eitaa logo
نوشته های یک طلبه
1.8هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
400 ویدیو
30 فایل
آتیش های بزرگ از جرقه های کوچیک به وجود میان🔥 یادداشت‌ها🌱داستان‌ها🍀دلنوشته‌ها🌿خاطرات🍁انتقادات☘️ پیرو مکتب استاد علی‌صفایی❤️ 📝در عرصه داستان‌نویسی دانش‌آموخته از اساتید: سرشار🏆 سالاری🧨 جعفری🪽 مخدومی🏅 ✍️محمد مهدی پیری✍️ @Mohammadmahdipiri
مشاهده در ایتا
دانلود
📍آنچه تا کنون نوشته ام! کافیه برای مطالعه روی هشتگ ها کلیک کنید.✨ ( ماجرای ورود به حوزه ۱۵قسمت) (۱۰ قسمت) (۲ قسمت) (۲ قسمت) (۶ قسمت) (۲ قسمت) (۳قسمت) (۷قسمت) (۱۰ قسمت) (۴قسمت) (۱۴ قسمت) (۵قسمت) (۴ قسمت) (۳قسمت) (۵ قسمت) (۳قسمت) ... (۳ قسمت) ۸ قسمت (۳۰ قسمت) (۴قسمت) (طنز) (۵ قسمت) (بر اساس رخ داد واقعی ۹ قسمت) ۲۵ قسمت (طنز) (۲۹ قسمت) ( داستان بلند_۷۰ قسمت) (طنز) (طنز) (طنز) ( خاطرات کشتی۱۲ قسمت) (۳۳ قسمت) (طنز) ( ۲۸ قسمت) ( سفرنامه عتبات عالیات ۲۴ منظره) (داستان کوتاه) (مجموعه اشعار) (از پیش دبستانی تا حوزه) (فعالیت های زیبای مسجد دوازده امام) (برگزیده استان و شهرستان) رخداد واقعی (۹ قسمت) (۲۰ قسمت)(برگزیده جایزه ادبی یوسف) ( طنز ۵ قسمت) (رمان بلند ۲۵۰ قسمت) (مخصوص مطالعه امتحانات) (روایت اعتکاف رجبیه) (طنز ۱۰ قسمت) (روایت سفر راهیان نور) (گوشه از خدمات امام سجاد علیه السلام) (راهپیمایی ۲۲ بهمن) (روایتی شگفت انگیز) (طنز ۱۱ قسمت) (طنز ۱۰ قسمت) (صحنه هایی از جاذبه های شهر اردکان) (داستان کوتاه) (نگاهی به سریال جذاب پایتخت) (گفتگو دو طرفه) (نقد به ناترازی) (استاد رهگذر) ( طنز ۱۲ قسمت) (طنز ۹ قسمت) (یادداشت‌های جنگ با اسرائیل) (داستان مباهله) #بازی_با_اتحاد #زیر_سایه_انصاف
به نام خدا دنبال نصيحت و پند بودم. رفتم پیش یک بزرگ مردی! با صدای آرام گفتم استاد نصیحتی بفرمایید. زیر چشمی نگاهی حواله ام کرد. کمی ترسیدم! نکند چشم برزخی داشته باشد و نامه اعمالم را از با بسم الله تا نون پایان ورانداز کرده باشد. گفت: گدا باش! گفتم شاید درست نفهمیده باشم دوباره پرسیدم. ابرو هایش دَرهم فرو برد گفت: چندبار بگویم! گدا و بخیل باش! باخودم گفتم: چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید. این همه علما می گویند. بخشنده باشید حالا این مرد می گوید گدا باش.‌ انگار ذهن خوان بود. گفت: منظورم این نیست که در خرج کردن پول و مال گدا باشی! نه؛ در خرج کردن عمرت گدا باش! نگذار مفت مفت عمرت به فنا برود. بخیل باش در صرف کردن عمرت. جایی این گوهر را خرج کن که سود کنی و به دست بیاوری، نه حسرت بخوری! محمد مهدی پیری؛ میم، پ هشتم فرودین ماه ۱۴۰۲
به نام خدا دنبال نصيحت و پند بودم. پیش یک بزرگ مردی رفتم! با صدای آرام گفتم استاد نصیحتی بفرمایید! زیر چشمی نگاهی حواله ام کرد. کمی ترسیدم! نکند چشم برزخی داشته باشد و نامه اعمالم را از با بسم الله تا نون پایان زیر و رو کرده باشد. گفت: گدا باش! گفتم شاید درست نفهمیده باشم دوباره گفتم نصیحت بفرمایید؛ ابرو هایش دَرهم فرو برد و گفت: چندبار بگویم! گدا و بخیل باش! باخودم گفتم: چون قافیه به تنگ آید شاعر به جفنگ آید. این همه علما می گویند. بخشنده باشید حالا این مرد می گوید گدا باش.! انگار ذهن خوان بود. گفت: منظورم این نیست که در خرج کردن پول و مال گدا باشی! نه؛ در خرج کردن عمرت گدا باش! نگذار مفت مفت عمرت به فنا برود. بخیل باش در صرف کردن عمرت. جایی این گوهر را خرج کن که سود کنی و به دست بیاوری، نه حسرت بخوری! محمد مهدی پیری؛ میم، پ هشتم فرودین ماه ۱۴۰۲