آن فکر کاملتر و عالى‌تر است، بنابراین هر چه و انسان توسعه بیشترى داشته باشد، به همان اندازه، فکر انسان وسیعتر خواهد بود. از اینجا نتیجه مى گیریم که ، فکرى است که متوجّه عالیترین موجودات باشد، و ، آن فکرى است که در اطراف پست ترین موجودات دور مى زند. اکنون براى بهتر روشن شدن مطلب، اعتقادات یک و را با هم مقایسه مى کنیم. 🔹یک مى گوید که عالَم، همان چیزى است که ما مى بینیم و یا علوم طبیعى براى ما اثبات کرده است؛ طبیعت محدود و قوانین جبرى آن، سازنده این جهانند و هیچگونه نقشه و فکرى در ساختمان آن به کار نرفته است. بشر هم جزئى از طبیعت است و پس از مرگ، اجزاى او از هم متلاشى و تجزیه شده و بار دیگر به طبیعت برمى گردند و هیچگونه بقایى براى او نیست. در واقع، میان و سایر حیوانات، چندان فاصله اى وجود ندارد. 🔹در مقابل یک معتقد است که ، خیلى بزرگتر است از آنچه ما درک مى کنیم و «عالَم ماوراى این طبیعت» به مراتب از جهان طبیعت، وسیعتر مى باشد. «نیروى سازنده این عالَم، علم و قدرتى بى نهایت دارد، همیشه بوده و خواهد بود». بر طبق یک «نقشه بسیار عمیق و دقیق» استوار شده است، و عدم اطّلاع کامل ما از اسرار آن، دلیل بر نبودن آن اسرار نیست، بلکه به خاطر نادانى ماست. فاصله بسیار زیادى از حیوانات دارد. به معناى فنا و نابودى نیست (مرگ، پایان کبوتر نیست) [۱]، بلکه یکى از «مراحل کمال بشر» است، زیرا ، پس از مرگ وارد عالَم وسیعتر و پهناورترى مى گردد. 🔹اکنون خود شما قضاوت کنید که روح کدامیک از این دو نفر کاملتر و قوی‌تر است؟ آن کس که فکر او تنها در محدوده ، گردش مى کند و یا آن کس که برفراز آسمان و در یک فضاى بى انتها پرواز مى نماید؟ جواب این سؤال ناگفته، روشن است... آرى، این است که فکر انسان را در از افکار مادّى قرار مى دهد و و به او مى بخشد! پی‌نوشت‌؛ [۱] سهراب سپهرى 📕آفريدگار جهان‏، مكارم شيرازى، ناصر، ص ۲۲ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️چگونه می توان با استدلال به «وجوب اطاعت الهی» حق «قانون گذاری» را برای «خداوند» اثبات كرد؟ 🔹«آيه ۵۱ سوره نور» سخن از «ايمان و تسليم مطلق» در برابر حكم خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به ميان آورده و مى فرمايد: «انَّماكانَ قَولَ المُؤمِنينَ اِذا دُعُوا اِلَى اللّهِ وَ رَسوُلِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُم اَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا و اَطَعْنا و اُولـئكَ هُمُ المُفلِحُونَ» (سخن ، هنگامى که به سوى و دعوت شوند تا میان آنان داورى کند، تنها [و در هر حال] این است که مى گویند و کردیم و اینها همان [واقعى] هستند). 🔹از شأن نزولى كه در بعضى از تفاسير براى آيات بعد از آن آمده است ـ كه جمعى از منافقان هنگامى كه وضع خود را متزلزل ديدند خدمت (صلی الله علیه و آله) رسيدند و سوگند ياد كردند كه ما تسليم فرمان تو ايم ـ روشن مى شود كه منظور از آيه فوق كه سخن از نقطه مقابل اين گروه يعنى مى گويد در مقابل است، و هر قانونى را غير آن از درجه اعتبار ساقط مى كند، و اگر منظور تنها مسأله قضاوت و داورى باشد باز دلالت بر مقصود ما دارد؛ 🔹زيرا مسأله نيز بر اساس صورت مى گيرد؛ بنابراين تسليم بودن در برابر قضاوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به معنى «تسليم بودن در مقابل » است؛ و لذا هميشه قضات هنگام صدور احكام خود، استناد به يك يا چند ماده قانون مى كنند و بر اساس آنها حكم صادر مى كنند، بنابراین بايد تنها به موارد استناد جويند. همچنين «آيه ۱۵۳ سوره انعام» در مورد ترك شرك، نيكى كردن به پدر و مادر، ترك فرزندكشى و به طور كلّى ريختن خون بى گناهان، و اعمال زشت ديگر مى فرمايد: 🔹«وَ اِنَّ هذا صِراطى مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (این من است؛ از آن پیروى کنید؛ و از راههاى پراکنده [و انحرافى] پیروى نکنید، که شما را از راه او، دور مى سازد؛ این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مى کند، تا پرهیزگارى پیشه کنید). از اين تعبير به خوبى روشن مى شود كه همان «حكم و قانون و فرمان الهى» است، و هر آنچه غير از آن است، راههاى كج و معوج و نادرستى است كه مردم را از صراط مستقيم خداوند دور مى سازد، و نيز از اين تعبير استفاده مى شود كه پيمودن راه هاى ديگر، مايه تفرقه و پراكندگى و اختلاف است. 🔹دليل آن هم روشن است، زيرا نظر انسان ها حتّى دانشمندان بزرگ در تشخيص مصالح و مفاسد كارها با هم تفاوت بسيار دارند؛ هر گاه به دست سپرده شود دائماً و بر جوامع انسانى حاكم خواهد بود. ابن مسعود در حديثى از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نقل مى كند كه: «پيامبر كشيد؛ سپس فرمود: اين راه صحيح است، سپس از طرف راست و چپ آن، خطوط مختلفى كشيد و فرمود: اينها هم راه هایی [متفرّق] است، در كنار هر يك از آنها شيطانى نشسته كه افراد را به سوى آن مى كشد!». [۱]  🔹علاوه بر اين در «آيه ۳ سوره مائده» گرچه مستقيماً سخنى از مسأله انحصار قانون گذارى به خداوند به ميان نيامده، ولى تعبيرى دارد كه از آن به خوبى استفاده مى شود موردى براى قانون گذارى غير خدا وجود ندارد؛ مى فرمايد:  «اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ ديناً» (امروز شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و را به عنوان آيين [جاويدان] شما پذيرفتم). 🔹در واقع به معنى واقعى آن، شامل تمام شئون زندگى بشر مى شود، و با توجّه به اينكه خاتم اديان است و تا پايان جهان برقرار خواهد بود، مفهوم آيه اين است كه تمام آنچه مورد نياز انسان ها از نظر تا پايان جهان است در پيش بينى شده، و بنابراين زمينه اى براى قانون گذارى ديگرى باقى نمى ماند. البته بخشى از اين قوانين خاص و جزيى، و بخشى عام و كلّى است؛ وظيفه «علماى دين» و «قانون گذاران اسلامى» آن است كه آن كليّات را بر مصاديق آن تطبيق كنند و مورد نياز را از آنها و نمايند. پی نوشت‌؛ [۱] مفاتيح الغيب، فخرالدين رازى، دار احياء التراث العربى، چ سوم، ج ‏۱۴، ص ۱۸۵ 📕پيام قرآن‏، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، چ نهم، ج ۱۰، ص ۷۵ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️جایگاه امر به معروف و نهی از منکر (بخش دوم و پایانی) 💠«جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در سخنان پیامبر اکرم» (صلی الله علیه و آله) 🔹در کلام (صلی الله علیه و آله) رهنمود های گوناگونی درباره این دو و اهمیت آن آمده است که نمونه ای از آن چنین است: «قالَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله: إنَّ اللهَ عَزَّ و جلَّ لَيُبْغِضُ المُؤْمِنَ الضَّعيفَ الّذی لا دِينَ لَهُ، فقيلَ لَهُ: و ما المُؤْمِنُ الّذي لا دِينَ لَهُ؟ قالَ: الّذی لا يَنهى عَنِ المُنكَرِ» [۱] (خداوند عزّ و جلّ از كه ندارد نفرت دارد. عرض شد: مؤمنى كه دين ندارد كيست؟ فرمود: كسى كه نمى كند). 🔹 به واسطه «امر به معروف» و «نهی از منکر»، نوعی «مراقبت عمومی و وظیفه نظارت بر همگان» را بر عهده همه قرار داده است، لذا یک نمی تواند فقط خودش خوب بوده و کاری به دیگران نداشته باشد. باید به وسیله دیگران را نیز به خوبی ها واداشته و به وسیله آنان را از کارهای زشت باز دارد. هر فردی در برابر همه دارد، اجتماع، خانواده، زیردستان و بالادستانش. خلاصه در حد توان، دارد، که اگر این مسئولیت را انجام داد، وظیفه دینی اش را انجام داده و مسلمان درستی است وگرنه اسلامش ناقص است.   🔹یک فرد نمی تواند بگوید: «من فقط خودم نماز می خوانم، حالا دیگران بی نماز هستند، باشند»؛ یا پدر بگوید: «من خودم نماز می خوانم، اما اگر پسرم بی نماز باشد کاری ندارم، یا چنانچه برادر و خانواده ام و یا دیگران بی نماز باشند ربطی به من ندارد». این را نمی پذیرد، بلکه می گوید: خودت نماز بخوان و داری دیگران را هم نمازخوان کنی: «کُلُکم راع و کُلُکم مسؤول عَن رَعیته»؛ همه در مقابل یکدیگر مسئولیت دارید. حتی سرباز در برابر فرماندهش مسئولیت دارد. آحاد رعیت در برابر رئیس و نیز کل حکومت مسئولیت دارند. 🔹 چنین وضعی را خواسته است. ما این همه دستور «امر به معروف» و «نهی از منکر» داریم، و از اسلام هم هست، اما چرا ما این گونه شدیم! قاعدتا اگر این وظیفه انجام می‌گرفت، دیگر در میان ما نبود، یا بسیار کم بود. در باید همه خوب باشند، اما متأسفانه این واجب از بین ما رخت بربسته، اصلا احساس مسئولیت در برابر گناهان نمی کنیم. اگر کسی را ببینیم ظلم می کند، یا فعل حرامی را مرتکب می شود، به راحتی رد می شویم و فکر نمی کنیم که ما هم مسئولیم. می‌گوییم: «او گناه می کند، ما را که با او داخل یک قبر نمی گذارند!» 🔹این تفکر، غلط و غیر اسلامی است. اگر انسان گناهی را می بیند و و نکند و وظیفه اش را انجام ندهد، در مسئول است. فردی که واجباتش را انجام می دهد و محرمات را ترک می کند، آدم مقدس خوبی است؛ در منزل عبادت می کند، اما کاری به خانواده اش و دیگران ندارد، او خودش فکر می کند خیلی آدم خوبی است و توقع دارد همین که از دنیا رفت، ملائکه فوری به استقبالش آمده و او را به بهشت می برند! اما چنین نیست؛ گرچه او کارهای خوبی دارد و انجام وظیفه کرده، اما وظایف بالاتر و دو واجب مهم را ترک گفته و آن و است... پی نوشت؛ [۱] الكافی، ۵/۵۹/۱۵ 📕مهم ترین واجب فراموش شده؛ امر به معروف و نهی از منکر، آیت الله ابراهیم امینی، ص‌ ۲۳-۱۸، مؤسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم) چ دوم منبع: راسخون @tabyinchannel
🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️با وجود دشمنی های فراوان نسبت به شیعیان در طول تاریخ، چه عواملی باعث شده تا «مکتب تشیّع» حفظ گردد و به حیات خود ادامه دهد؟ 🔹 (صلی الله علیه و آله) به (علیه ‏السلام) فرمودند: «یَا عَلِیُّ أُوصِیکَ فِی نَفْسِکَ بِخِصَالٍ فَاحْفَظْهَا عَنِّی». (ای ، من به تو چند سفارش میکنم، تو هم در حفظ و عمل به آنها کوشا باش). یکی از آنها اینست که (مال و جانت را در راه دینت فدا کنی). «بَذْلُکَ مَالَکَ وَ دَمَکَ دُونَ دِینِکَ». [۱] همین سفارش بصورت مفصل تر و با ذکر جزئیات بیشتر توسط (علیه السلام) خطاب به اصحابشان، نقل گردیده است؛ ایشان میفرماید: «فَإِذَا حَضَرَتْ بَلِیَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَکُمْ دُونَ أَنْفُسِکُمْ‏». 🔹یعنی اگر یک سختی برای شما پیش آمد، را برای ‏هایتان سپر قرار دهید؛ یعنی مال را برای حفظ جانتان فدا کنید. سپس ادامه میدهد که: «وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَکُمْ دُونَ دِینِکُم». اگر بلایی پیش آمد که را در معرض خطر قرار میداد، نه تنها اموالتان، بلکه را هم فدای دینتان کنید. ایشان در توضیح این مسأله می افزاید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِکَ مَنْ هَلَکَ دِینُهُ وَ الْحَرِیبَ مَنْ حُرِبَ دِینُهُ». (بدانید آن کسی است که از بین رفته باشد و زده کسی است که را از او گرفته باشند). 🔹ایشان دلیل این امر را نیز اینگونه بیان می نماید: «أَلَا وَ إِنَّهُ لَا فَقْرَ بَعْدَ الْجَنَّةِ». اگر به برسی دیگر و نداری معنی ندارد. فقر و تنگدستی آنجایی است که نتوانی بروی و اگر وارد شوی دیگر غنا متصوّر نمیشود. [۲] مسلما منظور از در سخنان فوق، و راستین است. این دین، حقیقتی است که همه و حاضر بودند خود را فدای آن نمایند و (علیه السلام) نیز در راه بقای این حقیقت را فدا کرد. 🔹 نیز به تبعیّت از امام خویش، جان نثار دین خداوند میباشند و اگر دین را در خطر ببینند از فدا کردن جانشان مضایقه نکنند. این جان نثاری که جلوه کامل آن، (علیه السلام) و خلق آن حماسه بی نظیر است، منجر شده تا همیشه برای حفظ و حراست از انگیزه کافی داشته باشند. مکتبی که (علیه السلام) تمام هستی خود را برای آن فدا کرد. از این رو، این اندیشه و نگاه، به عنوان یکی از «ارکان حیات تشیع» شناخته شده است؛ و از آن به تشیع تعبیر میشود. آری، با این نگاه، جانثار دین اند! در این هنگام است که شهادت برای آنان «احلی من العسل» است. 🔹آنان که در رکاب (علیه السلام) شهید شدند به این کمال رسیدند و نگاهشان بر آسمان سرخ کربلا خیره ماند و شهد شهادت را چشیدند. اما سایر شیعیان که (علیه السلام) را درک نکردند نیز به امید این زنده اند که در رکاب حسین دیگری ـ یعنی ـ باشند و اگر لازم شد جانثاری کنند. این امید همان و شیعه است. ما و خود را بوسیله و تلاش برای بدست آوردن آماده میکنیم. این آمادگی به این هدف انجام میشود که بتوانیم به هنگام ، «حسین زمان» را در گسترش حق و عدالت در سراسر جهان یاری نماییم. 🔹اهمیت این امید و انتظار در بقای مکتب اهل بیت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) که از آن به «نگاه سبز» تشیع نیز تعبیر میشود، منجر شده است که به عنوان یکی از دو رکن شناخته شود؛ تا جایی که گفته میشود: «شیعه با یاد (علیه السلام) به پا می‌خیزد و با یاد (عجل الله تعالی فرجه) نهضتش را استمرار می بخشد». از این رو می بینیم که در روایات نیز نسبت به «انتظار» برای ظهور امام مهدی (علیه السلام) اهمیت فوق العاده ای داده شده و در زمره بهترین کارها شمرده شده است. 🔹 (علیه السلام) در این زمینه میفرماید: «براى ما است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقّق می‌سازد. پس هر كس دوست میدارد از ياران حضرت باشد، بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش، قائم به پا خيزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را یاری كرده است». [۳] ایشان همچنین ميفرمايد: «كسى كه در انتظار تحقّق امر ما [برقرارى حكومت اهل بيت] باشد همانند كسى است كه در راه خدا به خون خود غلتيده است» [۴]. بنابراین، تا به یاد حسین اند منتظرند؛ و تا منتظرند این ماندگار است و آسیب ناپذیر. منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel